تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۴۳۳۷۰
گزارشی از یک نشست میان رشته‌ای

دموکراسی، منبع اقتدار سیاسی


صدرا صدوقی*

مرکز حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی یکشنبه دوم اردیبهشت ماه محل برگزاری نشستی تحت عنوان «تجارب دموکراسی» بود. در این جلسه که همکاری کرسی حقوق بشر یونسکو برگزار گردید، چهره‌هایی چون ژانت بلیک، حامد فولادوند، فرید اولیایی و شهرام کیوان‌فر سخنرانی کردند.

آتن مدل حکومتی استثنایی

اولین سخنران این نشست ژانت بلیک بود که با موضوع دموکراسی، در آتن باستان و رویکردهای مربوط به عدالت، سخنرانی کرد. او گفت: «هدف من از انتخاب این موضوع این است که اولا بیان کنم تا چه اندازه می‌توان دموکراسی آتن را پیشگام و مدل بدانیم و ثانیا بررسی کنیم که نقش تئوری‌های عدالت در آتن باستان، در ایجاد دموکراسی تا چه اندازه‌ای بوده است.» او با تأکید بر این که صحبت بر سر آتن است نه سایر دولت شهرهای یونان ادامه دارد: «صحبت از آتن است، چون یونان دارای سه دولت شهر بوده است فلذا تمرکز بر آتن خواهد بود و در یونان باستان، آتن یک مدل حکومتی استثنایی بوده در مقایسه با دو مدل دیگری که در اسپارت وجود داشته است یکی از این مدل‌ها الیگارشی یا حکومت استبدادی بوده که در کوردین واقع بوده است، البته در اینجا منظور از حکومت استبدادی، حکومت ظالم و ستمگر نیست و جنبه موروثی هم ندارد».

وی در ادامه با بیان اینکه همه آتنی‌ها به دموکراسی اعتقاد نداشته‌اند گفت: «با وجود اینکه این مدل حدود 150 سال الگوی حاکم بود، پیروی از آن تا ظهور اسکندر و آغاز دوره هلنیستیک نیز ادامه یافت.

این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش سولون در گسترش دموکراسی در آتن اظهار داشت: «تفکر دموکراسی در آتن در اصل محصول قوانینی بود که سولون در 590 قبل از میلاد به آتنی‌ها آموزش داد و در حقیقت او مهمترین معمار دموکراسی آتن است.» وی با بیان اینکه سولون را می‌توان اولین قانون‌دهنده به دموکراسی آتنی دانست گفت: «اگر چه سولون را اولین قانون‌دهنده به دموکراسی آتن می‌دانند اما عملا او اولین نفر نبوده است و به لحاظ اهمیتی که دارد او را اولین نفر می‌دانند و در حقیقت «دراکون» نخستین شخصی است که در620 قبل از میلاد قوانین را برای مردم آتن به ارمغان آورد و به دلیل آنکه آن قوانین بسیار سختگیرانه بودند، به قوانین خیلی شدید مشهور شدند.»

بلیک در ادامه سخنان خود ضمن بیان ویژگی‌های جامعه آ‌تن، گفت: «آریستو کراسی یا طبقه اشرافی آتن بر همه مسائل سیاسی اشراف و احاطه داشتند. اینان طبقه اصلی و زمینداران آتن بودند که زمین‌هایشان در اطراف شهر گسترده بود و کشاورزان برای آنها کار می‌کردند، طبقه دیگر ساکنان آتن بودند که به کسب و کار اشتغال داشتند و به تدریج تعداد آنان افزوده شد و خود به عنوان یک نیروی اجتماعی ظهور کردند و دسته سوم روستائیان بودند که به دلیل مشکلات مختلف دائماً اعتراض می‌کردند زیرا در آن زمان و قبل از اصلاحات سولون، روستائیان مقامشان تا بندگی و بردگی نزول پیدا کرده بود و سولون بندگی و بردگی را از میان برد.»

