آدرین بلومفیلد
طی سالهای گذشته، روابط تونی بلر با ولادیمیر پوتین، به یکسان موجب نیشخند لیبرالها و تندروهای روسی شده است. منتقدان پوتین، بلر را به خاطر روابط گرمش با حاکم خودکامهشان سرزنش میکنند و از نظر تندروهای حامی کرملین هم بریتانیا چیزی بیش از یک ماهواره جاسوسی آمریکایی نیست. هنگام صرف یک نوشیدنی گرجستانی که از سوی روسیه به خاطر روابط گرم تفلیس با غرب تحریم شده است، یک آکادمیسین لیبرال روس به من گفت که از واکنش بریتانیا به مرگ لیتویننکو سردرگم شده است. دادستانی ارشد بریتانیا حدود چهار ماه گزارش اسکاتلندیارد درباره مرک لیتویننکو را مسکوت گذاشت. به نظر او و بسیاری دیگر از همفکرانش، این سکوت نشانه نوعی لاپوشانی و تلاشی مذبوحانه برای حل و فصل قضایا با کرملین بوده است.
او از من میپرسد، چرا هنگامی که نوبت روسیه میرسد دست و پای تونیبلر این همه میلرزد؟ «مگر نمیدانید که روسها فقط برای قدرت احترام قائل هستند.» هنگامی که ولادیمیر پوتین در سال 2000 قدرت را در روسیه به دست گرفت، بلر بیش از هر رهبر غربی دیگری اصول خود را زیر پا گذاشت تا دل او را به دست بیاورد. تنها در هشت ماه نخست ریاست جمهوری پوتین، بلر و پوتین پنج بار با یکدیگر دیدار کردند. هنگامی که آنها سر میز شام یا بازی اسنوکر با هم عکس میگرفتند، آقای بلر گشادترین لبخندش را برچهره میگذاشت. این رفاقت موجب خشنودی کرملین شد. دیگر رهبران اروپایی، به ویژه ژاک شیراک، به تندی و شدت از پوتین به خاطر جنگ در چچن انتقاد کردهاند، اما انگار بلر با پوتین هم عقیده است که چچنیها مشتی تروریست هستند. هنگامی که از بلر درباره گرایشهای استبدادی رهبر روسیه سوال میشد، او با وظیفهشناسی همان جملات خاص کرملین را تکرار میکرد: «روسیه به رهبری قدرتمند نیاز دارد.» روابط بریتانیا و روسیه طی این مدت به شدت شکوفا شد، اما حتی بعضی دیپلماتهای بریتانیایی نیز در خلوت میپرسیدند بریتانیا از این گرما و نزدیکی روابط چه سودی میبرد.
هرچند لبخندها و عکسهای یادگاری سرجای خود باقیماند، اما جوانمردی و معرفت بریتانیا بالاخره تمام شد. در سال 2002، بوریس برزوفسکی که زمانی قدرتمندترین غول اقتصادی روسیه بود، به بریتانیا گریخت. در آن زمان حکومت پوتین مشغول قلع و قمع غولهای سیاسی و اقتصادی دوران یلتسین بود. با توجه به حرف شنوی بلر در اغلب موارد، کرملین با اعتماد به نفس فراوان از دولت بلر خواست تا برزوفسکی را به جرم اختلاس به روسیه بازگرداند. اما اوضاع مطابق پیشبینی روسیه پیش نرفت. یک دادگاه بریتانیایی طی حکمی اعلام کرد که برزوفسکی نمیتواند انتظار برگزاری دادگاهی عادلانه را در روسیه داشته باشد و به او پناهندگی سیاسی اعطا کرد. پوتین که ظاهراً باورش نمیشد بلر نمیتواند برخلاف رای دادگاه عمل کند، به شدت خشمگین شد. هر چند به اعتقاد برخی بلر بدش نمیآمد تا درخواست «رفیق» روسش را برآورده کند، اما اعطای پناهندگی سیاسی به برزوفسکی تا حد زیادی روابط میان دو کشور را شکرآب کرد. دیگر از آن گرمای روابط خبری نبود. در سال 2003، پوتین در یک کنفرانس خبری مشترکی آشکارا ناتوانی آمریکا و انگلیس در یافتن سلاحهای کشتار جمعی درعراق را به سخره گرفت. رهبر روسیه همچنین روابط نزدیکی با گرهارد شرودر صدراعظم آلمان و سیلویو برلوسکونی نخستوزیر ایتالیا برقرار کرد که با خشنودی به روسیه کمک کردند تا بازار انرژی اروپا را قبضه کند. سخنرانی آنتونی برنتون سفیر بریتانیا در روسیه، در یک مجمع سیاسی اپوزیسیون در سال گذشته، بار دیگر خشم کرملین را نسبت به بریتانیا برانگیخت و گناهی نابخشودنی از سوی سفیر شناخته شد. به این ترتیب سفیر بریتانیا و دیگر منافع بریتانیا در این کشور از سرویس روسی بیبیسی، شرکتهای نفتی انگلیسی و... بارها مورد آزار و اذیت شاخه جوانان احزاب حامی کرملین قرار گرفتند. بریتانیا که مثل مشتزنی گوشه رینگ گیر افتاده بود، نمیدانست باید چگونه واکنش نشان دهد و همین بیتصمیمی بر جسارت کرملین افزود.
تصمیم روز گذشته دادستانی ارشد بریتانیا برای تعقیب آندری لوگووی مامور سابق افبیآی به اتهام قتل لیتویننکو، میتواند نشانهای از این امر باشد که بریتانیا هم بالاخره تصمیم گرفته است از خود کمی جزبره به خرج دهد. با این حال بسیاری از روسها، از جمله دوست آکادمیسین من، هنوز قانع نشدهاند. در روسیه عده اندکی باور دارند که لوگووی، اگر واقعاً دستی در این ماجرا داشته باشد، سرخود این کار را کرده باشد. مردم روسیه میخواهند بدانند که مغز متفکر این نقشه چه کسی بوده است؟ بسیاری از افسران سابق اطلاعاتی شوروی سابق و روسیه که اکنون در تبعید به سر میبرند، انگشت اتهام را به سوی کرملین و شخص پوتین میگیرند. اما هیچ یک از این اتهامات قابل اثبات نیست. از نظر بسیاری از مردم روسیه، بریتانیا با درخواست استرداد لوگووی، به کرملین این پیام را داده است که بیش از این ماجرا را پیگری نخواهد کرد تا شاید مسکو اندکی نرم شود. اما بعید به نظر میرسد که کرملین از خود انعطافی نشان دهد. روز گذشته سازمان محیطزیست روسیه تهدید کرد که مجوز بریتیش پترولیوم BP)) برای کار در یک میدان گازی عظیم در سیبری طی چند روز آینده لغو خواهد شد. شل نیز چندی پیش با همین سرنوشت روبهرو و ناچار شد تا کنترل یک میدان نفتی دیگر را به گاز پروم، غول دولتی انرژی روسیه، بازگرداند. شاید بریتانیا بزرگترین سرمایهگذار خارجی در روسیه باشد، اما در این روزها که دولت جسور روسیه کمتر و کمتر به وجهه خود در برابر غرب میاندیشد، به آسانی از صحنه اقتصادی روسیه بیرون رانده میشود. به قول یک تاجر انگلیسی: «مشکل اینجا است که همه کارتها دست آنها است و ما اصلاً کارتی نداریم.»