محمدمحمود رضاپور
بنیاد سوروس نامی است که این روزها، اذهان ناظران سیاسی داخل کشور را بیش از پیش به خود معطوف کرده است. نام اصلی این بنیاد، بنیاد جامعه باز (Open Society) است و به یک یهودی میلیاردر به نام جورج سوروس تعلق دارد. وی یک یهودی مجارتبار آمریکایی است که سالهای متمادی با تشکیل یک شرکت سرمایهگذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوقبشر، به انجام اموری چند منظوره مبادرت کرده است.
در خصوص ماهیت فعالیتهای بنیاد سوروس، قضاوتهای متفاوتی وجود دارد. نهادهای رسمی سیاست خارجی آمریکا و رسانههای وابسته به آنها از جمله رادیو صدای آمریکا معتقدند که جورج سوروس فردی نوعدوست و نیکوکار مشهوری است که به بسیاری از طرحهای گسترش دموکراسی و توسعه اقتصادی در سراسر جهان کمک میکند.
البته این طرز رویکرد منحصرا مختص چنین نهادهایی است و بسیاری از ناظران سیاسی و سیاستمداران کشورهای مختلف و بخصوص کشورهایی که به نوعی با پدیده انقلابهای مخملی مواجه شدهاند، نظری بر خلاف این دارند.
رادیو فردا با پیروی از روزنامه واشنگتنپست، فعالیتهای بنیاد سوروس در ایران را به محورهایی چون کمکهای انساندوستانه و بهداشت عمومی تقلیل داد؛ اما بی.بی.سی به عنوان آژانس خبری دولت انگلیس از موضعی متفاوت معتقد است: موسسه جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوقبشر، اصلاحات اقتصادی، حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانههای مستقل و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت میکند.
اگرچه بسیاری از صاحبنظران سیاسی نیز به دور از تعارفات معمول دیپلماتیک و در چارچوب فکری دولتمردان نئومحافظهکاران آمریکایی و البته به واسطه وجود اسناد مرتبط با فعالیت بنیاد سوروس در بسیاری کشورها، معتقدند هدف این بنیاد در کشورهای مختلف چیزی نیست جز براندازی نرم و خاموش و دیگر فعالیتها، جنبه پوششی و کار ویژه منحرف کردن اذهان را پیدا میکند.
سوروس در بیش از 30 کشور جهان از جمله جمهوریهای آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگیهای فعال است.
سوروس و فعالیتهای براندازی در کشورها
روند کاری بنیاد سوروس به این شکل بوده که یک مرکز مطالعاتی را در کشورهای مختلف فعال میکرده و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام و به شکست کشاندن دولت یا حکومت فراهم میکرده است. عمدهترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز است؛ اما هماکنون فعالیت خود را معطوف کشورهای اسلامی نیز کرده است.
در واقع برای اولین بار در سال 1997 و در جریان ورشکستگی مالی و اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا، فعالیت این بنیاد به آسیای میانه کشیده شد و در کشورهای این منطقه، نمایندگیهایی را با عنوان جامعه باز تاسیس کرد. هدف این بنیاد از تاسیس این نمایندگیها، به راه انداختن انقلابهای مخملی در کشورهای هدف و تغییر نظام سیاسی این کشورها بود.
الف ـ گرجستان
بنیاد سوروس در جریان تحولات سالهای اخیر گرجسان و اکراین، نقش مهمی ایفاء کرد. در گرجستان با صرف 20 میلیون دلار به حمایت از مخالفان شوارد نادزه برخاست. با این وجود گرجستان در ائتلاف آمریکایی لشکرکشی به عراق مشارکت داشت و سربازانی به آن کشور اعزام کرد، دولت آمریکا تصمیم گرفت زمینه برکناری شوارد نادزه را فراهم کند. دلیل این تصمیم، موضع دو پهلوی او در قبال روسیه بود که به منظور حفظ موقعیت خود و جلوگیری از وخامت اوضاع، مایل به تداوم مناسبات خوب با مسکو بوده است.
رئیس بنیاد سوروس که به زعم خود آن طور که به وی نسبت براندازی دادهاند، نیست و درباره وی اغراق شده است، برای براندازی دولت نادزه حدود 500 هزار دلار در شبکه روستاوی 2. که نقش برجستهای در انقلاب مخملی گرجستان داشت. سرمایهگذاری کرد تا از این طریق با تشویق مردم به شورش با آموزش لازم، آنها را برای رسیدن هر چه زودتر به انقلاب نزدیک کند. اقدامات سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه یافت که پس از استعفای نادزه و تشکیل دولت جدید، 4 نفر از اعضای دولت جدید گرجستان شامل وزرای آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی و ورزش جوانان وابسته به میلیاردر یهودی؛ یعنی جورج سوروس بودند و قبلا کارمند دفاتر وی محسوب میشدند.
پس از وقوع انقلاب مخملی در گرجستان، جورج سوروس با اعلام رضایت از این مساله تصریح کرد که در دیگر کشورهای آسیای میانه، از این اقدامات حمایت خواهد کرد.
ب ـ آذربایجان
به گفته عاقل عباس اف، سردبیر نشریه عدالت آذربایجان، پس از تحولات نوامبر 2003 گرجستان، بنیاد سوروس با بازیهای سیاسی، درصدد نفوذ در حاکمیت کشور آذربایجان بود، بنابراین از دسامبر سال 2004، این بنیاد به استخدام نیروهای جدید از میان غیرشیعیان و اصحاب مطبوعات در جمهوری آذربایجان اقدام کرد. این بنیاد در باکو با حمایت مالی نمایندگان موسسه جامعه باز، کتاب «حاکمیت و فساد مالی» که اثر یک نویسنده آمریکایی را به نام سوزان روزو اکرامان است، به زبان آذری منتشر کرد. در این کتاب، اطلاعات زیادی در زمینه انتخابات، رشوه و پولشویی در آذربایجان ارائه شده است. در ادامه با وقوع تحولات و پدیدار شدن انقلاب نارنجی در این کشور، بنیاد مذکور و سفارت آمریکا در باکو، تعدادی از مخالفان دولت را برای طی آموزشهای لازم به اکراین اعزام کردند. این مساله در حالی بود که به گفته ولایمیر تیموشنکو، یکی از نمایندگان مجلس اکراین تظاهرات خیابانی در کییف با حمایت آمریکا و شخص سوروس صورت گرفته است.
ج ـ ارمنستان
این بنیاد در ارمنستان نیز سعی در ایجاد شکاف میان این کشور و روسیه دارد؛ چرا که ارمنستان مهمترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی شناخته میشود. سوروس در این کشور سعی دارد از طریق رسانهها به تشویش فضای سیاسی جامعه بپردازد.
د ـ تاجیکستان
افزایش مخالف از طریق رسانهها، در تاجیکستان نیز از سوی بنیاد سوروس علیه نظام حاکم دنبال میشود؛ به گونهای که رئیسجمهور تاجیکستان با اظهار نگرانی از فعالیتهای این بنیاد در این کشور تصریح کرد: روزنامههای روزنو، ارورود، اودامو اولام و برخی رادیوهای خصوصی از سوی بنیاد سوروس حمایت مالی شده و هدف اصلی آنها، فرسوده کردن حکومت تاجیکستان است.
هـ قزاقستان و قرقیزستان
بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند بنیاد سوروس با حمایت رژیم صهیونیستی و آمریکا سعی دارد از طریق سایتهای اینترنتی، روزنامهها، شبکههای تلویزیونی، طرحهای آموزشی، کتابها و موسسات غیردولتی در 2 کشور قزاقستان و قرقزیستان، زمینههای شکلگیری دموکراسی هدایت شده و متناسب با اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا را فراهم کند.
و ـ خاورمیانه و مدیترانه
فعالیتهای بنیاد سوروس تنها مربوط به آسیایمیانه و قفقاز نبوده و حوزه فعالیت آن به خاورمیانه و منطقه مدیترانه نیز گسترش یافته است. براساس گزارش روزنامه صباح ترکیه، بنیاد سوروس حتی در انتخابات جزیره قبرس دخالت کرده و برای حمایت از فردی که منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا را تامین میکند، فعالیت دارد.
بنیاد سوروس سعی دارد در مناطقی از جهان با بهانه قرار دادن حمایت از دموکراسی و حقوقبشر، جریانات سیاسی را به طرف منافع صهیونیسم و نئوکانهای آمریکایی هدایت کند که مهمترین ابزار آن، سرمایههای هنگفت این بنیاد و اقدام از طریق برنامههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است.
ایران
بنیاد سوروس از موسسات و مراکزی که به دنبال ایجاد نافرمانی مدنی در جمهوری اسلامی ایران هستند نیز حمایت میکند. مهمترین مورد آن، حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مراکز آمریکایی ویلسون است که هاله اسفندیاری، از مدیران بخش خاورمیانهای آن است. براساس اعتراف اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانهای مرکز ویلسون، به دنبال ایجاد یک شکبه ارتباط غیررسمی در ایران برای عملی کردن اهداف براندازی نرم بوده است.
بنیاد سوروس در کنار بنیاد رسانهای رابرت مرداک (امپراتور یهودی رسانههای خبری)، دومین سازمان رسانهای جهان است که بیشترین شبکههای تلویزیونی، خبرگزاریها، سایتها، خبرنامهها و روزنامهها را در سطح جهان مدیریت و هدایت میکند؛ اما تفاوت این است که فعالیت رسانهای مرداک (مردوخ) آشکار است و جسورانه در اداره و خرید شبکههای بزرگی چون فاکس نیوز تا الجزیره و حتی رسانههای آسیای دور ظاهر میشود؛ ولی سوروس بیشتر اصرار دارد مشی نهان را در خرید و هدایت رسانهها ایفاء کند. حضور چشمگیر در هدایت رسانهای قفقاز، آسیای میانه، افغانستان، ترکیه و دیگر کشورهای اطراف ایران بدیهی است که ضرورت کار نهانی را بیشتر گوشزد میکند؛ اما آشکار است که تا سال 2004، تنها 20 موسسه خبری در جمهوری آذربایجان تحت پوشش بنیاد سوروس قرار گرفته بود. اعتراض هماهنگ جمعی از رسانههای این کشور به سفر سال گذشته الهام علیاف به ایران و دیدار وی با رهبر معظم انقلاب و نیز هجمه گسترده خبری رسانههای جمهوری آذربایجان و ترکیه در خصوص تقویت پشتیبانی رسانهای ناآرامیهای اخیر در شمال غرب کشور، هدایت این رسانهها از سوی یک ستاد مرکزی را بیش از پیش محتمل میکند.
رابطه هاله اسفندیاری با بنیاد سوروس
وزارت اطلاعات مدتی پس از دستگیری هاله اسفندیاری در 18 اردیبهشت و تحقیقات از وی، اعلام کرد که اسفندیاری به عنوان یکی از مدیران موسسات مرتبط با سوروس، از تلاش این بنیاد برای اجرای براندازی نرم در ایران پرده برداشته است.
در گزارش وزارت اطلاعات آمده بود: هاله اسفندیاری که مدیر و موسس برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون در آمریکاست، به عنوان مرکز حلقه اتصال ارتباط ایرانیان با سازمانها و نهادهای آمریکایی عمل کرده است.
هاله اسفندیاری تصریح کرده است: فعالیتها و برنامههای مربوط به ایران در برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون، از طریق بنیاد آمریکایی سوروس، حمایت و پشتیبانی مالی شده است.
همکاری اسفندیاری با وزارت اطلاعات موجب شد مدیر و نماینده بنیاد آمریکایی سوروس در ایران (کیان تاجبخش) شناسایی و دستگیر شود. وی در تحقیقات اولیه اظهار کرده است که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال میکند.
به نظر میرسد تحقیقات از اسفندیاری، وزارت اطلاعات را به کیان تاجبخش رسانده است. تصویری که تا پیش از این، از تاجبخش در برخی رسانههای داخلی ارائه شده، تصویر یک کارشناس جامعهشناس شهری و مدرس دانشگاههای ایالات متحده است؛ اما حضور تاجبخش در محافل سیاسی، اجتماعی، رسانهای و فرهنگیای که هیچ فصل مشترکی با یکدیگر از نظر اتصال ماهیت و موضوع ندارند و دعوت نهادهایی چون خانه هنرمندان ایران، انجمن جامعهشناسی ایران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و... از وی، پدیدآورنده گمانهزنیهای تازهای بوده است.
کیان تاجبخش با چاپ کتاب «سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه» در مهر 85 که یک دکترینال اجتماعی، راهبردی و الگویی ساختاری را برای سرمایههای پنهان براندازی نرم صورتبندی میکند و نمونه ایرانی اندیشههای براندازانه فرانسیس فوکویاما را در این حوزه به ادبیات شبه روشنفکری ایران وارد کرده است.
همگام با طرح شبکهسازی و نهادسازی اجتماعی بنیاد جورج سوروس یهودی در ایران، کیان تاجبخش حضور پررمز و رازی در حلقههای فرهنگی و هنری نیز دارد.
بنیاد سوروس در هر کشور، مجموعهای متناسب با همان کشور مشتمل بر فعالیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را با حمایتهای پولی و مالی ارائه میکند.
از اظهارنظرهای عجولانه و تند مقامات کاخ سفید و رسانههای متعلق به آنها، به نظر میرسد این روزها، زمان تعیینکنندهای برای جریان حامی براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران بوده و وزارت اطلاعات این روزها روی نقاط حساس دشمن گذاشته است.
خشم مقامات آمریکایی از دستگیری حلقههای زنجیره بنیاد سوروس در ایران که در دشنامهای دیپلماتیک نمایان شده و فعال کردن همه ابزارهای در دسترس برای آزادی این افراد از وزارت خارجه و دیدهبان حقوق بشر گرفته تا رسانههای وابسته، نشان میدهد دولت جمهوری اسلامی ایران، نقطه امید ایالات متحده را که موفقیت تمام سیاستهایش (از قبیل ایجاد فشار روانی بر مردم و القای ناکارآمدی دولت، خالی کردن صحنه از حضور مردم در بحث هستهای، بزرگنمایی مشکلات معیشتی مردم و تحقیر کردن دستاوردهای اقتصادی، جنجالآفرینیهای صنفی در دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان و القای وجود مشکلات دهشتناک حقوق بشری) معطوف به آن شده بود، کور کرده است؛ چرا که هر کدام از این موارد به وجود شبکهسازیهای اجتماعی و حمایتهای کلان مالی از آنها نیاز داشته است.