محمدسعید ذاکری
با بررسی و پالایش سیر تطورات حرکت انقلابی مردم ایران طی قریب سه دهه گذشته به خوبی روشن میشود که انقلاب اسلامی ایران بر خلاف سایر انقلابهای معاصر خود در روسیه، فرانسه و... ـ که پس از مدتی، از دوران اوج خود فاصله گرفته و سیر طبیعی و افول را میپیماید ـ همچنان «انقلاب اسلامی» با تمام مختصات بالنده بوده و توفندهتر از دوران اوجگیری خود به سوی کمال طی مسیر میکند. ملت ایران به درستی دریافتهاند که اگر انقلاب اسلامی بخواهد زنده و پاینده در تمامی شئون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ساری و جاری باشد، باید «انقلاب» بماند و به محض فروکش کردن روحیه «انقلابیگری» انقلاب نیز افول کرده و آینده آن به محاق خواهد رفت.
از این روست که با وجود کینهتوزیها، حیلهها و سنگاندازیهایی که بدخواهان و دشمنان در برابر این حرکت توفنده پدید آوردهاند، انقلاب اسلامی به تدبیر و مدیریت صحنه کارزار اکتفا نکرده و برای آینده خویش، برنامهریزی و به جهت نیل به آن از پتانسیل عظیم «انقلاب» بهره گرفته است. به نظر میرسد که سیر تکاملی این جنبش، لایههای عمیقتری از حرکت سخت اما پرفایده «جهانی شدن انقلاب اسلامی» را سپری میکند. شاهد این مدعا تکیه مسئولان و راهبران اصلی کشور در فضای کنونی بر جوهره اصلی «اعتماد به نفس ملی» برای نائل آمدن به جامعهای اسلامی و تحقق آرمانهای آن میباشد.
آنجا که در تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب در استان یزد آمده بود:«ملت ما یکی از داروهای بسیار لازم و مؤثری که نیاز دارد و باید این را در میان خود توسعه و ترویج کند، داروی اعتماد به نفس است. ملت ایران باید اعتماد به نفس را که به برکت انقلاب و به برکت ایستادگی در میدان پرخطر انقلاب به دست آورد و بعد در میدان دفاع مقدس با همه آن مشکلات با ایستادگی خود این اعتماد به نفس در او تقویت شد، این اعتماد به نفس را حفظ کند.» دلیل حفظ اعتماد به نفس- که به نوعی خمیرمایه اصلی هدف نگارنده از نگاشتن این خطوط است- در این فراز از بیانات معظم له جلوهگر شده است؛ «این اعتماد به نفس، به ملت ایران این جرأت را، این همت را، این توانایی را میدهد که این راه طولانی تا آرمانهای تروریسم شده برای «جامعه اسلامی» را طی کند. بدون او نمیشود، بدون اعتماد به نفس نمیشود این راه را رفت.» این تأکیدات جدی رهبری فرزانه انقلاب بر ضرورت پاسداشت اعتماد به نفس ملی آنگاه تلنگری اساسی در اذهان پدید میآورد که دریابیم تشکل «جامعه اسلامی» یک از اهداف راهبردی انقلاب اسلامی در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب بوده است اما این هدف در گذشته به خاطر دست نیافتن به اهداف پیش نیاز جامعه اسلامی، تنها در حد طرح هدف باقی مانده و اینک پس از محقق شدن بخشی از آن پیشنیازها، دورخیز انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهداف عالیتر، عملیاتی شده است. برای واضحتر شدن بیان بار دیگر میتوان به فرمایشاتی از رهبر عزیز انقلاب اسلامی در سال 79 اشاره کرد. آنجایی که ایشان در جمع کارگزاران نظام اسلامی با اشاره به موقعیت استثنایی انقلاب اسلامی و پتانسیلی که با تمسک به آن راه نیل به اهداف ترسیم شده انقلاب- با وجود فرآیند طولانی و دشوار آن- میسر خواهد شد، در بیان مراحل طی شده و پیش روی نهضت جاوید امام خمینی- رحمةالله علیه- فرمودند: «ما میخواهیم آن نظامی، آن تشکیلاتی و آن حکومتی را که بتوان این هدفها را در آن محقق کرد به وجود آوریم. این یک فرآیند طولانی و دشوار دارد و شروعش از انقلاب اسلامی است.»
ایشان تشکیل «نظام اسلامی»، تشکیل «دولت اسلامی»، تشکیل «کشور و جامعه اسلامی» تشکیل «دنیای اسلامی» را از دیگر مراحل هدفگذاری شده پس از انقلاب اسلامی دانستند و فرمودند: «بعد از آن که نظام اسلامی پیش آمد، نوبت به تشکیل «دولت اسلامی» به معنای حقیقی میرسد، یا به تعبیر روشنتر، تشکیل منش و روش دولتمردان- یعنی ماها- به گونه اسلامی. چون این در وهله اول فراهم نیست، به تدریج و با تلاش باید به وجود آید. مسئولان و دولتمردان باید خودشان را به ضوابط و شرایطی که متعلق به یک مسئول دولت اسلامی است، تطبیق کنند یا چنان افرادی- اگر هستند- سرکار بیایند یا اگر ناقصند، خودشان را به سمت کمال در آن جهت حرکت دهند و پیش ببرند. این مرحله سوم است که از آن تعبیر به ایجاد دولت اسلامی میکنیم. نظام اسلامی قبلاً آمده، اکنون دولت باید اسلامی شود... ما در کدام مرحلهایم؟ ما در مرحله سومایم. ما هنوز به کشور نرسیدهایم... نمیتوانیم ادعا کنیم که ما یک دولت اسلامی هستیم. ما کم داریم، ما باید خودمان را بسازیم و پیش ببریم. ما باید خودمان را تربیت کنیم.»
این که معظم له در فرمایشات سال 79 خود و سخنانی مشابه آن در همان ایام به صراحت تأکید میفرمایند که ما اکنون در مرحله رسیدن به دولت اسلامی هستیم و هنوز به این مهم دست نیافتهایم و در ادامه، مختصات، ممیزات و راههای رسیدن به دولت اسلامی- به معنای عام آن اعم از قوای سهگانه و ... را تبیین میفرمایند و اینک در سال 86 و در اجتماع عظیم مردم یزد چشمانداز و افق فراتری در پیش چشمان ملت ایران مبنی بر اعتماد به نفس ملی جهت راهیابی به «جامعه آرمانی اسلامی» ترسیم میکنند، نگارنده را به این نتیجه میرساند که مرحله نضجگیری و پایهریزی «دولت اسلامی» طی شده است.
گرچه واقعیت آن است که تا مرحله تکاملی رسیدن به دولت حقیقی اسلامی- بدان معنا که در تمامی شئون حکومتی و تمامی حاکمان، احکام نورانی اسلام ساری و جاری باشد- راهی بس دشوار در پیش است اما قدر متیقن آن که ادعای طراحی زیربنایی و چیدمان پیهای بنای دولت اسلامی، ادعایی به گزاف نخواهد بود.
درست است که آن هنگام میتوان دولتی را- به معنای حقیقی کلمه- اسلامی نامید که علاوه بر سطوح بالایی و میانی قوه مجریه، سطوح پائینی این دستگاه علاوه بر سطوح مختلف قوای دیگر نیز از شمیم دلانگیز دستورات اسلامی بهرهمند باشد، اما تلاش شبانهروزی دولت نهم برای پیادهسازی شعار «گامی در جهت تحقق دولت اسلامی» خویش به همراه پیگیری مجدانه پاکدستی، بیآلایشی، مردمداری و دوری از خوی اشرافیگری و تجملگرایی، عدالتطلبی و… مسئولان در سطوح مختلف اجرایی، این نوید را میدهد که با تسری این روحیه به سایر قوا و دستگاههای کشور، «دولت فراگیر اسلامی» که سالها قبل از سوی رهبری معظم انقلاب و بر پایه انرژی متراکم انقلاب اسلامی هدفگیری شده بود، برپا شود. تصور نگارنده بر آن است که تمرکز اخیر مقام معظم رهبری بر مقوله اعتماد به نفس ملی و زمینهسازی آن برای تحقق جامعه اسلامی، علامتی است که با توجه به فعالیت مستمر و پیگیر دولت نهم و پراکنده شدن روحیه خدمتگزاری مسئولان در فضای عمومی کشور، راه نیل به «دولت اسلامی» میسر و «جامعه اسلامی» هدفگذاری دیگری است که باید از این پس در دستور کار انقلاب اسلامی قرار گیرد.