گروه سیاسی ـ محمدی: «جنگ سپتامبر» به سود بوش پایان یافت!
تحلیلگران سیاسی و ناظران رسانهای از مدتها قبل چشم انتظار رسیدن سپتامبر و رویارویی رئیسجمهور ایالات متحده و کنگره بر سر مسأله عراق بودند.
پس از ارائه گزارش کروکر ـ پترائوس به کنگره، عدهای به این نتیجه رسیدهاند که «جنگ سپتامبر» به نفع رئیسجمهور بوش پایان یافته است.
پاتریک جی بوکانان، سیاستمدار برجسته و سردبیر مجله «محافظهکار آمریکایی» در یادداشتی با عنوان «جلوگیری از جنگ بعدی» درباره رویدادهای روزهای اخیر در صحنه سیاسی آمریکا نوشته است: هنگامی که در تاریخ 20 ژانویه 2009، دوران ریاست جمهوری بوش به پایان میرسد احتمالاً شمار نظامیان آمریکایی در عراق به همان اندازهای خواهد بود که هنگام انتخاب «کنگرهای مدافع باز گرداندن سربازان این کشور به خانه» (نوامبر 2006) بوده است.
این مفهومی است که از گزارش ژنرال پترائوس مستفاد میشود. بر اساس توصیههای ارائه شده در این گزارش که توسط رئیسجمهور جرح و تعدیل شده است، 6 هزار سرباز آمریکایی تا کریسمس به خانه باز میگردند و روند افزایش 30 هزار نفری نظاماین این کشور تا اوایل بهار آینده (آوریل) پایان مییابد. با این وصف، هنگامی که نوامبر سال 2008 فرا میرسد هنوز 130 هزار نظامی آمریکایی در عراق حضور دارند.
پت بوکانان در ادامه با اشاره به پرسش سناتور جمهوریخواه جان وارنر از ژنرال پترائوس مبنی بر اینکه «آیا این روند، امنیت بیشتر آمریکا را در پی دارد؟» و پاسخ «نمیدانم» ژنرال آمریکایی مینویسد: این یک پاسخ صادقانه است، زیرا هیچ کدام از ما جواب این پرسش را نمیدانیم.
ژنرال بخوبی میدانست که خروج شتابزده نیروهای آمریکایی، احتمالاً پیامدهای ویرانکنندهای به بار میآورد. با این وصف، آمریکا در دام افتاده و گرفتار جنگی شده که پیروزی در آن نه تنها قطعی به نظر نمیرسد بلکه غیر ممکن مینماید. برای جلوگیری از بروز یک فاجعه استراتژیک و یک مصیبت انسانی، آمریکا ناگزیر باید از مهلکه بگریزد.
ژست وحشتناک دموکراتها که با دستاویز قرار دادن گزارش پترائوس سعی در پنهان کردن خشم و نومیدی خود دارند، قابل درک است.
سردبیر مجله «محافظهکار آمریکایی» میافزاید: همان گونه که بیشتر هشدار دادهام، روزی که بغداد سقوط کند دیگر هیچ راه گریزی نخواهد بود.
بوکانان با طرح پرسشی درباره هزینههای جنگ عراق ادامه میدهد: جنگ تا به حال حدود 3800 کشته آمریکایی و 28 هزار مجروح بر جای گذشته است. بیش از 100 هزار عراقی جان باختهاند و 2 میلیون نفر ـ که بیشتر مسیحیان فرهیخته بودهاند ـ از عراق گریختهاند. میلیونها نفر به بهانه مسائل قومی از مناطقی پاکسازی شدهاند که چندین نسل از خانواده آنها در آنجا زیستهاند.
در زمانهای که کشورهای پیشرفته بسیاری در دامان دنیای عربزاده شده و رشد کردهاند، عراق ویران شده و در آستانه فروپاشی است. آتش جنگ فرقهای ـ قبیلهای و در یک کلام جنگ داخلی هر روز شعلهورتر میشود و القاعده همچنان به حیات خود ادامه میدهد.
شرایط در سراسر منطقه خاورمیانه تیره و تار و نومیدکننده به نظر میآید. القاعده خود را در پاکستان بازسازی کرده است و انتشار نوارهای ویدئویی بن لادن ادامه دارد. ژنرال مشرف که در سردرگمی دست و پا میزند، رهبری کشوری 170 میلیون نفری را که صاحب بمب اتمی است، در اختیار دارد. طالبان به صحنه بازگشته است و همزمان متحدان آمریکا، عراق را ترک کردهاند یا مانند بریتانیا بزودی از این کشور خارج میشوند و متحدان آمریکا در ناتو نیز از نبرد در افغانستان خسته شدهاند.
در ایالات متحده نیز جنگ عراق همانند همه جنگهای محکوم به شکست، تأثیرات منفی خود را گذاشته است. هزینههای 1000 میلیارد دلاری دو جنگ، امروز همان قدر آمریکا را دچار تشتت و چند دستگی کرده است که جنگهای کره و ویتنام کرده بود.
همان گونه که پس از برکناری ژنرال مک آرتور (فرمانده نیروهای سازمان ملل در جنگ کره) توسط ترومن، محبوبیت او به 23 درصد سقوط کرد و لیندون جانسون پس از عملیات عیدتت (در ویتنام) شکست خورد و کنار رفت. اکنون بوش نیز شاهد سقوط محبوبیتش از 90 درصد در هنگام مانور «مأموریت انجام شد» به 30 درصد در حال حاضر بوده است. بنابراین میزان محبوبیت بوش در زمینه راهبردی جنگ را عملاً باید صفر فرض کرد.
به هزینهها و تلفات انسانی حضور آمریکا در عراق باید مسأله شکست قریب الوقوع ارتش ایالات متحده و نیز جدایی فزاینده آن از متحدان عربش و تنفر عالمگیر دنیای عرب از این کشور را اضافه کرد.
همانند جماعت سادهانگاری که تحرکات مخالفان جنگ را ضد وطنپرستانه تعبیر میکردند، [جنگافروزان نیز] هرگز از عوامفریبی خود پشیمان نشدند.
همچنین با وجود تبلیغات پیش از حمله به عراق در مورد سلاحهای مخوف صدام و ارتباط او با 11 سپتامبر یا اطمینان خاطر [جنگافروزان] از اینکه ارتش ایالات متحده در عراق همانند پاریس 1944 (زمان آزادی فرانسه از سیطره آلمان نازی) با گل و شیرینی مورد استقبال قرار میگیرد و پیشبینیهای آنها در مورد برقراری دموکراسی در عراق و تولد یک مدل منطقهای برای کشورهای اسلامی، [جنگافروزان] هرگز در خصوص ادعاهایشان پاسخگو نبودهاند.
اکنون آنها با دست و پا کردن دشمن تازهای برای آمریکا دوباره به صحنه بازگشتهاند...
کنگره برای جنگ عراق به بوش چک سفید امضا داد. آیا احتمال دارد پیش از آنکه بوش درگیر جنگ دیگری شود، نمایندگان اصرار کنند که دولت آمریکا، مسأله را به کنگره ارجاع دهد تا آنها تصمیمگیری کنند؟ احتمالاً نه!