تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۴۳۶۶۸

ورود ایران به حیات خلوت آمریکا


محمدعلی احمدنیا

منطقه آمریکای لاتین که بر اساس دکترین جیمز مونروئه، رئیس‌جمهور سابق آمریکا زمانی حیات خلوت ایالات متحده به شمار می‌آمد، اینک به مشکلی بزرگ بر سر راه زمامداران آمریکایی تبدیل شده است. حیاط خلوت آمریکا اینک زادگاه خیزش‌های ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی شده است و از دل این کشورها رهبرانی سر بر آورده‌اند که امروزه بیش از همه، کوس مبارزه با امپریالیسم آمریکا و دفاع از حقوق ملت‌ها سر می‌دهند. ایران نیز که زمانی دوست و متحد دیرینه آمریکا در منطقه بود به یمن پیروزی انقلاب اسلامی ایران به محور حرکت‌های ضد امپریالیستی و مبارزه با استکبار جهانی تبدیل و منادی دفاع از حقوق ملت‌ها شده است.

بدین‌سان، ایران در قلب آسیا و کشورهای آمریکای لاتین در آن سوی دنیا پیوندی انقلابی و ایدئولوژیک بر مبنای مبارزه با امپریالیسم و دفاع از حقوق ملت‌های محروم برقرار کرده است. در همین راستاست که روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای آمریکای لاتین در سال‌های اخیر افزایش یافته و روابط دوستانه ایران و کشورهای آمریکای لاتین استوارتر شده است. در 500 سال گذشته، کشورهای آمریکای لاتین به طور عمده زیر استعمار کشورهایی مانند اسپانیا، پرتغال، و انگلیس بودند که طی مبارزاتی طولانی به رهبری سیمون بولیوار بیشتر این کشورها به استقلال دست یافتند؛ البته مستقل شدن، مشکلات این کشورها را حل نکرد، بلکه با ظهور کشور استعمارگر آمریکا در قاره آمریکای شمالی این کشورها مشکلاتشان دو چندان شد و پس از پایان دوران حاکمیت امپریالیسم اسپانیا با حاکمیت دیکتاتورهای دست‌نشانده توسط امپریالیسم آمریکا ادامه یافت.

کشورهای آمریکای لاتین معادن عظیم نفت، مس و بارندگی فراوان دارند و بزرگترین رودخانه جهان یعنی آمازون در این قاره جاری است. با داشتن این همه نعمت‌های خدادادی، درصد بالایی از مردم آمریکای لاتین جزو فقیرترین مردم جهان هستند. مبارزات با اشغالگران و استعمارگران در 5 قرن اخیر در این قاره ادامه داشته است، اما به علت قدرت برتر و تفوق آمریکای استعمارگر در 2 قرن اخیر عمده نهضت‌های آزادی‌بخش با شکست مواجه شده و طبقه سرمایه‌داران وابسته به کمک آمریکا قدرت را در این کشورها در دست داشته است. تنها کشور کوبا توانست در 50 سال گذشته به طور مستقل در مقابل آمریکا بایستد.

انقلابیون کوبایی به رهبری فیدل کاسترو و چه‌ گوارا موفق شدند حکومت فاسد فولخنسیو باتیستا، رئیس‌جمهور دیکتاتور کوبا را که دست‌نشانده آمریکا بود در سال 1959 (1338ش) سرنگون کنند. پس از 16 سال دور ماندن از قدرت، «دانیل اورتگا» رهبر 61ساله ساندینیست‌ها در نیکاراگوئه نیز موفق شد با شکست سایر رقیبان در انتخابات ریاست جمهوری 14 آبان 1385 این کشور بار دیگر به مقام ریاست جمهوری برسد. نام دانیل اورتگا، یادآور جنبش ساندینیست‌ها در سال‌های پایانی دهه 70 است. از طرفی ایوو مورالس، رهبر سرخپوست بومیان بولیوی نیز در انتخابات ریاست جمهوری اکوادور نیز توانست با کسب بیش از 51 درصد آراء به پیروزی برسد و دولت ضد آمریکایی دیگری را در آمریکای لاتین شکل دهد؛ همچنین را فائل کوررا، نامزد انتخابات ریاست جمهوری اکوادور نیز توانست در انتخابات ریاست جمهوری این کشور در مقابل یک سرمایه‌دار وابسته به آمریکا پیروز شود. برنامه‌های کوررا بویژه تاکید او مبنی بر اخراج نیروهای آمریکایی و بستن پایگاه نظامی واشنگتن در منطقه مانتادر اکوادور و همچنین اعلام نپیوستن اکوادور به طرح تجاری آمریکا مشهور به الکا، بیش از پیش قدرت تحرک نظامی و اقتصادی آمریکا در منطقه را محدود می‌کند. از سوی دیگر، اعلام رئیس‌جمهور منتخب اکوادور مبنی بر بازگشت این کشور به اوپک و ایجاد روابط گسترده با کشورهای مستقل جهان به منظور مقاومت در برابر قدرت‌های سلطه‌طلب ضربه دیگری به آمریکا قلمداد می‌شود؛ اما هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا که تاکنون 8 بار در انتخابات دموکراتیک، به پیروزی قاطع با تایید مردم دست یافته است، در انتخابات دوازدهم آذر 85 نیز با اکثریت آرا در برابر مانوئل روسالس طرفدار آمریکا به پیروزی رسید. چاوز با اجرای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی دست آمریکا را از منابع  طبیعی این کشور کوتاه کرده و مردم فقیر و متوسط جامعه را از فقر مطلق نجات داده است.

از دیدگاه سیاست خارجی جدید ایران، منطقه آمریکای لاتین دارای توانمندی‌های بالقوه و بالفعل بسیاری است که می‌تواند موجب همکاری‌های دو جانبه و چند جانبه بین ایران و منطقه باشد.

روابط ایران و آمریکای لاتین، از مقطع آغاز دوران سازندگی، وارد مرحله رشد و توسعه شد. در این دوره، روابط بیشتر در حوزه روابط فرهنگی از سوی ایران و اقتصادی و تجاری از سوی کشورهای این منطقه دنبال می‌شد. روابط ایران با کشورهای حوزه آمریکای لاتین از اواسط دهه 70 به طور چشمگیری افزایش یافت. در این زمینه می‌توان به سفر خاتمی رئیس‌جمهور پیشین به ونزوئلا و کوبا، سفر حبیبی، معاون اول پیشین ریاست جمهوری به کلمبیا، ونزوئلا و کوبا و همچنین سفر هوگو چاوز رئیس‌جمهور ونزوئلا و فیدل کاسترو رهبر کوبا و همچنین وزیران امورخارجه ونزوئلا، اروگوئه، کوبا و رئیس مجلس کلمبیا به ایران یاد کرد. با آغاز سفر دوره‌‌ای آقای احمدی‌نژاد به 3 کشور ونزوئلا، نیکاراگوا و اکوادور فصلی جدید در روابط ایران با کشور‌های آمریکای لاتین گشوده شد.

توسعه روابط منطقه‌ای با آمریکای لاتین، بهره‌برداری از قدرت کشورهای منطقه و توسعه روابط سیاسی دو جانبه و اقتصادی از جمله اصول و اهدافی بود که در برنامه دوم و سوم توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران بر آن تاکید شد.

اما دوری مسافت و نبود نقاط مشترک فرهنگی، مذهبی و تاریخی موجب شده است تا طی سال‌های گذشته حجم روابط اقتصادی ایران با کشورهای منطقه آمریکای لاتین بسیار ناچیز باشد. هنوز تجار و بازرگانان ایران و کشورهای مذکور شناخت دقیق و کارآمدی از امکانات سرمایه‌گذاری و توانمندی‌های یکدیگر ندارند.

با توجه به موقعیت و توانمندی‌های اقتصادی تجاری آمریکای لاتین به عنوان یک بلوک قوی در اقتصاد جهانی و همچنین توانمندی‌های جمهوری اسلامی ایران در منطقه به عنوان دروازه ورود به آسیای میانه و قفقاز، امکانات ترانزیت کالا به شمال از طریق خلیج فارس و زمینه‌های موجود سرمایه‌گذاری در مناطق آزاد تجاری و صنعتی، روابط محکمی در آینده پیش‌بینی می‌شود.

علاوه بر توسعه روابط اقتصادی، توسعه روابط فرهنگی کشورمان با آمریکای لاتین نیز مدنظر سیاستگذاران جمهوری اسلامی بوده است. به عبارتی با توجه به این که چهره جمهوری اسلامی ایران طی مدت 20 سال گذشته همواره مورد تهاجم دشمنان قرار داشته، تصویر موجود از ایران در منطقه براساس تبلیغات منفی دستگاه‌های خبری و اطلاعاتی غربی و عمدتاً آمریکا شکل گرفته است، بنابراین یکی از اهداف عمده ایران، دادن اطلاعات و شناخت کافی از فرهنگ، هنر و سابقه کهن ایران در تاریخ تمدن جهانی از یک سو و آشنایی آنان با کشورمان از سوی دیگر است. این بعد از روابط با توجه به نقش خطیر افکار عمومی در شکل‌دهی و پشتیبانی از یک رابطه سالم و متوازن و پایدار از اهمیت بسیاری برخوردار است.

به طور کلی، سمت‌گیری تهران به بلوک‌های جدید و یافتن دوستان جدید در مناطق مختلف جهان، در زمانی که برخی قدرت‌های بزرگ اقتصادی و نظامی جهان تحت تاثیر سیاست‌های سلطه‌طلبانه آمریکا به سمت کاهش و تقلیل روابط خود با جمهوری اسلامی ایران گام برمی‌دارند، می‌تواند نشانه‌‌ای از دیپلماسی فعال ایران به حساب آید.

از دیدگاه تحلیلگران سیاسی ورود ایران به منطقه‌ای که شکارگاه اختصاصی دولتمردان آمریکایی نامیده می‌شد و کاخ سفید آنجا را حیاط خلوت خود می‌دانست، یک موفقیت در دیپلماسی ایران تلقی می‌شود. اکنون آمریکای لاتین بخوبی به اهمیت استقلال سیاسی و اقتصادی خود پی برده است و بر همین اساس، جنبش‌های کنونی این منطقه زوال نخواهد یافت، اگر چه ممکن است فراز و فرودهایی را متحمل شود. در واقع می‌توان گفت که الگوهای آمریکایی در آمریکای لاتین به پایان حیات خود رسیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات