سفر کوشنر به بغداد نخستین سفر وزیر امور خارجه فرانسه به عراق پس از عملیات نظامی آمریکا و انگلیس در این کشور در سال 2003 میلادی است که تحولی نوین در سیاست خارجی پاریس و بویژه در زمینه تحولات عراق محسوب میشود. به گزارش ایرنا سفر کوشنر تا بدان حد غیرمنتظره بوده است که در هیچیک از برنامههای رسمی اعلام شده از سوی دولت فرانسه و وزارت امور خارجه این کشور به آن اشارهای نشده بود. با این حال وی بهترین فرد برای تحقق تحول جدید معرفی میشود.
کوشنر که به «حق مداخله» برای نجات جان افراد در معرض خطر معتقد است، در جریان شکلگیری اقدام نظامی آمریکا علیه عراق تا آنجا پیش رفت که برخلاف جریان افکار عمومی حاکم در آن زمان، از کنارهجویی فرانسه از آمریکا ابراز تاسف کرد زیرا معتقد بود چنانچه فرانسه در کنار آمریکا قرار میگرفت میتوانست از بروز جنگ جلوگیری کند. کوشنر از زمان خدمت به عنوان وزیر امور خارجه فرانسه در ماه می گذشته (اردیبهشت) همواره مترصد فرصتی برای سفر به بغداد و شکستن تابوی مخالفت فرانسه با حضور آمریکاییان در عراق بوده است. کوشنر همچنین از معدود سیاستمداران فرانسوی بود که از برانگیخته شدن احساسات ضدآمریکایی در کشورش در خلال بحران عراق گلایهمند بود و بر این اعتقاد بود که پاریس به هر روی و حتی ضمن مخالفت با عملیات نظامی بر ضد صدام میباید همچنان در کنار واشنگتن باقی میماند.
شاید تا چهار ماه قبل و پیش از به قدرت رسیدن سارکوزی، سفر یک مقام بلندپایه این کشور به عراق که از نظر قوانین حقوق بینالملل کشوری تحت اشغال نیروهای بیگانه محسوب میشود، بسیار دور از ذهن به نظر میرسید. فرانسه تا این زمان مخالف هرگونه حضور نظامی خارجی در عراق بود و به هیچ روی در عملیات نظامی در این کشور نیز شرکت نکرده بود. معمولا سفر مقامهای بلندپایه کشورهای غربی برای دیدار با نظامیان این کشورها مستقر در عراق و تاکیدی بر حمایت از وضعیت موجود در این کشور یعنی ادامه حضور نظامی و تایید آن صورت میگیرد. در حقیقت فرانسه در زمان ریاست جمهوری شیراک به عنوان یکی از پرچمداران مقابله با عملیات نظامی آمریکا در عراق در عرصه جهانی نگریسته میشد که بیشترین مخالفتها و انتقادات را در میان کشورهای غربی در این خصوص به کاخ سفید وارد آورده بود.
اختلاف نظرات پاریس و واشنگتن در خصوص بحران عراق تنها محدود به آخرین جنگ خلیجفارس نبوده است، این جنگ که در ماه مارس سال 2003 میلادی فرانسه و آمریکا را به یکی از بزرگترین رویاروییهای تاریخ سیاسی دو کشور کشاند، در حقیقت اوج تقابل دو قدرت فراسوی اقیانوس اطلس از دهه 1990 میلادی در خصوص مساله عراق بود. قطعنامههای سخت سازمان ملل متحد بر ضدرژیم عراق که از سوی آمریکا و انگلیس متهم به پنهان کاری در روند بازرسی از تاسیسات حساس نظامی و راهبردی این کشور شده بود، با نارضایتی نسبی پاریس به مورد اجرا گذارده میشد. با این همه اعتراض فرانسویان به همپیمانان آمریکایی و انگلیسی آنان به تدریج از لابیهای دیپلماتیک و مذاکرات محرمانه، به اعلام نظر آشکار و صریح پاریس به ادامه تحریمهای بینالمللی بر ضدبغداد انجامید. فرانسویان اما این بار به نام حمایت از مردم عراق و با ناعادلانه خواندن تحریمهای بینالمللی مخالفت خود را با ادامه وضعیت موجود در عراق اعلام داشتند.
دولت فرانسه در اقدامی نمادین و به منظور آشکار ساختن نارضایتی کامل خود از سیاستهای واشنگتن و لندن در قبال عراق از سال 1998 میلادی دستور توقف هرگونه مشارکت در عملیات گشت و پرواز هوایی بر فراز مناطق ممنوعه شمال و جنوب عراق را اعلام داشت. در این میان حتی ابتکاراتی چون قطعنامه نفت در برابر غذا که امکان تهیه مایحتاج غذایی مردم عراق را در ازای فروش نفت به حکومت صدام میداد، نتوانست تغییری در مواضع فرانسه در مخالفت کامل با تحریمهای بینالمللی بر ضدرژیم صدام به وجود آورد. این مخالفت و رویارویی سیاسی تا بدان حد رسید که رهبران فرانسه از جمله «ژاک شیراک» رییسجمهوری وقت این کشور آشکارا اعلام کردند، هرگونه قطعنامهای از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد را که در آن استفاده از نیروی نظامی و توسل به زور در قبال عراق مطرح شده باشد، وتو خواهند کرد. فرانسه در زمان ریاست جمهوری شیراک (1995- 2007) در بسیاری از مسایل جهانی همواره از مواضع واشنگتن فاصله گرفته بود.
در این زمان بسیاری بر این اعتقاد بودند که سیاستهای شیراک است که بر حفظ جایگاه فرانسه به عنوان قدرتی بزرگ و مستقل در مسایل جهانی تاکید داشته است. سیاستهایی که اعمال آن میتواند به رویارویی با قدرتی بزرگ چون آمریکا بیانجامد. به هنگام مبارزات انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و هنگامی که دورنمای پایان ریاست شیراک بر کاخ الیزه آشکار شده بود، «نیکلا سارکوزی» به عنوان نامزد پرانرژی و کار کشته ریاست جمهوری، آشکارا از ضرورت ایجاد تغییراتی در مدیریت سیاسی پاریس سخن گفته بود. وی که گرایش خود در اتخاذ سیاستی دوستانه نسبت به واشنگتن را هیچگاه پنهان نکرده است، به عنوان نسل جدیدی از سیاستمداران فرانسوی که فاصلهای قابل تامل از پیشینیان خود دارند، شناخته میشد. سارکوزی به هنگام مبارزات انتخابات ریاست جمهوری در فوریه گذشته و در جمع خبرنگاران در پاریس اعلام کرد، به روابطی نزدیک و صمیمانه با آمریکا اعتقاد دارم. وی در نخستین تعطیلات تابستانی خود پس از به قدرت رسیدن در فرانسه راهی منطقهای در نزدیکی اقامتگاه خانوادگی جرجبوش در ایالت «مین» در شمال شرقی آمریکا شد.
رییسجمهوری آمریکا تاکنون سه نفر از نزدیکترین متحدان خود را که به هنگام آغاز عملیات نظامی واشنگتن در عراق در سال 2003 میلادی در کنار داشت، از دست داده است. «خوزه ماریا اسنار»، «سیلویو برلوسکونی» و «تونی بلر» نخستوزیران اسپانیا، ایتالیا و انگلیس که به همراه آمریکا نظامیان خود را راهی عراق کرده بودند، در خلال سالهای اخیر قدرت را به جانشینان خود واگذار کردهاند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی بحران عراق و شکست نیروهای ائتلاف در این کشور را عامل سقوط متحدان اروپایی بوش میدانند. در چنین شرایطی است که رییسجمهوری آمریکا بیش از هر زمانی به متحدی قوی و تازه نفس در عرصه بینالملل نیازمند است. در این میان سارکوزی و مواضع نزدیک وی به کاخ سفید در مسایل جهانی میتواند به یکی از بهترین دوستان واشنگتن در دیگر سوی اقیانوس اطلس تبدیل شود. رییسجمهوری فرانسه با نزدیکی هر چه بیشتر به کاخ سفید چرخش آشکار سیاستهای پاریس را در برخی از مهمترین مسایل بینالمللی آشکار ساخته است.
دوران سارکوزی میتواند دورانی کاملا متفاوت از حضور شیراک را در صحنه سیاسی فرانسه رقم بزند. با این حال به نظر میرسد که نسل جدید سیاستمداران فرانسوی باید افکار عمومی این کشور و همچنین جایگاه سنتی پاریس را در اروپا به عنوان طلایهدار استقلال و وحدت در مسایل جهانی همچنان مدنظر داشته باشند. از هم اکنون برخی از منتقدان، سارکوزی را تونی بلر جدید رییسجمهوری آمریکا میخوانند، عنوانی که طنز نهفته در آن به هیچ روی نه از نظر فرهنگی و نه از نظر سیاسی با جایگاه فرانسه و رهبری آن در روابط بینالملل همخوانی ندارد.