محمد اسکندری
بیشک میتوان ماهیت و درونمایه ذاتی احزاب را در مدت زمان پیش از برگزاری انتخابات مورد مطالعه قرار داد. در این وهله اکثر احزاب با چینش پازلهای تبلیغاتی خود در واقع نوع نگرش حزب خود در قبال چگونگی کسب آرا، آرمانهای مردم و اهمیت پایبندی به اصول بازیهای سیاسی را مشخص میکنند. نوع بار سیاسی القا شده از سوی جریانها بر فضای سیاسی کشور، پیش از انتخابات به وضوح بایستهها و راهحلهای معادله رای به حزب را به ترسیم میکشد و لذا بهترین گزینه برای زمانبندی مطالعه مانیفست جریانهای سیاسی چند ماه پیش از برگزاری انتخاباتها است.
اصلیترین حلقههای زنجیره تبلیغاتی جریان دوم خرداد پیش از برگزاری هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی را میتوان در تاکتیک متشنج جلوه دادن اوضاع کشور، ناکارآمدی جریان حاکم و در بیرون از میدان نشستن و ندای خیرخواهی سر دادن و پرستیژ منجیانه به خود گرفتن، دانست. امروز اعمال این تاکتیک انتخاباتی را به عینیت در ساحتهای مختلفی چون سیاست خارجه، اوضاع اقتصادی کشور، وضع فرهنگی و... میبینیم. در این اثنا افراطیون جریان اصلاحات خط بطلانی بر تمامی کارکردهای دولت نهم کشیده و تحرکات دولت را بدون طرح قبلی و غیرکارشناسی وانمود میکنند.
در عرصه سیاست خارجی این جناح دیپلماسی تهاجمی اصولگرایانه را نفی و آن را موجب دلآزردگی قدرتهای بزرگ میدانند. دو قطعنامه تصویب شده علیه ایران را نقطه بحرانی در حیات سیاسی کشور و تحریمهای یکجانبه ایالات متحده آمریکا را به مثابه انحلال نظام اقتصادی کشور تلقی میکنند. در حالی که حتی بیگانگان نیز از پیروزی استقامت دولتمردان ایران خبر میدهند. این طیف از اپوزیسیونهای داخلی با نادیده انگاشتن تمامی دستآوردها باز بر طبل شکست دولت نهم در عرصه خارجی میکوبند و بر مواضع قبلی خود همچون تمسک به سیاستهای "تنشزدایی" و "گفتمان صلحطلبی" پایفشاری مینمایند. سیاستهای صلحطلبانهای که فارغ از معنای واقعیتشان برای توجیه دیپلماسی منفعل دولت اصلاحات به کار میرفتند.
با این تفاسیر درونمایه سیاست تبلیغاتی اردوگاه دوم خرداد را میتوان به وضوح نظارهگر بود. چینش پازلهای سیاسی جریان اصلاحات بر صفحه شفاف سیاست خارجه دولت نهم تصویری جز شکست و دروغگویی آنها را ترسیم نخواهد کرد. اما در ذیل آگاراندیسمان و بزرگنمایی در عرصه چالشهای اقتصادی کشور باید گفت که کسی حق ندارد بیدلیل ترمز قطار پرشتاب دولت نهم را که در ریل اقتصادی در حال حرکت است بکشد.
تلاشها برای ناکام جلوه دادن فعالیتهای چشمگیر اقتصادی دولت همچون طرح سهمیهبندی سوخت که عاملی برای تثبیت آینده اقتصادی و شاید بتوان گفت سیاسی کشور است، رفع تبعیضها و محرومیت از دهکهای پایین جامعه با اجرایی کردن طرح ملی سهام عدالت، طرح مبارزه با مفسدان اقتصادی و... بسیار است اما بیشک مردم با نظاره بر نگاه انقلابی دولت در مواجهه با ساختار فرسوده نظام اقتصادی و عدم فرافکنی دولتمردان و شانه خالی کردن آنها از پذیرش کاستیها این امر را یادآور میشوند که در حجم بالا و انبوه فعالیتهای اقتصادی راه به دلیل فرسوده بودن سیستم اقتصادی کشور برای فرصتطلبانه باز است. البته فارغ از هرگونه فرافکنی باید گفت افزایش نرخ تورم در چند ماهه اخیر که فشار بسیاری را بر مردم تحمیل کرده است در حقیقت متاثر از دستهای پنهانی است که ریاست جمهوری آنان را خائنین به ملت نامید.
بخشی از افزایش نرخ تورم در این چند ماه متعاقب از فعالیتهای خارج از محدوده قانون برخی موسسات مالی و اعتباری بوده که مازاد حد قانونی به جامعه نقدینگی تزریق و باعث افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش نرخ کالاها شدهاند. لذا نقد اصلاحطلبان ـ بخوانید جبههگیریهای معاندانه ـ به عملکرد اقتصادی دولت علیرغم اینکه دولت مسئولیت آنها را پذیرفته تنها ضرورتی تبلیغاتی برای آنها دارد.
در ضمن اگر کمی نقادان اصلاحطلب به عقب بازگردند و اوضاع اقتصادی کشور را در دوران سازندگی و اصلاحات مناظره کنند متوجه میشوند که فاکتوری که آنها امروز به عنوان ناکارآمدی دولت نهم در عرصه اقتصادی بیان میکنند در آن زمان به عنوان یکی از معضلات دسته پنجمی اقتصاد کشور به حساب میآمده است. لذا ایجاد "تورم انتظاری" در کشور را میتوان نشات گرفته از فعالیتهای تخریبی برخی از گروههای مخالف دولت دانست که تلاش میکنند با آشفته نمایش دادن اوضاع اقتصادی کشور راه را برای تخریب وجه اصولگرایان باز کنند. اما باید دانست که مردم داور بر حق و قضاوتکننده پایانیاند. مردم در طول هشت سال زمامداری اصلاحطلبان به خوبی این امر را درک کردهاند که هدف غایی و ماهییت ذاتی این جریان سیاسی چیست.
اما در نهایت و باید گفت فضاهای انتخاباتی نیز مانند تمام لحظات سپری خواهند شد و از فعالیتهای تکوین یافته در آنها تنها آثار و پیامدهای آنها به جای خواهد ماند. تلاش برای تکیه بر مسند قدرت از طریق فریب افکار عمومی نه شرعا و نه از نظر اخلاقیات انسانی قابل قبول نیست. تلاش برای ایجاد فضایی دوقطبی در لفافه مخالفان و موافقان دولت و کسب ریزشهای جریان رقیب و کسب این ریزشها هرگز نشان از بلوغ سیاسی یک حزب نیست. بیشک مانور روی نقدهای درون گفتمانی اصولگرایان که برای تسریع گامهای پویشگر دولت صورت گرفته، نمیتواند برای سیاستهای شکست خورده اصلاحطلبان پوشش مناسبی باشد.
در غالب فراگردهای سیاسی در کشورهای پیشرفته، احزاب در هوچیگریهای انتخاباتی درصدد طرح راهبردها و برنامههای خود برمیآیند و بیشترین وقت خود را در تنویر افکار عمومی نسبت به ایدههای حزب خود صرف میکنند و کمتر وقتی را بر تخریب فعالیتهای جناح مخالف میگمارند زیرا که افکار عمومی به خوبی در این چند مدتی که شاهین اقبال حکومت بر دوش این حزب بوده با عملکرد آنان آشنا شده است. لذا میتوان نتیجه گرفت که هیاهوی تبلیغاتیای که اردوگاه دوم خرداد به راه انداخته است متاثر از نخنما شدن واقعیت سیاستهای این جریان است.
افکار عمومی به خوبی چهره اصلی شوالیههای جنگ نرم را دیدند و متعاقب آن تاوانش را نیز دادند. مشکلات فرهنگی و علیالخصوص سیاسی که امروز ما در داخل و خارج از کشور با آنها دست و پنجه نرم میکنیم نضجیافته از قلب این چهره است. لذا در غایت امر باید گفت بهترین گزینه برای بازگشت دوم خرداد به دایره قدرت اصلاحطلبی در اصلاحات است. تغییر در مانیفست کنونی اصلاحات امری بدیهی و غیرقابل انکار است. اکنون که سیاستهای آنان مبتنی بر اصول پیشین قرار گرفته است احتمال حفظ اقلیت در مجلس توسط این جریان نیز دارای ابهام است و هرگز نمیتوان امیدی بر تغییر اقلیت و اکثریت در مجلس داشت.