آرمین منتظری
امروز گرجستان به نقطه بسیار حساسی در مسیر پیش روی خود برای توسعه سیاسی رسیده است. گرجستان از زمان به قدرت رسیدن میخائیل ساکاشویلی تصویری از مدل اصلاح شده کشوری که سابق بر این جزء اتحاد جماهیر شوروی بود، ارائه داده بود. اما اتفاقاتی که اوایل ماه نوامبر امسال در گرجستان رخ داد، نظرها را برگرداند و تصویری از عرصه سیاسی این کشور به دست داد که بیش از پیش نارس بودن قانون اساسی دموکراتیک این کشور را نشان میدهد. پاسخ دولت گرجستان به جماعت معترضی که به خیابانها ریخته بودند، یک پاسخ شوکهکننده از نوع خود بود. این بار تصاویر نیروهای امنیتی دولت گرجستان که از آبپاشهای قوی و گازهایاشکآور علیه شهروندان خود استفاده میکردند، همه جا به چشم میخورد. این تصاویر به هیچ وجه با آن تصویری که پیشتر از انقلاب صلحآمیز رز پیش چشم بود، تطابق نداشتند.
در نتیجه اعتراضات گسترده مردمی و اعلام وضعیت اضطراری 9 روزه توسط مقامات دولتی، بسیاری از منتقدان بلادرنگ بروز شکاف را در نظام سیاسی گرجستان پیشبینی کردند. اگر چه برخی از این تحلیلها درباره وضعیت گرجستان کمی عجولانه است اما این مساله که گرجستان با مشکلات جدی مواجه است را نیز نمیتوان انکار کرد. نهادها و بدنه نظام سیاسی گرجستان دچار زخمهای سیاسی شده است که باعث میشود توانایی جامعه برای تحکیم دموکراسی افزایش یابد. البته باید توجه داشت که بدون بازگشت ساختار پارلمانی گرجستان به ارزشهای دموکراتیک، که نخست هم باید از ساکاشویلی آغاز شود، امکان شکست خوردن تلاشهای دموکراتیک در گرجستان وجود دارد.
در چنین زمانی که گرجستان تحت فشارهای بحرانی سیاسی قرار دارد کمی به عقب برگشتن و قرار دادن توسعه سیاسی کشور در مداقه میتواند مفید باشد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خانه آزادی گرجستان توسعه نظام دموکراتیک گرجستان را در دوره زمانی یک دهه پی گرفت. بازبینی تحولات رخ داده در گرجستان از چشم تحلیلگران خانه آزادی میتواند در یافتن مرجع اتفاقات اخیری که در گرجستان رخ داده، بسیار مفید باشد.
اخیراً بسیاری از موافقان و مخالفان دولت گرجستان به برخی از اطلاعات منتشر شده از سوی خانه آزادی گرجستان استناد کردهاند. چنین استنادهایی از سوی گروههای مختلف امکانپذیر است چرا که سابقه گرجستان در حوزه آزادیهای دموکراتیک در طول چهار سال گذشته در هم آمیخته و گیجکننده است. با در نظر گرفتن تحمل میراث سنگین به جا مانده از انقلاب رز و همچنین سطح تحولات رخ داده در گرجستان در زمان وقوع انقلاب رز این حقیقت که موافقان و مخالفان همه به یک منبع استناد کنند به هیچ وجه تعجبآور نیست. البته در عین حال بحث و مجادله بر سر سرنوشت گرجستان در میان گروههای سیاسی بسیار دامنهدار شده است. چنین مجادلاتی در بسیاری از جهات هیچ تجانسی با اندازه حقیقی خود ندارد چرا که گرجستان یکی از نمونههای نادر در اتحاد جماهیر شوروی سابق است که قادر است به خوبی به سوی اصلاحات دموکراتیک نظام سیاسی خود گام بردارد.
در حقیقت تنها نمونه اصلاحات معنادار در منطقه که میتوان آن را با اصلاحات در گرجستان مقایسه کرد، انقلاب نارنجی در اوکراین است که به آرامی در حال حرکت به سوی برخی از نشانههای نظامی دموکراتیک است و مرحله پیشرفت را طی میکند. برای اینکه چنین پیشرفتی را مورد بررسی قرار دهیم باید به این مهم توجه کنیم که در طول برگزاری سه انتخابات گذشته در اوکراین، قدرت در نتیجه برگزاری انتخاباتی عادلانه و آزادانه دولتمردان گرفته شده و به آنها اهدا میشود و این نتیجه انتخابات است که موید گونهیی خاص از دولت و ترکیبی خاص از دولتمردان است و همواره نتیجه انتخابات هر چه باشد مورد قبول برندگان و بازندگان قرار گرفته است. اگر کمی با ساختار سیاسی اتحاد جماهیر شوروی در گذشته آشنا باشید تصدیق خواهید کرد که چنین اتفاق و دستاوردی در کشورهایی نظیر اوکراین، دستاوردی بسیار بزرگ و قابل احترام است برای مثال اگر نگاهی به ساختار سیاسی روسیه بیندازید تصدیق خواهید کرد که اوکراین با پیگیری چنین رویکردی در نظام سیاسی خود فاصله خود را از روسیه که کماکان رویکرد پوتینیسم را در راس امور خود قرار داده زیاد کرده است.
به همین خاطر است که از دیدگاه بینالمللی دستاوردهای گرجستان در خلال چند سال اخیر بسیار ارزشمند است چرا که اصلاحات دموکراتیک هر چند در سطحی محدود، در منطقه به وقوع پیوسته است؛ منطقهیی که هنوز در آن سیاستمداران ظالم و اقتدارگرای متعلق به نسل جدید سیاستمداران اتحاد جماهیر شوروی سابق در کشورهایی نظیر بلاروس، آذربایجان و ازبکستان بر مسند قدرت تکیه زدهاند. از زمان وقوع انقلاب رز در گرجستان روسیه با به دست گرفتن کنترل کامل برخی نهادهایش که حداقل ساختاری نیمه دموکراتیک داشتند، خود را در جایگاه متمایزی قرار داد. دستان قدرتمند کرملین تلاشهای گرجستان را برای اصلاحات دموکراتیک در مسیری بسیار چالشبرانگیز قرار داده است. سال گذشته روسیه مرزهایش را به روی گرجستان بست و روابط تجاری بین مرزی با گرجستان را متوقف کرد. متعاقب بسته شدن مرزها، حمل و نقل میان دو کشور نیز با مشکل مواجه شد. حتی روسیه راههای هوایی و دریایی خود را نیز با گرجستان مسدود کرد و به این ترتیب امکان سفر کردن چه از راه هوا و چه از راه دریا از روسیه به گرجستان و بالعکس عملاً از میان رفت. اخیراً نیز کرملین با تمام قوا مشغول شیطنت و بدسگالی در برخی از نواحی دور افتاده گرجستان است و عملاً برای بیثباتی در گرجستان تلاش میکند. البته مسلم است که اتفاقات اخیری که در گرجستان رخ داده موجب تحول عظیمی در عملکرد رسانهیی شده است و این رسانهها هم همه بدون استثنا پنجرههای خود را به روی روسیه گشودهاند. اما مولفههای اصلی اتفاقات اخیر گرجستان چیست و این مولفهها چه آیندهیی را پیش روی گرجستان قرار خواهند داد؟
درخشانترین مولفه برقراری دموکراسی مستحکم در گرجستان از اوایل ماه نوامبر گذشته نمایان شد. حاکمان گرجستان عرصه سیاسی این کشور را در مشت خود داشتند و از خود هیچ علاقهیی به گفتوگو و توافق با مخالفان سیاسی و جامعه مدنی نشان نمیدادند. مسلماً ساکاشویلی شخصیتی پیچیده دارد. از یک سو رگههایی از شخصیت یک حاکم قدرتطلب تمامیتخواه را میتوان در او دید و از سوی دیگر او همان کسی بود که توانست گرجستان را از زیر یوغ تفکرات متعلق به اتحاد جماهیر شوروی که توسط ادوارد شواردنادزه تئوریزه میشد، نجات دهد، تفکراتی که گرجستان را به ورطه پژمردگی و اسارت در باتلاق فساد سیاسی انداخته بود.
البته امروز گروههای سیاسی مخالف گرجستان هنوز خود را به عنوان یک طبقه سیاسی محسوب نکرده و هیچ گزینه جایگزینی برای ساختار سیاسی گرجستان ارائه نمیکنند. حتی بسیاری از این گروهها سعی میکنند مسئولیت وضعیت حاضر را از روی دوش خود بردارند و به وضعیت موجود بیاعتنا هستند. این غرابت و بیگانگی میان دولت و گروههای سیاسی مخالف به این ظن و گمان قوت میبخشد که سیاستمداران گرجی از بلوغ فکری لازم برای تاثیرگذاری برای شرایط حاضر گرجستان برخوردار نیستند.
نباید از حق گذشت که دولت فعلی گرجستان تلاشهای زیادی برای اجرایی شدن اصلاحات آن هم در بستر عقیم و نازایی که در سطح منطقه وجود دارد، انجام داده و اتفاقاً به نتایج خوبی هم رسیده است. خانه آزادی گرجستان پیشرفت را در برخی از حوزهها تایید کرده است. اصلاحات در حوزههایی نظیر قانون، تشریفات اداری، پروسه برگزاری انتخابات، دانشگاهها و مبارزه با فساد مالی دستاوردهایی داشته است. گرجستان همچنین از جامعه مدنی توانایی برخوردار است. جامعه مدنی نماینده برخی از ارزشهای خاص است که باید در خلال پیشرفت دموکراسی در کشور مورد حمایت قرار بگیرد.
ساکاشویلی که مجبور به استعفا شد تا بتواند براساس قانون اساسی بار دیگر در انتخابات ماه ژانویه شرکت کند، باید روش خود را در سیاستگذاریهای کلان تغییر دهد. باید بر این مساله تاکید شود که برگزاری انتخابات ماه ژانویه بسیار مهم است و این انتخابات تنها بخشی از یک پازل بسیار بزرگ است که برای اطمینان از رشد ریشههای دموکراسی در گرجستان باید آن را تکمیل کرد.