ترور خانم بینظیر بوتو به لحاظ عملیاتی اهمیت زیادی نداشت و اجرای آن در محیط آشوبزده و ناامن پاکستان چندان مشکل نبود، اما از جهت اهداف پیچیده و پیامدهای متنوع آن، بسیار اهمیت دارد. خانم بوتو ظاهرا قربانی گروهی شد که نقش خود او در تقویت آن گروه افراطی یعنی گروه طالبان غیرقابل انکار است. تقویت مادی و سیاسی گروه طالبان- و به تبع آن تشکیل گروه القاعده- ظاهرا با هدف کمک به افغانیها برای خلاصی از شر اشغالگران شوروی انجام شد، اما چه کسی است که نداند یک گروه افراطی برای پیگیری اهداف خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد و این اصل بدیهی با ترور خانم بوتو بار دیگر به صورت آشکار در برابر دیدگان تحلیلگران سیاسی و آحاد مردم قرار گرفت.
نکته دیگری که در این حادثه میتواند عبرتآموز باشد بازی چندگانه آمریکاست. آمریکاییها که در دهه 90 صحنه گردان اصلی حمایتهای پاکستانی از طالبان بودند، در 8 سال گذشته با قاطعیت از مواضع پرویز مشرف حمایت نمودند و امروز هم چهرهای به شدت عزادار به خود گرفتهاند و ترور خانم بوتو را حمله به دموکراسی در پاکستان مینامند. رفتار پرنفوذترین شبکه تلویزیونی آمریکا یعنی CNN نیز در این حادثه دیدنی بود. پس از ترور منجر به قتل خانم بوتو، تا ساعتها مهمترین و شاید تنها خبری که توسط CNN به سراسر جهان مخابره میشد این قتل بود، اما پس از چند ساعت، یک خبر مرتبط با این ترور در راس خبرهای این شبکه و برخی شبکههای دیگر غربی قرار گرفت. بر اساس این خبر، خانم بوتو حدود 2 ماه قبل با ارسال E-mail برای یکی از دوستان خود، از تهدیدهای موجود علیه وی خبر داده و به صراحت اعلام کرده است که پرویز مشرف مسئول جان اوست! این خبر در حالی اعلام میشود که در همین دو ماه. اخبار رسمی و غیررسمی از مذاکرات پشت پرده بوتو با مشرف برای تقسیم قدرت مخابره میشد. همچنین خانم بوتو برخلاف نواز شریف بر حضور فعال در انتخابات مجلس پاکستان- که قرار است تا 9 روز دیگر برگزار شود- تاکید داشت و لذا صحت و دقت اخبار مرتبط با E-mail مورد نظر، به شدت مورد تردید است. البته این سخن به معنای رد کلی فرضیه «نقش داشتن مشرف در ترور خانم بوتو» نمیباشد بلکه آنچه در این زمینه بسیار مشکوک به نظر میرسد تلاش جدی رسانه مهم آمریکایی برای تبلیغ پیرامون E-mail منتسب به خانم بوتو است و نشان میدهد که تداوم کینهتوزیها و افزایش دشمنی میان طوایف مختلف در پاکستان، از اهداف اصلی برخی قدرتهای فرامنطقهای است. این روش در سالهای اخیر در داخل کشورهای مختلف منطقه تجربه شده و گاه با تحریک دشمنیها میان کشورهای گوناگون در منطقه ما، مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی دیگر آمریکائیها که در سالهای اخیر از جدیترین حامیان پرویز مشرف و روشهای دیکتاتورگونه او بودهاند، اکنون آنچنان برای خانم بوتو سوگواری میکنند که گویی هیچ گاه از فشارهای وارده توسط دولت مشرف بر خانم بوتو و حزب او اطلاع نداشتهاند. آمریکائیها از یک طرف پرویز مشرف را قهرمان مبارزه با تروریسم طالبانی مینامند و از او تجلیل میکنند و از سوی دیگر با تجلیل کمسابقه از رهبر اپوزیسیون پاکستان -خانم بوتو- ترور او را «جنگ دموکراسی» مینامند و هم زمان، از طریق یکی از مهمترین رسانههای خود، به تحریک احساسات پاکستانیها و سایر ملتهای منطقه میپردازیم که «خانم بوتو دو ماه پیش به یکی از دوستان خود E-mail زده و مسئولیت قتل احتمالی خود را گردن مشرف انداخته است»!!
مجموعه مسائل فوق نشان میدهد که نباید در مورد نقش آمریکا در منطقه دچار این ساده انگاری شویم که مشکلات معتنابه آن کشور در عراق و افغانستان، آمریکا را به موجودی کاملا مفلوک و عاجز تبدیل کرده که میتوان با آسودگی آن را کنار گذاشت و سپس به دلخواه، امور منطقه را رتق و فتق کرد.
به صورت خلاصه، ترور خانم بوتو و حواشی آن سه نکته مهم را برای مردم و صاحب نفوذان کشورهای منطقه و به ویژه سیاستمداران ایران آشکار ساخت.
نخست آنکه بار دیگر ثابت شد تقویت گروههای افراطی- حتی اگر با اهداف ظاهرا موجه انجام شود- نهایتا به شرایطی منجر خواهد شد که خارج از اراده حامیان گروههای افراطی خواهد بود. نکته دوم یادآوری مجدد نقش آمریکا و قدرت ایذایی آن کشور در تحولات منطقهای میباشد. در کنار این دو نکته، ترور خانم بوتو نشان داد که آنچه گروههای افراطی را بیش از هر چیز آزار میدهد پافشاری بر روشهای دموکراتیک به ویژه انتخابات برای مقابله با دیکتاتوریها و خودسریهای قدرتمندان است. خانم بوتو علیرغم اختلاف نظرهای اصولی که با پرویز مشرف داشت در عین حال تلاش گستردهای را آغاز کرد تا با به حاشیه راندن خشونتهای رایج در پاکستان از طریق صندوقهای رای و با روشهای تدریجی، تغییرات لازم را در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور خود ایجاد نماید. همین اراده خانم بوتو باعث شد که دیکتاتور پاکستان، ماهها با بازگشت او به کشورش مخالفت کند. البته او پس از آنکه تحت فشارهای داخلی و خارجی به این بازگشت رضایت داد، از تامین حداقل امنیت برای خانم بوتو خودداری کرد تا در نخستین روز از ورود او به پاکستان دهها نفر در انفجار کشته شوند و در دومین حادثه نیز خود او قربانی گردد. عامل قتل بوتو هر کس باشد و دولت پاکستان در قتل او دست داشته باشد یا نداشته باشد، این ترور نشان میدهد که دشمنان آزادی بیش از هر چیز از روشهای دموکراتیک و آرام وحشت دارند.