کسری صادقیزاده
وضعیت کنونی اسرائیل در منطقه:
پس از جنگ ششم در سال گذشته و شکست اسرائیل در این جنگ نابرابر از سوی حزبالله لبنان خاورمیانه جدیدی بوجود آمد که در بوجود آمدن بافت آن اسلام و مقاومت نقش اساسی را بازی کرد و طرح خاورمیانه جدید آمریکایی را در نطفه خفه کرد. مشکل کنون اسرائیل را زمانی میتوانید به خوبی درک کنید که خود را به جای یک سیاستمدار و یا دولتمرد اسرائیلی قرار دهید؛ از سویی از یک جنبش مقاومت غیرکلاسیک شکست مفتضحانه خوردهاید و این امر شما را در داخل با مشکلات عدیدهای از جمله بحران در تامین امنیت و کسب مشروعیت علاوه بر بحرانهای سیاسی مواجه کرده و از سوی دیگر همچنان سایه ترس از وقوع جنگ دیگر و تکرار شکست گذشته در افکار عمومی جامعه شما به طور واضحی نمایان است.
در مرزهای خود از سه نقطه آسیبپذیر گردیدهاید و این نقاط عبارتند از مرزهای شمالی با لبنان و شرقی با سوریه و جنوب غربی با نوار غزه. ترس از توان موشکی سوریه به کابوسی برای شما تبدیل گردیده که بارها آمادگی خود را برای نشستن بر میز مذاکره و ترک بلندیهای جولان در قبال پذیرش صلح دائمی با سوریه اعلام کردهاید. از سوی دیگر در نوار غزه صداهایی بر گوش میرسد که حکایت از تکرار تجربه نظامی حزبالله لبنان در این باریکه حکایت دارد و این امر شما را در صدور دستور جنگ بر علیه حماس ناکام گذاشته چرا که هم احتمال پیروزی شما ضعیف است و هنوز نیاز به بازسازی دارید و هم در صورت پیروزی توان نگهداری این منطقه را ندارید که اگر داشتید آن را در 2003 به طور یکجانبه رها نمیکردید.
علاوه بر اینها شرکای شما در فلسطین (فتح و ساف) در ضعیفترین موقعیت کنونی خود قرار دارند و هر لحظه احتمال تکرار آنچه که در غزه گذشته در کرانه باختری هم میرود و این امر موجب گردیده تا شما حتی از ارسال اسلحه به منظور تقویت فتح در کرانه باختری عاجز باشید چرا که نگرانید مبادا این اسلحهها در صورت سقوط کرانه باختری به دست جنبش حماس که رویکرد جهادی خود را علیرغم ورود به سیاست بر ضد شما حفظ کرده بیفتد و به تقویت دشمن شما بینجامد.
در عرصه بینالمللی شاهد رشد روزافزون جریانات مردمی آنتی صهیونیستی در اروپا میباشید که این امر روزی شما را مجبور خواهد کرد راه خود را بدون حمایت اروپا ادامه دهید همچنین انتخابات آتی در آمریکا و پیروزی دموکراتها هر چند شما را در داشتن دوستی قدرتمند چون آمریکا محروم نمیکند اما میتواند بهترین کادری را که تا به حال با آن همکاری داشتهاید یعنی نئومحافظهکاران را از دست بدهید و در مقابل ایران به عنوان ابرقدرت منطقهای تنهایی مجبور به مقابله باشید.
موارد ذکر شده تنها بخشی از مشکلات شماست و بایستی از مشکلات درونی شما هم سخن به میان بیاورم؛ مردمتان دیگر به شما اعتماد ندارند، احزاب مخالف شما از مقبولیت بیسابقهای در نظرسنجیها برخوردار گردیدهاند و در صورت جلو افتادن انتخابات آتی به طور قطع دیگر موفق نخواهید شد 29 کرسی از 120 کرسی کنست را از آن خود کنید.
ناکامیهای اقتصادی به علت بخشی از تبعات طبیعی شکست شما در جنگ سال گذشته، رشد بیسابقه مهاجرت معکوس به عنوان مهمترین چالش آتی اسرائیل در دهه آتی و ناکامی فرماندهان نظامی شما در پاسخ به تهدید موشکی همسایگانتان و عدم تخصیص بودجه کافی برای راهاندازی طرح دفاع ضدموشکی، عدم خروج صهیونیستهای افراطی از شهرکهایی که در صورت انعقاد پیمان صلح بایستی به دست فلسطینیان بیفتند و در نتیجه ناکامی شما در تحقق شروط مندرجه در کنفرانس صلح آتی که به عنوان آخرین فرصت حضور شما در قدرت میباشد؛ تردید احتمالی ترکیه در حمایت از شما با وجود پیروزی عبدالله گل درانتخابات ریاست جمهوری و چرخش نرم ترکیه به سمت ایران و جهان اسلام و احتمالا منتفی شدن بحث واردات آب از طریق مرزهای جنوب غربی ترکیه و پایان همکاریهای اطلاعاتی و نظامی با این کشور در صورت تحکیم جایگاه اسلامگرایان و جان سالم بدر بردن آنها از کودتای احتمالی نظامیان لائیک، معرفی شدن شما در گزارش ویژه کمیته وینوگراد به عنوان نفر اول مقصر در شکست اسرائیل و گشایش پروندههای فساد مالی شما در دوران وزارتتان در زمان حیات آریل شارون، باجخواهیهای مکرر ایهود باراک به عنوان شریک اصلی شما در قدرت که با خروج وی از کابینه ائتلاف کنونی شما را از هم خواهد پاشاند، از دست دادن امتیاز ویژه شما در استفاده از تاکتیک ابهام هستهای و بروز فشارهای آتی جامعه جهانی برای خلع صلاح شما و افتادن این امتیاز ویژه به دست ایران به عنوان استراتژیکترین دشمن شما و. در تعجبم که چگونه با وجود این همه فشار همچنان به حیات سیاسی خود ادامه میدهید.
جمعبندی و نتیجهگیری:
با وجود آنچه در بالا ذکر گردید، میتوان آینده کاملا روشنی را برای مسئله فلسطین متصور گشت، به نظر میرسد مقاومتهای تحسینبرانگیز جنبش حماس در عرصه داخلی فلسطین کاملا جواب داده است و این امر هم مثل پرونده هستهای ایران به ساحل آرامش خود در حال نزدیک شدن است و حتی اگر ابومازن موفق به شکست این جنبش شود در مقابل انتفاضه ملت فلسطین به عنوان پاسخ طبیعی و حتمی آنها، ناکام خواهد ماند و این امر میتواند با بازگشت مجدد اما قدرتمندتر حماس به عرصه سیاسی بینجامد و همچنین دستکاری ابومازن در قانون اساسی فلسطین و تغییر بندهایی از قوانین انتخابات که منجر به رای آوری بیشتر حماس در انتخابات قبلی گردید دستاوردی جزء از بین بردن مشروعیت نیمبند وی نخواهد داشت. با تصمیم ابومازن برای بازنشستگی و عدم ورود ابوماهر به عرصه قدرت طبق اظهاراتش و جایگزینی احتمالی محمد دحلان که خباثت وی بر هیچکس پوشیده نیست مردم فلسطین راحتتر خواهند توانست حق را از باطل تشخیص دهند و این امر یعنی کسب حمایت بیشتر مردمی برای حماس و پایان عمر فتح و ساف و انزوای آنها در داخل و خارج فلسطین، امیدواریم تا هر چه زودتر شاهد آزادی قدس عزیز گردیم و بیشک آزادی کرانه باختری از لوث وطنفروشان قدرتطلب میتواند به عنوان پله دوم طرح آزادسازی قدس شریف در دستور کار برادران مسلمانمان در فلسطین قرار گیرد.