این استاد دانشگاه با بیان 2 ویژگی مهم دموکراسی آتنی که بر مبنای آن نمی‌توان آنرا مدل مناسبی برای دموکراسی‌های مدرن دانست، اضافه کرد: «در دموکراسی آتن شهروندان فقط شامل مردانی می‌شدند که دارای نسب خاصی بودند، این جمعیت حدود 30 هزار نفر بودند که تا اواسط قرن 5 قبل از میلاد به 50 هزار نفر رسیدند لذا زنان و غیرآتنی‌ها و بردگان هیچگونه حق رایی نداشتند و این امر قابل پذیرش برای دموکراسی مردن نیست.» وی در توضیح دومین ویژگی دموکراسی آتن اظهار داشت: «در حقیقت در آتن تمرکز قدرت در دست 2 نهاد اصلی بود یکی مجلس و دیگری شوراها، البته شوراها خود به 2 دسته 400 نفری و 500 نفری تقسیم می‌شدند و در حقیقت موسس شوراهای 400 نفری سولون بود.»

بلیک در انتهای سخنان خود با بیان اینکه مهمترین نقطه ضعف آتن مجلس بوده است، گفت: «از نظر آریستو کراسی و متفکران آتن آن دوره، مجلس  مهمترین نقطه ضعف به حساب می‌آمده است چون اینان معتقد بودند که قدرت نهایی تصمیم‌گیری جامعه به دست مردم عادی جامعه واگذار شده و مردم عادی دارای قدرت تشخیص نیستند و این امر باعث شد تا بعدها افرادی چون افلاطون و ارسطو به این امر اعتراض نمایند.»

دموکراسی‌گریزی و ایرانی مابی

حامد فولادوند سخنران بعدی این نشست بود که با موضوع ملاحظاتی درباره دموکراسی‌گریزی و دو اندیشه‌ورز ایرانی‌ماب، افلاطون و نیچه، به ایراد سخن پرداخت. او در توضیح اصطلاح دموکراسی‌گریزی گفت: «منظور از دموکراسی گریزی، فاصله‌ای است که به صورت انتقادی نسبت به دموکراسی در سخنان افلاطون و نیچه وجود دارد و در نگاه افلاطون و نیچه دموکراسی به عنوان یک نظام سیاسی است، البته معنی‌گریز در دموکراسی‌گریزی ناظر به معنای روان‌شناختی آن نیست بلکه به معنی ترس و اکراه و تردید نسبت به این نظام است، یعنی افلاطون و نیچه تردید و هراس از این نوع نظام دارند که پایه آن حکومت مردم است و سعی می‌کنند که از آن فاصله بگیرند.» او با اشاره به اینکه در سخنان نیچه و افلاطون نوعی خردگریزی به چشم می‌خورد، گفت: «البته این خردگریزی با خردستیزی متفاوت است و در واقع به معنای مخالفت کامل نیست بلکه دارای نگاه انتقادی است.» وی در ادامه افزود: «در قضیه مرکز سقراط آنچه مهم است این است که در حقیقت آدم‌های دموکرات بودند که موجب مرگ سقراط شدند و با تحریک شاعری به نام ملوترس باعث بیان اعتراضات مختلف به سقراط شدند و در نهایت آن محاکمه معروف را فراهم آوردند و سقراط را که خود فردی طرفدار دموکراسی بود به میز محاکمه کشاندند و در حقیقت این امر موجب شد تا افلاطون و شاگردان او دچار شوک عظیمی شوند به گونه‌ای که افلاطون از آتن خارج می‌شود. نکته دیگر اینکه آتن فقط سقراط را فنا نکرد و برای دیگران هم چنین محاکماتی وجود داشته است تا جایی که افلاطون حتی از مردم هم فاصله می‌گیرد و در دوره‌ای زندانی هم می‌شود اما بعد از این جریان‌ها رو به حکومت می‌آورد و آنجا نیز دوباره شکست می‌خورد و با مشکلاتی روبه‌رو می‌گردد لذا هم از مردم ضربه می‌خورد و هم از حکومت و می‌بینیم نوشته‌هایی که از او حاصل شده ناظر به همان مشکلات است که بعدها نیچه هم از خواندن این نوشته‌ها متعجب می‌شود.»

این استاد فلسفه در ادامه گفت: «برای افلاطون مساله سقراط، مساله دموکراسی است و برای نیچه هم همین طور البته دموکراسی دوران باستان نه مدرن و دموکراسی‌گریزی در آن فضا و در قرن 4 و 5 قبل از میلاد مطرح می‌شود و نقد افلاطون هم در این چارچوب است.»

فولادوند در ادامه سخنان خود در توضیح ایرانی مابی  بیان کرد: «ایرانی مابی‌ اصطلاحی است که هانری کربن و خمیاکوف بیان کرده‌اند. کربن می‌گوید به طور کلی ما در تاریخ 2 نوع بینش می‌بینم، یکی ایران ماب و دیگری کوش ماب، در حقیقت ایران مابان متفکرانی هستند که تقدم را به کشف و شهود می‌دهند.

اگر چه عقلانیت و مادیت را هم قبول دارند و کوش مابان نیز به منطق و مادیات توجه دارند. او به نقل از کربن اضافه کرد: «کربن معتقد است پیشا سقراطیان و افلاطون و همه کسانی که کشف و شهود و معنویت را بر خردورزی مقدم می‌دانند همچون سلسه‌ای به عرفای خود ما می‌رسند همچنین نیچه نیز معتقد به همین تفکر است و کسانی چون ارسطو و هگل و... جزو خردگرایان هستند و کوش‌منش به حساب می‌آیند.»

فولادوند در بیان شباهت‌ها و تفاوت‌های افلاطون و نیچه اظهار داشت: «نیچه در حقیقت افلاطون‌شناس است و به طوری کلی افلاطون برای نیچه هم منبع است و هم مرجع، خود نیچه می‌گوید که من با چهار زوج متفکر درگیر بودم یکی اپیغورس و مونتن، گوته و اسپینوزا، افلاطون و روسو، پاسگال و شوپنهاور. او اعتقاد دارد که با اینها خویشاوند است و همچنین احساسات پیامبرانی چون حضرت محمد(ص)، حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و... را درک می‌کند و خود را وارث پیامبران و متفکران می‌داند.»

این مترجم آثار فلسفی در ادامه بیان کرد: «نیچه در آثارش افلاطون را یکی از زیباترین فرزندان دوران باستان می‌داند و بیان می‌کند که افلاطون می‌خواست در مدینه فاضله‌اش کاری را برای یونانیان بکند که حضرت محمد(ص) برای اعراب انجام داد و تأکید می‌کند که افلاطون خوب آن است که دیگر سخنان سقراط در نوشته‌هایش وجود نداشته باشد و همه قبول دارند که نوعی گرایش شدید افلاطونی در آثار نیچه وجود دارد، البته او گاهی انتقادات شدیدی هم از افلاطون می‌کند، در ضمن یکی از دوستان نیچه هم در جایی گفته است همانطور که افلاطون، سقراطی را آفرید، تو هم ـ نیچه ـ با نوشتن «چنین گفت زرتشت» چنین کاری را کردی.»

آفت دنیای امروز دیکتاتوری و زورگیری ایدئولوژیک

هایدگر و رویداد مهم دموکراسی موضوع سخنرانی سومین سخنرانی این نشست بود. فرید اولیایی با بیان اینکه هیچ سیستم واژگانی برای توجه به فیلسوف مهمی چون هایدگر وجود ندارد گفت: «دموکراسی یک رژیم بین رژیم‌های دیگر نیست البته دموکراسی امروزین نه دموکراسی قرن 18 و 19 و تنها رژیمی که در دنیا مهم است و می‌توان در آن رژیم زندگی کرد دموکراسی  است، لذا دموکراسی تنها یک سیستم نیست و می‌تواند جلوی دیکتاتوری بایستد، چون آفت دنیای  امروز ما دیکتاتوری و زورگویی ایدئولوژیک است.»

او با نظر به عقاید هایدگر و پوپر گفت: «هم هایدگر و هم پویر، با وجود مخالفت‌هایی که با هم داشتند، دموکراسی را به عنوان تنها سیستم برای زندگی ما می‌پذیرند البته در مقابل هرگونه دیکتاتوری و زورگویی.»

شاخصه‌های دموکراسی نوین

آخرین سخنران این نشست شهرام کیوان‌فر بود که با عنوان شاخصه‌های دموکراسی نوین به ایراد سخن پرداخت او اظهار داشت: «شاخصه‌های دموکراسی به جهات مختلف مورد اهمیت‌اند از جمله اینکه دموکراسی‌هایی که در جهان وجود دارند به یک اندازه دموکراتیک نیستند و اندازه‌گیری دموکراتیک ‌بودن آنها به این جهت اهمیت دارد که ما بدانیم که باید به چه چیزهایی بیشتر تکیه کنیم و چه شاخصه‌هایی را باید تقویت نماییم تا دموکراسی تقویت شود، همچنین از چه شاخصه‌هایی نباید غفلت نماییم.»

وی ضمن بر شمردن دومین دلیل اهمیت شاخصه‌های دموکراسی گفت: «امروز دموکراسی تبدیل شده است به یک ارزش جهانی، بنابراین کسانی که مخالف دموکراسی هستند (عمدتا حکومت‌های ضد دموکراسی) ضدیتشان را در لفافه اختلاف بر سر مفهوم دموکراسی پنهان می‌کنند. یعنی ادعا می‌کنند که مفهوم دموکراسی امر اختلاف‌برانگیز است فلذا ما هم دموکراتیک هستیم البته به تعبیر خودمان.»

عضو کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی در ذکر سومین جهت ادامه داد: «بحث گذار به دموکراسی بسیار اهمیت دارد که خود سه مرحله دارد که عبارتند از: فروپاشی نظام غیردموکراتیک، بنیانگذاری و تحکیم دموکراسی، ما باید در هر سه مرحله شاخصه‌های دموکراسی را بشناسیم و گرنه امکان گذار به دموکراسی وجود نخواهد داشت.»

او در توضیح فروپاشی نظام‌های غیردموکراتیک گفت: «در فروپاشی نظام‌های غیردموکراتیک ما باید به این سوال پاسخ دهیم که چگونه می‌توان علیه نظام غیردموکراتیک مبارزه کرد که این مبارزه از جنس دموکراسی باشد و نهایتا به دموکراسی ختم شود.»

وی در ادامه اضافه کرد: «مثلا باید پاسخ دهیم به این سوال که آیا با یک مبارزه زیرزمینی و اقداماتی که محور آن خشونت است، می‌توان پس از فروپاشی یک نظام، دموکراسی را نتیجه گرفت.»

کیوان‌فر در توضیح بنیانگذاری دموکراسی گفت: «بنیانگذاری دموکراسی لازمه‌اش شناخت شاخصه‌های دموکراسی است، اگر ما می‌خواهیم به سمت چیزی گذار کنیم باید دقیقا بدانیم آن چیز چیست؟ و چه شاخصه‌هایی دارد.»

وی در ادامه سخنان خود در توضیح تحکیم دموکراسی اظهار داشت: «اما درباره تحکیم دموکراسی باید حتما بدانیم که چه عواملی را باید تقویت کرد و از چه عواملی نباید غفلت نمود تا دموکراسی از بین نرود، در ایجاد هم شناخت شاخصه‌های دموکراسی مهم است، به علاوه به طور طبیعی باید این را بپذیریم که گذار به دموکراسی یک فرایند مرحله‌ای است و در طی این فرایند ممکن است توقف‌ها یا بازگشت‌هایی صورت بگیرد.»

او با تاکید بر شناخت دقیق توقف‌ها و بازگشت‌ها در گذار به دموکراسی گفت: «اگر ما در این دوره‌های توقف و بازگشت، شاخصه‌های دموکراسی را نشناسیم، ممکن است راه را گم کنیم، لذا شاخصه‌های دموکراسی به مثابه علائمی هستند که ما را به سمت دموکراسی هدایت می‌کنند.»

وی در ادامه سخنان خود  در باب شاخصه‌های دموکراسی اضافه کرد: «هنگامی که از شاخصه‌های دموکراسی صحبت می‌کنیم منظورمان الزاما این نیست که دموکراسی دارای یک مفهوم ثابت و متصلب باشد، منظور این است که دموکراسی در زمان حاضر مفهومش آنقدر فراخ نیست که هر فرد یا  حکومت غیردموکراتیک بتواند خود را دموکراتیک معرفی نماید و در حقیقت دموکراسی مفهومش جهانشمول است و عمومیت دارد.»

او در توضیح عمومیت دموکراسی بیان کرد: «عمومیت دموکراسی البته عمومیت مکانی است و جنبه زمانی ندارد، بنابراین مفهوم دموکراسی در طول زمان متحول می‌شود، کما اینکه در گذشته در دوره یونان باستان مفهوم خاصی داشته است که با دموکراسی نوین متفاوت است و البته در آینده هم مفهوم دموکراسی متحول خواهد شد.»

وی در بیان مفهوم امروزین دموکراسی اظهار داشت: «امروز که درباره دموکراسی صحبت می‌کنیم، یک مفهوم عام و جهانشمول دارد که همه درباره آن اتفاق‌نظر دارند.»

کیوان‌فر در ادامه سخنان خود گفت: «نکته مهمی که در تعریف دموکراسی و شناخت شاخصه‌های آن مورد اهمیت است آن است که ما محدود نیستیم که بین تعریف نهادی و تعریف هنجاری دموکراسی، یکی از آنها را انتخاب کنیم، زیرا دموکراسی تلفیقی از هر دوی اینها است اما تعریفش از اصول شروع می‌شود و به نهادها ختم می‌شود.»

وی در توضیح اصول دموکراسی گفت: «اصول دموکراسی خیلی روشن است، دموکراسی هیچ‌گونه تعریف ایدئولوژیک ندارد، شاید بتوان گفت دموکراسی یعنی امکان مشارکت برابر سیاسی مردم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی.»

او با توجه به نظارت همگانی و برابری سیاسی اظهار داشت: «اینجا 2 اصل‌ اساسی هست یکی نظارت همگانی و دیگری برابری سیاسی که در حقیقت اینها ایده‌آل‌ها و اصول دموکراسی هستند. طبعا برای تحقق اصول دموکراسی ما احتیاج به نهادها و رویه‌های دموکراتیک داریم، در واقع ارزش اینها (نهادها و رویه‌ها) از این جهت است که به تحقق دموکراسی کمک می‌کنند، بنابراین اگر احیانا انتخاباتی در سرزمینی اجرا شود و در جهت تحقق اصول دموکراتیک هیچ فایده‌ای نداشته باشد و حتی به جهت غیردموکراتیک هم کشیده شود (یعنی به تحقق برابری سیاسی و نظارت همگانی کمک نکند)، آن انتخابات دیگر جنبه دموکراتیک نخواهد داشت.»

کیوان‌فر با اشاره به نهادها و رویه‌های دموکراتیک گفت: «تحقق دموکراسی نیازمند نهادها و رویه‌های دموکراتیک است، یعنی اگر کشوری مدعی شود که شهروندان من اعتقاد دارند و در قوانین‌شان هم پیش‌بینی شده است که باید دارای برابری سیاسی باشند و باید نظارت همگانی در کشورشان وجود داشته باشد، اما نهادها و رویه‌های دموکراتیک را به صورت سازمان یافته در ساختار کشور پیش‌بینی نکرده باشند، آنهم دموکراسی نیست.»

او با اشاره به منبع اقتدار سیاسی به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم دموکراسی گفت: «یکی از شاخصه‌های مهم دموکراسی، منبع اقتدار سیاسی است، در دموکراسی‌ها منبع اقتدار سیاسی مردم هستند، بنابراین دموکراسی آشکارا با حکومت دینی متفاوت است.»

این استاد دانشگاه در توضیح انتخابات عادلانه، آزاد و سالم گفت: «انتخابات فقط روز رای‌ دادن نیست بلکه می‌توان سه مرحله برای آن تعریف کرد، مرحله پیش از انتخابات، خود انتخابات و پس از انتخابات.»

او در توضیح مرحله پیش از انتخابات گفت: «پیش از انتخابات باید رقابت سیاسی برابر فراهم باشد که لازمه آن وجود جامعه  مدنی است و اینکه نهادهای مدنی بتوانند اهداف خود را به صورت دلخواهانه پیگیری کنند.»

وی گردش اطلاعات در رسانه‌های عمومی و خصوصی را در امر انتخابات ضروری و لازم دانست و بیان کرد: «اگر مردم از طریق رسانه‌ها نتوانند احزاب و گروه‌ها و... را بشناسند با آگاهی کامل انتخاب نخواهند کرد که به چه شخصی رای دهند.»

او در ادامه گفت: «در مرحله خود انتخابات هم باید فرصت برابر برای رقابت وجود داشته باشد و پس از انتخابات هم باید معلوم شود که پس از این همه زحمات انتخاباتی، فرد منتخب از چه میزان نفوذ سیاسی برخوردار خواهد بود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات