تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۴۳۳۹۴

تبانی صهیونیست‌ها و نازی‌ها


تفسیر کاشف

ترجمه جلد سوم «تفسر کاشف»، را بوستان کتاب قم در 792 صفحه منتشر کرده است. تفسیر کاشف که از آثار ارزشمند مرحوم محمدجواد مغنیه می‌باشد،‌ موسی دانش آن را ترجمه کرده است. تفسیر کاشف دارای ویژگی‌هایی می‌باشد. یکی از این ویژگی‌ها، بازتاب مسائل عصر مفسر در تفسیر است. به عنوان مثال، صفحاتی از این تفسیر را که عنوانش «ثبانی صهیونیست‌ها و نازی‌ها» می‌باشد، از نظر خوانندگان می‌گذرد.

تبانی صهیونیست‌ها و نازی‌ها

صاحب تفسیر المنار می‌گوید: ‌«غلت ایدیهم» نفرینی است از سوی خداوند بر یهودیان که بخیل باشند و آنان همیشه از تمام ملت‌ها بخیل‌ترند. از این رو، یک یهودی چیزی را نمی‌بخشد، ‌مگر این که در آن سودی باشد.

بالاترین سود در نزد آن مال است و برای آن هر حرامی را مرتکب می‌شوند. اما امروز بالاترین سود (برای یهودیان) کشتن یک عرب است، هر چند این عرب کودک باشد. مقدس‌ترین شعار دینی برای انجمن‌های خیریۀ آنان این است: «یک دلار بده، یک عرب بکش». خواه این عرب مسلمان باشد خواه مسیحی، آنان حتی برخی از مردان، زنان و کودکان خود را سخاوتمندانه قربانی می‌کنند تا فلسطینی‌ها را از سرزمین و خانه‌هایشان بیرون نمایند!

شگفت‌آورترین مطلبی که خواندم،‌ این بود که سران صهیونیسم از جمله وایزمن، موسی شارید و دیویدین گورین با نازی‌ها و سران گشتاپو توافق کردند که به منظور رسیدن به دو هدف یهودی‌ها را بکشند و بر آنان سخت بگیرند:‌ اول به قصد وارد کردن یهودی‌ها برای هجرت به فلسطین، ‌دوم به منظور زمینه‌سازی برای تشکیل دولت اسرائیل (به نقل از: کتاب اطلاق الحمامه 5 یونیو،‌ تألیف: بیلیایف،‌ کوبستیچنکو پریماکوف، ‌ترجمۀ ماهر عسل). وقتی یهود با سرسخت‌ترین دشمنان خود توافق می‌کنند و صدها هزار قربانی می‌دهند تا دولت اسرائیل تشکیل شود، بنابراین، بعید نیست که بگویند: ‌خدا نیازمند و ما بی‌نیاز هستیم و دست خدا بسته است از این که بذل و بخشش کند. همچنین پس از آن که یهودیان گفته‌اند: خدا نیازمند است و ما بی‌نیاز، ‌دیگر این سخن آنها هیچ شگفتی ندارد که بگویند: ‌ما کبوتران صلح هستیم و اعراب دعوت‌کنندگان به جنگ و ویرانی. وقتی دست خدا بسته است به این دلیل که زمین و دارایی‌هایش را به یهودیان نبخشیده است، پس باید عرب‌ها ستمگر و تجاوزگر باشند، چرا که عذر تقصیر به درگاهشان نیاوردند و در برابر کار نیکشان ناسپاسی کردند! البته این سخنم، سخن شاعرانۀ نشأت گرفته از احساسات عاطفی نیست، مگر نه این است که یهود با اصرار تمام از اعراب می‌خواهند که اسرائیل را به رسمیت بشناسند؟ و آیا این به رسمیت شناختن اسرائیل، جز عذرخواهی، و آمرزش طلبی معنای دیگری دارد؟

(بل‌یداه مبسوطتان»، معنای «ید» در این جا همان معنای «یمینه» در آیۀ 67 از سورۀ زمر است:‌ «والسموات مطویات بیمینه» که یمین به معنای قدرت می‌باشد. این که خداوند «یداه» گفته، یعنی مثنی آورده، ‌نه مفرد، بدان جهت است که مثنی از لحاظ ظاهر، رساننده‌تر و از لحاظ محتوا نیرومندتر است. (ینفق کیف یشأ) مقصود آن است که خداوند سبب (نعمت و روزی) را فراهم می‌کند: «اوست که زمین را رام شما گردانید. پس بر روی آن سیر کنید و از رزق خدا بخورید. چون از قبر بیرون آیید به سوی او می‌روید».

شایستۀ ذکر است که (هر چند خداوند سبب را فراهم کرده،‌ لکن) گاهی شرایط مساعدت نمی‌کند و انسان هر قدر تلاش می‌کند نتیجه نمی‌گیرد. جملۀ «والیه‌النشور» هشداری است به کسی که می‌خواهد در زندگی خود را سربار دیگران قرار دهد.

(ولیزیدن کثیرا منهم ما انزل الیک من ربک طغیانا و کفرا). مراد از «کثیر» سردمداران و ثروتمندانی هستند که دعوت به سوی حق را خطری برای مقامات خود می‌دانند و این دعوت موجب می‌شود که آنان به صاحب آن، محمد(ص) کینه و دشمنی بیشتری پیدا کنند، زیرا او معایب و اعمال خلاف آنها را برملا می‌ساخت. از جملۀ این اعمال، تحریف سخن خدا، خوردن مال حرام و خودداری نکردن از منکرات است و کسی که ادعای دروغ بر خلاف واقع می‌کند، معمولاً وقتی معایب و خلاف‌هایش به او گوشزد شود بر تباهی و سرکشی وی افزوده می‌شود.

(والقینا بینهم العداوه والبغضاء الی یوم القیامه). صاحب تفسیر المنار می‌گوید: همۀ تفاسیر گذشته بالاجماع گفته‌اند که ضمیر «بینهم» به یهود و نصارایی بر می‌گردد که در آیۀ «یا ایهاالذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری و اولیأ» آمده است،‌ اما در میان تفاسیر متأخرین این احتمال نیز داده شده است که ضمیر تنها به یهود برمی‌گردد.

ما نظریۀ متقدمان را تأیید می‌کنیم اولا، آنان در فهم معانی مفردات قرآن و حدیث از متأخرین داناترند، ‌زیرا به دوران رسالت و نزول قرآن نزدیک‌ترند. ثانیاً، دشمنی میان یهود و نصارا یک نوع دشمنی ذاتی است، چرا که یهودیان عقیده دارند که مسیح، شعبده‌باز، ‌حیله‌گر و پسر قاتل خونریزی است ـ پناه می‌بریم به خدا ـ اما نصارا عقیده دارند که او فرزند خداست، در حالی که مسلمانان عقیده دارند او پیامبر و از هرگونه نادانی و گناه پاک است و مادام که هر کدام از دو طایفه یهود و نصارا بر عقیدۀ خود استوار باشد محال است که دشمنی آنها از میان برود. هر چند پاپ رم در سال 1965 کوشید تا این دو دین را به یکدیگر نزدیک کند، لکن یهود بر عقیدۀ خود در مورد حضرت مسیح(ع) همچنان پافشاری می‌کند. البته، (در دنیای امروی) آزمندی‌های مشترک، صاحبان یهودی و مسیحی کمپانی‌ها را به یکدیگر نزدیک و حتی متحد ساخته است، لکن این اتحاد بر پایه تجارت است، نه بر پایه دیانت.

یهود و آتش جنگ

کلما اوقدوا نارا للحرب اطفاهاالله. واژه «حرب» نخستین بار برای کشتار وضع شد و قرن‌های متمادی به همین معنا به کار رفت. با گذشت زمان معنای این واژه تغییر کرد و در حال حاضر به معنای ضد صلح، امنیت و آسایش به کار می‌رود. بر این اساس، هر کشوری که از اشغال و تجاوز کشوری نیرومندتر از خود بیم داشته باشد و یا بر اثر وجود جنگ در یکی از کشورهای دیگر، قیمت مایحتاج زندگی در این کشور بالا رود.

چنین کشوری در حال جنگ است، هر چند کشتار و خونریزی در سرزمین آن نباشد، چرا که اثر جنگ در آن پدیدار گشته و مقدار زیادی از امنیت و آسایش خود را از دست داده است.

با توجه به این نکته، می‌پرسیم: آیا مراد از «حرب» در آیه شریفه، خصوص کشتار است و یا فقدان امنیت و آسایش را نیز در برمی‌گیرد؟

وانگهی اگر مقصود از این آیه یهود است ـ چنان که مفسران گفته‌اند ـ پس درباره جنگ پنجم ژوئن سال 1967 که یهود آتش آن را برافروخت و تاکنون همچنان ادامه دارد، ‌چه پاسخی خواهید داد؟

پاسخ: مقصود از واژه «حرب» در آیه، خصوص کشتار است، زیرا غیر از این، در آن روز معنایی نداشت. اما درباره جنگ ژوئن به ترتیب زیر پاسخ می‌دهیم:

1ـ مفسران بر این مطلب وحدت نظر دارند که مراد از یهود کسانی هستند که علیه پیامبر خدا و مسلمانان توطئه می‌کردند، چرا که در کتاب‌های سیره نبوی آمده است: یهودیان مدینه با مشرکان. علیه پیامبر و اصحابش هم پیمان شدند و برخی از یهودیان می‌کوشیدند تا رومیان را بر ضد مسلمانان تحریک کنند. همچنین، برخی از آنان، ‌دشمنان مسلمانان را پناه می‌دادند و به آنان کمک می‌کردند.

2ـ بر فرض این که از باب مماشات بپذیریم که مراد، ‌تمام یهودیان در هر عصر و دوره است، زیرا ظاهراً آیه بر عموم دلالت دارد، ‌یا بگوییم که جنگ پنجم ژوئن،‌ جنگ به معنای واقعی کلمه نبود، بلکه نوعی ایجاد وحشت و نیرنگ بزدلانه بود و تا همان شبی که نیرنگ عملی شد، ‌اسرائیل و واشنگتن تاکید می‌کردند که آنها آغاز کننده حمله نخواهند بود و حتی پس از اجرای این نیرنگ و توطئه، اسرائیل اعلام کرد که عرب‌ها آغازکننده حمله بوده‌اند. آن‌ گاه حقیقت آشکار شد که...، به علاوه، جنگ پنجم حزیران میان عرب و یهود نبود، بلکه میان عرب و ایالات متحده آمریکا بود، ‌زیرا آمریکا بود که طرح این تجاوز را ریخت و به آن فرمان داد و همان بود که سلاح و پول در اختیار اسرائیل قرار داد و از آن حمایت سیاسی و نظامی کرد،‌ اما اسرائیل،‌ تنها نقش سرباز مطیع را داشت.

نویسندگان کتاب اطلاق الحمامه، که پیش‌تر بدان اشاره کردیم، گفته‌اند: ‌«مطبوعات فرانسه و آلمان غربی فاش کردند که سازمان جاسوسی آمریکا، پیش از حمله اسرائیل تمام اطلاعاتی را که در اختیار داشت و نیز پرونده خارمیانه را که در نزد فرماندهی پیمان ناتو بود به اسرائیل تحویل داد. و نیز فردی که فرمان حمله به عرب را به نام رئیس‌جمهور آمریکا، جانسون برای اسرائیل صادر کرد، ‌مشاور یهودی و صهیونیست وی به نام «والت روستو» بود. آدمیرال آمریکایی با خود فرمانی را، مبنی بر این که تمامی واحدهای زیر فرمانش آماده نبرد باشند در جیب خود داشت، اما عملیات کشتی جاسوسی لیبرتی تنها توسط آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها طراحی شده بود.

3ـ آتش جنگی را که واشنگتن یا مزدورش اسارئیل برافروختند، خداوند بدون تردید آن را خاموش کرد، چرا که برافروزندگان این آتش بارها اعتراف و از طریق مطبوعات و رادیوها اعلام کردند که آنان به هدفی که از این جنگ داشتند نرسیدند. این هدف عبارت بود از: ضربه زدن به رهبری آزادی‌بخش عرب، تسلیم شدن بدون قید و شرط آنان و در نتیجه، ‌حل مشکل اسرائیل از لحاظ سیاسی.

در همین حال، رویداد پنجم ژوئن، آزمایش سختی بود برای اعراب و نیز تاکیدی بر ضرورت اصلاح ریشه‌ای و شناساندن دوستان و دشمنان آنان. و اگر این رویداد هیچ فایده‌ای جز رسوا کردن کسانی که بر ضد کشورها و ملت‌های خود توطئه می‌کنند، ‌نداشت همین یک فایده کافی بود.

ویسعون فی‌الارض فسادا. یهودیان بدان دلیل در زمین فساد می‌کنند که اهداف ناپاک آنها جز از راه تخریب و ایجاد فتنه تحقق نمی‌یابد.

سردمداران اسرائیل آشکارا گفته‌اند که بقای دولت آنها در گرو اختلافات موجود میان زمامداران عرب است... بنابراین، آیا در میان این زمامداران کسی هست که از این سخن پند گیرد؟

والله لایحب المفسدین. از آن جا که یهودیان فساد را دوست دارند، سرنوشت ایشان بیچارگی خواهد بود، هر چند زمان طول بکشد.

ولو ان اهل الکتاب امنوا و اتقوا لکفرنا عنهم سیئاتهم ولا دخلناهم جنات النعیم.

این آیه دعوتی است از سوی خداوند که یهود و نصارا را به توبه و گرویدن به اسلام فرا می‌خواند. اگر آنان دعوت خدا را اجابت کنند، ‌تمام گناهانشان، هر چند بزرگ باشد، بخشیده می‌شود، چرا که اسلام، چنان که در حدیث آمده است. ما قبل خود را می‌پوشاند. اگر آنان پس از اسلام آوردن، تقوا پیشه کنند، ‌خداوند آنها را وارد بهشتی خواهد کرد که در آن نهرها جاری است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات