رضا بیطرفان

اشاره‌:

انتخابات اگر چه از مهمترین اصول و ضرورت‌های یک نظام دموکراتیک (مردم‌سالار) به شمار می‌آید؛ اما صرف وجود آن در یک کشور قطعا منوط به دموکراتیک بودن آن کشور نخواهد بود. به عنوان نمونه امروزه جز 2 کشور عربستان سعودی و اردن، تمام حکومت‌ها خود را دموکراتیک معرفی می‌کنند؛ اما از نظر معیارهای انسانی و جهانی، نظام‌های سیاسی کشورهایی چون چین، مصر، مغولستان، روسیه و... دموکراتیک محسوب نخواهند شد؛ چرا که مطالعه در خصوص ساختار نظام سیاسی این کشورها بخوبی گواه این امر است که هر اندازه هم امثال چنین کشورهایی خود را دموکراتیک معرفی کنند، اما در میدان عمل، اعمال قدرت و قانون بیشتر از خلال روابطی غیردموکراتیک ظهور می‌کند تا روابط واقعا مردم‌سالارانه. بر این اساس، آنچنان که بر می‌آید انتخابات در معنای واقعی کلمه فرآیندی مختص کشورهای دموکراتیک است. همچنین به عنوان یک عامل مهم برای تشکیل نهادهای حکومتی در جوامع مدنی محسوب می‌شود که در کشورهای مختلف بسته به نوع دموکراسی حاکم، برگزار و در آن نهادهای گوناگون مسئولیت اجرا یا نظارت بر انتخابات را به عهده می‌گیرند.

"> معیارهای انتخابات عادلانه
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۳۶۴۴
بررسی نقش مردم و مسئولان پیش و پس از فرآیند انتخابات

معیارهای انتخابات عادلانه

رضا بیطرفان

اشاره‌:

انتخابات اگر چه از مهمترین اصول و ضرورت‌های یک نظام دموکراتیک (مردم‌سالار) به شمار می‌آید؛ اما صرف وجود آن در یک کشور قطعا منوط به دموکراتیک بودن آن کشور نخواهد بود. به عنوان نمونه امروزه جز 2 کشور عربستان سعودی و اردن، تمام حکومت‌ها خود را دموکراتیک معرفی می‌کنند؛ اما از نظر معیارهای انسانی و جهانی، نظام‌های سیاسی کشورهایی چون چین، مصر، مغولستان، روسیه و... دموکراتیک محسوب نخواهند شد؛ چرا که مطالعه در خصوص ساختار نظام سیاسی این کشورها بخوبی گواه این امر است که هر اندازه هم امثال چنین کشورهایی خود را دموکراتیک معرفی کنند، اما در میدان عمل، اعمال قدرت و قانون بیشتر از خلال روابطی غیردموکراتیک ظهور می‌کند تا روابط واقعا مردم‌سالارانه. بر این اساس، آنچنان که بر می‌آید انتخابات در معنای واقعی کلمه فرآیندی مختص کشورهای دموکراتیک است. همچنین به عنوان یک عامل مهم برای تشکیل نهادهای حکومتی در جوامع مدنی محسوب می‌شود که در کشورهای مختلف بسته به نوع دموکراسی حاکم، برگزار و در آن نهادهای گوناگون مسئولیت اجرا یا نظارت بر انتخابات را به عهده می‌گیرند.


در 3 دهه اخیر، جهان شاهد میل به گسترش چشمگیر دموکراسی بوده است که همین امر به توجه و تمرکز زیادی بر نهادهای مربوط به انتخابات منجر شده است. در سراسر جهان، انتخابات در حل و فصل درگیری‌های طولانی و همچنین آغاز یا تقویت انتقال‌های دموکراتیک نقش داشته است. برای کشورهایی که پس از پایان درگیری‌ها در مرحله باز‌سازی قرار دارند، انتخابات معمولا از اجزای اصلی تفاهم‌‌نامه‌های صلح بوده است. انتخابات عادلانه به شکل روزافزونی یک ضرورت حیاتی برای دولت‌هایی شده است که خواهان داشتن مشروعیت از نظر جامعه جهانی و از آن مهمتر شهروندان خودشان هستند.

نکته مهم اینجاست که مشروعیت انتخاباتی و نتایج انتخابات، بر احتمال ایجاد یک حکومت موثر و کارآمد می‌افزاید. همچنین این امر باعث همراه شدن حمایت و پشتیبانی بیش از پیش مردم از حاکمیت و سیاست‌های پیش گرفته شده از سوی دولت‌ها خواهد شد.

از این رو در نوشتار حاضر سعی بر آن است تا معیارهای یک انتخابات سالم و نیز نقش مردم و مسئولان در این فرآیند سرنوشت‌ساز به اختصار بررسی شود.

اریک بیورلاند، پژوهشگر حقوق سیاسی و نظام‌های انتخاباتی نشریه مشهور دموکراسی اینترنشنال، در یکی از پژوهش‌های خود با عنوان انتخابات آزاد و عادلانه، درباره اهمیت سالم و آزاد بودن فرآیند انتخابات می‌نویسد.

اول، انتخابات رقابتی می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور در ایجاد تغییرات عمیق سیاسی در جامعه عمل کند. انتخابات در جوامع در حال گذار یا در بحران می‌تواند رویدادی اصلی و مرکزی باشد که در صورت موفقیت‌آمیز بودن، نه تنها به دولت‌ها مشروعیت می‌بخشد، بلکه می‌تواند به طور عمیقی بر نهادها، ترکیب‌بندی قدرت و انتظارات شهروندان اثر گذارد.

دوم، انتخابات فرصت‌های جدید و بی‌نظیری برای فعالیت شهروندان در امور دولتی و عمومی جامعه فراهم می‌کند. انتخابات فرصتی است برای فعال و درگیر کردن نهادهای مدنی و شهروندان در سیاست‌های دموکراتیک، از طریق آموزش رای دهندگان، نظارت بر انتخابات، تحقیق در زمینه سیاست‌ها و دفاع از دموکراسی.

سوم، انتخابات می‌تواند مجرایی برای مشارکت زنان، اقلیت‌ها و گروه‌های محروم مانده که معمولا دسترسی کمتری به سیاست و حکمرانی داشته‌اند، فراهم کند.

 و چهارم، انتخابات رقابتی ابزاری است برای ایجاد روند پاسخگو کردن دولت‌ها و نیز جهت دادن به رقابت‌های سیاسی و تعیین جانشین‌های بعدی رهبری یک کشور.

معیارها چیست؟

1- برای آزاد بودن مراحل انتخابات، شهروندان باید حق و امکان انتخاب کردن داشته باشند. 2- عاری بودن فضای انتخاباتی از هر گونه ارعاب و تهدید.

3- منصفانه بودن رای‌گیری و شمارش آرا. 4- فرصت و امکان منطقی و قابل قبول برای رقابت و نیز حل و فصل شکایت‌ها و اختلاف‌های مربوط به پیش و پس از انتخابات.

5- شرایط مساوی برای همه نامزدها که در حقیقت چنین آزادی یکی از پیش‌ شرط‌های اصلی انتخابات مفید، کارآمد و ارزشمند محسوب می‌شود.

انتخابات آزاد و عادلانه به عنوان یک هدف

اریک بیورلاند در ادامه پژوهش خود می‌نویسد: «کشورهای مختلف جهان به موفقیت‌های متنوع و متفاوتی در بر آورده کردن معیارهای بین‌المللی اجزای تشکیل دهنده یک انتخابات دموکراتیک دست می‌یابند. امروزه تعداد کمی از کشورها موفق به برگزاری انتخاباتی می‌شوند که در آن تمام خواست‌های التزامی آزاد و عادلانه را برآورده کند. هر چند بسیاری از کشورهای دارای دموکراسی با تجربه یا دموکراسی‌های نوپا، انتخاباتی برگزار می‌کنند که در کل قابل قبول هستند و به حفظ جوامع آزاد و سالم کمک می‌کنند. بدیهی است بسیاری از کشورهای دیگر این کار را انجام نمی‌دهند حال یا با رد آشکار معیارها و هنجارهای بین‌المللی یا با سرکوب‌ ظریف وزیرکانه آزادی‌های سیاسی و مخالفان. اما کارهای بیشتری می‌توان انجام داد تا همه مردم به حقوق دموکراتیک دسترسی یابند که یکی از آنها توجه دایم به کیفیت انتخابات در سراسر جهان است که در عین حال یک اقدام اصلی در تداوم روند دستیابی همه مردم به حقوق دموکراتیک محسوب می‌شود».

مردم و انتخابات

مشارکت انبوه مردم یک کشور در انتخابات از جهاتی می‌تواند نشانگر حمایت مردم از منافع ملی، حاکمیت و روند موجود باشد. با این حال اما مشارکت مردمی در انتخابات، حتی در بعضی از دموکرات‌ترین کشورهای دنیا نظیر کشورهای اروپایی چندان چشمگیر نیست. البته این موضوع می‌تواند تا حدود زیادی به فرهنگ سیاسی آن کشور مربوط باشد. به عنوان نمونه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 ایالات متحده، چیزی حدود 38 درصد واجدان شرایط رای دهندگان در انتخابات شرکت کردند که همین امر مسئولان سیاسی این کشور را به این فکر انداخته که از روش‌های جدید، قابل دسترس و آسان‌تری برای جلب مشارکت مردم استفاده کند. جالب است که پژوهشگران آمریکایی‌ پیش‌بینی کرده‌اند که تا سال 2015 تنها 37 درصد از جوانان آمریکایی در انتخابات گوناگون این کشور شرکت کنند که این امر به عقیده آنها تداوم دموکراسی در آمریکا را به خطر می‌اندازد. بنابراین می‌توان این گونه گفت که حضور یا عدم حضور شهروندان یک کشور در انتخابات می‌تواند اول با میزان سیاسی یا غیرسیاسی بودن مردم آن کشور و دوم با میزان خطرات و تهدیدهای داخلی و خارجی رابطه مستقیم داشته باشد.

انتخابات و چگونگی جلب حضور مردم

در این میان اما نقش دولت‌ها و حکومت‌ها چیست؟ آیا فقط صرف حضور پرشور مردم، راهگشا، پایان بخش و تضمین کننده دموکراسی و مشروعیت بخش نظام‌های سیاسی خواهد بود؟ آیا دولت‌ها در قبال حضور شهروندان هیچ مسئولیت دیگری ندارند؟ به عبارت بهتر آیا وظیفه شهروندان فقط شرکت در انتخابات است و پس از آن شهروندان هیچ نقشی در حکومت‌‌داری نباید ایفا کنند؟

پر واضح است که چنین تفکری با اصول دموکراتیک و مردم سالارانه مغایرت تمام دارد. چرا که طبق اصول دموکراسی نه تنها نباید نقش مردم پس از انتخابات کمرنگ شود که حتی ضروری است این نقش پس از پایان یافتن فرآیند انتخابات، موثرتر از قبل اعمال شود. بدیهی است پس از برگزیدن مسئولان نهادها و قوای مختلف، مبحث مهم «حق نظارت و نقد عملکرد» به میان می‌آید که این امر نه در چارچوب شعارها و گفته‌های مسئولان و دولتمردان، بلکه به معنای واقعی کلمه و در عمل ارزیابی خواهد شد. بی‌شک این امور از شروط اصلی تشخیص میزان مردم‌سالار بودن یک نظام سیاسی به شمار می‌آید...

با این همه، زمانی حضور مردم تهییج می‌شود که آنها نامزدهای مورد نظر و سلیقه خود را در عرصه انتخابات مشاهده کنند. برگزاری انتخابات آزاد به گونه‌ای می‌تواند تمامی اقشار جامعه را برخوردار از نماینده کند و در این میان پرواضح است که چنانچه کسی نماینده مورد نظر خود را در میان کاندیداها نیابد بالطبع به مشارکت در انتخابات تن نخواهد داد. این گونه شاید بخش عظیمی از شهروندان خود به خود به حاشیه رانده شوند، لذا این امر یعنی عدم حضور نامزدهای مختلف ـ نیز بی‌هیچ شک، هم با ویژگی‌های حکومت دموکراتیک مغایر است و هم موجبات تشدید صدای معترضان را فراهم خواهد آورد. بنابراین حضور نامزدهای مطابق با سلیقه همه اقشار جامعه در درجه اول حضور مقتدرانه مردم را  رقم خواهد زد و در پی آن بهترین دفع کننده توطئه‌های داخلی و خارجی خواهد بود. در نتیجه با شکل‌گیری و گسترش روابط مردم‌سالارانه، جامعه نیز سیر توسعه و پیشرفت همه‌جانبه را طی خواهد کرد. حضور مردم به ترتیب در انتخابات دوم خرداد 1376؛ (مشارکت 93/79 درصد از واجدان کل)، مجلس هفتم؛ (12/51 درصد) و سوم تیر 1384؛ (مشارکت 84/62 درصد از واجدین کل) هر کدام از برهه زمانی مخصوص به خود، ضمن تحکیم روابط ملت و دولت توانست تا حدود زیادی از بحران‌ها و فشارهای خارجی بکاهد. اگر چه همان طور که در بالا هم به تفصیل آورده شد هر ذهن آگاهی بخوبی می‌داند که لازمه تداوم دفع هر بحران و فشاری، مشارکت و حمایت گسترده مردم از دولت است. زیرا تجربه نظامهای سیاسی مختلف ثابت کرده است هیچ حامی و پشتیبانی برای یک حکومت، بهتر و موثرتر از شهروندان آن نیست. این مهم نیز حاصل نخواهد شد، جز با تثبیت و تحکیم مردم‌سالاری و جلب رضایت واقعی شهروندان یک جامعه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات