تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۴۳۴۳۵
گزارشی تحلیلی از اولین مذاکرات رسمی تهران - واشنگتن

دیوار بی‌اعتمادی در بغداد فرو ریخت


چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه ایران داوطلب گفت‌وگو شده باشد و چه آمریکا بیش از چهل بار درخواست کتبی گفت‌وگوی مستقیم داده باشد، در درجه دوم اهمیت قرار دارد چرا که بعد از گذشت حدود سه دهه روابط پرتلاطم بین تهران- واشنگتن بالاخره دو کشور کوتاه آمدند و اولین شکاف را در دیوار بی‌اعتمادی 27 ساله کشور ایجاد کردند. شاید این گفت‌وگو یکی از تاریخی‌ترین گفت‌وگوهای سیاسی بین‌المللی باشد و بعدها تاریخ‌نگاران آن را در کنار دیپلماسی مشهور به پینگ‌پنگ قرار دهند که کمی بعد به دیدار مستقیم مائو و نیکسون روسای جمهور چین و آمریکا منجر شد.

چین و آمریکا در دهه‌های 50 و 60 میلادی روابط پرتلاطم و تنش‌زایی را از سر گذراندند اما نهایتاً در اوایل دهه 80 و بعد از انجام یک مسابقه ورزشی پینگ‌پنگ بین تیم‌های ملی دو کشور زمینه ارتباط سیاسی در سطح بالاتری مهیا شد. از آن زمان اصطلاح دیپلماسی پینگ‌پنگ وارد ادبیات سیاسی جهان شده است و هرگاه دو کشوری که روابط سرد طولانی با یکدیگر داشته‌اند در صدد بهبود این رابطه بر می‌آیند اذهان به سمت دیپلماسی پینگ‌پنگی می‌رود.

دیپلماسی‌ای که نهایتاً باعث شد در سال 1972 میلادی مائو و نیکسون با یکدیگر دیدار کنند و عکس‌های یادگاری آنان زینت‌بخش صفحات اول روزنامه‌ها و رسانه‌های تصویری جهان شد. اما اینک 35 سال بعد از آن ماجرا تحولی مشابه رخ داده و انتظار می‌رود دامنه این تحول به دیدار عالی‌ترین مقامات رسمی ایران و آمریکا منجر ‌شود و روسای جمهور دو کشور در عین تهدیدات لفظی که علیه یکدیگر به کار می‌گیرند سرانجام کوتاه آمده و با یکدیگر گفت‌وگو کنند.

چرا که دیدار مقامات ایران و آمریکا که روز دوشنبه هفتم خرداد ماه به عمل آمد اگرچه در سطح سفیران دو کشور در کشور جنگ‌زده عراق بود اما به هر حال مقدمه‌ای محسوب می‌شود برای فروپاشی دیوار بی‌اعتمادی که 27 سال تمام همواره بر ارتفاع آن افزوده شده و کسی را یارای آسیب‌رساندن به آن نبوده است. شاید این از عجایب روزگار باشد که ایران و آمریکا در عراق و بر سر عراق اولین گفت‌وگوی رسمی و آشکار خود را انجام دادند چرا که هر سه کشور تا همین چند سال پیش دشمن درجه اول یکدیگر به شمار می‌آمدند. عراق و ایران هشت سال با یکدیگر جنگیدند و آمریکا هم با عراق وارد جنگی شد که بالاخره به سرنگونی حکومت 25 ساله بعثی‌ها بر این کشور منجر شد.

روابط ایران و آمریکا هم اگرچه به مرحله جنگ نرسیده است اما هیچ گاه هم حسنه نبود و حتی در پاره‌ای موارد برخوردهای محدود نظامی هم بین دو کشور رخ داده که نمونه آن را می‌توان در حوادث چند ماهه آخر جنگ ایران و عراق پیدا کرد. حمله نیروی دریایی آمریکا به چند ناوچه جنگی ایران و نیز هدف قرار دادن هواپیمای ایرانی ایرباس از جمله آن به شمار می‌رود. در حال حاضر هم روابط دو کشور به خاطر بحران عراق و ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت چندان قابل تعریف نیست و تنش‌ها بیش از هر زمان دیگری در اوج قرار دارد. بنابراین از نگاهی دیگر می‌توان دریافت تحولی اعجاب‌انگیز رخ داده زیرا سیر تحولات تاریخی سه کشور دشمن را به نقطه مشترکی رسانده و نهایتاً هر سه کشور ترجیح داده‌اند به جای پیگیری سیاست‌های خصومت‌آمیز به روش‌های مسالمت‌آمیز رو آورند و این بار شانس خود را برای پیشبرد اهدافشان نه از راه تهدید که از راه تشویق پیش ببرند.

هر سه کشور هم دلایل زیادی برای این کار دارند. پیش از همه کشور عراق قرار گرفته است که به علت شرایط نامتعادل اوضاع داخلی‌اش به دلیل سقوط ناگهانی رژیم بعث این کشور که به رژیم دیکتاتور مطلق مشهور بود، دوره بحرانی و آشوب را طی می‌کند. گروه عرب‌های سنی این کشور که حدود یک سوم جمعیت کشور را تشکیل داده و عمدتاً در مناطق مرکزی و پایتخت این کشور ساکن هستند به عنوان حاکمان دیرباز عراق اکنون موقعیت گذشته را از دست داده‌اند و دو شریک عمده با آنان وارد قدرت شده‌اند.

اکثریت شیعیان و اقلیت 20 درصدی کردهای عراق دو شریک یاد شده هستند که حدود 70 درصد حاکمیت عراق را عهده‌دار شده‌اند. اما کاهش نقش سنی‌ها در حاکمیت عراق بر آنان گران آمده است و گروه‌های سلفی با پشتیبانی برخی کشورهای عربی و گروه القاعده کار را بر حاکمیت عراق دشوار کرده‌اند.

روزی نیست که در عراق بمبی منفجر نشود یا خشونتی به وقوع نپیوندد. تاکنون صدها هزار عراقی کشته شده‌اند و روابط قومی و مذهبی بین اقوام و مذاهب عراقی به خصوص شیعیان و سنی‌ها چندان حسنه نیست.

شاید بتوان گفت عراق اکنون یک دوره جنگ داخلی فرقه‌ای را پشت سر می‌گذارد که در این زمان کشورهای منطقه از جمله ایران برای پایان دادن به چنین وضعیتی می‌توانند تاثیرگذار باشند زیرا ایران کشوری شیعی است و دست کم می‌تواند از نفوذ معنوی‌اش در میان شیعیان عراق استفاده کند و بر کاهش خشونت‌ها تاثیرگذار باشد هر چند عامل اصلی بحران داخلی عراق سنی‌ها هستند زیرا آنان قدرت و نفوذ گذشته‌شان را در حاکمیت عراق از دست داده‌اند و به راحتی حاضر به پذیرش وضع موجود نیستند.

ایالات متحده آمریکا هم که در حال حاضر مسئول اصلی اداره کردن این کشور به شمار می‌آید از مشکلات زیادی در داخل عراق رنج می‌برد.

بخشی از ارتش آمریکا در عراق مستقر است و هر روز آماج حملات نیروهایی قرار می‌گیرند که وارد جنگی نامنظم با ارتش منظم آمریکا شده‌اند. وقوع جنگی نامنظم اوضاع را برای ارتش آمریکا پیچیده کرده است زیرا ارتش آمریکا می‌توانست با طراحی اهداف نظامی در داخل خاک عراق به این کشور حمله نظامی کند و تاسیسات زیربنای اقتصادی و نظامی این کشور را از میان بردارد و حتی کمتر از یک ماه کل این کشور را اشغال کند اما اکنون این ارتش منظم نمی‌تواند با ارتش نامنظمی وارد جنگ مستقیم شود که در جای خاصی مستقر نیست.

در واقع آمریکا پیش‌بینی این روزها را نکرده بود یا اهمیت زیادی برای آن قائل نبود اما اکنون آمریکا هم در عراق در وضعیتی قرار گرفته است که بسیاری لقب ویتنام دوم یا باتلاق عراق به آن داده‌اند. همین شرایط پیچیده عرصه را بر حاکمان نو محافظه‌کار و جمهوریخواه آمریکا سخت کرده است.

فشارها برای خارج کردن ارتش آمریکا از عراق در حال فزونی است و از سوی دیگر اگر آمریکا عراق را ترک کند بدون اینکه این کشور به ثبات سیاسی - امنیتی مناسب رسیده باشد به پرستیژ بین‌المللی آمریکا آسیب وارد می‌کند همانگونه که در جنگ ویتنام هم پرستیژ نظامی و سیاسی آمریکا به شدت آسیب دید. در سوی دیگر ایران قرار دارد. اکنون پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد مفتوح است و تاکنون دو قطعنامه تحریم‌های محدود علیه ایران صادر شده است که احتمال تصویب قطعنامه‌های بعدی هم وجود دارد.

از سوی دیگر برآیند افکار عمومی ایران نشان می‌دهد که دولت محمود احمدی‌نژاد دچار افت شدیدی شده و نارضایتی اقتصادی بسیار بالا است. افزایش 200 تا 300 درصدی قیمت مسکن آن هم در کمتر از چند ماه، افزایش بی‌سابقه قیمت مواد خوراکی و مصرفی و ... وضعیت را بر دولت محمود احمدی‌نژاد تنگ کرده است و انتظار می‌رود این دولت در انتخابات بعدی آرای خود را به شدت از دست بدهد.

در واقع احمدی‌نژاد با شعار بهبود وضعیت اقتصادی بر سر کار آمد اما به خاطر سیاست‌های نادرست اکنون اقتصاد ایران را در حالت نامتعادلی قرار داده است و هرگونه فشار محدودکننده‌ای بر عرصه اقتصاد ایران می‌تواند به بروز حوادث غیرقابل پیش‌بینی منجر شود.

از این رو ایران هم دلایل کافی برای اینکه دست از لجاجت‌های گذشته بردارد را در اختیار دارد. بنابراین سه کشور ایران، عراق و آمریکا یکی به دلیل مشکلات اقتصادی، دیگری به دلیل بحران‌های امنیتی و سومی به خاطر فشار افکار عمومی ناچار از همزیستی مسالمت‌آمیز با یکدیگر شده‌اند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات