مقدمه:
تشیع در منطقه شمال آفریقا و در میان مردم این منطقه جایگاه والایی دارد. ریشههای فرهنگی تشیع در این منطقه به دوران صدر اسلام و فتح مصر توسط مسلمانان باز میگردد. همچنین دولتهای شیعی همچون فاطمیان، ادارسه، اشراف علوی در لیبی، تونس و الجزایر و دولت علوی حسنی در مراکش نقش مؤثری در تمدن و فرهنگ این منطقه داشتهاند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز بسیاری از جریانها و گروههای مذهبی در منطقه شمال آفریقا تحتتأثیر اندیشههای امام خمینیره و سایر متفکران انقلابی ایران قرار گرفتند. از همینرو میتوان به جرأت گفت رشد جریان اسلام سیاسی در منطقه شمال آفریقا مرهون پیروزی انقلاب اسلامی و پیامدهای آن در منطقه و جهان بوده است.
">مقدمه:
تشیع در منطقه شمال آفریقا و در میان مردم این منطقه جایگاه والایی دارد. ریشههای فرهنگی تشیع در این منطقه به دوران صدر اسلام و فتح مصر توسط مسلمانان باز میگردد. همچنین دولتهای شیعی همچون فاطمیان، ادارسه، اشراف علوی در لیبی، تونس و الجزایر و دولت علوی حسنی در مراکش نقش مؤثری در تمدن و فرهنگ این منطقه داشتهاند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز بسیاری از جریانها و گروههای مذهبی در منطقه شمال آفریقا تحتتأثیر اندیشههای امام خمینیره و سایر متفکران انقلابی ایران قرار گرفتند. از همینرو میتوان به جرأت گفت رشد جریان اسلام سیاسی در منطقه شمال آفریقا مرهون پیروزی انقلاب اسلامی و پیامدهای آن در منطقه و جهان بوده است.
دکتر صبری انوشه
چند ماه پیش، دکتر مصطفی الفقی، رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان مصر و سفیر سابق کشورش در اتریش، در مقالهای تحت عنوان «مصر سنیه المذهب و شیعه الهوی» با تشریح جایگاه و ریشههای تشیع در جامعه مصر به مطالب ذیل اشاره کرد:
1- مردم مصر در چند مرحله تاریخی مسلمان شدند. قبطیان مصر بیشتر در دوران حاکمیت فاطمیان به اسلام گرویدند و فرهنگ و زبان عربی را پذیرفتند و انسجام فرهنگی و مذهبی مصر در پرتو حاکمان فاطمی به تکامل رسید.
2- مصر مذهب اهلبیت علیهمالسلام را با آغوش باز پذیرفت و با وجود سیاستهای ضد شیعی ایوبیان و حاکمیت مذهب حنفی در دوران تسلط عثمانیان، هنوز تشیع در وجدان و رفتار مذهبی مردم مصر همچنان نورافشان است.
3- الأزهر در نشر تعالیم اسلامی نقش تاریخی داشته که یادگار جاودان فاطمیان است و شیخ محمود شلتوت شیخالأزهر نقش موثری در تقریب مذاهب اسلامی ایفا کرد.
4- منازعه میان شیعه و سنی توسط غرب احیا و تشدید میشود.
5- مردم مصر دوستدار اهلبیت هستند و حضور آنها در مرقد و بقعههای مقدس منسوب به فرزندان علی(ع) و میزان نذورات که به این عتبات مقدس اهدا میکنند، بهترین شاهد این مدعاست.
براساس آمار رسمی ارائه شده از سوی دولت مصر همه ساله بیش از 3 میلیون مصری در مراسم تولد حضرت امام حسینع در مسجدالحسین حاضر میشوند.
در مراکش خاندان سلطنتی مشروعیت تاریخی و مذهبی خود را با انتساب به اهلبیت کسب میکنند و سادات (اشراف) در جامعه مغرب عربی جایگاه و احترام خاصی دارند.
