دکتر شهیدی مؤدب
مردی که بمدت 32 سال گذشته اندونزی را با مشتی آهنین اداره کرد روز گذشته در بیمارستان در گذشت. رئیسجمهور کنونی اندونزی متعاقب پخش خبر مرگ ژنرال 86 ساله که دومین رئیسجمهور بزرگترین کشور مسلمان بود در تلویزیون ظاهر شد و ضمن اعلام هفت روز عزای عمومی گفت «من از مردم اندونزی میخواهم دعا کنند که خداوند او را بخاطر کارهای خوب و تعهدی که داشت بپذیرد و به خانوادهاش برای این امتحان مقاومت عطا کند. ژنرال سوهارتو برای کشور کارهای بزرگی انجام داد». به مناسبت در گذشت ژنرال سوهارتو پرچمهای اندونزی به حالت نیمه افراشته در آمده است.
ژنرال سوهارتو که از امروز در زادگاه خود شهر «سولو» در جزیره جاوه چهره در نقاب خاک میکشد در سال 1921 بدنیا آمد. او پس از طی دوران اولیه جوانی وارد ارتش هلندی اندونزی شد و تا قبل از اشغال اندونزی در جنگ دوم جهانی در لباس نظامی خدمت کرد. با ورود ژاپنیها او به همکاری با اشغالگران پرداخت و به هلند استعمارگر پشت کرد. در سالهای مبارزات استقلال اندونزی در کنار احمد سوکارنو رهبر استقلال اندونزی قرار گرفت و وقتی هلندیها با پایان جنگ دوم که ژاپن اشغالگر در آن شکست خورد برای باز پسگیری مستعمره خود به اندونزی بازگشتند با آنها جنگید و پیش از کودتای خونین اندونزی در سال 1965 به درجه سپهبدی ارتقا یافت.
ژنرال سوهارتو که پیش از کودتا نردبان ترقی در نیروهای مسلح را با علاقمندی طی میکرد در کنار ژنرال «نسوئیون» که رئیس ستاد ارتش بود از نفوذ روزافزون حزب کمونیست اندونزی که احمد سوکارنو رئیسجمهور از آنها حمایت میکرد نگران بود. و مترصد فرصتی بود تا به گونهای مانع از قدرت گرفتن حزب کمونیست بشود که به ارتش اندونزی نیز چشم طمع دوخته بود. حادثه سیام ماه سپتامبر 1965 که در آن شش ژنرال عالیرتبه ارتش بصورت مرموزی به قتل رسیدند فرصتی طلایی برای ژنرال سوهارتو ایجاد کرد تا با بهرهگیری از این حادثه و به کمک ژنرالهای زیر دست خود دست به کار تسویه خونینی بزند که به ابتکار وی آغاز شد و در کشور اندونزی نزدیک به نیم میلیون نفر را به خاک و خون کشید. پس از این حادثه سوهارتو فرمانده کل ارتش شد و رئیسجمهور سوکارنو آرام آرام از قدرت کنار گذاشته شد و در نهایت سوهارتو در سال 1967 طی انتخاباتی که بخوبی طراحی شده بود رئیسجمهور شد و تا سال 1998 که با فشار تظاهرات خیابانی مجبور به ترک قدرت شد 6 دوره کرسی ریاست جمهوری اندونزی را اشغال کرد و سپس جای خود را به دکتر یوسف حبیبی معاون خود داد که او نیز پس از یک دوره انتقالی یکساله ریاست جمهوری را به عبدالرحمن وحید سپرد.
سوهارتو از فردای ریاست جمهوری خود عملاً ارتش را به یک نهادی تبدیل کرد که در تمامی ارکان قدرت، اقتصاد و سیاست در کشور حضور یافت و در کنار پسران و دختران و حتی همسر ژنرال سوهارتو به تقسیم امکانات مادی کشور پرداخت. ارتش اندونزی برخلاف دیگر ارتشهای دنیا که با حقوق و مزایای حکومتی اداره میشود تنها بخشی از حقوق خود را از دولت دریافت میکند و ژنرالهای آن که دارای امتیازات فراوانی میباشند بخش دیگر را از نهادهای اقتصادی که زیر نظر نیروهای مسلح اداره میشود کسب میکنند و بخاطر همین درگیری ارتش در فعالیتهای اقتصادی، مردم اندونزی در زمان اقتدار سوهارتو افسران ارتش را در کنار سرمایهگذاران خارجی شریک منابع کشور قلمداد میکردند. بخاطر همین حضور ارتش در فعالیتهای اقتصادی در زمان سوهارتو بوده است که حتی پس از کنارهگیری وی افسران عالیرتبه ارتش همچنان در اقتصاد و تجارت و قاچاق در اندونزی نقش فعالی داشتهاند و تلاشهای چهار رئیسجمهور پس از سوهارتو برای نجات ارتش از فساد اقتصادی علیرغم ارادهای که در این راه نشان دادهاند به نتیجه نهائی نرسیده است و امروز نیز در قاچاق چوبهای گران قیمت جنگلهای انبوه اندونزی به چین و مالزی و سنگاپور انگشت اتهام به سوی ژنرالهای نیروی دریایی و زمینی ارتش نشانه میرود.
