بهمن ویسی
پرویز مشرف در مراسمی رمانتیک به چهل و شش سال خدمت در نیروهای مسلح پاکستان پایان داد و فرماندهی ارتش قدرتمند کشور را به وفادارترین یار خود ژنرال اشفق کیانی سپرد. با این حال نگرانی طرفداران دموکراسی و حقوق بشر در پاکستان هنوز به قوت خود باقی است. زیرا پرویز مشرف که اکنون به عنوان فردی غیر نظامی برای دوره دوم ریاست جمهوری سوگند یاد کرده است طبق قانون اساسی پاکستان همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان محسوب میشود و نیز از اختیار اعلام حالت فوقالعاده در کشور و انحلال پارلمان برخوردار است. پیچیدگی ساخت قدرت سیاسی و نظامی پاکستان پیشبینی تحولات آینده این کشور را دشوار و از سویی ابزارهای قانونی و فراقانونی متعددی در اختیار رییسجمهور یا فرمانده ارتش پاکستان برای تحمیل اراده غیردموکراتیک و مستبدانه به احزاب، گروهها، رسانه و مردم قرار داده است.
در تاریخ سیاسی کوتاه پاکستان، نظامیان همواره مرکز ثقل تحولات، فراز و فرودهای سیاسی، کودتاها و بحرانهای مرزی بوده و برخلاف ترکیه متحد استراتژیک آن کشور که به تدریج از دامنه نفوذ نظامیان در امور اجرایی کاسته میشود در پاکستان قدرت ارتش تعیینکننده است و بعید به نظر میرسد جنگاندازی نظامیان به صورت دموکراسی به این زودیها خاتمه یابد، اما به هر حال آویزان نمودن یونیفرم نظامی و وعده پایان حالت اضطراری در پاکستان تا اواسط ماه دسامبر از سوی پرویز مشرف رییسجمهور گامی مثبت در مسیر تحقق ثبات سیاسی و امنیتی کشوری محسوب میشود که طی سالیان اخیر تجسم افراطگرایی، تروریسم و دیکتاتوری بوده است با بازگشت نواز شریف نخستوزیر سابق پاکستان و رهبر حزب مسلم لیگ از تبعید اکنون جمع مخالفان سیاسی پرویز مشرف تکمیل شده است.
در این میان بینظیر بوتر رهبر حزب مردم به ائتلاف سیاسی و توزیع قدرت با پرویز مشرف براساس توافق امارات تمایل دارد ولی نواز شریف موضعی تهاجمی اتخاذ و خواستار تحریم انتخابات پارلمانی ماه ژانویه از سوی احزاب شده است. در این شرایط تحریم انتخابات فرایندی احساسی و غیردموکراتیک که تنها پایههای استبداد و خشونت را مستحکم میکند محسوب و هرگز به بهبود فضای سیاسی و امنیتی پاکستان منجر نخواهد شد.
با توجه به عزل رییس دیوان عالی پاکستان، اکنون نهاد قضایی کشور نیز تابع مشرف است و انتخابات پارلمانی تحت هر شرایطی با اشاره به او تایید یا باطل خواهد شد.
گلوگاههای قدرت به تصرف مشرف و طرفداران دو آتشه او در آمده است این نکته را نباید فراموش کرد که با ظهور احزاب، گروهها، جریانات و شخصیتهای منتقد، فضای سیاسی کشور برخلاف دهههای هشتاد و نود که قدرت تنها بین دو حزب مردم و مسلم لیگ و نواز شریف و بینظیر بوتو دست به دست میشد؛ دستخوش دگرگونی اساسی شده است و اگر شریف و بوتو بدون احساس نیاز به ائتلاف با این احزاب وارد انتخابات شوند اشتباهی استراتژیک مرتکب و در صورت شکست، توان تاثیرگذاری خود را در چارچوب تحولات پاکستان از دست خواهند داد. تحلیل شرایط سیاسی و پتانسیل احزاب و افراد نوظهور این نکته را یادآوری میکند که امکان تغییر در معادلات و ساختار قدرت سیاسی پاکستان کاملا جدی است. تغییراتی که بسیاری از کارشناسان مسایل منطقه را غافلگیر خواهد کرد. آیا نواز شریف و بینظیر بوتو به دلیل دور بودن از متن تحولات پاکستان در همان قالب و راهبرد سنتی و کلیشهای سیر میکنند و یا به ضرورتهای تعامل سیاسی با احزاب و گروههای دیگر پی بردهاند؟ پاسخ این پرسش به زودی آشکار میشود.