به کوشش: زهرا عباسی
سوم شهریور 1385 مقارن با شصت و پنجمین سالگرد یورش نظامی قوای شوروی و انگلیس از شمال، شمالی شرقی، شمال غربی و جنوب غربی به ایران است. تهاجم مزبور تا تصرف تهران به وسیله سربازان دو دولت مذکور ادامه یافت و تا مدت 4 سال و نیم ایران در اشغال قوای شوروی و انگلیس و سپس آمریکا قرار گقت. بدینسان کشوری بیطرف، قربانی موقعیت سوقالجیشی و منابع نفتی خود گردید.
به همین مناسبت بر آن شدیم که برخی از اسناد موجود در موسسه مطالعات تاریخ معاصر را که مرتبط با این تهاجم و اشغال است ارائه نماییم.
این اسناد شامل دو بخش است: اسناد مربوط به حوادث قبل از سوم شهریور و اسناد دیگر بیانگر وقایع بعد از آن میباشد.
نخستین سند: اعلامیه بیطرفی ایران در جنگ اروپا به امضاء محمود جم نخستوزیر است که در 12/6/1318 یعنی اندکی پس از آغاز جنگ جهانی دوم صادر شد.
سند دوم: گزارش علی منصور نخستوزیر از ملاقات و مذاکره خود در تاریخ 19 تیر 1320 با سرریدر بولارد وزیر مختار انگلیس در تهران میباشد که نامبرده در پاسخ علی منصور از جمله چنین گفته است: «دولت انگلیس اطمینان میدهد که مصلحت انگلیس در اختلال وضعیت و نقض بیطرفی ایران نیست و نباید به تبلیغاتی که راجع به قضیه تجاوز قوای انگلیس به ایران میشود اعتنا نمود.» که این عمق سیاست مکارانه و دروغپردازانه ساکسونها را نشان میدهد.
سند سوم: گزارش سفیر ایران در مسکو راجع به احضار او در بامداد سوم شهریور 1320 به دفتر مولوتف کمیسر خارجی شوروی و دریافت خبر حمله قوای شوروی به ایران و مشروح مذاکرات وی با وزیر خارجه میباشد.
نامه سرلشکر ایرج مطبوعی در شهریور 1320 متن سند چهارم را تشکیل میدهد که درخواست از ستاد ارتش راجع به دستورالعمل چگونگی مقابله با دشمن قویتر است.
نکته جالب آن است که مطبوعی که در جریان قیام مردمی در مسجد گوهرشاد سال (1314) با شجاعت! به روی مردم آتش گشوده بود. در مقابل قوای بیگانه، چنین جسورانه! درخواست پیشروی به عقب!! را میکند.
سند پنجم: گزارش ستاد جنگ از وضعیت مرزهای شمالی و غربی کشور و درخواست تشکیل شورای دفاع ملی برای اتخاذ تصمیم فوری است.
سند ششم: راجع به جلسه فوقالعاده هیات دولت با حضور رضاشاه و شورای عالی دفاع و اتخاذ تصمیم ترک مقاومت و ابلاغ دو سفارتحانه است.
اسناد هفتم تا نهم را شاید بتوان در ردیف مهمترین اسناد فعالیت و دخالت نیروهای بیگانه در امور داخلی ایران قلمداد کرد. مضمون این اسناد شامل درخواست مقامات روسی مبنی بر تغییر سرهنگ رستگار، اعتراض سرکنسول شوروی نسبت به کاندیداتوری دکتر قاسم اهری تحت این عنوان است که مشارالیه مخالف شوروی است و نباید در انتخابات مجلس 14 از اهر وکیل شود، و گزارش وزیر خارجه پیرامون شکایت سرریدر بولارد وزیر مختار انگلیس در تهران از اظهارات امیر خیزی مبنی برآوردن سیدضیاءالدین طباطبائی به ایران (در تاریخ 3/آبان/1320) توسط انگلیسها را تشکیل میدهد.
سند شماره1
بیانیه اعلام بیطرفی ایران
شماره 7377 به تاریخ: 12/6/18 در این موقع که متاسفانه نایره جنگ در اروپا مشتعل گردیده است دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند که در این کارزار بیطرف مانده و بیطرفی خود را محفوظ خواهد داشت.
نخستوزیر ـ جم
[در حاشیه این نامه چنین دستور داده شده است:]
12/6/18[13]، به اداره سوم سیاسی ابلاغ میگردد که به سفارتخانههای خارجه در ایران، به طور بخشنامه، ابلاغ و به نمایندگان دولت شاهنشاهی در خارجه، بخشنامه تلگرافی صادر و به تمام جراید مرکز بدهند و از طرف خبرگزاری پاریس هم به طور خبر به خارج ابلاغ [شود.]
سند شماره2
اشغال ایران، مخالف حیثیات انگلستان است!
نخستوزیر
روز پنجشنبه 19/4/20 ساعت ده و نیم صبح برحسب وقتی که داده شده بود آقای وزیر مختار انگلیس آمدند و با ایشان راجع به انتشارات مختلفه که منافی شئون و مصالح ایران در روزنامهها و برگزاریهای انگلیسی و هندی و غیره جریان یافته و دنباله آن ادامه دارد، شرحی مذاکره و مفصلاً مضار و سوء اثرات این قضیه را خاطر نشان ساختیم.
پس از توضیحاتی که راجع به آزادی مطبوعات خودشان دادند و جوابهایی که گفته شد اظهار داشته که چند روز قبل برحسب مذاکره آقای عامری معاون وزارت خارجه، در این باب به مقامات مربوطه تلگراف نمودهاند. حالا هم مجددا به لندن و دهلی و قاهره تلگراف موکد با تایید نظریات دولت ایران مخابره میکنند و اطمینان میدهند که نظریه و مصلحت انگلیس در اختلال وضعیت و نقض بیطرفی ایران نیست و این قضیه منافی حیثیات انگلستان خواهد بود و نباید به تبلیغاتی که راجع به قصد تجاوز قوای انگلستان به ایران میشود اعتنا نمود. گفتم از این اظهارات، امتنان دارم و منتظرم [از] این رشته انتشارات هم که کاملا منافی با این نیت است، جدا جلوگیری شود.
سند شماره3
گزارش سفیر ایران در مسکو
محرمانه 3/6/1320
وزارت امور خارجه
چنانکه تلگرافا گزارش شده ساعت یک بعد از نصف شب سوم شهریور از طرف آقای مولوتف به عمارت ییلاقی سفارت کبری، تلفن و اینجانب را برای مذاکراتی به مسکو دعوت نمودند. با آن که باران بشدت میبارید و به مناسبت مقررات جنگی تمام چراغها به کلی خاموش و میبایستی با اتومبیل بیچراغ حرکت نمود، به زحمت زیادی در تاریکی شب، فوقالعاده به سختی از میان عده بیشماری کامیونهای نظامی که علی التوالی در حرکت بودند، ساعت سه و ربع کم صبح به شهر مراجعت و همراه آقای اعتصامی مستشار سفارت کبری به قصر کرملن به عمارتی که سابقا دادسرای استان مسکو بوده و حال محل کار آقای مولوتف و کمیسرهای، دیگر است، رفتیم.
پس از یک ربع انتظار آقای مولوتف، مراجعت و از این که در این وقت بیموقع مرا از ییلاق به شهر آورده است، معذرت خواسته، اظهار داشت: نظر به این که عده بسیار مهمی از عمال آلمانی به عناوین مختلفه در ایران بر علیه دولت شوروی و متحدش انگلستان مشغول دسیسه و تحریکات میباشند و دولت ایران به یاددشتهای دوستانه انگلیس و شوروی وقعی نگذاشته و چنانکه تقاضا شده بود اقدامی در اخراج آنان از خاک ایران به عمل نیاورده و بلکه رویه خصمانه [ای] هم نسبت به ما و انگلیسها اتحاد نموده است. دولت شوروی طبق ماده 6 قرارداد مودت 1921 به ارتش سرخ امر داده است که وارد خاک ایران شوند و مخصوصا خاطرنشان مینمایم که این اقدام دولت شوروی به هیچ وجه بر علیه ملت ایران نبوده و به محض این که عللی که این اقدام را ایجاب نمودهاند از میان برداشته شود ارتش شوروی فورا ایران را تخلیه خواهد کرد. تمام قضایا ضمن یادداشتی، که الان به شما تسلیم میکنم. درج است.
جواب دادم: اولا به عنوان سفیر کبیر دولت شاهنشاهی به نام دولت ایران و ثانیاً به عنوان یک فرد ایرانی بنام ملت ایران بر علیه این اقدام دولت شوروی و نقش مصونیت ایران جدا اعتراض میکنم؛ دوم علتی که برای این اقدام غیرمحقانه خود ایراد گردید، باعث تعجب است! زیرا چنان که میدانید دولت شاهنشاهی از همان روز اول شروع این مذاکرات خواهش دولتین شوروی و انگلیس را حسن استقبال نموده و عده معتنابهی از آلمانها را در همان روزهای اول از ایران اعزام داشت. اختلاف نظر در طرز طرح قضیه بود زیرا طرز انشاء یادداشتهای مزبور برخلاف حقوق حاکمیت و استقلال ایران و صورت یادداشت غیرقابل قبولی را داشت و تفاضای دولت ایران هم این بود که از انشاء و نگارش آنها اصلاح گردد و چنان که در تهران و مسکو و لندن مکررا وعده داده شده بود، مقامات مربوطه ایران در اعزام قسمت اعظم آلمانیهای مقیم ایران موافق بودند. به علاوه باید بار دیگر خاطرنشان کنم که عده آلمانها در ایران خیلی محدود بیش از 700 نفر نیستند و این که مقامات انگلیس و شوروی عده آنها را بر چندین هزار نفر تخمین میزنند، صحیح نیست؛ تمام خارجیان در ایران تحت کنترل مخصوص بوده، صدور روادید ورود آنان تابع مقررات بسیار سختی است و هیچ خارجی نمیتواند خاک ایران را محل دسیسه و عملیات سیاسی بنماید.
سوم موجب نهایت تاسف است که ماده شش قرارداد مودت 1921 را دستاویز قشونکشی به ایران مینمایید. البته میدانید این ماده موقعی نوشته شده که ارتش انگلیس ایران را تصرف نموده و به قفقازیه هم آمده بود و به اصطلاح این ماده برعلیه تجاوز قشون انگلیس به ایران در عهدنامه گنجانده شده و حقیقتا موحب بسی حیرت است که دولت شوروی ماده[ای] را که به عنوان حمایت[از] تمامیت و حاکمیت و استقلال ایران در عهدنامه گنجانده بود، امروز بر علیه تمامیت و حاکمیت و استقلال ایران استعمال مینماید، به علاوه در ماده شش، ذکر شده «در صورتی که قشون دولت دیگری به ایران دستاندازی نماید» و امروزه به هیچ وجه چنین قضیه[ای] وجود ندارد و به همین جهت هیچ دلیلی این اقدام دولت شوروی را نمیتواند تبرئه نماید. لذا جدا خواهش میکنم فورا اقدام لازم بفرمایید که از ورود قشون به ایران جلوگیری شود تا بتوانم تمام اقدامات لازمه را برای تامین نظریات شما به عمل آورم.
آقای مولوتف اظهار داشت: عده آلمانها در ایران طبق اطلاعاتی که داریم خیلی بیش از آن است که مقامات وابسته ایران قلمداد مینمایند و این که میگویید دولت ایران اقدام به اخراج آلمانها نموده و عده[ای] هم خارج شدهاند نظر ما را تامین نمیکند. استدلال در مفهوم ماده شش هم صحیح نیست، زیرا علاوه بر این که قشون انگلیس هم وارد ایران میشود، [به علت] وجود عده زیادی آلمانی در ایران، ما در قشونکشی به ایران محق هستیم و چون تصمیم قطعی گرفته شده است، متاسفانه نمیتوانیم از ورود قشون به ایران جلوگیری کنیم و از شخص شما خواهشمندم اقدام لازمه فرمایید که این قضیه به طور مسالمتآمیزی انجام یابد.
جواب دادم: پاسخهای جنابعالی به هیچوجه مقنع نبوده و باید با نهایت تاسف اظهار دارم بر علیه آنچه که تاکنون دولت شوروی همیشه اظهار میداشت که سیاست مستقلی داراست در این عمل حقشکنانه، دولت شوروی کاملا تابع نظریات و سیاست دیگران شده است.
آقای مولوتف با لحن مخصوص اظهار داشت:
هرگز چنین چیزی نیست؛ همیشه سیاست مستقل مخصوص خود را داریم.
جواب دادم متاسفانه در این رفتار، دولت شوروی کاملا از سیاست دیگران متابعت نموده است.
آقای مولوتف که منتظر این جواب صریح دندانشکن نبود، با عصبانیت اظهار داشت: ما در تمام عملیات خود مستقل بوده و مطمئن باشید که ما آلمانها را هم شکست خواهیم داد.
بنده در مقابل این اظهار سکوت نمودم. نامبرده که شاید انتظار داشت که اینجانب نظریه او را تایید نمایم. با حرکت عصبانی مخصوصی، سیگاری برداشته، آتش زد و یکبار دیگر گفت: بلی، مطمئن باشید ما این دشمن را هم در هم خواهیم شکست و باز از طرف من جز سکوت چیزی نشنید؛ و ملاقات در ساعت سه و نیم بعد از نصف شب به پایان رسید.
سند شماره 4
به چه سمتی عقبنشینی کنیم؟!
کفالت ستاد ارتش محترما معروض میدارد: مستدعی است مقرر فرمایند ابلاغ گردد واحدهای لشکر 15 در مقابل دشمن قویتر[!] چه عملی را انجام دهند و در کدام محور و به چه سمتی عقبنشینی[!] کنند چون بیم قطع ارتباط لشکر با مرکز و لشکر 15 میرود. مستدعی است مقرر فرمایند سریعا تکلیف لشکر 15 معین گردد.
3/6/20 ـ سرلشکر مطبوعی
سند شماره 5
پیشنهاد تشکیل جلسه شورای دفاع ملی
وزارت جنگ
ستاد ارتش 5/6/20
ستاد جنگ پس از بررسی وضعیت فعلی به عرض میرساند:
مقرر فرمودند به لشکر 3 دستور داده شود متوجه قافلانکوه شود و لااقل دو هنگ پیاده فورا حرکت دهد و لشکر 15 هم در خطی که پیشنهاد کرده بود برقرار شود.
طبق آخرین گزارش نگرانی سرلشکر مطبوعی، که از خط مهاباد و سنندج واصل شده، تبریز [به] اشغال [در آمده] و واحدهای [نظامی] در آنجا باقی نمانده است و باقیمانده لشکر 3 در محور مراغه عقبنشینی میکند.
طبق گزارش سرتیپ قادری که از زنجان گزارش میدهد موضع گردنه نیز سقوط نموده است، ارتباط تلگرافی با اردبیل و سراب قطع شده است.
در باختر واحدهای لشکر 13 بطرف ارتفاعات قلاجه عقبنشینی و از گردنه پاطاق بطرف چهار زبر عقب مینشیند.
در خوزستان تعرض از بستان باعث احاطه اهواز خواهد شد و در هر صورت لشکرها در ضمن دفاع و عقبنشینی از بین خواهند رفت و دو لشکری که در مرکز باقی مانده است، قابلیت تحرک سریع ندارد و پس از در هم شکسته شدن لشکرهای مرزی تمام محورهای طهران، باز و بلامانع خواهد بود و مقدمات تعرض در منطقه گرگان و سرخس نیز مشهود است.
در نتیجه تعرض در تمام مرزهای شمالی و غربی کشور، از نظر نظامی راهحلی باقی نمانده و هرگونه تصمیمی منوط به اراده مبارک شاهانه است.
در خاتمه ملتزما به پیشگاه مبارک پیشنهاد میشود در صورت تصویب اجازه فرمایند شورای دفاع ملی مرکب از هیات دولت، کفیل وزارت جنگ، کفیل ستاد ارتش سرلشکر یزدان پناه، فرماندهان لشکرهای 1 و 2 و امرای عضو ستاد جنگی در پیشگاه مبارک و یا والا حضرت همایونی [=محمدرضا پهلوی، ولیعهد] فوری تشکیل و تصمیمات لازمه اتخاذ شود.
[در حاشیه این سند نوشته شده است:] عینا از شرف عرض گذشت. فرمودند:
والا حضرت لازم نیست خودشان تصمیم بگیرند. ببینم چه میخواهند بکنند؟
توضیح: ظاهرا منظور رضا شاه از «ببینم چه میخواهند بکنند» سران متفقین یا انگلستان است که او منتظر تصمیم آنها بوده است!!
سند شماره 6
ادامه مقاومت هیچ فایدهای ندارد!
به فرمان مبارک میمنت همایون شاهنشاهی شورای عالی دفاع در ساعت 12 روز پنجم شهریور 1320 در ستاد ارتش مرکب از هیات دولت و ستاد جنگی و فرمانده پادگان مرکز و فرمانده لشکرهای 1 و2 تشکیل و پس از بررسی اوضاع نظامی و گزارش ستاد جنگی به پیشگاه مبارک ملوکانه مذاکراتی که از طرف دولت با نمایندگان دولتین انگلیس و شوروی نموده بودند، شورا چنین تصمیم گرفت و پیشنهاد مینماید که چون مواضع دفاعی مهم به دست نیروهای بیگانه افتاده، ادامه مقاومت با فرض این که لشکرهای 1 و 2 مرکز برای آخرین وحله در حاشیه پایتخت دفاع نمایند هیچ گونه فایده[ای] برای کشور شاهنشاهی نخواهد داشت. در صورتی که اگر امروز اعلامیه از طرف دولت مبنی بر ترک مقاومت منتشر و به سفارتخانهها ابلاغ شود بیشتر احتمال میرود در مذاکرات سیاسی که فعلا در جریان هست نتیجه بهتری به دست آید. منوط به اوامر مبارک ملوکانه است.
