مهناز شیری، دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
اصطلاح جهانی شدن حدود دو دهه است که در محافل آکادمیک و غیردانشگاهی بر سر زبانها افتاده و درباره وجود یا عدم وجود آن تعریف و تعیین حدود و مهمتر از همه چیستی آن مطالب فراوانی در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نگاشته شده و میشود اما با این وجود تعریف یکسانی از آن ارائه نشده به هر حال جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست بلکه با گسترش آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی از آغاز تاریخ وجود داشته است و امروزه جهانی شدن یعنی برداشتن مرزها و تلاش برای ایجاد یک جامعه واحد جهانی در شکلهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، فرآیند جهانی شدن شکاف بین کسانی که از مهارت لازم برای شکوفا شدن در بازار جهانی برخوردارند و کسانی که فاقد آن مهارت هستند افزایش میدهد. کارگران نسبتا غیرماهر در کشورهای توسعه یافته در رقابت با بازار جهانی بیش از همه زیان میبینند و برای کاهش تاثیر جهانی به تدوین سیاستهای عمومی نیاز دارند. صرفنظر از این هشدارها به نظر میرسد جهانی شدن امری ماندنی است مگر آنکه مصیبتهای دیگری مانند جنگهای جهانی و کسادی اقتصادی فاجعهآمیز سالهای 45 ـ 1914 تکرار شوند. اقتصاددانها در پیشبینی این بحرانها چندان راه به جایی نمیبرند. در صورت عدم وقوع جنگهای دیگر هزینه حمل و نقل و ارتباطات کاهش خواهند یافت و سطح آموزش افزایش مییابد نتیجه این امر نفوذ جهانی شدن در درون کشورهاست. اگر گذشته را راهنمای خود قرار دهیم باید بگوییم بیثباتی هم وجود خواهد داشت و سیاستگذاران با گزینش جهانی شدن یا جهانی نشدن روبرو نخواهند بود و مسالهای که با آن روبرو میشوند این است که چگونه به نحو احسن آن را مدیریت کنند.
مفهوم حاکمیت
واژه حاکمیت از واژه لاتینی Superanus به معنی «برتر» گرفته شده است و حاکمیت همانا قدرت برتر فرمانروایی یا امکان اعمال ارادهای برتر از ارادههای دیگر است.
ویژگیهای حاکمیت
1ـ مطلق بودن: حاکمیت که عالیترین ویژگی دولتمداری است. در داخل و خارج از دولت هیچ قدرت قانونی برتر از دولت وجود ندارد و دولت هیچ محدودیتی را به رسمیت نمیشناسد.
2ـ دائمی بودن: دولت نهادی است دائمی و حاکمیت آن هم دائمی است تا زمانی که دولت وجود دارد حاکمیت نیز پابرجاست.
3ـ فراگیری و جامعیت: حاکمیت فراگیر و در برگیرنده همه افراد و مجتمعها در محدوده جغرافیایی خود است.
4ـ جداییناپذیر: حاکمیت یکی از عناصر اصلی دولت است و جدا کردن آن از دولت، دولت را از حالت استقلال بیرون میآورد.
5ـ انحصاری بودن: حاکمیت منحصر به دولت است و در هر دولتی تنها یک حکمران وجود دارد.
6ـ تقسیمناپذیری: حاکمیت یکپارچه است و تقسیم آن نابودی آن است.
مفهوم حاکمیت ملی و تحول آن
مفهوم حاکمیت همانطور که در بالا ذکر شد از دیدگاه سنتی این است که دولت قدرت برتر در یک جامعه است، دولت دارای قدرت فرماندهی است و هیچ قدرت دیگری نمیتواند مانع اجرای اراده دولت ملی باشد و صلاحیت همه امور به دولت برمیگردد.
بعد از جنگ جهانی دوم دولتهای فاتح مقرراتی را برای کل جهان وضع کردند که به آن امروزه قواعد و مقررات بینالمللی میگویند. و به تدریج با تدوین این قوانین و تشکیل سازمانهای بینالمللی حاکمیت ملی دولتها به محدودیت کشیده شد و بعد از پایان جنگ سرد و به وجود آمدن شرایط جدید در جهان نظام دو قطبی از بین رفت و نظام جدیدی جایگزین آن نشد و مشکلات جدیدی برای اعمال حاکمیت دولتها به وجود آمد. اما امروزه ما در دوره گذرا از نظام گذشته به سوی نظام جدیدی هستیم که هنوز شکل نگرفته و همه کشورها و قدرتها تلاش میکنند تا منافع خود را در صحنه بینالمللهای تحکیم کنند و همین فراز و نشیبها در حاکمیت و محدوده اعمال حاکمیت تاثیر گذاشته و دیگر دوران حاکمیت مطلق سپری شده و احترام به حاکمیت تمامی دولتها یک ضرورت شده و وظیفه رهبران این دولتها است که بین اداره جامعه خودشان و نیازمندیهای دنیای امروزه توازن برقرار نمایند.
شاخصهای جهانی شدن
فرآیند جهانی شدن را در چهار حوزه فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی مطالعه میکنند. جهانی شدن اقتصاد اولین شاخص این فرآیند است که سعی در جهانی کردن اقتصاد داشت و این قدم با تشکیل سازمان گات و سپس سازمان تجارت جهانی آغاز شد و بیش از %95 مبادلات تجارت جهانی تحت پوشش این سازمان قرار دارد و این شاخص اولین و تاثیرگذارترین شاخص جهانی شدن میباشد. در واقع پایه و اساس تشکیل جهانی شدن و جهتدهنده به بقیه ابعاد میباشد.
بعد فرهنگی: بعد فرهنگی جهانی شدن تحت تاثیر بعد اقتصادی جهت پیدا میکند و در واقع نوعی مصرف و نوع فرهنگ را مشخص میکند و شاخصهای فرهنگی در این فرآیند قبلا با برنامهریزیهای تحت تاثیر شاخص اقتصادی میباشد.
بعد سیاسی: در بعد سیاسی جهانی شدن عدهای معتقدند که دولت باید از بین برود چون در عصر جهانی دولت به طور کلی از بین خواهد رفت و موجودیت خود را از دست میدهد اما این نظریه درست نیست در مقابل عدهای نیز معتقدند که دولت در عصر جهانی شدن از بین نمیرود بلکه از اقتدار آن کاسته میشود و کارکردهای آن نیز تغییر پیدا میکند. در این عصر دولتها دموکراسی را بیشتر مد نظرشان قرار میدهند و میزان اختیارات دولتها در بخشهای مختلف جامعه کم میشود و دولت بیشتر نقش ناظر را برعهده میگیرد.
در بعد نظامی: در بعد نظامی جهانی شد آنچه که بیشتر از همه مورد توجه قرار میگیرد تغییر تجهیزات نظامی و ارتقاء این وسایل و وارد شدن تکنولوژی جدید، دسترسی به اطلاعات و رسانهها به عنوان یکی از مهمترین ابزار اصلی جنگ در این دوره میباشد. در این دوره دیگر انسان عامل اصلی در جنگ نیست بنابراین کشورها برای ارتقاء تجهیزات نظامی و به دست آوردن تکنولوژی تولید اطلاعات و گسترش رسانهها برمیآیند، مورد دیگری که اهمیت دارد اینست که امروزه کشورهای جهان دیگر میلی به جنگ ندارند بلکه هدف خود را از راههای اقتصادی و دیپلماسی دنبال میکنند.
تاثیر جهانی شدن بر جمهوری اسلامی ایران
ایران در معرض تاثیرپذیری از هر کدام از ابعاد جهانی میباشد که البته بعد اقتصادی بیشترین تاثیر را روی ایران دارد. جامعه ما سالهاست که در معرض جهانی شدن و جهانیسازی سرمایهداری قرار دارد. امپریالیسم سرمایهداری امروز لباس جدیدی به نام جهانیسازی و جهانی شدن بر تن کرده و در اهداف آن مبنی بر غارت منابع طبیعی و حاصل کار زحمتکشان بدنی و فکری ایران تغییری به وجود نیامده است. ایران در بعد اقتصادی جهانی شدن دارای اثرات زیانباری مانند کاهش رشد تجارت، رقابت نابرابر، کاهش سرمایهگذاری مستقیم خارجی و کاهش قدرت رقابت را به دنبال داشته است البته فرصتهایی مانند عضویت در سازمان تجارت جهانی نیز برای ایران فراهم است که در صورت عضویت در این سازمان میتواند منافعی مانند دسترسی به بازارهای خارجی، دسترسی به بازار محصولات کشاورزی، منسوجات و پوشاک، و آزادی ورود سرمایه را به دست آورد. البته در حال حاضر ایران نتوانسته است به هیچ یک از فرصتهای جهانی شدن دست پیدا کند و به طور کامل از آن بهرهبرداری کند و زیانهایی را نیز در این راه به خود دیده است.
جهانی شدن فرهنگ نیز زیانهایی را برای ایران در پی داشته است و جمهوری اسلامی ایران نتوانسته است به طور مطلوب از فرصتهای فرهنگی عصر جهانی شدن استفاده کند و تنها آسیبهایی مانند کمرنگ شدن کارکرد فرهنگ ایرانی، ابزاری شدن ارزشهای سنتی، بحران هویت، عدم قابلیت رقابت با تولید محصولات فرهنگی دیگر را به همراه داشته است.
نتیجهگیری
جهانی شدن فرایندی نیست که به یکباره شروع شده و در آن واحد پایان پذیرد بلکه مجموعهای از فرآیندهای پیچیده میباشد که شروع آن به سالیان بسیار دور برمیگردد که در گذشته به شکل امروزی نبوده و با شروع رشد صنعتی بشر در قرون اخیر مخصوصا در عصر حاضر سرعت گسترش این فرآیند بسیار سریع شده و هر روز نیز بر گسترش آن افزوده میشود عدهای امروزه به جای جهانی شدن جهانیسازی را به کار میبرند و معتقدند این فرآیند شبیه یک پروژه میباشد که بازیگران قدرتمند سعی در هدایت آن دارند.
فرآیند جهانی شدن حاکمیت ملی را دچار محدودیت کرده و حکومتهای ملی نمیتوانند همچون گذشته از خودمختاری برخوردار باشند و دولتهای ملی قسمت اعظمی از قدرت و حاکمیت خود را از دست داده و با بازارهای جهانی، نهادهای بینالمللی یا سازمانهای منطقهای، شوراهای همکاری و جنبشهای فکری روبرو هستند و عدم شناخت جامعه به خصوص سیاستمداران کشورها با مفهوم جهانی شدن زیانهای جبرانناپذیری را به ملت و دولت وارد میکند.
اکنون دولتهای ملی دیگر نمیتوانند برخلاف مسیر تحولات سیاسی به فرهنگی جهانی تصمیمگیری کنند در نتیجه هژمونی ایدئولوژیک و فرهنگی الیگارشیهای محلی تضعیف میشود. آیا در حال حاضر میتوانیم بگوییم که این فرآیند جامعه را نجات میدهد یا بالعکس.
و با توجه به رشد ناموزون جهان فرآیند جهانی شدن با وجود گسترش زیاد نتوانسته تاثیرات مثبت و منفی خود را در همه جا به طور یکسان به جا گذارد.
جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک کشور تحت تاثیر ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی این فرآیند قرار گرفته است. کشورها ما در جرگه کشورهای جهان سوم قرار دارد که تا به حال نتوانسته در فرآیند جهانی شدن نقش تعیینکنندهای را باز کند به لحاظ عدم شناخت و عدم استفاده از فرصتها نتوانسته حداکثر استفاده را از آن ببرد.