مقدمه:

گروه سیاسی ــ آرش خلیل‌خانه: با وجود تبلیغات گسترده آمریکا درباره توافق اولیه گروه 1+5 درباره پیش‌نویس قطعنامه سوم علیه ایران، انتشار متن این پیش‌نویس و تحلیل محتوای آن حتی تحلیلگران غربی را به اذعان این نکته واداشتند که دستاورد واشنگتن در این فرایند، فراتر از یک مانور سیاسی، البته با رویکردهایی فراتر از مسأله فعالیتهای هسته‌ای ایران نیست.

با این حال، نشریات غربی و آمریکایی در چند روز اخیر هدفهای حاشیه‌ای دیگری را در دیپلماسی ایالات متحده آمریکا از مسیر تحرک اخیر آنها در شورای امنیت مورد توجه قرار داده و به سطح آورده‌اند که تحلیل تقارن موجود در برنامه زمان‌بندی تدوین شده آنها با مسایل داخلی ایران، اطلاعات جالبی از آن به دست می‌دهد.

روزنامه «واشنگتن‌پست» در سر مقاله شماره روز شنبه خود ابراز امیدواری کرده است که تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت با اثرگذاری بر شرایط داخلی ایران، نظر مردم را در انتخابات به زیان هواداران دولت تغییر دهد.

نشریه «کریستین ساینس مانیتور» نیز روز پنجشنبه گذشته در گزارش دیگری با رویکردی مشابه، حساسیت مقامهای ایران را در آستانه انتخابات مجلس هشتم به تحولات بین‌المللی مورد اشاره قرار داده و از این منظر تأثیر قطعنامه احتمالی بعدی را بر شرایط سیاسی داخلی ایران تحلیل کرده است.

نگاه به روند و سیر پرونده ایران در شورای امنیت هم چنین تحلیلی را به واقعیت نزدیک نشان می‌دهد، زیرا بازه زمانی درباره قطعنامه سوم به شکلی معنادار با برنامه زمانی انتخابات در ایران که پایان اسفندماه (زمان ارایه گزارش آژانس و مذاکرات نهایی شورای امنیت) خواهد بود، متقارن است. خبرنگار گروه سیاسی قدس این موضوع را در گفتگو با دکتر سیامک باقری تحلیلگر مسایل سیاسی و بین‌الملل، بررسی نموده است. چکیده این مصاحبه، هم اینک پیش روی شماست.

"> دیپلماسی نیرنگ
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۴۳۷۲۰
ارزیابی بازی هسته‌ای آمریکا در فضای انتخاباتی ایران در گفتگو با یک تحلیلگر

دیپلماسی نیرنگ

مقدمه:

گروه سیاسی ــ آرش خلیل‌خانه: با وجود تبلیغات گسترده آمریکا درباره توافق اولیه گروه 1+5 درباره پیش‌نویس قطعنامه سوم علیه ایران، انتشار متن این پیش‌نویس و تحلیل محتوای آن حتی تحلیلگران غربی را به اذعان این نکته واداشتند که دستاورد واشنگتن در این فرایند، فراتر از یک مانور سیاسی، البته با رویکردهایی فراتر از مسأله فعالیتهای هسته‌ای ایران نیست.

با این حال، نشریات غربی و آمریکایی در چند روز اخیر هدفهای حاشیه‌ای دیگری را در دیپلماسی ایالات متحده آمریکا از مسیر تحرک اخیر آنها در شورای امنیت مورد توجه قرار داده و به سطح آورده‌اند که تحلیل تقارن موجود در برنامه زمان‌بندی تدوین شده آنها با مسایل داخلی ایران، اطلاعات جالبی از آن به دست می‌دهد.

روزنامه «واشنگتن‌پست» در سر مقاله شماره روز شنبه خود ابراز امیدواری کرده است که تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت با اثرگذاری بر شرایط داخلی ایران، نظر مردم را در انتخابات به زیان هواداران دولت تغییر دهد.

نشریه «کریستین ساینس مانیتور» نیز روز پنجشنبه گذشته در گزارش دیگری با رویکردی مشابه، حساسیت مقامهای ایران را در آستانه انتخابات مجلس هشتم به تحولات بین‌المللی مورد اشاره قرار داده و از این منظر تأثیر قطعنامه احتمالی بعدی را بر شرایط سیاسی داخلی ایران تحلیل کرده است.

نگاه به روند و سیر پرونده ایران در شورای امنیت هم چنین تحلیلی را به واقعیت نزدیک نشان می‌دهد، زیرا بازه زمانی درباره قطعنامه سوم به شکلی معنادار با برنامه زمانی انتخابات در ایران که پایان اسفندماه (زمان ارایه گزارش آژانس و مذاکرات نهایی شورای امنیت) خواهد بود، متقارن است. خبرنگار گروه سیاسی قدس این موضوع را در گفتگو با دکتر سیامک باقری تحلیلگر مسایل سیاسی و بین‌الملل، بررسی نموده است. چکیده این مصاحبه، هم اینک پیش روی شماست.


* جناب باقری! این گمان که آمریکا با شکست در تحمیل محتوای مدنظر خود در پیش‌نویس قطعنامه سوم، در پی بهره‌برداری از شاکله ساختاری حفظ روند پرونده ایران در شورای امنیت و اثرگذاری بر فضای داخلی ایران در آستانه انتخابات و متأثر ساختن افکار عمومی کشور باشد، تا چه حد متصور است؟

** من مایلم عملکرد آمریکا را در فرآیند شورای امنیت برای تصویب قطعنامه سوم از دو زاویه مورد توجه قرار دهم. هر یک از این زوایا، علایم و نشانه‌هایی از این گمان را بروز می‌دهند.

نگاه اول این است که آمریکا با حفظ روند شورای امنیت کوشید این پیام را به ملت ایران بدهد که سیاستهای نظام به انزوای ایران و افزایش فشارها منجر شده و با ایجاد یک فضای روانی، تحریمها را جدی‌تر نشان دهد.

علامت اصلی این رویکرد بر این مبناست که شرایط حقوقی اجازه صدور چنین قطعنامه‌ای را نمی‌داد و آمریکا فقط در پی اثبات نفوذ خود در شورای امنیت بود.

به تعبیر دیگر، صدور قطعنامه بعدی، کار ویژه دیگری را دنبال می‌کند و اگر کارکرد قطعنامه‌های قبلی به اصل برنامه هسته‌ای ایران معطوف بود، دور اخیر کار ویژه دیگری، یعنی فضای سیاسی داخلی ایران، مدنظر قرار گرفته است.

دیدگاه دوم که آن هم حایز اهمیت است، نگاه دولت بوش به مصرف داخلی تحولات اخیر است؛ بدین معنا که کاخ سفید برون رفت از بسیاری مشکلات جاری خود را در گرو همراهی و مساعدت ایران در منطقه می‌داند. آنها پیامهای مختلفی برای مذاکره و تعامل با ایران فرستاده‌اند تا به هر نحو ممکن فرایند جدیدی را در روابط با ما بگشایند که آخرین مورد آن نامه‌ای بود که با واسطه سفارت سوییس به دولت ایران داده شد برای تشکیل کمیته مشترک نظامی در خلیج‌فارس پس از جنگ روانی که درباره قایقهای گشتی سپاه به وجود آوردند. یا مواضع اخیر رایس در ایام اخیر بویژه در اجلاس داووس، این نکته را می‌رسانند که نزدیکی آنها به ایران در بردارنده پیام یا موقعیت مثبت بر این جمهوری‌خواهان در داخل آمریکا خواهد بود.

بنابراین، دولت بوش در پی تحقق این هدف با حفظ این نکته که جایگاه و غرور او نیز حفظ شود، از کانال گروه 1+5 وارد شده‌اند و در پیش‌نویس قطعنامه سوم مسأله مذاکره ایران با شورای امنیت و از جمله آمریکا را مطرح کرده‌اند تا با این تماسها مذاکرات از مسیر قطعنامه شورای امنیت محقق شود.

مهمتر اینکه، پیش شرط آنها برای این مذاکره نیز متفاوت از گذشته است و از مسأله تعلیق به تکمیل همکاریهای ایران و آژانس تغییر یافته که بیانگر تقلیل خواسته‌های آمریکا برای ایجاد مقدمات مذاکره با ایران است.

* وزیر خارجه ایران دیروز یک بار دیگر بحث مذاکره با آمریکا را منتفی دانسته است آیا از این تحلیل باید این گونه برداشت کرد که آمریکا با اعمال فشارهای سیاسی به تهران در آستانه انتخابات، درصدد ترغیب نظام به مذاکره با خود است؟

** این یکی از گمانه‌های مطرح در این زمینه است. آمریکاییها گمان می‌کنند اگر چنین فضایی را ایجاد کنند، می‌توانند دولت ایران را به این تحلیل برسانند که مذاکره با آمریکا امری سودمند است. در واقع، این مسأله را باید یک دام سیاسی پیچیده دانست که ایران را وارد تعامل و مذاکره با آمریکا برای کارکرد‌های متصور واشنگتن سازد.

* آیا در عمل هم چنین رویکردی ممکن است جوابگو باشد؟

** تجربه تاریخی انتخابات در جمهوری اسلامی ایران نشان داده است چنین شیوه‌هایی راهگشای دشمن نخواهد بود و افکار عمومی ما بخصوص در مسأله انتخابات، کمتر متأثر از بیرون است.

انتخابات ریاست جمهوری نهم، آخرین نمونه از این مسأله بود که در همین محور شاهد فشارهای سیاسی گسترده حتی تا مرز توقف مذاکرات اروپا با دولت وقت در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و عملیات منفی روانی پیچیده درباره دولت منتخب جدید در ایران بودیم که بازخوردی معکوس در ایران داشت. نکته اساسی این است که گروه‌های سیاسی ما باید ظرافتهای دیپلماسی فریب‌ آمریکا را درک کنند تا از پیامدهای منفی آن مصون بمانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات