انتشار متن کامل گزارش سازمان صلیب سرخ جهانی پیرامون رنج و محرومیت مستمر فلسطینیها، پرده از روی دو واقعیت دردناک برداشت و باقیمانده ابهامات موجود در این زمینه را نیز رفع کرد.
1- علیرغم آنکه گزارش مجامع بینالمللی و از جمله صلیب سرخ معمولاً گزارشی جانبدارانه نسبت به اشغالگران بوده و کمتر بازگوکننده تمامی ابعاد جنایات اسرائیل است، با اینحال گزارش اخیر سازمان صلیب سرخ جهانی به وضوح «تکاندهنده» است و بخش اعظم رنج و محرومیت مستمر فلسطینیها در پرتو جنایات برنامهریزی شده صهیونیستها را به تصویر میکشد.
2- انعکاس جهانی این گزارش نشان میدهد که تمامی حامیان گستاخ رژیم صهیونیستی از ماهیت فجایع و جنایات اشغالگران آگاهند. اگر چه گزارشهای مجامع بینالمللی و از جمله صلیب سرخ، کمتر به ذکر ابعاد واقعی فجایع در سرزمینهای اشغالی میپردازند و عموماً به صورت «تأخیری»، «گذرا» و با جملاتی ملایم و تلطیف شده، این مسائل را به گونهای مبهم و با اشاره مطرح میسازند که کمتر کسی با خواندن و مرور آنها به عمق فاجعه پی میبرد، لکن حتی استناد به همین گزارش اخیر صلیب سرخ نیز نشان میدهد که محاصره نوار غزه و تحریم دولت اسماعیل هنیه و آثار و تبعات آن، نوار غزه را در معرض یک فاجعه بزرگ انسانی قرار داده است. این همان اقدامی است که غرب و برخی رژیمهای خائن عرب نیز در تحمیل آن «شریک جرم اشغالگران صهیونیست» محسوب میشوند.
درک این دو نکته به ما کمک میکند که دریابیم امروزه هیچکس و هیچ دولتی نمیتواند ادعا کند که از فجایع روزمره در فلسطین اشغالی آگاه نیست. علاوه بر این، نوع تعأمل اشغالگران با طیف خائن محمود عباس نیز به قدری حقارتآمیز و شرمآور است که در مهمترین برآوردها نیز نمیتوان انتظار داشت از این عناصر حقیر و خائن هم کاری بنفع مردم فلسطین برآید، بجز آنکه بر شدت و دامنه و عمق فجایع ضد فلسطینی افزوده شود. بطوریکه گاه، اشغالگران با کینهای کمتر از طیف خائن فتح، رفتار ضد فلسطینی خود را اعمال میکنند. این جمله هرگز نبایستی به منزله حمایت از دشمن صهیونیستی ارزیابی شود بلکه بعکس، ابعاد خیانت و جنایت خائن فتح را به تصویر میکشد.
گزارش صلیب سرخ، صراحتاً اسرائیل را «نژادپرست» معرفی میکند و از دیوار حائل به عنوان «دیوار نژادپرستانه» یاد مینماید. فقر، بیکاری، گرسنگی، محرومیت از تحصیل و زندگی، قتل، ناامنی و طیف وسیعی از فشارهای مقطعی و مستمر، فرایند رفتار ضد فلسطینی صهیونیستها را به نمایش میگذارد که با ایجاد محدودیت تردد، ممنوعیت عبور، محرومیت از غذا و دارو... فلسطینیها را در تنگناهای همیشگی قرار داده است.
ابعاد خشونتهای ضد انسانی اشغالگران به حدی است که امروزه حتی حامیان رژیم صهیونیستی هم صرفاً بخاطر منافع این رژیم نامشروع اصرار میورزند که به این وضعیت جهنمی خاتمه دهد و گرنه شاهد نابودی همیشگی آن خواهند بود. این دیگر یک تهدید و پیشبینی مخالفین عقیدتی اسرائیل نیست بلکه ارزیابی و هشدار یاوران و حامیان صهیونیستهای جنایتکار است که حتی از زبان خود سران جنایتکار رژیم اشغالگر هم انعکاس یافته است.
«ایهود اولمرت» نخستوزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه با روزنامه «اورشلیم پست» اعتراف کرد: «حتی دوستان اسرائیل به این رژیم توصیه کردهاند که آینده اسرائیل در اینست که در مرزهای 1346 (1967 میلادی) باقی بماند و تقسیم بیتالمقدس را بپذیرد.»
بعلاوه «نیکلای سارکوزی» که این روزها برای تفریح و خوشگذرانی به مصر سفر کرده است، در جمع فرهنگیان و تجار مصری اعتراف کرد که در سفر قریبالوقوع به فلسطین اشغالی به اسرائیلیها خواهد گفت که هیچ دیواری نمیتواند امنیت اسرائیل را حفظ کند و آزار مردم فلسطین هم نمیتواند ضامن امنیت اسرائیل باشد لذا بایستی دولت مستقل فلسطینی تشکیل شود و شهرکسازی هم متوقف گردد تا درگیریهای دو طرف پایان یابد و اگر بخواهیم درگیریها تمام شود، بایستی با تمامی طرفها و گروهها مذاکره کنیم.
این اظهارات مربوط به کسی که در ماههای اخیر، ایجاد رژیم اشغالگر صهیونیستی را «معجزه بزرگ قرن بیستم» نامیده بود لکن امروزه اعتراف میکند که نابودی اسرائیل هم معجزه بزرگ قرن بیست و یکم خواهد بود مگر آنکه صهیونیستها دست از رفتار ضد انسانی خود بر دارند و به واقعیتهای عینی تن بدهند و آنرا بپذیرند.
دقیقاً در چنین شرایطی، نظامیان رژیم صهیونیستی در تیراندازی بسوی حجاج فلسطینی که از بیتالله الحرام باز میگشتهاند، 2 تن را شهید و 4 نفر را به شدت مجروح کردهاند. طبعاً سئوال اینست که اگر صهیونیستها میدانند و اعتراف میکنند که راه و روش ضد انسانی آنها قابل دوام نیست، پس چرا که این شیوه را همچنان ادامه میدهند؟
واقعیت اینست که اسرائیل و حامیانش به بنبست رسیدهاند ولی با مشاهده ابعاد خیانت و ذلتپذیری طیف خائن فتح و محمود عباس احساس میکنند که گویا هنوز هم قادرند به روش گذشته ادامه دهند و حتی تلاش برای خروج از بنبست را به عنوان امتیازی به جناح خائن فتح، معرفی کنند و باز هم از آنها امتیاز بگیرند!
اظهارات شرطی و خط و نشانهائی که «ایهود اولمرت» مطرح میکند، پرده از روی این طرح صهیونیستی بر میدارد. او میگوید: «در عملیات سازش با فلسطینیها باید آنها بپذیرند که شهرک «معالی ادومیم» بخش جدائیناپذیر قدس و متعلق به اسرائیل است.» شهرک «معالی ادومیم» یکی از 3 شهرک بزرگ صهیونیستی در کرانه باختری است که اشغالگران سعی دارند آنرا به بیتالمقدس ضمیمه کنند و تمامی آنرا به خود اختصاص دهند. آنچه در این میان اهمیت دارد اینکه شهرکسازی و تداوم احداث واحدهای جدید در شهرکهای قدیم و جدید، دقیقاً با مفاد تعهدات اسرائیل و توافقات فیمابین مغایرت دارد بدین ترتیب اسرائیل حتی تعهداتش در اجلاس آناپولیس را هم زیر پا گذاشته است.
مسئله اینست که صهیونیستها به آخر رسیدهاند و این را خودشان هم میدانند ولی با بهرهگیری از وضعیت نابسامان محموع عباس و جناح خائن فتح، امیدوارند بتوانند حتی عقبنشینی خفتبار خود را هم یک امتیاز معرفی کنند و در برابر آن، باز هم از محمود عباس امتیاز بگیرند.
صهیونیستها در آستانه اجلاس آناپولیس، محمود عباس و جناح خائن فتح را زیر فشار گذاشتند که سه نکته را بپذیرند.
الف ـ موضوع یکپارچگی بیتالمقدس به فراموشی سپرده شود و با تقسیم شهر قدس بین فلسطین و اسرائیل، بخش شرقی بیتالمقدس با احداث شهرکهای جدید در آن منطقه بویژه شهرک «معالی ادومیم»، به اشغالگران واگذار شود و بدین ترتیب، صهیونیستها بیشترین سهم را هم از بیتالمقدس به خودشان اختصاص دهند.
ب - موضوع یکپارچگی بیتالمقدس به فراموشی سپرده شود و با تقسیم شهر قدس بین فلسطین و اسرائیل، بخش شرقی بیتالمقدس با احداث شهرکهای جدید در آن منطقه بویژه شهرک «معالی ادومیم»، به اشغالگران واگذار شود و بدین ترتیب، صهیونیستها بیشترین سهم را هم از بیتالمقدس به خودشان اختصاص دهند.
ج ـ حتی واگذاری کرانه باختری به جناح خائن فتح نیز در حد واگذاری مأموریت سرکوب فلسطینیها به این جناح بیریشه و ضد مردمی است. در واقع صهیونیستها بیش از این قادر به سرکوب و اداره این بخش نبودهاند و فرار خفتبار خود از کرانه باختری را هم به عنوان یک «امتیاز بزرگ» معرفی کرده و از محمود عباس تعهد گرفتهاند که با سرکوب انقلابیون مسلمان، گزارش فعالیتهای خود را به اشغالگران، مرتباً گزارش کند.
البته این آرزوی اشغالگران است که اوضاع را مطابق میل خودشان تنظیم کنند و به پیش ببرند لکن مسئله اینست که دوران اشغالگران جنایتکار به سر آمده و اسرائیل حتی با تقسیم قدس و با برپائی کشور فلسطین هم آینده ندارد. آنچه دیروز انقلابیون مسلمان میگفتند امروزه حامیان اسرائیل به اشغالگران توصیه میکنند و آنچه امروزه توسط انقلابیون مسلمان مطرح میشود، فردا حتی دوستان اسرائیل هم آنرا بیان خواهند کرد. که فردا، دور نیست.