جواد منصوری
پیامبر اکرم صلیالله علیه و اله و سلم فرمود:
صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی، الامراء و العلمأ «دو گروه از امت من اگر صالح باشند امت من صالح میشود و اگر فاسد باشند امت من فاسد میشود. زمامداران (مدیران) و دانشمندان.
در آیندهنگری امام، نقش مردم و مدیریت نظام همراه و همگام دیده شده است. به این ترتیب که ضمن تأکید بر اهمیت دستگاه مدیریت و رهبری کشور و تأثیر آن بر روند تحولات آینده، مردم نیز دارای نقش و مسئولیت سنگین و حساس میباشند. به طوری که مردم میتوانند تأثیر تعیینکنندهای در دستگاه مدیریت و رهبری به صورت مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند.
تأکید بر شرکت در انتخابات، حضور در صحنههای سیاسی و اجتماعی، انجام امر به معروف و نهی از منکر و شرکت در نمازهای جمعه، در این راستا میباشند.
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیسجمهور و چه نمایندگان مجلس شورایاسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند. و اشخاصی که انتخاب میکنند روی ضوابطی باشد که اعتبار میشود.... از این قرار عدم دخالت ملت، از مراجع و علماء بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام میباشند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آتیه، و چه بسا در بعض مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است.(21)
۴- تضعیف فرهنگ انقلاب
فصل اساسی نظریههای مربوطو به انقلابها مربوط به چگونگی و محتوای اعتقدات و فرهنگ مردم قبل و بعد از انقلاب است.
آنانکه پیرامون ظهور و سقوط انقلابها مطالعه و تحقیق میکنند، قبل از هر چیز به دقت در مورد باورها، اعتقادات و ارزشها مطلوب و نامطلوب مردم بررسی و پس از آن به تحلیل جریان انقلاب و علل شکست و سقوط آنها پردازند.
اگر امروز بحث از تهاجم فرهنگی و در نهایت استحاله فرهنگی است دقیقاً در راستای تحقق این اصل اساسی و بنیادی در حرکتهای انقلابی جهان است.
زیرا در آستانه تحول اشکال سلطه، آنچه بیش از هرچیز برای استکبار جهانی اهمیت دارد، از خود بیگانه شدن ملتها، و خود را هیچ دانستن و صاحبان ابزار و ثروت را خدایگان دانستن میباشد. برای رسیدن به این هدف و یکسان شدن فکر و عقیده و جهانشمول شدن سلطه مادی، و تحقق نظریه دهکده جهانی، باید فرهنگهای دینی و مقاوم موقعیت خود را از دست بدهند، و همه به صورت مصرف کنندگان محصولات فکری و مادی آنان درآیند.
انقلابهای معاصر تلاش جدی و پیگیر ارتقاء سطح آگاهی و بینش سیاسی و فرهنگی مردم نداشتند درگیر اختلافهای داخلی و کسب قدرت و موقعیت حزبی و شخصی شدند. عقبماندگی فرهنگی و سیاسی مردم، قدرت تشخیص واقعیتها و دشمنسشناسی آنان، متناسب با نیازها و شرایط زمان و مکان نبود، ادامه این وضعیت به تضعیف انقلاب و در درازمدت به سقوط آن منجر شد.
علت ناکامی نهضت مشروطه ما جز این نبود که رهبران بیآنکه به مردم آگاهی اجتماعی و بینش سیاسی داده باشند، به هدایت آنان در راه حل نهایی پرداختند. و یکبار دیگر دیدیم که ثمره چنین حرکتی بر جامعهای که به آگاهی نرسیده و فرهنگ انقلابی ندارد، جز مجموعهای از شعارهای مترقی! اما ناکام نبود. تاریخ کشورهای اسلامی خصوصاً ایران نشان میدهد که ایمان اسلامی مردم عامل اساسی حفظ موجودیت و تداوم حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنان بوده است.
حضرت امام با آگاهی از این واقعیت و تجربیات گذشته، در آیندهنگری خود برحفظ انگیزهها و باورهای اسلامی به عنوان یکی از مهمترین عوامل تداوم انقلاب عنایت ویژهای داشتند. زیرا علاوه بر اینکه یکی از علل اصلی وقوع انقلاب اسلامی بود که طبعاً عامل بقاء نیز هست عامل مهمی در حفظ وحدت ملی و هماهنگی دولت و ملت نیز میباشد.
اینجانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت میکنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود س(استقلال و اقتدار داشته باشید) این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است(22). از دست ندهید(23).
فرهنگ عمومی و ساختارهای باقی مانده از دوران گذشته، مشکل بزرگی است. اگرچه در ابتدا مسأله و مانع مهمی محسوب نمیشود، ولی پس از گذشت مدت کوتاهی، زمانی که بحث از دفاع و ایثار برای حفظ و تداوم نظام جدید میشود، به دلیل نهادینه و ریشهدار نشدن ارزشهای انقلاب، اکثریت مردم با روحیات و خلقیات به جای مانده از گذشته با مسائل جدید برخورد میکنند. به طوری که بهترین سیاستها و برنامهها در مرحله اجرا با مشکلات پیچیده مواجه میشوند، و عملاً یا به اجرا در نمیآیند و یا به شکلی ناقص انجام میشوند.
متأسفانه فرهنگ عمومی دوران گذشته اثرات عمیقی بر وضعیت کشور پس از پیروزی انقلابها دارد، و دولتها معمولاً توجهی جدی به این موضوع نمیکنند.
عدم پیشرفت طرحها، عدم حاکمیت قانون، فاصله طبقاتی، نابسامانیهای نظام اداری، ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی بخشی از آثار و تبعات فرهنگ عمومی نامناسبی است که برای تغییر و تحول آن میبایست اقدامات گستردهای صورت گیرد. در غیر این صورت عدم تعادلها، ناتوانی در پاسخ به نیازهای مردم و جامعه، عقبماندگی بیشتر فرهنگی و اقتصادی، موجب تضعیف تدریجی نظام و سرانجام سقوط و انحطاط را به دنبال خواهد داشت.
تهدیدها و آسیبهای خارجی
شرایط درونی و داخلی در هرگونه تغییر و تحول نظام عامل اصلی و اساسی است، و عوامل خارجی مادامی که زمینههای داخلی مناسب باشند، میتوانند مؤثر باشند. عوامل خارجی برای اثر گذاری و ایجاد تغییرات مورد نظر بر نقاط ضعف و ضربهپذیر تکیه میکنند. زیرا اگر به نقاط قوت و قدرت حمله کنند قطعاً چیزی جز شکست نصیبشان نخواهد شد. زمانی دشمن حمله میکند که موازنه قوا به نفع او تغییر کرده است. بنابراین در صورت برقراری موازنه قوا یا برتری و تفوق نیروهای خودی بر دشمن، امکان حمله و اثرگذاری وجود ندارد، و یا بسیار ضعیف است.
واقعیت این است که هر کشور و نظام، دشمنانی دارد. که شناخت آنان و خصوصاً تهدیدها و آسیبهایی که از طرف آنان وجود دارد یک ضرورت حیاتی است. در آیندهنگری حضرت امام مهمترین تهدیدهای خارجی عبارتند از:
1- وابستگی
هر گاه دولتها به دلیل از بین رفتن وحدت ملی، و یا فاصله گرفتن از مردم دچار ضعف میشدند، و قادر به تأمین نیازها و تحقیق آرمانها و احیاناً برقراری امنیت ملی نیستند، برای جلوگیری از سقوط خود به قدرتهای خارجی تکیه میکنند و نظام وابسته شکل میگیرد.
وابستگی به قدرتهای خارجی زمانی تشدید میشود که «ضعف علمی و فنی»، «از خود بیگانگی» و «تشبه به غیر» امری عادی و جاری درآید. در چنین وضعیتی بسیاری از سیاستها و برنامههای کشور تابعی از دیدگاهها و نظرات و منافع قدرتهای مسلط خواهد بود، و دیگر مصالح و منافع و امنیت ملی و به تبع آن استقلال معنا و مفهومی ندارند.
باید هشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاستبازان پیوسته به شرق و غرب با وسوسههای شیطانی شما را به سوی این تارجگران بینالمللی نکشند، و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگیها قیام کنند،... و بر دولتها و دستاندرکاران است چه نسل حاضر و چه نسلهای آینده از متخصصین خود قدردانی کنند، و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند، و از ورود کالاهای مصرفساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند، و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند(24)
حضرت امام در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 خطاب به مردم و مسؤلین منتشر کردند، مطالب مهم و متعددی را بیان کردند. از جمله متذکر شدند.
من به همه مسؤلین و دستاندکاران سفارش میکنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقاء اخلاقی، اعتقادی، علمی و هنری جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی کنید، و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگهدارید(25).
قطعاً نجات همه کشورهای از شر وابستگی، در گرو یک جهاد علمی عظیم و همگانی است، که دولتها و ملتها با عزمی قاطع و با قدرت به انجام آن اقدام نمایند.
وابستگی به فروش نفت و وارد کردن بخش قابل ملاحظهای از کالاهای حیاتی و اساسی، قطعاً یک از ضعفهای بزرگی است که دشمنان به عنوان اهرم فشار برضد جمهوری اسلامی و منافع آن به کار میگیرند و با تشدید فشار سعی در به سازش کشاندن و عقب نشاندن نظام از مواضع ارزشی و انقلابی دارند، لذا هرگونه اقدامی در جهت کاهش و در درازمدت قطع وابستگی به فروش نفت و واردات کالاهای اساسی یک ضرورت ملی برای حفظ استقلال و ارزشهای انقلاب اسلامی است.
متذکر میشود که برقراری روابط سیاسی، تبادل تجاری فرهنگی، همکاری علمی و فنی در صورت حفظ مصالح و منافع ملی هیچ منافاتی با استقلال کشور ندارد، و اگر اینگونه روابط مطالعه شده و دقیق انتخاب و اجرا شود در راستای اهداف اساسی نظام خواهد بود.
2-تحمیل جنگ و توطئههای گوناگون
ایجاد اختلاف و درگیری بین کشورهای مختلف و رقابت تسلیحاتی، تحمیل حکومتهای کودتایی و ضدمردمی، محاصره و تحریم اقتصادی، بخشی از تهدیدها و آسیبهای خارجی است که بر ضد دولتهای مردمی خصوصاً انقلابی و اسلامی، توسط قدرتهای بزرگ و استکباری به اجرا درمیآید.
دولتهای و ملتها باید با وحدت و هوشیاری به مقابله با اینگونه تهدیدها اقدام کنند، در غیر اینصورت به تدریج گرفتار تفرقه و ضعف میشوند. وجود جنگهای قومی، نژادی، مذهبی، جنگهای مرزی و تجزیهطلبانه، کشورهای مختلف را وادار به رقابت با یکدیگر برای خرید سلاحهای بیشتر و پیچیدهتر و از بین بردن ثروت و اندوختههای ملی و عقبماندن از توسعه و پیشرفت میکند.
حضرتامام نگران توطئه کشورهای بزرگ برضد کشورهای اسلامی خصوصاً ایران بود و به این دلیل بارها به ملتها و علمای اسلام هشدار داد و نصیحت کرد که فریب شیاطین و دشمنان را نخورند و ناآگاهانه ابزار سیاستها و عامل منافع و استثمار آنها نشوند. «علماء اعلام و خطباء محترم کشورهای اسلامی، دولتها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرتهای خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند. در این صورت پیروزی را در آغوش خواهید کشید، و نیز ملتها را دعوت به وحدت کنید و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند(26).
آنچه که این روزها در جهان اسلام میگذرد، حاصل توطئهها و ترفندهای استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا باشد.بهمین دلیل حضرت امام آمریکا را بزرگترین دشمن اسلام و مسلمین و «شیطان بزرگ» معرفی کرد، و اسرائیل را عامل اجرای سیاستها و حافظ منافع آمریکا در قلب جهان اسلام میدانست.
نکته مهم این است که خنثی کردن توطئهها و تهدیدها و مقابله با آنها بستگی به شرایط داخلی دارد، اگرچه از خارج تحمیل میشوند.