ژنرال سوهارتو از سال 1998 که به علت بحران اقتصادی در آسیای جنوبی شرقی تن به ترک قدرت داد تا ابتدای ماه میلادی کنونی که راهی بیمارستان شد عملاً زیر نظر قرار داشت و فرزندان او نیز درگیر قوه قضائیه اندونزی بودند و پسربزرگ او «تومی» در خارج از جاکارتا در زندان به سر میبرد. با این حال این پیرمرد خندان هر چند در اداره کشور نقش ایفا نمیکرد مورد احترام رجال سیاسی اندونزی قرار داشت و در عید فطر که بزرگترین عید اندونزی است و مردم و رهبران این کشور در این مناسبت دینی به دید و بازدید میروند سران اندونزی به خانه سوهارتو میرفتند و با احترام به وی تبریک میگفتند. جالبتر اینکه مردم کوچه و خیابان اندونزی از شخص سوهارتو به خوبی یاد میکردند و ضمن متهم کردن همسر و فرزندان او به فسادهای عظیم مالی وی را «پدر اصلاحات» میدانستند و بسیاری از مردمان درگیر فقر در طبقات کم درآمد در آرزوی روزهای خوش زندگی ارزان دوران سوهارتو بودند.
لیکن قضاوت طبقه روشنفکر و بخصوص جوانان در دانشگاهها به گونهای دیگر بود و سوهارتو را متهم میکردند که زیر شعار «نظم نوین» کشور را در اختیار صندوق بینالمللی پول قرار داد و تمامی آزادیها را از مردم گرفت و حزب خود ساخته او «گلکار» و ژنرالهای او به تمامی کشور مسلط شدند و او را مسئول قتلعام سال 1965 و مفقودالاثر شدن هزاران مرد و زن میدانستند. با این حال این واقعیت وجود دارد که ژنرال سوهارتو نظم را به اندونزی باز گرداند. با گروههای افراطی بشدت برخورد کرد اقتصاد کشور را رونق داد و بزرگترین کشور مسلمان جهان را از چنگال حزب کمونیست نیرومند اندونزی که از پشتیبانی چین مائو برخوردار بود نجات داد. یکی از هنرمندیهای ژنرال سوهارتو در حکومت درازمدت خود این بود که رجال تحصیل کرده اندونزی را که معروفیت ملی و جهانی داشتند به کار میگرفت و در کارهایی که به آنها محول میکرد آزادی عمل میداد. در این خصوص میتوان از دو شخصیت معروف سیاسی و علمی اندونزی یعنی «دکتر آدم مالک» و «دکتر یوسف حبیبی» نام برد. سوهارتو از فردای رسیدن به ریاست جمهوری به مدت هفت سال«دکتر آدم مالک» را در راس دیپلماسی اندونزی قرار داد و تسلیم فشار ژنرالهای خود که میخواستند در سیاست خارجی دخالت کنند قرار نگرفت. به ابتکار آدم مالک بود که اتحادیه «آسه.آن» مرکب از تایلند، مالزی، سنگاپور، فیلیپین، و اندونزی تشکیل شد تا با پرداختن به برنامههای فراگیر اقتصادی، از نفوذ کمونیستها که از فقر مردم بهره میگرفتند بکاهد. به ابتکار آدم مالک بود که اندونزی چهره خونین خود را کنار زد و به یک کشور دارای دیپلماسی فعال جهانی تبدیل شد.
نمونه دوم دکتر یوسف حبیبی دانشمند معروف هوافضای اندونزی است که از آلمان فراخوانده شد و با تأسیس وزارت تحقیقات و تکنولوژی موفق شد بنیه علمی اندونزی را مستحکم کند و صنایع هواپیماسازی و نیز انرژی اتمی در اندونزی را رونق بخشد. ژنرال سوهارتو امکانات عظیم بزرگترین شرکت نفت اندونزی «پرتامینا» را در اختیار دکتر حبیبی قرار داد و او نیز به بهترین وجهی به تربیت نیروی علمی اندونزی همت گمارد. بهر حال قضاوت در عملکرد رجال سیاسی امری مشکل است و شاید بهترین داوری از آن مردم هر کشور باشد و باز باید دید وقتی یک رهبر سیاسی به ابدیت میپیوندد چه آثاری از او باقی میماند. ژنرال سوهارتو نیز استثنایی بر این قاعده کلی نخواهد بود. درست است که به ادعای «کمیسیون شفافسازی دوران سوهارتو» خانواده این ژنرال با تدبیر چندین میلیارد ثروت اندوختهاند، اما این نیز یک واقعیت است که اداره کشوری با 220 میلیون نفر جمعیت پراکنده در هزاران جزیره و پخش شده در ده میلیون کیلومتر مربع وسعت آبی خاکی که دارای سنتها، فرهنگها، زبانها و عادتهای گوناگونند در جهان پرمخاطره ما کاری بس دشوار است و اگر مردی بتواند آرامش و امنیت و رفاه در این سرزمین پهناور را فراهم آورد در خور احترام است و به همین خاطر است که امروز مردم اندونزی خطاهای گذشته سوهارتو را در قبال خدماتی که به مردم خود کرد و سازندگیهایی را که ایجاد کرده است عملاً نادیده میگیرند و حساب او را از خانوادهاش جدا میکنند. پیام پرچم نیمه افراشته اندونزی ادای احترام به قامت خمیده مردی است که بهرحال میبایست در روز رستاخیز بپاخیزد و پاسخگوی 32 سال زمامداری خود باشد.