">
به قلم حسین علویراد
در مصاحبه رییسجمهور با شبکه دو سیما نکات فراوانی قابل ذکر است از آن میان چهار نکته متذکر میشوم.
1ـ زمان مصاحبه
2 ـ مکان مصاحبه
3ـ موضوعات مطروحه در مصاحبه
4ـ مجریان مصاحبه
شاید غرض از وضع نماز جمعه در اسلام این است که امیر مسلمین هر هفته یک بار با مردم به طور مستقیم سخن بگوید و بعد از نماز در دسترس باشد تا اگر مسلمین مشکلاتی داشتند به آنها رسیدگی کند. بنابراین مصاحبه شش ماه یک بار آن هم گزینشی به نظر میرسد با هدف اولیه قدری فاصله داشته باشد.
دوم مکان مصاحبه: اگر آقای رییسجمهور مانند همه کسانی که در این نوع مصاحبه شرکت میکنند به استودیو شبکه دو میرفت هم به تواضع نزدیکتر بود و هم این همه مخارج از بیتالمال مسلمین صرف یک گفتوگو ساده و کمفایده نمیشد.
اگر آقای احمدینژاد این همه دم از عدالت و عدل علی نمیزد و مساله صرفهجویی را عنوان نمیکرد من این موضوع را تذکر نمیدادم.
اولا اگر محوطه ساختمان ریاست جمهوری هر شب آن طور که در فیلم مشاهده میشد با صدها پروژکتور مثل روز روشن میشود که واقعا اسراف و تبذیر است و بعید میدانم که چنین باشد، چون پیام لامپ اضافی خاموش اول باید از دولت و نهادهای دولتی شروع شود و اگر به خاطر این مصاحبه این همه هزینه برق و نگاه داشتن دهها آدم (البته اگر به صد و بیشتر نرسد) از رییس دفتر کارکنان، ماموران حفاظت، نگهبان، راننده و خدمه و... و هزینههای انتقال واحد سیار تلویزیون به محل اگر به طور واقعی حساب شود رقم سنگینی را شامل میشود.
این را فقط یادآوری کردم که وقتی انسان دم از عدالت علوی میزند باید یادش باشد که امیرالمومنین شمع بیتالمال را در مذاکره خصوصی خاموش میکند تا دامنه قیامت به همه فرمانروایان اسلامی هشدار دهد که مواظب بیتالمال باشند.
سوم: محتوای مصاحبه، در مورد محتوای مصاحبه به فراوانی میتوان نوشت من فقط به دو نکته اشاره میکنم.
1- قیمت بنزین
2- پاسخگو بودن دولت
آقای رییسجمهور و آقای رییس مجلس که هر دو از کوپنی شدن و پایین نگهداشتن قیمت بنزین حمایت میکنند با کدام استدلال منطقی و علمی این کار را انجام میدهند و آقای احمدینژاد با استناد کدام کار کارشناسی عنوان میکند که اگر قیمت بنزین آزاد شود، تورم صد درصد بالا میرود؟
اگر فرزند یکی از شهروندان جمهوری اسلامی اعم از شهری و روستایی مریض شود و سرماخوردگی معمولی پیدا کند، غیرممکن است آن فرزند سرماخورده را برای معالجه به فرض امکانپذیر بودن ملاقات پیش آقای احمدینژاد یا حداد عادل ببرد، چون میداند آقایان تخصص پزشکی ندارند و خود این آقایان بزرگوار هم در این مساله دخالت نمیکنند.
به راستی تخصص معالجه مرض مزمن اقتصاد ایران که 30-40 ساله را آقایان در کدام دانشگاه خواندهاند که نسخه مینویسند و میخواهند معالجه کنند؟
به صرف این که دری به تخته خورده به حق یا ناحق ایشان یا اسلافشان مصدر کارهایی شدهاند، حق دارند یا حق داشتهاند که هر جور که دلشان خواست با نان این مردم محروم بازی کنند؟
ارزانترین قیمت بنزین در دنیا متعلق به ونزوئلا است که هر گالن چهار لیتری فقط 15 سنت قیمت دارد و بعد از ونزوئلا جمهوری است که هر گالن چهار لیتری قبلا 34 سنت و اخیرا با 100 تومان شدن قیمت بنزین احتمالا 40 سنت است، جدول زیر را ملاحظه بفرمایید و قیمت بنزین و میزان مالیات بر آن را مشاهده کنید تا میزان تورم ورابطه قیمت بنزین را هم مشاهده کنیم.
همان طور که در جدول ملاحظه میفرمایید هیچ رابطه بین قیمت بنزین و تورم وجود ندارد و اتفاقا ایران و ونزوئلا که پایینترین قیمتها برای بنزین را دارند دارای بالاترین نرخهای تورم در جهان هستند.
همان طور که ملاحظه میفرمایید در جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا که قیمت بنزین به کمترین و بیارزشترین کالاها به مردم عرضه میشود نرخ تورم در بالاترین سطح قرار دارد و این ناشی از ناکارآمدی و سوء مدیریت در جاهای دیگر است که اگر عمری باشد در علل موفقیت حزب توسعه و عدالت آن را توضیح خواهم داد.
اما در مورد پاسخگویی دولت، باکمال تاسف دولت نهم پاسخگو نیست فقط به عنوان مثال، حدود 8 ماه است بیش از 10 نامه به آقای وزیری در کابینه نوشته شده که مطلقا جواب نمیدهند به تلفن هم جواب نمیدهند و حتی در سطح مدیران کل هم این موارد فراوان است. اگر مایل باشند با مدارک صحبت خواهیم کرد. آخرین مورد مجریان مصاحبه است. گر چه آقایان مرتضی حیدری و مراد عنادی طی سالها آبدیده شدهاند، اما در همه زمینهها صاحب اطلاعات کافی نیستند و به علاوه به دلیل کارمند بودن در سازمان صدا و سیما به هر حال ملاحظاتی دارند که با ملاحظات ملی در تعارض است.
اگر روزی روزگاری مصاحبههایی از قبیل talk hard شبکه B.B.C یا 60 دقیقه CNN یا مصاحبههای جاندار شبکه الجزیره و شبیه آنچه که در ایتالیا اتفاق افتاد و غول رسانهای و مالی مثل برلوسکونی نخستوزیر را از اریکه قدرت پایین کشید، در ایران هم به وجود آید آن وقت میتوان امیدوار بود که امر به معروف و نهی از منکر به مفهوم واقعی مصداق دارد و مردم سالاری در عمل هم صادق است.