اهمیت تشیع در شمال آفریقا
تشیع در منطقه شمال آفریقا و حافظه تاریخی مردم آن، جایگاه والایی دارد. ریشههای فرهنگی تشیع در این منطقه به دوران صدر اسلام باز میگردد. در حمله برای فتح مصر و منطقه مغرب عرب دوستان امام علیع همچون ابوذر غفاری، ابورافع، مقداد بناسود کندی و ابوایوب انصاری حضور داشتند. در پی فشارها و ظلمهای بنیامیه و بنیعباس، علویان به مصر و مغرب عربی پناه بردند و مردم این سرزمینها با آغوش باز از آنها استقبال کرده و به نهضت آنها علیه ظلم اموی و عباسی پیوستند. دولتهای شیعی همچون فاطمیان، ادارسه، اشراف علوی در لیبی، تونس و الجزایر و دولت علوی حسنی در مراکش نقش مؤثری در تمدن و فرهنگ این منطقه داشتهاند. اغلب مورخان قدیمی و معاصر خدمات تمدنی و تاریخی دولت فاطمی در تونس و مصر را میستایند. این دولت طی 2 قرن توانست آثار تمدنی و فرهنگیای از خود برجا بگذارد که هنوز به عنوان گنجینههای معماری در معرض دید جهانیان است. مفردات فرهنگی و مذهبی دولت فاطمی هنوز در وجدان و رفتار روزانه مردم شمال آفریقا زنده است و بسیاری از آنها به عنوان فولکلور، مراسم اجتماعی و عادات و رسوم جامعه این منطقه مطرح است. در مقام برشمردن میراث فرهنگی و مذهبی دولتهای شیعی در منطقه میتوان به این سنتها و رسوم اشاره کرد:
بزرگداشت میلاد پیامبر گرامی، مراسم آغاز سال هجری، روز عاشورا، روز اول ماه رجب، عید غدیر، اعیاد فطر و قربان، مراسم شبهای ماه مبارک رمضان.
مقریزی ـ مورخ مشهور مصری ـ در کتابش «اتعاظ الاحنفاء» درباره مراسم تولد پیامبر گرامی در دوره فاطمیان شرح مبسوطی بیان داشته است.
او در بیان حوادث سال 394 ه.ق آورده است: در ربیع اول (فاطمیان) مردم را ملزم کردند که کوچهها و خیابانها را چراغانی کنند.
همین مورخ در کتاب «صبح الاعشی» به وصف اعیاد مذهبی مصر دوران فاطمیان میپردازد. اغلب اعیادی که مورخ از آنها یاد میکند اعیاد شیعی بوده که هنوز در مصر برپاست.
الازهر
زمانی که فاطمیان بر مصر حاکمیت یافتند، شهر قاهره را به عنوان پایتخت جدید بنا کردند و در سال 972 میلادی مسجد جامعالأزهر را بنا کردند تا برای آنان کانون تبلیغات و آموزش مذهبی باشد. نام این مسجد از نام حضرت فاطمهالزهراس گرفته شده است. این یادگار جاودانه هنوز به جهان اسلام و به خود مصریان خدمات شایانی ارائه میکند. این کانون تمدنی و فرهنگی هنوز در جوانب مختلف حیات مصریها تأثیرگذار است و وسیلهای است که مصریها را با جهان خارج مرتبط میکند. در زمان استعمار فرانسه و انگلیس، الأزهر دژ مردان مقاومت و مبارزه بود و در عصر بیداری اسلامی در اوایل قرن بیستم، پناهگاه اصلاحگران و رهبران نهضت بوده است.
علما و شخصیتهای برجستهاش نقش مؤثری در خیزش اسلامی و نهضت تقریب مذاهب داشتهاند. آنها در عرصه مبارزه با فتنهها و جریانات الحادی و بدعتگذار و غلاتی که به تکفیر روی آوردهاند نیز نقشآفرین بودهاند.
الأزهر پس از یک هزاره نقشآفرینی و خدمت، هنوز در روند فرهنگسازی جامعه اسلامی تأثیرگذار است.
محبت اهلبیت علیهمالسلام
محبت اهلبیت و توسل به شفاعت آنان و استمداد طلبیدن از ایشان به هنگام سختیها ریشه در وجدان و رفتار روزانه مردم شمال آفریقا دارد. البته سرچشمه این محبت و عشق به صدر اسلام باز میگردد و نیز میراث حضور شیعیان و تأسیس دولتهای علوی در منطقه مغرب عربی و مصر توجه و احترام قلبی مردم شمال آفریقا نسبت به حضرت پیامبر گرامی و خاندان شریفش در جوانب زندگی و عادات و رسوم جامعه اسلامی آن منطقه ریشه دوانده است. به طور مثال، در زینت و زیورآلات زنانه جوامع شمال آفریقا نماد 5 انگشت حضرت فاطمه علیهاالسلام یا پنجهای است که نمودی از 5 تن آلعباست.
تأثیرات انقلاب اسلامی ایران
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تأثیرات فراوانی بر منطقه شمال آفریقا داشت. بسیاری از جریانهای سیاسی و فکری اسلامی در مصر و مغرب عربی اندیشههای امام خمینیره بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران را به عنوان الگو و مرجعیت فکری و عقیدتی پذیرفتند. این امر، موجب اقبال و توجه دانشگاهیان و روشنفکران اسلامگرا به ادبیات شیعه و اندیشه متفکران آن همچون استاد مطهری، محمدباقر صدر و دکتر شریعتی شد. طی 20 سال اخیر بسیاری از کتابهای دینی شیعی به زبان عربی ترجمه شده است.
به جرأت میتوان گفت، رشد جریانات اسلام سیاسی در منطقه شمال آفریقا در طیفهای ایدئولوژی طی 2 دهۀ اخیر مرهون پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای آن در منطقه و جهان بوده است.
جنبش تقریب مذاهب اسلامی
جنبش تقریب مذاهب اسلامی، در حقیقت امتداد و دستاورد جنبش بیداری اسلامی به رهبری سیدجمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بوده است. هر 2 جنبش در مصر ظهور کردند و نقش الأزهر و شیوخ روشنفکر آن در این نهضتها کلیدی بود. جنبش تقریبا در حقیقت، یک تلاش فرهنگی برای ارائه تنوع فکری، کلامی و فقهی مذاهب اسلامی بود. این نهضت که در دهۀ 1930 آغاز شده بود، نقش مؤثری در تقریب دیدگاههای رهبران فرق اسلامی با هدف رفع اختلافات مذهبی داشت. نهضت تقریب مذاهب در حقیقت یک مقابله عملی با ذهنیتهای تکفیری به شمار میآید که گامی مهم در جهت اتحاد و انسجام امت اسلامی در مقابل سیاستهای تفرقهافکن استعمار غرب بوده است.
علمای الأزهر و حوزههای علمیه جهان تشیع، بازوان این جنبش خجسته بوده و هستند. قابلیتهای این جنبش در خشکاندن ریشههای جهالت مذهبی و منابع اختلاف و تشتت میان امت اسلامی و مقابله با ذهنیتهای تکفیری، فراوان قابل توجه است. در قبال این نهضت 2 چالش بزرگ و معضل کلان وجود دارد: 1- تفرقه و تشتت در داخل جامعه اسلامی: غالباً از عناصر این تفرقه و جدایی که بر پایه سیاستهای تکوین یافته رژیمهای منطقه است به عنوان ابزاری بهرهبرداری میشود. این عناصر تشتت متأسفانه توسط نهادهای مذهبی و فرهنگی در قالبهای ایدئولوژیک و مذهبی شکل میگیرد. جنبش تقریب در بعد داخلی امت اسلامی وظیفه خطیر فرهنگسازی و آگاهسازی را بر دوش دارد.
2- القائات و سیاستهای تحمیلی استعمار غرب. استعمار غربی در اجرای حساستهای خود در تلاش است از وحدت و انسجام امت اسلامی ممانعت به عمل آورد. لذا نهضت تقریب باید سیاستهای تفرقهافکنانه استکبار غربی را افشا و برای مقابله با آن، مسلمانان را بسیج کند.
رهبران و نهادهای وابسته به جریان تقریب مذاهب اسلامی باید از تجربیات پیشینیان برای مقابله با فتنههای فرقهای بهرهبرداری کنند و سنتهای حسنه جامعه اسلامی همچون تسامح و تساهل و اخوت اسلامی را احیا کنند و منابع تعصب خشک مذهبی و فرقهای را بخشکانند.
جریانات اسلامی و مواضع آنها نسبت به تشیع
در منطقه شمال آفریقا در صحنه مذهبی و سیاسی، جریانهای اسلامی متنوعی حضور دارند و هر کدام از آنها به فراخور حال، نقشی در تحولات جامعه دارند. اغلب آنها بهطور سنتی و تاریخی امتدادی از جریانهای اسلامگرای مشرق عربی هستند. بهطور خلاصه، میتوان این جریانهای سیاسی و فکری را به 3 دسته متمایز از هم تقسیم کرد.
1- جریانهای سلفی
2- جریانهای اسلام صوفی
3- جریانهای اسلام سیاسی
جریانهای سلفی
علما و پژوهشگران سلفی در مطالعات خود همیشه قصد دارند هرگونه جنبش ضد بدعت و خرافات و هرگونه تلاشی برای پالایش دین مبین اسلام را به جنبش محمد بنعبدالوهاب مرتبط کرده و آن را متأثر از وهابیت قلمداد کنند. در اواخر قرن نوزدهم، جنبشهایی برای مقابله با خرافات و بدعتگذاریها در شمال آفریقا پدید آمد. شیخ رشید رضا، صاحب تفسیر المنار و شاگرد شیخ محمد عبده، از رهبران جریان سلفی مصر بوده که در لیبی همراه با جنبش سنوسیه مبارزاتی علیه بدعتگذاریها داشته است. در الجزایر شیخ عبدالحمید بنبادیس، نهضتی فرهنگی علیه بدعتگذاری طریقتهای صوفیه داشته. در مراکش نیز در جنبشی علیه غلو طریقتهای صوفیه فعال بوده است. هیچیک از این جنبشها، دیگر فرق اسلامی را تکفیر نمیکردند.
در دهۀ 70 در مصر و بقیه مناطق شمال آفریقا حرکتهای تکفیری و سلفی جهادی پدید آوردند. حضور جوانان مسلمان از شمال آفریقا در افغانستان برای مبارزه با ارتش سرخ شوروی، نقش مؤثری در رشد جنبشهای سلفی جهادی در این منطقه داشت. این جوانان تحتتأثیر برخی آموزهها در بازگشت به کشور خود به ترویج و تبلیغ تعالیم وهابیت همت گماشتند و برخی گروههای مسلح را به منظور مبارزه با حکومتها و اجرای شریعت اسلامی تأسیس کردند همچون: جماعت اسلامی تونس، جماعت اسلامی مسلح الجزایر، جماعت اسلامی مبارز لیبی، جماعت سلفی برای دعوت و نبرد در الجزایر و جماعت اسلامی مجاهد در مراکش.
گروههای سلفی جهادی شمال آفریقا در عملیات انفجاری علیه شیعیان عراق که زرقاوی آنها را سازماندهی میکرد، نقش مؤثری داشتند. در 2 سال اخیر این گروهها تحت نام القاعده مغرب اسلامی، متحد و منسجم شدند و انفجارات اخیر الجزایر و مراکش را به عهده گرفتند.
رهبران فکری و جهادی این گروه، نقش مؤثری در تکفیر حکومتها و جامعه اسلامی و شیعیان دارند و در فنته اخیر شیعه و سنی آتشبیار معرکه هستند. در طول تاریخ معاصر این منطقه حرکت تکفیری تشیع نداشتیم ولی با رشد جنبش سلفی وهابی با حمایتهای دلارهای نفتی دامنه اختلاف برادران اهل سنت این منطقه با شیعیان جهان بیشتر شد.
در جنگ روانی این جریان علیه شیعه به ویژه پس از پیروزی مقاومت اسلامی لبنان در مقابل ارتش صهیونیستی، تشیع را خطری برای جوامع اسلامی معرفی میکنند و جوامع اسلامی سنی را از رخنه کردن شیعیان برحذر میکنند.
گروههای اسلامگرا
گروههای اسلامگرای سیاسی مغرب عربی به طور سنتی تحتتأثیر افکار و اندیشههای اخوان مسلمین و رهبران آن بودهاند. در دهه 70، گروههای طرفدار خطمشی مسلحانه و استراتژی تغییر نظام از راه انقلابهای نظامی تحت تأثیر اندیشههای گروه جماعت اسلامی و جهاد اسلامی مصر به وجود آمدند. پیروزی انقلاب اسلامی و اندیشههای انقلابی امام خمینی رضواناللهعلیه در دهه 80 و 90 بسیاری از گروههای اسلامگرای مغرب عربی و مصر را تحت تأثیر اندیشههای انقلابی تشیع قرار داد. با بررسی اندیشهها و مرامنامههای گروههای اسلامگرای سیاسی غیرسلفی در مییابیم آنها هیچ تضاد اصولی با شیعه ندارند و پیروان مذهب اهلبیت را تکفیر نمیکنند.
پس از اشغال عراق توسط ارتش آمریکا و متحدان و رشد حساسیتهای ضد شیعی، باز هم این گروهها سعی بر این داشتند که وارد صحنه اختلافات اهل سنت و شیعه نشوند. به عنوان مطالعه موردی درباره مواضع احزاب مراکشی نسبت به تشیع میتوان به نکات زیر رسید:
1- برخی از گروههای اسلامگرای مراکشی مانند جماعت عدل و احسان و حرکت توحید و اصلاح سعی داشتهاند که هرگونه اتهامی مبنی بر وابستگی آنها به جمهوری اسلامی و تشیع را به شدت رد کنند. در اوایل دهۀ 90 رهبران حرکت توحید گروهی از کادرهای خود را تحت عنوان «مجموعه یعقوب منصور در رباط» به اتهام خواندن مجلات و ادبیات شیعی از خود طرد کردند.
2- رهبران گروههایی همچون «البدیل الحضاری» و «الحرکه من اجل الامه» تمایل خود را نسبت به اندیشههای انقلاب اسلامی ایران و افکار امام خمینی(ره) و شهید محمدباقر صدر و دکتر شریعتی منکر نمیشوند. آنها در ادبیات سیاسی و مذهبی خود مسلمانان را به وحدت و انسجام دعوت میکنند و تشتت را عامل ضعف امت اسلامی میدانند.
3- گروههای وابسته به جریان سلفی جهادی؛ آنها تضاد خصمانهای با تشیع دارند و آنها را بیمحابا تکفیر میکنند.
تصوف
تصوف عنصر اساسی و مهم در تکوین فرهنگی و مذهبی جامعه اسلامی منطقه شمال آفریقاست و روحیه صوفیانه از عناصر تشکلدهنده هویت این جامعه است. زاویههای صوفیه این منطقه در رشد و ترویج آیینها و تعالیم اسلامی در میان قبایل مغرب عربی و سرزمینهای صحرای بزرگ آفریقا، نقش ارزندهای داشته است. در برابر تهاجمات نیروهای استعماری فرانسه، ایتالیا و اسپانیا، اقطاب و مریدان طریقتهای صوفیه، کانونهای مقاومت اسلامی تشکیل دادند و آموختههای آنها به شهادت مورخان و معاصر، موانع جدی در مقابل روند فرهنگسازی استعمار غربی بودهاند. اکنون نیز این طریقتها کارآیی دارند و در فرهنگ فولکلور جامعه حضور پررنگی دارند. آموختههای این طریقتها اساساً بر حب رسول خدا و اهلبیت ایشان استوار است و جوهر آن عرفان و تعالیم اسلامی است که پیروان را به تسامح و تساهل و اخوت و عشق نوع بشر دعوت میکند. تعالیم این طریقتها و ارشادات اقطاب آن هنوز زلال است و به تکفیر دیگران آلوده نیست. شاید شالودههای این تعالیم اساسی تقابل و تضاد گروههای سلفی با طریقتهای صوفیه باشد. در جریان حماسهآفرینی و پیروزیهای مقاومت اسلامی لبنان در برابر ارتش اسرائیل، شیخ عبدالسلام یاسین رهبر جماعت عدل و الاحسان برای پیروزی مقاومت و رهبری آن دست به دعا برداشت و مردم را به خیابان آورد، هرچند که پس از مدتی از سوی ابوزبیر مغربی ـ از رهبران جماعت اسلامی توحید و جهاد مغرب ـ فتوای تکفیر شیخ عبدالسلام یاسین را صادر کرد. حکومتهای منطقه طی 10 سال اخیر به خاطر جایگاه و اهمیت طریقتهای صوفیه در جامعه به احیای جریانات تصوف اهتمام بیشتری ورزیدهاند. در مراکش پس از حادثه 11 سپتامبر، احمد توفیق به عنوان وزیر اوقاف و امور اسلامی در دولت حضور پیدا کرد. وزیر جدید ارتباطات آشکارا با طریقت بود شیشیه ارتباط دارد.
او در سیاست مذهب دولت، راهبرد نوینی را اتخاذ کرد و در نخستین اقدام در سیاستهای دینی دولت و ساختارهای آن بازگیری کرد. حادثه 16 مه 2003 و حملات گروههای سلفی جهادی، مراکشیها را به اتخاذ سیاستهای مذهبی علیه جریان سلفی وهابی وارد ساخت.
در الجزایر نیز سیاست احیا نقش طریقتهای صوفیه از اولویتهای سیاست دینی دولت قرار گرفته است. برگزاری مراسم باشکوه کنفرانس بینالمللی طریقت تیجانیه و حمایت هویدای دولت از برگزاری چنین مراسمی جلوهای از سیاستهای جدید الجزایر در حمایت از طریقتهای صوفیه است. در لیبی نیز یکی از نهادهای فرهنگی آن، کنفراس منطقهای جهت مطالعه نقش طریقتهای صوفیه در قاره آفریقا برپا کرد.
از مطالعه تحولات شمال آفریقا در مییابیم که حرکت عمومی ملتهای آن نزدیک به منش وسطی است که قرآن کریم از آن به عنوان ویژگی امت اسلامی نام برده است. هیچگاه افراطیون سنی در آن راه نیافتهاند و هرگز نتوانستهاند جایگاه ویژهای برای خود دست و پا کنند. محبت اهلبیت از آنان، مسلمانانی ساخته است که احساس شیعی در رگهایشان جریان دارد.