تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۹  ، 
کد خبر : ۴۳۴۳۶

تقابل گازی آمریکا با ایران و روسیه


داریوش صفرنژاد

پژوهشگر مسایل اوراسیا و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

در تاریخ شانزدهم آگوست سال جاری 2007 میلادی جمهوری آذربایجان و آمریکا در باکو توافقنامه رسمی تنظیم توجیه فنی - اقتصادی ساخت خط گاز دریای خزر را به امضاء رساندند. در این راستا شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان معروف به سو کار اقدام به عقد موافقتنامه‌ای جهت تعیین قیمت و مواد لازم برای تأسیس خط لوله گاز دریای خزر با سازمان توسعه ایالات متحده آمریکا کرد. بر اساس این پروژه، گاز از آسیای مرکزی از طریق مرزهای جمهوری آذربایجان به اروپا منتقل خواهد شد. در این زمینه، نسخه مقدماتی توجیه فنی - اقتصادی راه‌های ممکن برای انتقال گاز ترکمنستان به اروپا در چهارچوب پروژه INOGATE - lnterstate Oil and Gas Transport to Europe پیش‌تر توسط کنسرسیوم شرکت‌های Ltd Mott Mc Donald انگلستان، management Consultants Kantor یونان، KLC Law Firm یونان و Engineers ASPI Consulting آذربایجان تهیه شده است. در این طرح انتقال گاز از طریق لوله نصب شده در کف دریای خزر، محتمل‌ترین راه برای انتقال گاز عنوان شده است. هزینه ساخت این خط لوله با دبی 22 میلیارد متر مکعب در سال، 5/11 میلیارد دلار پیش‌بینی شده است. کارشناسان غربی شرایط فنی این خط لوله را مقرون به صرفه‌تر از تأسیس خط لوله‌ای شبیه پروژه مسیر آبی از طریق کف دریای سیاه از روسیه به ترکیه می‌دانند، زیرا دریای خزر با عمقی کمتر و شرایط طبیعی بهتر باعث کاهش هزینه اجرای پروژه می‌شود. این خط لوله در آینده به خط لوله جنوب قفقاز که گاز را از منابع زیرزمینی منطقه شاه‌دنیز جمهوری آذربایجان از طریق گرجستان به ترکیه منتقل می‌کند، متصل خواهد شد. بر اساس برنامه‌ریزی انجام شد، احتمال انتقال گاز این سیستم از طریق یونان و بلغارستان به ایتالیا نیز وجود دارد.

 به عقیده کارشناسان، خط لوله گاز قفقاز جنوبی با دبی 20 میلیارد متر مکعب در سال حجم اضافی برای انتقال گاز خواهد داشت که دلیل آن را باید در افزایش احتمالی نیاز آذربایجان به گاز جست‌وجو کرد. علاوه بر این امکان افزایش دبی خط لوله به روش‌های فنی نیز وجود دارد. به این خط لوله گاز در جمهوری آذربایجان خط ترانس خزر و یا خط باکو - تفلیس ارزروم اطلاق می‌شود. اظهارنظر یکی از کارشناسان دست‌اندرکار در جمهوری آذربایجان در این رابطه: ثابت باقراف، رییس اسبق شرکت نفت دولتی جمهوری آذربایجان و رییس فعلی بنیاد حمایت از کارگزاران و اقتصاد بازاری و بخش خصوصی، که یکی از افراد و روسای NGOهای وابسته به جریان غرب و آمریکا در جمهوری آذربایجان محسوب می‌شود، در این رابطه اظهار داشت که، حمایت دولت آمریکا از پروژه‌های ساخت خطوط نفت و گاز دریای خزر می‌تواند باعث کاهش مخاطرات موجود در زمینه اجرای این پروژه‌ها شود. وی در ادامه عنوان نموده که سخن گفتن از مقرون به صرفه بودن این پروژه هنوز زود است، اما اقدام آمریکا جهت عقد این پیمان نشان دهنده توجه دولت آمریکا به این قبیل پروژه‌ها است که می‌توانند ضامن توسعه در منطقه و امنیت انرژی باشند. به عقیده وی، اجرای این پروژه‌ها می‌تواند باعث افزایش توجه سرمایه‌گذاران و مؤسسات مالی به خطوط لوله دریای خزر شود. باقراف در پاسخ به پرسشی در خصوص مسیرهای جایگزین برای انتقال منابع انرژی آسیای مرکزی گفته که مسئولیت انتخاب مسیر بر عهده صاحبان منابع نفت و گاز خواهد بود. وی همچنین در خصوص مشکلات زیست‌ محیطی این پروژه‌ها که روسیه آن‌ها را مطرح کرده بود، اظهار داشته، این مشکلات نباید مانع پیشرفت پروژه‌ها باشد.

نگاهی به استراتژی آمریکا در منطقه دریای خزر:

در روزهای آخر سال، وزارت انرژی آمریکا در ارزیابی خود از بازار جهانی نفت تجدیدنظر کرده و نتیجه‌گیری کرد که موقعیت ذخایر نفت سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه کمتر از مقداری است که قبلاً بر آورد نموده است. همچنین در سه دهه گذشته هیچ‌گاه مقدار ظرفیت اضافی بدون بهره‌برداری در بخش تولید نفت به این مقدار کم نبوده است. اصولاً در سطح کلان، استراتژی آمریکا برای تأمین انرژی در دوره ریاست بوش و با توجه به دخالت دیک ‌چنی در امور نفتی، بر سه پایه استوار است: اول، اجازه دادن به شرکت‌های آمریکایی برای افزایش تولید داخلی آمریکا از طریق کم نمودن مالیات و مجوز حفاری در نقاطی مانند ساحل غربی آلاسکا که قبلاً به خاطر حفظ حیات وحش و مسایل زیست محیطی از این کار جلوگیری شده بود و همچنین خلیج مکزیک. دوم‌، از بین بردن محدودیت‌هایی که باعث محرومیت بازار آمریکا از دستیابی به منافع نفتی کشورهایی مانند، ایران، عراق و لیبی می‌گردد. این کار به وسیله عادی‌سازی روابط با لیبی و اشغال نظامی عراق امکانپذیر شد. در مورد ایران به نظر می‌رسد که مقامات آمریکایی به دنبال کمتر نمودن نقش منابع نفت و گاز ایران در بازار جهانی از طریق محدود نمودن سرمایه‌گذاری‌های کلان در این کشور هستند. ایران از نگاه آمریکا در دریای خزر نباید فعال بوده و نباید خطوط لوله از مسیر این کشور بگذرند، زیرا حضور ایران در صحنه انرژی و عبور آن در خلیج فارس کاملاً همراه با تلسط است و آمریکایی‌ها مایل به حضور ایران در بازار انرژی خزر نیستند. استراتژی آمریکا در منطقه دریای خزر بر اساس دو دسته اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت طراحی شده است. از اهداف بلندمدت آمریکا در اوراسیا، مهار ایران است. ایران فارغ از نوع حکومت آن، یک کشور عمیقاً ژئواستراتژیک است و در تعریف آن گفته‌اند که به لحاظ آن که کشوری با امکان دسترسی به آبهای آزاد است، به سادگی قابل محاصره شدن و چون موانع طبیعی کوهستانی در اکثر مرزهای خود دارد بدون کمک همسایگان قابل حمله نیست و با پیروزی انقلاب اسلامی عنصر اراده نیز به امتیازات ژئوپلتیکی ایران افزوده شده است.

نکته دیگر، نفوذ نظامی آمریکا در منطقه خزر است که به تدریج و با بهانه‌هایی مانند آموزش نیروهای نظامی و یا برگزاری مانورها پیگیری می‌گردد. تاکنون همه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بجز تاجیکستان عضو سازمان مشارکت برای صلح وابسته به ناتو گردیده‌اند. مانورهای مشترک آمریکا، ازبکستان و قزاقستان همه ساله انجام شده و گارد ساحلی قزاقستان در آمریکا آموزش دیده و برخی نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان و مغولستان در برنامه‌های آموزشی در آمریکا شرکت کرده‌اند. علاوه بر آن آمریکا قایقهای گشتی ساحلی به قزاقستان و آذربایجان اهداء نموده و ترکیه نیز یک کشتی جنگی به آذربایجان هدیه کرده است. ضمن اینکه ترکیه به لحاظ نظامی بعنوان فرمانده مرکزی منطقه جنوب شرق ناتو عمل می‌نماید.

نتیجه اینکه:

1- با توجه به اینکه روسیه طی چند سال اخیر در زمینه گاز با کشورهای مختلف در منطقه خزر و دریای سیاه و برخی مناطق دیگر، اقدام به عقد قرارداد و یا اجرای پروژه‌های آنها نموده است و همچین پروژه‌هایی که کشورمان با جمهوری ترکمنستان و ترکیه و همچنین جمهوری ارمنستان و برخی همسایگان دیگر در جهت انتقال گاز به اروپا در دست اقدام دارد به ویژه اجرای پروژه خط لوله ایران - پاکستان و هند، که در نهایت به چین نیز امتداد خواهد یافت، لذا آمریکا‌یی‌ها به منظور عقب‌ نماندن از قافله و به منظور جلوگیری از کمرنگ‌تر شدن حضور و دسترسی‌شان در حوزه گاز در منطقه و کلاً سطح بین‌المللی، رقابت تنگاتنگ و تقابلی جدی را با کشورمان و روسیه آغاز نموده و جدی‌تر از گذشته وارد عرصه شده‌اند.

2- البته موضوع اشراف بر جریان صادراتی انرژی نفت و گاز خزر و ایجاد ترتیبات امنیتی آتی در این منطقه و شکل‌دهی آن بر مبنای خطوط نفت و گاز ایجادی مورد نظر آمریکایی‌ها، مسأله‌ای است که از همان سالهای اولیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری‌های 15گانه وارث و حاصل از آن، آمریکایی‌ها بعنوان یک هدف و آرزو همواره در سر خود داشته و در هر برهه‌ای بدنبال بهانه برای اجرای آن هستند و در این مسیر به تنها چیزی که اصلاً فکر نمی‌شود مسایل اقتصادی و زیست محیطی حاصله از اجرای این طرح‌ها است.

3- در حقیقت ابعاد و جنبه‌های سیاسی و امنیتی و البته آنهم در جهت تحکیم و ریشه‌دار نمودن هر چه بیشتر حضور آمریکایی‌ها در منطقه موضوعی است که بیش از هر چیز و بعد دیگر مدنظر آمریکایی‌ها در پیگیری و انجام این قبیل طرحها و پروژه‌ها بوده و قرار دارد. در این مسیر، شگرد آمریکایی‌ها از دیر باز این بوده که متعاقب حضور در منطقه امکانات و تاسیسات اقتصادی برای خود و شرکتهای تحت پوشش‌شان ایجاد نمایند و پس از اندک مدتی از اجرایی شدن این پروژه‌ها به لطایف‌الحیل و بهانه‌های مختلف نیروهای نظامی خود را به این مناطق گسیل می‌دارند تا به اصطلاح از منافع ملی ایجاد شده خودشان محافظت نمایند.

4- ضمن اینکه نبایستی دخالتهای آمریکایی‌ها و شرکتهای نفتی و حتی چند ملیتی وابسته به آنها را در قالب پیگیری و اجرای کودتای نرم و خزنده در نقاط مختلف دنیا، متعاقب حضور به ظاهر اقتصادی‌شان، در جهت روی کار آوردن عناصر مورد نظر خود در کشورهای مطبوع را از نظر دور بداریم. لذا این موضوع مسأله‌ای است که باید کشورهای حاضر در این منطقه بدان توجه ویژه نموده و به سادگی از کنار آن نگذرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات