در دنیای امروز دستیابی و برخورداری از دانش هستهای، از مؤلفههای توسعه قلمداد میشود. اهمیت این دانش نه تنها در تأمین انرژی، بلکه در بسیاری از مسایل اقتصادی، صنعتی و حتی پزشکی، قابل تأمل است. بسیاری از آگاهان سیاسی بر این امر تأکید دارند در دنیای امروز، برخوردار نبودن از دانش و فناوری هستهای به معنای عدم توسعهیافتگی و همچنین عقبماندگی کشورها در روند رو به رشد صنعت جهانی است. بررسیها نشان میدهد اکنون بسیاری از کشورها، حتی کشورهای کوچک در آفریقا، به دانش هستهای به عنوان بخشی از توسعه و نیز تأمین کننده انرژی، روی آوردهاند. مهمتر آنکه، برخی قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز برای ساخت نسل دوم و سوم راکتورهای هستهای فعال شدهاند که این خود بیانگر اهمیت دستیابی کشورها به دانش هستهای است.
نکته قابل تأمل در گرایش کشورها به مسایل هستهای، رویکرد کشورهای خاورمیانه و در بعد وسیعتر کشورهای اسلامی به این مهم است. هم اینک در حالی که ایران اسلامی به دانش هستهای بومی دست یافته، بسیاری از کشورهای عربی نظیر عربستان، مصر، اردن، عمان، یمن، بحرین، قطر و ... بر اصل گرایش به دستیابی به دانش هستهای تأکید کردهاند. در سطحی کلانتر، کشورهای اسلامی در اقصی نقاط جهان نظیر کشورهای شرق آسیا، کشورهای آسیای میانه و قفقاز و ممالک اسلامی در آفریقا نیز به این مهم اذعان کردهاند.
تحولات منطقه در خاورمیانه و عملکرد بازیگران خارجی از یک سو و تمایلات کشورهای اسلامی برای اتحاد فراگیر از سوی دیگر، اکنون این نظریه را در ذهن ایجاد میکند که جهان اسلام میتواند به عنوان مؤلفهای از اقتدار و اتحاد، از دانش هستهای برخوردار شود. اکنون چند اصل اساسی در تحولات خاورمیانه و جهان به چشم میخورد که کالبد شکافی آنها، اصل همگرایی هستهای کشورهای خاورمیانه و در بعد وسیعتر، جهان اسلام را الزامآور میسازد:
1- با وجود جنجال آفرینیهای غرب و رژیم صهیونیستی، کشورهای منطقه و ممالک اسلامی در سراسر جهان، فعالیتهای هستهای ایران را صلحآمیز دانسته و حتی خواستار بهرهگیری از این تجربیات برای فعالیتهای هستهای خود شدهاند. تهران نیز بارها آمادگی خود را برای همگرایی هستهای با کشورهای منطقه و جهان اسلام در مصارف صلحآمیز، اعلام داشته است.
2- آمریکا و غرب تلاش دارند تا از گرایش کشورهای خاورمیانه به دانش هستهای به عنوان بهانهای برای کسب درآمدهای اقتصادی، حضور بیشتر در منطقه با عنوان به اصطلاح تأمین امنیت و جلوگیری از فاجعه هستهای، توجیه حفظ سلاحهای هستهای رژیم صهیونیستی، تهدید دانش فعالیتهای ایران که سایر کشورها را به سمت هستهای شدن سوق میدهد، اختلافافکنی در منطقه با موضعگیری دوگانه در قبال فعالیتهای هستهای ایران و اعراب و... بهرهبرداری کنند. این در حالی است که ملتها و حتی دولتهای منطقه بر بومی بودن دانش هستهای و مقابله با سوء استفادههای غرب از خواستههای هستهای خود، تأکید دارند.
3- قدرتهای بزرگ برآنند تا در دنیای انرژی امروز، انحصار در بخش گاز و نفت و انرژی اتمی را حفظ کنند. تحرکات آمریکا در عراق و آفریقا و نیز سیاستهای مسکو در استیلا بر ذخایر گازی منطقه و جهان و نیز تأکید بسیاری از قدرتها بر انحصار سوخت هستهای، شاهدی بر تلاش آنها در انحصاری ساختن انرژیهای جهان است.
4- از اصلیترین هدفهای جهان اسلام، دستیابی به اتحاد و انسجام فراگیر است که تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... را در بر میگیرد. در این میان، کشورهای اسلامی با در اختیار داشتن بخش عمدهای از انرژیهای نفت و گاز جهان، میتوانند از مسأله انرژی به عنوان ابزاری برای اتحاد و نیز حضور فعالتر در معادلات جهانی برخوردار شوند.
با عنایت به آنچه از شرایط حاکم بر خاورمیانه و جهان ذکر شد، اکنون این مهم مطرح میشود که کشورهای اسلامی برای تحقق آرمانهای خود بویژه مقابله با توطئههای دشمنان، میتوانند از دانش هستهای به عنوان مؤلفهای از انسجام اسلامی برخوردار شوند. به دیگر سخن، میتوان گفت جهان اسلام با تشکیل «اوپک هستهای اسلامی» میتواند از ظرفیتهای اعضای خود برای دستیابی به دانش روز دنیا و بهرهگیری صلحآمیز از آن، بهرهبرداری کند. کشورهای اسلامی با گرایش به این اصل، دیگر برای اجرای اهداف صلحآمیز هستهای هیچ نیازی به غرب نداشته و همگرایی دانشمندان هستهای آنها میتواند تحقق بخش اهدافشان باشد. این ایده میتواند قطبی هستهای را در جهان ایجاد کند که بر خلاف غرب، صرفاً در چارچوب صلحآمیز فعالیت میکند. اهمیت تشکیل «اوپک هستهای اسلامی» زمانی بیشتر میشود که آمار نشان میدهد اکثر کشورهای اسلامی از ذخایر نفت و گاز برخودارند؛ امری که سبب میشوند تا جایگاه ویژهای برای آنها در انرژیهای جهان ایجاد شود. در شرایطی که قدرتهای بزرگ برای انحصار در بخش انرژی و استعمار سایر کشورها در این امور فعالیت میکنند، کشورهای اسلامی با تشکیل اوپک نفتی و گازی و حرکت فعال و منسجم در مسیر دستیابی به «اوپک هستهای اسلامی»، میتوانند ضمن مقابله با عملکردهای غرب، به قدرتی جهانی مبدل شوند که نه تنها تأمین کننده نفت و گاز جهان باشند، بلکه در تأمین سوخت هستهای نیز قدرتی جهانی به شمار آیند که تحت یک نهاد با مرکزیت واحد فعالیت کنند.
کشورهای اسلامی با محور قرار دادن سازمان کنفرانس اسلامی و تشکیل کمیتهای واحد برای تعامل میان دانشمندان هستهای، برای دستیابی تمام کشورهای اسلامی به دانش هستهای میتوانند فعال گردند، در حالی که راهی واحد برای بهرهگیری صلحآمیز از دانش هستهای را میپیمایند. این رویکرد هستهای در حالی که توسعه تمام جهان اسلام را به همراه دارد، موجب انسجام بیشتر آنها در معادلات جهانی میشود که در نهایت آنها را به قطب انرژیهای نوین جهانی مبدل خواهد ساخت.
اکنون این امر برای تمام کشورها مسلم گردیده که بدون دانش هستهای، با وجود داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز، نمیتوان در معادلات انرژی و روند توسعه حضور یافت و لاجرم باید در مسیر هستهای شدن قرار گرفت. در این شرایط، کشورهای اسلامی که همواره از توطئهها و کارشکنیهای غرب لطمه دیدهاند، شایسته است دانش هستهای خود را در انسجام با یکدیگر جستجو کنند و با تشکیل کمیتههای مشترک هستهای، در راستای تحقق اهداف خود گام بردارند. مسلماً در این میان، تجربه کشورهایی نظیر ایران که به دانش صلحآمیز هستهای بومی دست یافته، میتواند راهنمایی برای سایر کشورهای اسلامی باشد؛ چنانکه تهران بارها تأکید کرده است حاضر به انتقال دانش هستهای خود به سایر کشورهای اسلامی است و ملتهای مسلمان نیز ایران را به عنوان الگویی مثبت برای دستیابی جهان اسلام به دانش هستهای شناخته و به همگرایی با تهران برای دستیابی به این مهم تأکید کردهاند.