[در حاشیه این سند نوشته شده است:] فرمودند:
بعد تصمیم میگیریم
عصر 5/6/20
سند شماره7
درخواست روسها برای تغییر یک افسر ایرانی
از تبریز
کشف تلگراف رمز تیمسار سرلشکر مقدم تاریخ 22 مردادماه 1322
ریاست وزرا
کاخ ابیض[=سفید] جناب آقای نخستوزیر پیرو 981 مجددا مقامات شوروی تغییر سرهنگ رستگار را به قید فوری خواستار[شدند] متمنی اقدام فوری [است]
18/5/22- سرلشگر مقدم
سند شماره 8
مخالفت شوروی با یک کاندیدای مجلس
وزارت کشور مورخه 5/10/22
وزارت کشور ـ تقریبا دو ماه است که اعتراضاتی از طرف سر کنسول شوروی نسبت به آقای دکتر قاسم اهری شده که ایشان از اشخاص مخالف دولت شوروی میباشد و در مجلس دوره سیزدهم به واسطه این که دولت میخواست عقد قراردادی با دولت شوروی منعقد نماید، ایشان به عنوان مخالفت، از وکالت استعفا دادند و فعلا نیز اقداماتی مینمایند که برای دوره چهارم از اهر وکیل شود. لهذا سرکنسول مخالف کاندید ایشان بوده و نمیخواهد در موقع انتخابات در اهر بماند و جدا عدم توقف او را در حضور آقای عضدی از اهر خواستار شدند. به این طریق تلگراف شد به تبریز بیاید تا مراتب به مرکز، عرض [شود] و مذاکرات لازم به عمل آید. مراتب برای استحضار به عرض میرسد
احمدی
سند شماره 9
مداخلات سفارت انگلیس
جناب آقای نخستوزیر
وزبر مختار انگلیس نامهای به اینحانب نوشته شکایت مینماید که امیر خیزی نام، ضمن نطقی که در 15 اکتبر در تبریز نموده، اظهار داشته است که یک دولت خارجی در 20 سال پش سیدضیاءالدین را سرکار آورد و او هم به نوبه خود، رضاشاه را روی کار آورد و اینک مجددا همان دولت خارجی وسائل مراجعت سیدضیاءالدین را فراهم آورده تا خود را بر ایران مسلط نماید. وزیر مختار انگلیس اضافه مینماید این اتهامات که به طور وضوح بر عیله دولت انگلستان است، به کلی عاری از حقیقت میباشد و سیاست دولت انگلیس این است که بیطرفی کامل را بین احزاب سیاسی، رعایت و از هر دولتی که از طرف ایرانیان تشکیل میشود، مادام که خالصانه و با شدت هر چه تمامتر با متفقین همکاری میکند، پشتیبانی نماید و این اظهارات، نظیر انتشارات روزنامه آزاد در چندی قبل است که موجب توقیف آن گردید.
وزیر مختار انگلیس تفاضا نموده و موضوع مورد تحقیق قرار گفته و در صورت صحت، اقداماتی به عمل آید که به دنیا ثابت شود که حملات کذبآمیز برعلیه یک متفقی در زمان جنگ نباید به عمل آید و در خاتمه، مخصوصا اظهار تاسف مینماید که این اظهارات مجعول هنگام مسافرت وزیر امور خارجه انگلستان به تهران شده است.
وزارت امور خارجه معتقد است در این موقع که دولت شاهنشاهی دوش به دوش، با متفقین خود وارد جنگ گردیده، رعایت این نکات از لحاظ روح همکاری و تسریع مساعی صمیمانه، لازم و فرض است؛ و از این قبیل انتشارات و اظهارات بایستی جدا جلوگیری شود و از همین لحاظ مستدعی است امر فرمایند تحقیقات لازمه در این باب معمول گردیده و در صورت صحت، امیر خیزی به جرم نشر اخبار مجعول، به منظور تیره ساختن روابط دولت شاهنشاهی با متفقین، مورد تعقیب قرار گرفته و از تبریز، به نقطه دیگری تبعید گردد.