گروه سیاسی، نیلوفر منصوریان: رئیسجمهوری روسیه امشب برای نخستین بار جامه سفر به تهران را در بر میکند تا راهی سرزمینی شود که این روزها در هوای پاییزیاش سایه سنگین پرونده هستهییاش را به دوش میکشد. بهانه اولین سفر ولادیمیر پوتین به ایران اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر است که قرار است فردا 24 مهر ماه در تهران با حضور پنج کشور ساحلی دریای خزر برگزار شود. اما بیتردید موضوع خزر و مسائل حاشیهیی این دریا که از سالها پیش محور مذاکرات مقامات ایرانی و روسی بوده به تنهایی دلیل اهمیت سفر رئیس جمهوری روسیه به ایران نیست. این سفر از آن رو برگی مهم در تاریخ روابط دیپلماتیک تهران و مسکو به شمار میرود که پرونده هستهیی ایران مطابق وعده دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اعضای گروه 1+5، آخرین روزهای شمارش را برای تصمیم دوباره اعضای شورای امنیت جهت صدور قطعنامهیی سختتر انتظار میکشد و مسکو در این میان نقش میانه و معتدلی را در بین اعضای شورای امنیت ایفا میکند. با این احتساب سفر رسمی و به عبارت بهتر نخستین سفر ولادیمیر پوتین به ایران طی 8 سال دوران ریاست جمهوریاش که سال آینده میلادی پایان مییابد، تمام توجهات را به خود جلب کرده است. در این بین هر چند دریای خزر بهانه سفر پوتین به تهران است اما همگان بر این باورند که نتیجه سفر او در بحبوحه بحران هستهیی که ایران با آن دست و پنجه نرم میکند، راه را برای اتخاذ تصمیم نهایی اعضای شورای امنیت از جمله روسیه در قبال ایران هموار خواهد کرد.
زمزمه سفر رئیسجمهوری روسیه به ایران پس از بازگشت محمود احمدینژاد رئیسجمهوری از نشست شانگهای به تدریج تبدیل به یک خبر رسمی شد و رئیسجمهوری اعلام کرد که در حاشیه نشست شانگهای از پوتین برای سفر به ایران و حضور در اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر دعوت به عمل آمده است. حال چنانچه رویدادی خاص برنامه نخستین سفر ولادیمیر پوتین به ایران را به هم نزند او 24 مهر ماه میهمان ایران خواهد بود. هر چند خزر و تقسیم آن به دلیل اهمیت پرونده هستهیی ایران طی چند سال گذشته به موضوعی فراموش شده در میان پوشههای کاری سیاست خارجی ایران مبدل شد، اما اهمیت آن کمتر از پرونده هستهیی نیست. اگر فعالیتهای هستهیی ایران با ملی شدن صنعت نفت قیاس میشود، بیتردید بحث دریای خزر و چگونگی تقسیم آن میان پنج کشور ساحلی این دریا نیز با منافع ملی ایران گره خورده است و این موضوعی است که نباید در کنار سفر پوتین به تهران به بایگانی حافظه دولتمردان نهم سپرده شود. بسیاری بر این باورند که موضوع چگونگی تقسیم خزر میان ایران و روسیه در جریان نشست 24 مهر ماه کشورهای ساحلی خزر میتواند تحتالشعاع چانهزنی با قدرتهای بزرگ به نمایندگی روسیه بر سر پرونده هستهیی ایران قرار گیرد.
ایران و چهار کشور ساحلی خزر (روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان) بر سر چگونگی تقسیم این دریا از سطح، منابع و ساحل اختلافات بنیادینی با یکدیگر دارند. هر چند در اجلاس وزرای خارجه این پنج کشور که سیام خرداد ماه در تهران برگزار شد، وزرا کار بر روی پیشنویس کنوانسیون رژیم حقوقی خزر را مورد بررسی قرار دادند، با این حال این موضوع هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است.
به گفته کارشناسان مسائل بینالمللی امنیت شدن نگاه ایران به دریای خزر به دلیل اعمال فشار آمریکا به کشورهای ساحلی خزر یکی از دلایل به نتیجه نرسیدن گفتوگوهای سران کشورهای حاشیه خزر است. چند سال قبل وقتی بحث بر سر تقسیم خزر آغاز شد، مقامات ایران بر سهم ایران از دریای خزر تاکید میکردند؛ سهمی که به پیش از تجربه اتحاد جماهیر شوروی باز میگشت. پس از آن بحث تقسیم خزر به 20درصد برای ایران مطرح شد که ظاهراً این درصد نیز هنوز کامل محقق نشده است و مسئولان جمهوری اسلامی ایران اگر چه همچنان از سهم ایران از تقسیم خزر سخن میگویند، اما در مقابل سهم 13 درصدی این دریا سکوت اختیار کردهاند. بیتردید اختلافات دیرین ایران و آمریکا با یکدیگر که این روزها عراق و پرونده هستهیی ایران هم به آنها افزوده شده است و همراهی کشورهای ساحلی خزر با واشنگتن به دلیل منافعی که از ارتباط با آمریکا دارند، در به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران و این کشورها بر سر تقسیم دریای خزر موثر بوده است. اما در این بین روسیه حکایت دیگری دارد.
عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد و نقش دوپهلویی که تاکنون در خصوص پرونده هستهیی ایران ایفا کرده است از یک سو و سهمی که از تقسیم خزر به دست خواهد آورد، اهمیت سفر ولادیمیر پوتین به ایران را بیشتر میکند. با این تفاسیر میتوان چنین برداشت کرد که دو موضوع دریای خزر و پرونده هستهیی ایران با یکدیگر عجین شده است و پازل تعیین درصد سهم کشورهای حاشیه خزر با نتیجه مذکرات پوتین در ایران تکمیل میشود. اما چگونگی تقسیم خزر تنها موضوعی نیست که با پرونده هستهیی ایران و سفر رئیس جمهوری روسیه به تهران درهم تنیده شده است.
نیروگاه اتمی بوشهر و تاخیر روسها در راهاندازی و تکمیل این نیروگاه موضوع دیگری است که در سفر ولادیمیر پوتین به ایران قرار است مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هر چند پوتین برای گفتوگو درباره خزر راهی تهران میشود، اما خبرها حکایت از این دارد که تهران و مسکو در دیدار رئیسجمهوری روسیه از ایران توافقنامهیی را بر سر زمان نهایی راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر بار دیگر امضا خواهند کرد. پروژه راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر قریب به ده سال قبل توسط روسها آغاز شد، اما به رغم وعدهها مکرر مقامات این کشور، راهاندازی و تکمیل آن به تعویق افتاده است. مسکو طی ده سال گذشته هر بار به بهانههای مختلف و این بار نیز به بهانه عدم پرداخت بدهیهای ایران به شرکت «اتم استروی اکسپورت» از زیر بار تعهد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر شانه خالی کرده است؛ بهانهیی که بارها از سوی ایران تکذیب و حتی رفع شده است.
طبق آخرین توافق رسمی تهران و مسکو که سال گذشته به امضا رسید، نیروگاه بوشهر باید آذر ماه سال جاری آغاز به کار میکرد، با این حال مقامات شرکت «اتم استروی اکسپورت» روسیه طی ماههای گذشته بارها اعلام کردهاند که نیروگاه اتمی بوشهر به دلیل مسائل فنی و مالی آماده راهاندازی نخواهد بود. اما مسئولان ایرانی نظرات خوشبینانهیی در این خصوص دارند. آنها بر این نظرند که نیروگاه در موعد مقرر تکمیل میشود. آنها حتی با ارائه توضیحاتی درصدد رفع اتهام کارشکنی روسیه و عدم اجرای تعهداتش در قبال تهران هستند. توضیحاتی مبنی بر اینکه بر هم خوردن توافقات روسیه به کشورهای ثالثی که با این کشور برای ارائه تجهیزات نیروگاه بوشهر قراردادهایی داشتند، دلیل اصلی عدم اجرای تعهدات روسیه در قبال ایران یا ذکر این نکته که روسیه ساخت این تجهیزات را خود به عهده گرفته است و لذا این امر چند ماهی زمان میبرد. اما در مقابل این توضیحات، تفاسیر و حکایتهای دیگری هم وجود دارد؛ تفاسیری که بیشتر به واقعیت تاخیرهای روسیه در راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر نزدیک است. اگر باور کنیم که تا نیمه دوم دهه هفتاد این تاخیر ناشی از مشکلات فنی بود، این بار هم باید بدون هیچ انکاری بپذیریم که روسیه به دلیل پرونده هستهیی ایران از تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر شانه خالی میکند. هر چند روسیه طی تمامی دو سال گذشته که پرونده هستهیی ایران در پیچ و خم قطعنامههای پیدرپی شورای امنیت سازمان ملل گرفتار بود، نقشی معتدل و نرمتر از آمریکا و کشورهای اروپایی را اتخاذ کرده است، اما این تنها ظاهر ماجرا است، چرا که در صورت عدم تامین منافعش از این رهگذر بلافاصله در موضعی همگام با آمریکا و متحدان اروپاییاش قرار خواهد گرفت.
اینجا است که کارشناسان بارها بر نامطمئن بودن این شریک تجاری ایران و مسئول اجرای پروژه نیروگاه اتمی بوشهر تاکید کردهاند و عدم عمل به تعهدات مسکو در قبال تکمیل این نیروگاه را آن هم درست در زمانهایی که پرونده هستهیی ایران در شرایط بحرانی قرار میگیرد، دلیلی بر این ادعای خود عنوان میکنند.
گویا مسکو از ورای عدم تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر درصدد اعمال فشار بر ایران برای پذیرش خواستههای جامعه جهانی مبنی بر تعلیق فعالیتهای هستهییاش است.
با این وجود مقامات جمهوری اسلامی ایران هر بار به قول و وعده روسها در این خصوص اعتماد میکنند و بر همین اساس پرونده نیروگاه اتمی بوشهر نیز نیمه تمام باقی مانده است.
از سوی دیگر اگر چه روسیه بر اعمال روشهای ملایمتر در قبال تهران تاکید میکند، اما به هنگام تصویب قطعنامههای شورای امنیت هیچ گاه از صف آمریکا و متحدانش برای اعمال فشار به ایران عقبنشینی نکرده و در نهایت همسو با آنان عمل کرده است.
بسیاری بر این باورند که اگر منافع روسیه در پروژه نیروگاه اتمی بوشهر نبود، این کشور هیچ گاه خواستار خروج این نیروگاه از دایره تحریمهای بینالمللی نمیشد. با این حال خروج نیروگاه اتمی بوشهر از دایره قطعنامههای تنبیهی شورای امنیت سازمان ملل، تکمیل آن را در چرخه بازیهای سیاسی کاخ کرملین گرفتار کرد، بازییی که تا امروز هنوز ادامه دارد.
حال خبرها از امضای توافقنامه جدیدی بین تهران و مسکو برای راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر در سفر ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه به ایران حکایت دارد.
اما بیگمان امضا و تعهد به این قرارداد احتمالی نیز باز به پرونده هستهیی ایران و چگونگی پیشرفت گفتوگوهای پوتین با مقامهای ایرانی در این باره مرتبط خواهد بود. مسکو تاکنون بارها با سفر مقاماتش به ایران و یا سفر مقامات ایرانی به این کشور درباره نتیجه توجه نکردن به قطعنامههای سازمان ملل هشدار داده است و شاید به دلیل عدم توجه تهران به این هشدارها از نیروگاه اتمی بوشهر به عنوان ابزار فشار به تهران استفاده میکند.
مقامات کاخ کرملین البته پیشنهادهایی هم برای حل و فصل برنامه هستهیی ایران تاکنون ارائه کردهاند. مهمترین این پیشنهادها زمانی مطرح شد که ایگور ایوانف دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه در نوامبر سال 2005 وارد ایران شد و از مقامهای تهران خواست تا در ازی دنبال کردن برنامه فرآوری اورانیوم در خاک ایران، حساسترین قسمت چرخه سوخت هستهیی یا غنیسازی اورانیوم را در خاک روسیه انجام دهند.
پیشنهاد فوق تا مدتها به قول مسئولان ایرانی روی میز بررسی پیشنهادهای رفع بحران هستهیی قرار داشت. آن زمان گفته میشد که مقامهای اروپایی و آمریکایی نیز با این پیشنهاد موافقت کردهاند و آن را راه حلی برای مساله اتمی ایران میدانند. اما پیشنهاد روسیه به تدریج از میز بررسیها به بایگانی سپرده شد، چرا که بادهای دیگری در کمین پرونده هستهیی ایران نشسته بود.
متعاقب آن مسکو شرط و شروطهای خود را آغاز کرد و تعلیق نامحدود فعالیتهای هستهیی ایران را شرط اصلی غنیسازی مشترک با ایران قرار داد. پس از آن هم مبادلات تجاری روسیه با ایران کاهش یافت.
حالا ولادیمیر پوتین در شرایطی چمدان سفرش به تهران را مهیا کرده است که پرونده هستهیی ایران باز روزهای آرامی مانند آرامش قبل از توفان را سپری میکند. ایران در حال همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطابق جدول زمانبندی شده است تا آبان ماه یعنی آخرین فرصت و شانس به تعبیر محمد البرادعی دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بتواند رضایت آژانس و متعاقب آن اعضای شورای حکام و جامعه بینالملل را از دامنه همکاریهایش در این راستا فراهم کند. از دگر سو رئیسجمهوری روسیه نیز عزم خود را برای سفر به ایران در آخرین سال ریاستجمهوریاش در روسیه جزم کرده است. شاید چمدان سفر او حاوی پیشنهاداتی از سوی دیگر اعضای شورای امنیت از جمله فرانسه و آمریکا برای مقامات ایران باشد که این روزهای پاییزی را با سایه سنگین پرونده فعالیتهای هستهییشان در روز شمار جدول زمانی تعیین شده با آژانس میگذرانند.