گروه سیاسی، زهره آقایانی: با اینکه ولادیمیر پوتین رئیسجمهور کشوری است که اقمارش را سالها است از دست داده و هیبت ابرقدرتیاش فرو افتاده است اما روسیه هنوز عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد است و زرادخانه اتمیاش مقام دومی خود را در جهان از دست نداده و اگر در اقتصاد حرف اول یا دوم جهان را نمیزند اما در علم و تکنولوژی صاحب کرسی معتبر جهانی است و هنگامی که آمریکا مادر بمبهای غیرهستهیی جهان را میسازد او هم میتواند با فاصله نه چندان دوری پدر بمبهای غیرهستهیی جهان را بسازد و یکهتازی آمریکا را حداقل در برخی از زمینهها به چالش جدی بکشاند. رهبر چنین کشوری در اوج مناقشه هستهیی غرب با ایران در اقدامی بیسابقه به عنوان یکی از مهمترین رهبران جهان با همراهی هیاتی بلندپایه به تهران سفر میکند تا پیامهای مختلف و شاید متضادی را به جهان مخابره کند.
اگر او بتواند در این سفر سببساز تحولی بزرگ باشد مقام و منزلت کشورش را در مهمترین نقطه جهان یعنی خاورمیانه ارتقا داده است و اگر به چنین موفقیتی دست نیابد میتواند به تمام مساعی چند سله غرب به سرکردگی آمریکا علیه برنامه هستهیی ایران لطمه بزند اما جمهوری اسلامی هم قدر این موقعیت را خواهد دانست منتها نه در این سطح که امتیاز بزرگی در سطح تعلیق غنیسازی را به گزاف به روسیه نه چندان وفادار اعطا کند. پوتین در تهران مورد استقبال گرم قرار خواهد گرفت تا میزان همراهیاش با جمهوری اسلامی در مصافی دیرپا با غرب محک بخورد.
با این همه اگر پوتین حامل پیام مهمی از سوی اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل به ایران باشد، ادعای غلبه حاشیه بر متن اجلاس سران کشورهای ساحل دریای خزر اغراقآمیز نیست. در همین رابطه و در پاسخ به سوال میزان اهمیت حضور رهبر روسیه در تهران الهه کولایی معاون دبیر کل جبهه مشارکت به زوایای مختلف این سفر میپردازد و در پاسخ به این سوالها میگوید: ایران و روسیه دو کشوری هستند که بعد از فروپاشی شوروی سابق همچنان روابط بسیار پراهمیتی را تجربه میکنند. در واقع دو کشور به دلیل همجواری و پیوندهای گوناگون نیاز به توسعه روابط خود در عرصههای گوناگون را به طور فزاینده مورد توجه قرار دادهاند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه از منظر نیازهای ایران و توانمندیهای روسیه و نیز از منظر نیازهای روسیه و توانمندیهای ایران میتوان ابعاد این روابط را مورد تحلیل قرار داد، توضیح میدهد: هر دو کشور ظرفیتهای بسیار مناسبی برای تعیین نیازهای یکدیگر دارند که رهبران هر دو کشور آن را به خوبی مورد توجه قرار دادهاند اما این توجه عملاً در عرصههای سیاسی تمرکز یافته و در دیگر عرصهها از توجه لازم و مناسب برخوردار نبوده است.
کولایی میافزاید: هر چند این روابط در طول سالهای بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فراز و نشیب قابل توجهی را شاهد بوده ولی به دلیل تقویت نگرشهای ملیگرایانه و اقتدارگرایانه در روسیه و افزایش شکاف بین این کشور با غرب به ویژه با آمریکا از یک سو و از سوی دیگر افزایش نگرانی بینالمللی به ویژه از سوی اردوگاه کشورهای غربی به ایران و حتی وابستگان منطقهیی آنها شاهد تقویت نگرش مثبت نسبت به این روابط در سالهای اخیر بودهایم. نماینده مجلس ششم در نتیجهگیری خود تصریح میکند: بنابراین فارغ از اراده سیاسی رهبران دو کشور ایران و روسیه منافع بسیاری را برای دسترسی یکدیگر در اختیار دارند که در سالهای اخیر برای بهرهبرداری از آن تلاش فزایندهیی صورت گرفته است. قرار گرفتن این دو کشور در کنار دریای مازندران عامل مهم دیگری است که ضرورت همکاری دو کشور را برجستهتر ساخته است به ویژه آنکه آمریکا به روشنی مهار و عقب راندن روسیه را از این حوزه در برنامه کار خود قرار داده است.
به گفته کولایی در شرایطی که دیدگاههای روسیه و آمریکا تفاوتها و حتی تعارضهای روشنی را نشان میدهد، حضور ولادیمیر پوتین در تهران فرصتی بسیار مناسب برای این کشور در عرصه تعامل آن با ایالات متحده ارائه خواهد کرد.
این استاد دانشگاه به مزایای این سفر برای پوتین اشاره کرده و عنوان میکند: بنابراین این سفر در شرایطی که اختلافات روسیه با آمریکا و برخی از کشورهای بزرگ اروپایی میتواند برای روسیه مزایای قابل توجهی راه به همراه آورد، اما همین دیدار که با توجه به برنامهریزیهای پیشین و سفرهای انجام نشده پیشین صورت خواهد گرفت با توجه به تحولات منطقهیی و بینالمللی و ملاحظات و منافع روسیه در این چارچوب میتواند مورد تحلیل قرار بگیرد.
به رغم شرایط جهانی (در سطح منطقهیی و فرامنطقهیی) به هر حال ایران و روسیه دو کشور همسایهیی هستند که عوامل متعددی ضرورت توسعه روابط آنها را در عرصههای گوناگون شکل داده است. با این همه و با توجه به اهمیت این سفر باید دید آمریکا و غرب برای ممانعت از این سفر طی زمان باقی مانده تا برگزاری اجلاس آیا تلاشی خواهند کرد؟ خصوصاً اینکه به نظر میرسد مواضع ایران با این سفر تقویت خواهد شد. کولایی در این خصوص میگوید: ضرورتاً نباید تصور کنیم سفر ولادیمیر پوتین به ایران موجب تقویت مواضع ایران خواهد بود ضمن اینکه مزایای قابل توجهی همراه خواهد داشت ولی مساله حقوق و تکالیف کشورهای ساحلی دریای خزر نه در نشستهای سران بلکه در فرآیند چانهزنی و بده و بستانهای دیپلماتیک شکل میگیرد.
او معتقد است: روند تحولاتی که تاکنون در خصوص رژیم حقوقی این دریاچه صورت گرفته است نشان میدهد روسیه به هیچ وجه در پی تامین خواستهها و نیازهای ایران نبوده و در این حوزه رفتار خود را تنظیم نکرده است. در واقع همانند همه کشورهای جهان روسیه نیز منافع خود را در این حوزه ملاک و محور فعالیتهایش قرار داده و بنابراین سفر پوتین به تهران میتواند اساساً دستاوردی برای روسیه در رفتار مستقل خود در قبال غرب به ویژه آمریکا در شرایط کنونی تحلیل شود.
به گفته این کارشناس امور بینالملل در طول سالهای بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مساله ایران همواره یکی از مباحث مذاکرات رهبران آمریکا و شوروی را شکل داده است بنابراین این بار نیز روسها با استفاده از شرایط در پی افزایش مزایای خود حرکت میکنند.
انتظار میرود با توجه به عملکرد روسیه، این کشور برای انجام این سفر امتیازاتی را از ایران طلب کند. باید دید در صورت صحیح بودن این پیشبینی این امتیازات چه خواهد بود؟
کولایی در این زمینه میگوید: «در طول سالهای گذشته نه تنها روسیه بلکه کشورهای دور و نزدیک امتیازات بسیاری را از ما طلب کرده و به دست آوردهاند. این برای ما که در فضای پرتلاطم جامعه بینالملل با استفاده از همه امکانات و ظرفیتهای داخلی و تواناییهای دیپلماتیکی که کسب کردهایم امکان افزونخواهی را از میان برداریم نمیتوانیم از کشورهای دیگر انتظار داشته باشیم ملاحظه منافع ما را در رفتارها و کنشهای در خود در نظر داشته باشند.»
بالاخره همچنان این سوال خودنمایی میکند که در مجموع آیا این سفر انجام خواهد شد یا خیر؟ به عقیده کولایی در عالم سیاست بهتر است پیشگویی نکنیم اما با توجه به نکاتی که اشاره کردم کشورها در جهان امروز در تنظیم رفتاری بیش از هر چیز به سود و زیان رفتار خود توجه میکنند و از آنجا که هر لحظه این تحولات در جهان در حال شکل گرفتن است، چنانچه برای روسیه مزایای بیشتری از این حضور ارائه شود نباید تردید داشته باشیم در اینکه روسیه نیز بر اساس به دستآوری منافع بیشتر عمل کند.
داوود هرمیداس باوند در همین راستا میگوید: ولادیمیر پوتین پیشتر و در دوره ریاست جمهوری خاتمی در اولین اجلاس رسمی سران کشورهای ساحلی دریای خزر در اردیبهشت 1381 که به پیشنهاد نیازاف رئیسجمهور ترکمنستان و موافقت سایر کشورها در عشقآباد پایتخت ترکمنستان برگزار شد، شرکت کرده بود. این استاد دانشگاه میافزاید: روسیه از نظر تاکتیکی ظاهراً تمایلی به همکاری با ایران دارد اما به جهت استراتژیک قویاً همراه با آمریکاست. چنانچه روسیه و چین در قطعنامههای 1737 و 1748 شورای امنیت همراه آمریکا بوده و به اتفاق آرا به قطعنامهها رای مثبت دادند.
به گفته باوند روسیه به هیچ وجه مایل نیست ایران به سلاح هستهیی دسترسی داشته باشد بلکه در مورد رابطه با ایران خواهان نوعی تعدیل است اما در فرآیند نهایی روسیه تا به حال همراه آمریکا بوده و به ظن غالب در قطعنامه سوم نیز که قرار است در ماه دسامبر مطرح شود روسیه همراه شود روسیه همراه آمریکا و کشورهای اروپایی غربی عمل خواهد کرد.
وی در خصوص تقویت موضع ایران با سفر پوتین به تهران توضیح میدهد: با سفر پوتین به ایران موضع ایران تقویت نخواهد شد چرا که این اجلاس با موضوع دریای خزر برگزار میشود و بحث در همین محدوده است اما از نظر روانی و تبلیغاتی حضور روسای کشورهای ساحلی دریای خزر از جمله روسیه ممکن است بحثهای فراتر از خزر و مسائل منطقه و عراق مطرح شود.
وی در زمینه امتیازهایی که ممکن است در جریان این سفر به ایران تعلق بگیرد، میگوید: امتیازات روسیه به ایران شامل تعاملات تجاری چه از لحاظ تسلیحات و چه اقتصادی خواهد بود. به هر حال روسیه از نظر تاکتیکی سعی در همکاری با ایران دارد.
روسیه اما به گفته باوند در مورد بوشهر سیاست تاخیر و تعلل را پیش گرفته است و در این خصوص اظهارنظرهای ضد و نقیضی را مطرح کرده است. از یک سو مدعی شدهاند که این تاخیر بر دلیل عدم پرداختهای به موقع ایران است ولی از سوی دیگر برخی شخصیتهای دیگر روسیه اظهار میدارند به موجب قطعنامه شورای امنیت این نوع ارتباطات ممنوع شده است. بنابراین به عنوان پایبندی به قطعنامهها روسیه آمادگی اجرای تعهدات خود را ندارد و گهگاهی اعلام میکنند که روسیه تعهداتش را انجام خواهد داد و این رفتار ضد و نقیض دائم در حال تکرار است.
اما این سوال باقی است که در قبال سفر پوتین قبل و بعد از آن آمریکا چه رفتاری خواهد داشت و آیا آمریکا برای ممانعت از سفر پوتین به ایران حاضر است امتیازاتی به روسیه بدهد و اگر این سفر صورت گرفت مواضع آمریکا نسبت به ایران تضعیف نخواهد شد؟
ابراهیم متقی کارشناس امور بینالملل یکی دیگر از مصاحبه شوندگان است که در پاسخ به این سوالها میگوید: سفر پوتین به ایران جنبه نیمه نمادین دارد. از یک سو روسها اختلافات بسیار جدی با آمریکاییها در ارتباط با فضای سیاسی روسیه و همچنین استقرار سیستمهای ضدموشکی آمریکا در اروپا دارند. از طرف دیگر نگرش روسیه در جهت مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکا و همچنین اقدامات پرشتاب آن کشور در منطقه خاورمیانه سازماندهی شده. متقی در توضیح خود میگوید: طی سالهای گذشته عموماً اروپاییها تلاش داشتهاند تا فضای روابط خود را با ایران و آمریکا به گونهیی موازنهیی کنند که از یک سو ایران به قابلیتهای استراتژیک دست پیدا نکند و از طرف دیگر محدودیتهایی را در برابر فشارهای عملیاتی و استراتژیک آمریکا به وجود آورند. از سوی دیگر باید روی این موضوع تاکید داشت که اگر چه سفر پوتین به تهران یک موضوع جدیدی در روابط ایران و روسیه بعد از انقلاب محسوب میشود اما این سفر هیچ گونه تاثیر تعیین کنندهیی در روابط استراتژیک ایران و روسیه به جا نخواهد گذاشت. به گفته این دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران، روسیه سالها است نیروگاه بوشهر را در جهت ترمیم و راهاندازی قرار داده است اما هیچ گاه فضای نهایی سازی بوشهر را فراهم نکردهاند.
به این ترتیب یکی از بحثهای جدی مقامات رسمی ایران و پوتین در تهران بحث نیروگاه بوشهر خواهد بود. از سوی دیگر مسائل دیگری وجود دارد که باید در چارچوب اجلاسیه کشورهای حوزه دریای خزر مورد توجه قرار داد. متقی به انتقاد روسها از سیاستهای موجود در ارتباط با همکاریهای منطقهیی ایران با کشورهای ترکمنستان و آذربایجان اشاره کرده و عنوان میکند: آنها اعتقاد دارند که باید ایران قبل از اینکه رژیم حقوقی دریای خزر را سازماندهی کند سطح روابطش را با این کشورها در فضای همکاری جویانه قرار دهد یعنی اینکه ایران به عنوان حد واسط کشورهای حوزه آسیای مرکزی و قفقاز قبل از اینکه به رژیم حقوقی توجه کند باید نوع ارتباط خود را پیرامون چگونگی بهرهبرداری از حوزه دریای خزر با این دو کشور سازماندهی کند. او چنین نتیجه میگیرد: بنابراین این سفر برای هر دو کشور اهمیت جدی خواهد داشت. اما به دلیل فضای بینالمللی که وجود دارد و همچنین محدودیتهایی که آمریکاییها برای روسها ایجاد میکنند و از همه مهمتر اینکه خود روسها هم به هیچ وجه تمایلی به افزایش قدرت استراتژیک ایران ندارند بنابراین انجام این سفر نمیتواند تنگناهای موجود امنیتی ایران را در ارتباط با فضای منطقهیی و بینالمللی ترمیم کند. این کارشناس به این نکته اشاره میکند که الگوی رفتار روسها با آمریکا و ایران و همچنین کشورهای حوزه دریای خزر در فضای چندجانبهگرایی غیرموثر سازماندهی شده. یعنی اینکه آنها تمایلی به ارتقای موقعیت و قدرت استراتژیک ایران نخواهند داشت. اگرچه آمریکاییها همچنین نشانههایی را به آنها گوشزد خواهند کرد. متقی سفر پوتین به تهران را حتمی میداند و میگوید: نباید شک داشت که پوتین به ایران خواهد آمد؛ نباید شک داشت که پوتین به ایران خواهد آمد؛ به رغم تفسیرهای خاصی که وجود دارد این سفر انجام خواهد شد.
سفر سارکوزی و همچنین خانم رایس ممکن است بیانگر این باشد که آنها پیامهای خصومت آمیزی را خواسته باشند برای انتقال به ایران به دولت روسیه منتقل کنند. یعنی سفر پوتین به تهران تا حد زیادی قطعی است اما پوتین در ایران چه پیامی را و چه مواضعی را اتخاذ میکند، آن یک مساله کاملاً متفاوت است.