مقدمه:
امروزه بیماری ایدز چنان گسترده و فراگیر شده است که پژوهشگران و سیاستگذاران به این نتیجه رسیدهاند که تأثیر درازمدت ایدز در کشورهایی که این بیماری در آنها بیداد میکند، به افراد مبتلا و خانوادههای آنها محدود نمیشود. در این کشورها ایدز پیامدهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیاری به دنبال دارد. از جمله پیامدهایی که تاکنون از آنها غفلت شده است ابعاد ملی و بینالمللی این بیماری است. از همین رو آگاهی و درک جامع از ماهیت کنونی این بیماری فراگیر موجب تعیین رفتارها و واکنشهای بینالمللی مناسب در برابر چالشهای امنیتی ناشی از ایدز میشود.
">مقدمه:
امروزه بیماری ایدز چنان گسترده و فراگیر شده است که پژوهشگران و سیاستگذاران به این نتیجه رسیدهاند که تأثیر درازمدت ایدز در کشورهایی که این بیماری در آنها بیداد میکند، به افراد مبتلا و خانوادههای آنها محدود نمیشود. در این کشورها ایدز پیامدهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیاری به دنبال دارد. از جمله پیامدهایی که تاکنون از آنها غفلت شده است ابعاد ملی و بینالمللی این بیماری است. از همین رو آگاهی و درک جامع از ماهیت کنونی این بیماری فراگیر موجب تعیین رفتارها و واکنشهای بینالمللی مناسب در برابر چالشهای امنیتی ناشی از ایدز میشود.
ترجمه: عسگر قهرمانپور
امروزه بیماری ایدز چنان گسترده و فراگیر شده است که پژوهشگران و سیاستگذاران به این نتیجه رسیدهاند که تأثیر درازمدت اچآیوی (ایدز) در کشورهایی که این بیماری در آنها بیداد میکند، به افراد مبتلا و خانوادههای آنها محدود نمیشود. در این کشورها ایدز پیامدهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیاری به دنبال دارد که باید با دقت به آنها توجه داشت. از جمله پیامدهایی که تاکنون از آنها غفلت شده است، میتوان به ابعاد امنیت انسانی، ملی و بینالمللی این بیماری اشاره کنیم. پژوهشگران و سیاستگذاران باید با این ابعاد امنیتی آشنایی داشته باشند تا بتوانند به درک جامعتری از ماهیت کنونی این بیماری فراگیر نایل آیند و رفتار و واکنش بینالمللی در برابر چالشهای امنیتی ناشی از این بیماری را تعیین کنند. مقولۀ امنیت، در برابر ایدز به عنوان مقولهای که خطرپذیری بالایی دارد و محور اصلی مباحث در خصوص این بیماری را تشکیل میدهد، میتواند کمک قابل توجهی به تلاشهای بینالمللی برای کاهش انتقال ویروس ایدز در سالهای آینده ارائه کند.
ایدز و امنیت ملی
در کشورهایی که شمار زیادی از افراد به ویروس ایدز مبتلا هستند، اندیشمندان و تحلیلگران (اجتماعی و سیاسی) به تأثیرات این بیماری بر چهارچوب متعارف امنیت ملی توجه دارند. در نگرش امنیتی دولت ـ محور، تأثیر بیماری ایدز بر نیروهای نظامی و ثبات سیاسی کشورهایی که به شدت تحت تأثیر این بیماری قرار گرفتهاند، بسیار نگرانکننده است.
بیماری ایدز نه تنها تأثیرات مستقیم فوقالذکر را بر نیروهای مسلح کشورهای دارای نرخ بالای مبتلایان به این بیماری بر جای میگذارد، بلکه پیامدهای امنیتی برای این کشورها در پی دارد و ثبات سیاسی آنها را متزلزل میکند. بررسی این مسئله مشکل است، اما چهار کشور در جنوب صحرای آفریقا وجود دارند که تعداد مبتلایان به ایدز در آنها از 30 درصد بیشتر است. بوتسواننا با 8/38 درصد، لسوتو با 31 درصد، سوازیلند با 4/34 درصد و زیمبابوه با 7/33 درصد. این امر پرسشهای مهمی را در خصوص تأثیر درازمدت چنین پدیدهای بر ثبات سیاسی این کشورها ایجاد کرده است. حکومتها هنگامی بیثبات میشوند یا شکست میخورند که انحصار کنترل نیروهای مسلح را از دست داده یا مشروعیت مردمی آنها به شدت کاهش یافته باشد.
فرآیندهای فروپاشی دولتها و حکومتها ضرورتا به سرعت صورت نمیگیرد بلکه ـ همانگونه که ویلیام زارتمان استدلال میکند ـ میتوان آن را به یک بیماری تحلیل برندۀ درازمدت تشبیه کرد و البته این تشبیه که زارتمان مطرح میکند به میزان خیلی زیاد در خصوص بیماری ایدز و تأثیر آن بر زندگی مردم مصداق دارد. از آن گذشته، فروپاشی یک حکومت پدیدهای است که معمولاً سه پدیدۀ مرتبط با یکدیگر را دربر میگیرد. تغییر یا تخریب اقتصاد، تضعیف با تحلیل نهادهای سیاسی در سطح ملی یا محلی و نابودی نهادهای اجتماعی مانند خانواده، نظام آموزشی و بخش مراقبتهای بهداشتی. البته احتمال دارد که ایدز مستقل از عوامل فوق به فروپاشی حکومتها منتهی شود، با این حال نرخ بالای مبتلایان به ایدز هر یک از فرآیندهای سهگانه فوق کمک میکند. همین مسئله نگرانیهای جدی در خصوص تأثیرات درازمدت بیماری ایدز در کشورهایی که نرخ مبتلایان به این بیماری بالاست و داروهای مناسب برای مقابله با این بیماری در اختیار همگان قرار نمیگیرد، به وجود آورده است.
بیماری ایدز کمبود منابع در کشورها را تشدید میکند و از این رهگذر به تشدید رقابت در میان گروههای مختلف اجتماعی برای بهرهبرداری از منابع منتهی میشود. به این ترتیب مشاهده میشود این بیماری میتواند در فراهم آوردن زمینههای اولیۀ فروپاشی دولتها نقش ایفا کند. به عنوان مثال نیروهای مسلح برای آنکه منابع مالی مورد نیاز و رو به رشد خود را تأمین کنند، تلاش خواهند کرد سهم بیشتری از بودجه عمومی را به خود اختصاص دهند. دیکتور سیمونجا، معاون وزیر دفاع نامیبیا از اینکه بیماری ایدز سبب کمبود منابع مالی نیروهای نظامی این کشور شده است، به شدت ابراز نگرانی کرده است.
وی میگوید بیماری ایدز نه تنها آمادگی سربازان را به شدت کاهش میدهد بلکه این احتمال کاملا وجود دارد که در سالهای آینده هزینۀ مراقبتهای بهداشتی و اجتماعی از پرسنل نظامی مبتلا به بیماری ایدز به میزان چشمگیری افزایش یابد. ایدز همچنین سبب کمبودهای شدید مالی در بخشهای غیرنظامی خواهد شد و همین مسئله رقابت بر سر تخصیص منابع را در میان نظامیان و غیرنظامیان تشدید خواهد کرد.
بیماری ایدز دستکم 4 چالش سیاسی دیگر را فراروی کشورهایی که نسبت مبتلایان به ایدز در آنها بالاست قرار میدهد و فرآیند فروپاشی دولتها را در آن کشورها تسریع میکند؛ اول اینکه ایدز میتواند در درازمدت توانایی مقامات دولتی را در اعمال مؤثر حاکمیت خود متزلزل سازد. شیوع بیماری ایدز سبب خواهد شد منابع حساس مالی صرف ارائۀ خدمات دولتی نشود بلکه برای آموزش مقابله با ایدز یا درمان این بیماری هزینه شود. از آنجا که نرخ مرگومیر کارکنان دولت بر اثر شیوع بیماری ایدز افزایش مییابد، ارائه خدمات سیاسی دولتی (به مردم) نیز مشکلتر خواهد شد. در بسیاری از کشورهایی که ایدز در آنها بیداد میکند، کارایی نیروهای پلیس نیز به شدت کاهش یافته است. گفته میشود در فاصله سالهای 1999 تا 2000 میلادی، 75 درصد مرگومیر نیروهای پلیس کنیا از ایدز ناشی شده است. چنین وضعیتی در نیروهای پلیس زامبیا هم به چشم میخورد. نظام قضایی نیز از تأثیرات ایدز بیبهره نیست و کارکنان نهادهای قضایی مانند قضات، دادستانها، منشیهای دادگاه و وکلا، مانند دیگر بخشهای جامعه در معرض این بیماری و پیامدهای منفی آن هستند. به عبارت دیگر این مسئله به آن معناست که احتمالا در آینده مقابله با خیانتکاران مشکلتر خواهد شد و خیانتکاران کمتری دستگیر خواهند شد. در صورتی که پلیس تضعیف شود کنترل شورشهای داخلی و یا چالشهای درونی فراروی قدرت (حاکم) سختتر خواهد شد.
دوم اینکه ایدز میتواند به تنشهای سیاسی در خصوص دسترسی به داروهای مؤثر در درمان این بیماری دامن بزند. البته در گذشته بیماریها به مدت چند دهه در کشورهای مختلف جهان شیوع داشتهاند، بدون اینکه لزوما بیثباتی سیاسی را تشدید کرده باشند. اما ایدز با بیماریهای دیگر یک تفاوت دارد؛ این بیماری تنها در میان اقشار فقیر جامعه شیوع نمییابد بلکه اقشار تحصیلکرده و نسبتاً مرفه طبقۀ متوسط را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد. با توجه به امکان درمان ایدز از طریق مصرف داروهای بسیار گرانقیمت، بسیاری از افرادی که از توانایی مالی لازم برخوردار هستند میتوانند با خرید این نوع داروهای گرانقیمت خود را از مشقات این بیماری نجات دهند. اما دیگر گروههای اجتماعی که از بنیۀ مالی لازم برخوردار نیستند با آیندهای مبهم روبهرو هستند. اگر ثروتمندان جامعه تلاش نکنند این داروهای گرانقیمت را در اختیار دیگر گروههای اجتماعی مبتلا به ایدز قرار دهند، قطببندیهای اجتماعی تشدید خواهد شد.
رندی چیک میگوید: توزیع نابرابر داروهای درمانکننده ایدز براساس معیارهای اجتماعی، نژادی، یا سیاسی میتواند فشارهای غیرقابل کنترلی بر ساختارهای اجتماعی و سیاسی وارد آورد و ثبات رژیمهای حاکم بر کشورهای جنوب صحرای آفریقا را تهدید کند. در واقع این احتمال هست که افراد مبتلا به ایدز بیش از آنکه به راهحلهای ارائه شده از سوی حکومتهای دموکراتیک اعتماد کنند، به رهبران پوپولیستی روی آورند که وعدۀ تغییرات بنیادین را به آنها میدهند. براساس یک نظرسنجی که مؤسسۀ دموکراسی در آفریقای جنوبی در اکتبر سال 2000 انجام داد، یکی از دلایل اصلی کاهش محبوبیت تابو امبکی، رئیسجمهور آفریقای جنوبی، مواضعی بود که وی در خصوص بیماری ایدز اتخاذ کرد و همین مسئله سبب شد ائتلاف حاکم بر این کشور در سال 2003 دستخوش تنش شود.
سوم اینکه ایدز از طریق متزلزل ساختن طیف گستردهای از نهادهای اجتماعی مانند نهاد خانواده، نظام آموزشی و بخش بهداشت به فروپاشی حکومت کمک میکند. در بحث پیامدهای امنیتی بیماری ایدز، این ابعاد مسئله مورد بررسی قرار گرفتند؛ ایدز نه تنها سبب کاهش میانگین امید به زندگی در جامعه میشود بلکه در سالهای آینده حدود 40 میلیون کودک را یتیم و بیسرپرست میسازد. بیماری ایدز تأثیر خود را بر زندگی بسیاری از این کودکان بر جای خواهد گذاشت و آنها را در برابر سوءتغذیه، بیماری، خشونت و سوءاستفاده جنسی آسیبپذیر خواهد کرد. اغلب اوقات از این کودکان در مقابل دریافت برخی امتیازات مانند پناهگاه، غذا، نگهداری و پول، سوءاستفاده جنسی به عمل میآید.
این رخدادها و تحولات، تنها توجه نظریهپردازان حوزۀ امنیت بشری را به خود جلب نکرده است، مارتین شونتایش از اعضای موسسۀ مطالعات امنیتی آفریقای جنوبی نیز معتقد است افزایش شمار کودکانی که به علت شیوع بیماری ایدز بیسرپرست شدهاند، سبب خواهد شد میزان جرم و جنایت در خلال 5 تا 20 سال آینده افزایش یابد. وی استدلال میکند این کودکان در معرض سوءاستفاده و تندروی قرار میگیرند و این احتمال وجود دارد که به گروههای جنایتکار و شبهنظامی روی آورند تا از این رهگذر بتوانند موجودیت خود را حفظ کنند، زیرا خانواده یا جامعه حمایت کافی از آنها به عمل نمیآورد. گروههای تبهکار و تشکلها همچنین میتوانند کارهای روانشناسی مهمی روی این دسته از جوانان انجام دهند و مثلا افراد و شخصیتهایی را به آنها معرفی کنند که نماد و الگوی پدرسالاری باشند.
به این ترتیب ایدز میتواند انواع تنشهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در کشورهایی که این بیماری در آنها بیداد میکند تشدید نماید. بنابراین بیماری مرگبار ایدز میتواند به هر سه شکل فوقالذکر به بیثباتی سیاسی و فروپاشی نظام حکومتی در یک کشور کمک کند.
ایدز و امنیت بینالمللی
اهمیت تأثیر ایدز بر نیروهای مسلح کشورهای فوق، فراتر از ملاحظات داخلی آنها است. بنابراین مسئله، بعدی مهم از لحاظ امنیت بینالمللی پیدا میکند، زیرا بسیاری از همین نیروهای مسلح به طور منظم و در قالب نیروهای حافظ صلح بینالمللی برای مهار مناقشات مسلحانه به مناطق مختلف جهان اعزام میشوند. ایدز، مشکلات لجستیک و سیاسی دیگری نیز برای عملیاتهای حفاظت صلح به همراه دارد، زیرا این مسئله هر روز روشنتر میشود که صلحبانان یا خود مبتلا به این بیماری هستند و لذا دیگران را آلوده میکنند و یا اینکه احتمال ابتلای خود صلحبانان به ایدز وجود دارد. در خلال سالهای گذشته ایدز به سه شیوۀ مهم بر عملیاتهای صلحبانی تأثیر گذاشته است.
اول اینکه همگان از این امر آگاهاند که صلحبانان در هر زمان و مکانی که مأموریتی انجام دهند، به گسترش ویروس ایدز کمک میکنند. ریچارد هولبروک میگوید: در اینجاست که ما یکی از زشتترین واقعیتهای پنهان ایدز را در مییابیم؛ صلحبانان سازمان، این بیماری را میپراکنند. از دیدگاه ریچارد هولبروک این مسئله خود بزرگترین طنز است؛ در مأموریت صلحبانی نوعی بیماری گسترش مییابد که 10 برابر جنگ قربانی میگیرد! به عنوان مثال، به نظر میرسد در سیرالئون جنگ داخلی باعث افزایش شمار افراد آلوده به ویروس ایدز شده است که بخشی از این مسئله از حضور صلحبانان بینالمللی از کشورهایی مانند زامبیا، کنیا و نیجریه ناشی میشود که ایدز در میان نظامیان آنها به شدت شیوع دارد. البته دادههای دقیق و درستی در این خصوص وجود ندارد، اما در گزارشی که اخیرا منتشر شد آمده است، 32 درصد از صلحبانانی که در سیرالئون مستقر هستند از کشورهایی اعزام شدهاند که شیوع ایدز در آنها بالاتر از پنج درصد است.
با توجه به این شرایط، هیروت بفکادو تأکید دارد جمعیت (محلی) باید از تماس با صلحبانان بازداشته شود، زیرا اکثر این نیروها از کشورهایی اعزام شدهاند که ایدز در آنها مشکلساز است. آگاهی از این مسئله که صلحبانان سازمان ملل میتوانند منابع انتقال ایدز باشند، مشکلات سیاسی برای عملیاتهای صلحبانی بینالمللی ایجاد کرده است، زیرا کشورهای مختلف از پذیرش این نیروها برای انجام مأموریتهای صلحبانی بیمناک هستند و از این امر اجتناب میورزند.
آزمایشهایی که بر روی سربازان آمریکایی و اروگوئهای حاضر در کامبوج انجام شده است نشان میدهد این سربازان به ویروس ایدز نوع E مبتلا شدهاند. این نوع ویروس پیشتر تنها در جنوب شرقی آسیا و آفریقای مرکزی دیده شده بود. با توجه به احتمال ابتلای صلحبانان مستقر در کامبوج به ویروس ایدز، دولت اندونزی 3627 سرباز خود را که در این مأموریت شرکت داشتند آزمایش کرد. بعد از انجام این آزمایشها مشخص شد که 12 نفر از این سربازان به ایدز آلودهاند و دستکم 7 نفر آنها در هنگام مأموریت در کامبوج به این بیماری آلوده شدهاند. البته دو صلحبان اندونزیایی دیگر نیز بر اثر ابتلای به بیماریهای دیگری غیر از ایدز جان خود را از دست داده بودند. البته این مشکل تنها به آسیا یا آفریقا محدود نمیشود؛ در جریان جنگ بالکان نیز مقامات کرواسی تلاش کردند از حضور سربازان آفریقایی در قالب صلحبانان سازمان ملل در این کشور جلوگیری کنند زیرا از احتمال انتقال بیماری ایدز توسط این سربازان بیمناک بودند. بنابراین مشاهده میشود بیماری ایدز چنان ترس و هراسی را ایجاد کرده است که طبیعی است کشورهای مختلف علاقهای به حضور چنین سربازانی در عملیات صلحبانی نداشته باشند.
دوم اینکه بیماری ایدز میتواند به شکل دیگری برای نیروهای مسلحی که در آینده در عملیاتهای صلحبانی شرکت میکنند، مشکل ایجاد کند. ایدز میتواند کشورهای اعزامکنندۀ نیرو به عملیاتهای صلحبانی را از انجام این کار دلسرد کند. از آن گذشته بسیاری از عواملی که نیروهای نظامی یک کشور را در معرض آلودگی به ایدز قرار میدهد و نظامیان را به گروهی بسیار آسیبپذیر در برابر این بیماری تبدیل میکند، در خصوص نیروهایی که در عملیاتهای صلحبانی شرکت میکنند مصداق دارد. صلحبانان نیز برای مدتهای طولانی از خانه و خانوادۀ خود دور میشوند؛ در یکی از موارد صلحبانان نیجریهای به مدت سه سال در مأموریت به سر میبردند، بدون آنکه نیروی دیگری جایگزین آنها شود. در این مورد خاص، میزان آلودگی به ایدز در سال اول به 7 درصد، در سال دوم به 10 درصد و در سال سوم به 15 درصد رسید. هنگامی که مأموریتهای صلحبانی آغاز میشود، روسپیها نیز در اطراف محل استقرار صلحبانان ظاهر میشوند و به این ترتیب دو گروه جمعیتی که به شدت در معرض ابتلاء به ایدز هستند با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
بنابراین اگر کشورها دریابند برخی از نیروهایی که به مأموریت صلحبانی اعزام میکنند به ویروس ایدز آلوده خواهند شد، تمایل خود برای اعزام نیرو برای شرکت در عملیات صلحبانی را از دست میدهند. در سال 1997، نیجریه حدود 10000 نیرو به سیرالئون اعزام کرد که 11 درصد از آنها به ویروس ایدز آلوده شدند. در دسامبر 1999، دولت نیجریه اعتراف کرد شمار زیادی از نیروهای این کشور که در عملیاتهای صلحبانی گروه ناظر اکواس به کشورهای همسایه خود در غرب آفریقا اعزام شده بودند، به ویروس ایدز آلوده هستند. در این خصوص آمار و ارقام مشخصی ارائه نشده است ولی ابوبکر اتیکو، معاون رئیسجمهور نیجریه، وضعیت موجود را حاد توصیف کرده است. آنچه که صلحبانان نیجریهای به آن مبتلا شدهاند تأییدی بر این واقعیت است که ایدز بیش از آنکه نیروهای مسلح یک کشور را در عملیاتهای جنگی تهدید کند آنها را در مأموریتهای صلحبانی تهدید مینماید و این روند از دهۀ 1980 به بعد سیر صعودی پیدا کرده است. این وضعیت و خسارتهای ناشی از آن بسیار تأسفبرانگیز است. این تنها سربازان و نیروهای مسلح یک کشور نیستند که از ایدز خسارت میبینند بلکه ایدز به طور کلی مأموریتهای صلحبانی را نیز ناکارآمد میسازد، زیرا سربازانی که تجارب بسیار ارزشمندی دارند بر اثر ابتلا به ایدز و بیماریهای مرتبط با آن جان خود را از دست میدهند.
سربازان کشورهای غربی نیز که در مأموریتهای صلحبانی به خدمت گرفته میشوند با چنین مشکلی مواجه هستند، براساس یکی از گزارشهایی که در این زمینه منتشر شده است، سربازان فنلاندی که در اوایل دهۀ 90 برای مأموریت صلحبانی به نامیبیا اعزام شده بودند به ایدز مبتلا شدند و ویروس آن را با خود به کشورشان بردند.
سوم اینکه بالا بودن میزان مبتلایان به ایدز در نیروهای مسلح کشورهای آفریقایی، کار تأمین نیرو برای عملیاتهای صلحبانی بینالمللی را مشکلتر میسازد. گاهی اوقات تامین نیروی لازم برای مأموریتهای صلحبانی، با توجه به نوع این مأموریتها بسیار مشکل است. به عبارت دیگر سازمان ملل متحد همیشه نمیتواند نیروی انسانی لازم را برای اعزام به مأموریتهای صلحبانی تأمین کند. بیماری ایدز ابعاد این مشکل را چند برابر میکند، زیرا این بیماری میتواند سبب کاهش شمار پرسنلی شود که کشورهای مختلف برای انجام چنین مأموریتهایی تخصیص میدهند. گریگ میلز، مدیر مؤسسه امور بینالملل در آفریقای جنوبی، این مشکل را در ارتباط با جامعۀ توسعه جنوب آفریقا مطالعه کرده است و دریافته است که در جریان رزمایش صلحبانی کشورهای این جامعه، موسوم به «درنای آبی» که در آوریل سال 1999 در آفریقای جنوبی برگزار شد، مشخص شد که 50 درصد از 4500 سربازی که در این تمرینها شرکت کردند، به ویروس ایدز آلوده هستند.
افزون بر این، مطالعۀ مزبور نشان داد که 30 درصد از نیروهایی که آفریقای جنوبی برای این تمرین اعزام کرده است، از لحاظ پزشکی مناسب خدمت در اینگونه مأموریتها نیستند. این مسئله نگرانیهایی در خصوص توانایی آفریقای جنوبی در کمک به عملیاتهای صلحبانی بینالمللی در سالهای آینده ایجاد کرد. این وضعیت همچنین پرسشهایی کلی را در خصوص راهبرد غرب برای گسترش عملیاتهای صلحبانی در مناطق دورافتادۀ آفریقا به ذهن متبادر کرد. نوزیز و مادلالا روتلج، معاون وزیر دفاع آفریقای جنوبی گفت: «آفریقای جنوبی باید بتواند به تعهدات خود در قبال شهروندان این کشور و جامعه بینالمللی عمل کند و این کار تنها با وجود سربازانی سالم و با انگیزه امکانپذیر است» بنابراین میتوان گفت در آینده ایدز میتواند ارتشها و نیروهای مسلح جهان را با کمبود نیروی انسانی برای اعزام به مأموریتهای صلحبانی مواجه کند.
در حال حاضر، شورای امنیت این موضوع را مورد توجه جدی خود قرار داده است تا از طریق تصویب قطعنامۀ شمارۀ 1308، کشورهای عضو سازمان ملل را وادار کند سربازان خود را به صورت داوطلبانه از لحاظ ابتلا به ویروس ایدز معاینه کنند. این قطعنامه همچنین از دبیر کل سازمان ملل میخواهد تمهیدات لازم را قبل از اعزام صلحبانان به محل مأموریت بیندیشد تا از ابتلای آنها به ایدز جلوگیری شود. اکنون ارتش بنگلادش نیز که یکی از بزرگترین تأمینکنندگان نیروهای صلحبانی بینالمللی محسوب میشود، این موضوع را جدی گرفته است. از 90 هزار صلحبان بنگلادشی که از لحاظ ابتلا به ویروس ایدز معاینه شدهاند، تنها سه نفر به این ویروس آلوده بودند که خود نشاندهندۀ آن است که میزان شروع ایدز در میان سربازان این کشور در مقایسه با دیگر کشورهای آسیایی بسیار پایینتر است.
در سال 2001، صلحبانانی که در اریتره و اتیوپی حضور داشتند یک دوره آموزشی دو هفتهای در زمینۀ جلوگیری از ابتلا به ایدز را گذراندند. در این دورۀ آموزشی، 50 نفر از نظامیان ارتش اریتره هم حضور داشتند. استیو تالوجیند، از آموزشگران این دوره، خاطرنشان میکند برگزاری این دوره تنها آغاز راه است. سازمان ملل در نظر دارد افسرانی را در دیگر مأموریتهای صلحبانی به خدمت گیرد تا ایدز و بیماریهای مرتبط با آن را تحت کنترل داشته باشد. افزون بر این، سازمان ملل اقدام به خرید 5/1 میلیون کاندوم برای صلحبانان خود در سیرالئون و تیمور شرقی کرده است. همچنین 15 هزار بروشور که حاوی اطلاعاتی در خصوص بیماری ایدز و راههای جلوگیری از ابتلا به این بیماری است، در میان این صلحبانان توزیع شده است. به رغم این تلاشها تأثیر ایدز بر عملیاتهای صلحبانی، نمایانگر پیامدهای این بیماری برای امنیت بینالمللی است، زیرا برای سازمان ملل متحد عملا مشکل است که در شرایط کنونی تنها آن دسته از سربازانی را روانۀ مأموریتهای صلحبانی کند که به ویروس ایدز آلوده نیستند. از سوی دیگر، نگرانیهای بسیار مهمی در زمینه مسائل مربوط به حقوق بشر وجود دارد که جامعۀ بینالملل برای پرداختن به آنها به نیروهای مسلح کشورهای مختلف نیاز دارد.
نتیجهگیری
ضرورت دارد که اندیشمندان و سیاستگذاران بینالمللی توجه بیشتری به این ابعاد امنیتی مبذول دارند. اول اینکه آگاهی از ابعاد امنیتی بیماری ایدز، اقدامی ضروری برای رسیدن به درکی جامع از ماهیت و میزان گسترش این بیماری فراگیر است. در حال حاضر، کشورهای مختلف دنیا به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بیماری ایدز توجه لازم را مبذول میدارند ولی هنوز ابعاد امنیتی این بیماری مورد توجه قرار نگرفته است. دوم اینکه ضرورت دارد که همگان را از ابعاد مختلف امنیتی بیماری ایدز آگاه سازیم تا جامعه بینالملل بتواند واکنشی متناسب با دامنه و حجم تهدیدات ناشی از بیماری همهگیر ایدز از خود نشان دهد. در این راستا باید تلاشهای بینالمللی تشدید شود و منابع بیشتری برای رویارویی با ابعاد امنیتی بیماری ایدز و کاستن از فجایع انسانی ناشی از آن صرف شود. دست آخر اینکه باید ابعاد امنیتی بیماری ایدز را جدی گرفت زیرا گروهی که خود به شدت در معرض ایدز و ناقل ویروس این بیماری است، باید در عین حال به تلاشهای بینالمللی برای کاهش انتقال ایدز کمک کند.
در واقع، باید نیروهای مسلح در سراسر جهان را ترغیب کرد تا برنامههای آموزشی مؤثر در خصوص ایدز را اجرا کنند و این بیماری را به شکلی باز و جدی مورد بررسی قرار دهند و همزمان تلاش کنند بدنامیهایی را که ایدز به همراه دارد، کاهش دهند. ارتش دارای یک ساختار سازمانی خشک و سلسله مراتبی است و رابطۀ افراد با یکدیگر به گونهای است که امکان اجرای رویههای خشک و سلسله مراتبی را فراهم میآورد. به همین دلیل نیروهای نظامی میتوانند در سالهای آینده نقش مهمی در کاهش موفقیتآمیز دامنۀ این بیماری فراگیر ایفا کنند.
بنابراین، نیروهای مسلح باید امکان انجام آزمایشهای داوطلبانه کاملا محرمانه از سربازان، از جمله مشاورههای قبل و بعد از آزمایش را فراهم آورند. نیروهای نظامی باید در این زمینه که کدام فعالیتهای نظامی سربازان را بیشتر در معرض انتقال بیماری ایدز قرار میدهند، بازبینی لازم را به عمل آورند و هر جا که امکان داشت اصلاحات لازم را انجام دهند. اما نکتهای که نباید از آن غفلت کرد این است که نیروهای مسلح باید موضوع ایدز را با رعایت تمام مسائل مربوط به حقوق بشر مورد توجه قرار دهند. انسانهایی که به ویروس ایدز آلوده هستند دشمن نیستند و در پرداختن به بیماری ایدز نباید آنها را دشمن فرض کرد. برعکس باید این افراد را مهمترین منبع برای اصلاح امور در آینده تلقی کرد. در نتیجه نباید این افراد را از فرآیند مبارزه با ایدز حذف کرد بلکه باید آنها را کاملا بازی داد. دست آخر اینکه آن دسته از نیروهای مسلحی که از زیرساختهای پزشکی پیشرفته برخوردار هستند، باید به فعالیتهای پژوهشی خود در زمینه دستیابی به یک واکسن مناسب و ارزانقیمت برای مبارزه با ایدز ادامه دهند. به طور کلی کاملا به نفع ارتشهای غربی است که پژوهشهای خود در این زمینه را حول گونههایی از این بیماری متمرکز کنند که در مناطق مختلف آفریقا به چشم میخورند، زیرا این احتمال وجود دارد که این نیروها در آینده در این مناطق مستقر شوند.
نهادهای بینالمللی و نیروهای مسلح کشورهای مختلف میتوانند در مبارزه با بیماری فراگیر ایدز اقدامات دیگری نیز انجام دهند. یکی از این اقدامات، روی آوردن به راهبردهای مؤثر در حوزۀ امنیت و حمایت از تلاشهای انجام شده کنونی در مبارزه با این بیماری فراگیر است و از جمله این اقدامات میتوان به امکان عرضۀ داروهای ارزانقیمت در سطح بینالمللی و کمک به صندوق بینالمللی مبارزه با ایدز، سل و مالاریا اشاره کرد. انجام چنین تلاشهای گستردهای ضروری است زیرا علل اصلی فراگیری ایدز در شرایط کلی اقتصادی، سیاسی و ساختاری نهفته هستند. بنابراین اگر قرار است اقدامات آتی در جلوگیری از گسترش بیماری ایدز موفقیتآمیز باشند، ضروری است که این شرایط مورد بازبینی قرار گیرد و از تأثیرات آنها کاسته شود. درک همگرایی در منافع مربوط مبارزۀ جهانی با ایدز و حمایت گسترده از تلاشهای به عمل آمده در این زمینه، برای حوزۀ امنیت بسیار سودمند است. حمایت از این تلاشها قطعا مفید است زیرا نیروهای نظامی با بیشترین ریسک ابتلا به ایدز مواجه هستند و از آن گذشته مبارزه با این بیماری مستلزم توجه به ابعاد انسانی مختلف این قضیه است. تمام چالشهای امنیتی جدیدی که ایدز در حال حاضر به آنها دامن میزند، رو به افول خواهند گذاشت، مشروط بر آنکه از شیوع و گسترش این بیماری به میزان چشمگیری کاسته شود. در درازمدت تلاشهای گستردۀ بینالمللی برای کاهش انتقال بیماری ایدز در صورتی موفقیتآمیز خواهد بود که در آنها ابعاد امنیتی متعدد این بیماری فراگیر که در بالا به آنها اشاره شد، مورد توجه قرار گیرد.