از زمانی که نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه با جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا دیدار داشت میزان شاخ و شانه کشیدنهای فرانسه برای ایران آن چنان زیاد شده است که مطمئنا حتی سختگیرترین جنگطلبان دولت بوش نیز خرسند شدهاند. برنار کوشنر، وزیر خارجه فرانسه هفته گذشته با بیان این که جهان باید برای جنگ علیه ایران آماده شود، به سخنان شدیداللحن اخیر سارکوزی دامن زد. وی اندکی بعد اظهار کرد منظورش فقط این بود که جنگ بدترین نتیجه است، اما ناتوانی در متقاعد کردن ایران براساس توقف فعالیتهای غنیسازیاش از طریق فشارهای دیپلماتیک میتواند جنگ را به امری غیرقابل اجتناب تبدیل کند.
فرانسوا فیون، نخستوزیر فرانسه نیز برای این که از اهمیت سخنان کوشنر بکاهد، روز دوشنبه گفت ایران باید درک کند که تنشها در روابط تهران با همسایگانش به نقطه بسیار بالایی رسیده است.
البته چون فرانسه یکی از همسایههای ایران نیست، اکثر همسایگان ایران ممکن است فضای سخنان مقامات فرانسه را به عنوان بخشی از تلاشهای موجود برای به وجود آوردن فضای بحران در زمینه برنامه هستهای ایران قلمداد کنند. در حالی که فیون این اظهارات را بر زبان میآورد شورای همکاری خلیجفارس که شامل متحدان کلیدی آمریکا از جمله عربستان، بحرین، امارات و کویت است با وجود تلاشهای آمریکا برای منزوی کردن ایران تصمیم به آغاز گفتگوهای تجاری با تهران گرفته بود و مصر با هدف عادیسازی روابط خود با ایران هیاتی از مقامات عالیرتبه این کشور را به حضور پذیرفته و با رد هر گونه صحبت از درگیری، خواستار راهحلی مسالمتآمیز برای حل مساله هستهای این کشور شده است. همچنین دولتهای عراق و افغانستان روابط گرم و صمیمانهای با تهران دارند و روسیه نیز همچنان به کار روی برنامه هستهای ایران مشغول است و در برابر تلاشهای کشورهای غربی برای تشدید فشارهای سازمان ملل علیه ایران مقاومت میکند.
بنابراین تنها همسایه ایران که به قول نخستوزیر فرانسه تنشها برایش به نقطه بالایی رسیده است، آمریکاست که به طور مداوم ادعا میکند که ایران در بیثباتی عراق نقش داشته و در خاک این کشور با نیروهای آمریکایی درگیر میشود، درحالی که تاکنون مدارکی برای اثبات این مدعا ارائه نکرده است.
علاوه بر آن گروههای سیاسی جنگطلب داخل و خارج دولت بوش که از جنگ آمریکا با عراق حمایت کردند اکنون به طبل درگیری با ایران کوبیده و هشدار میدهند که تلاشهای دیپلماتیک برای متوقف کردن فعالیتهای غنیسازی ایران تاثیری ندارد.
در واقع سخنان مقامات فرانسه هشداری به جهانیان است مبنی بر این که در راستای برنامه هستهای ایران زمان در حال گذر است؛ طبق گزارشاتی که بتازگی بر تعداد آنها افزوده شده است، رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد بدون این که برنامه هستهای ایران را متوقف کند، دوران ریاست جمهوری خود را به پایان برساند و اگر نتواند از طریق فشارهای دیپلماتیک به این هدف خود دست یابد، حاضر است اقدام نظامی را در نظر بگیرد اما جامعه بینالمللی در حسن شتاب و عجلهای که آمریکا و متحدان بسیار نزدیکش در تلاش برای القای آن هستند، سهیم نیست. آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ گونه مدارکی حاکی از یک برنامه هستهای تسلیحاتی پنهان در ایران به دست نیاورده است و به توافقنامهای با تهران برای رفع برخی نگرانیها درباره برخی از جنبههای فعالیتهای هستهای ایران که در مرکزیت بنبست هستهای تهران قرار دارد، دست یافته است. این توافقنامه مورد انتقاد آمریکا قرار گرفته است و محمدالبرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز مورد آماج حملات قرار گرفته است؛ اما البرادعی که اظهارات گذشتهاش درباره عدم وجود برنامه تسلیحاتی در دولت صدام درست از آب درآمده است، امکان ندارد براحتی عقبنشینی کند.
این مسائل نشان میدهد روندی که در سازمان ملل طی میشود به این زودیها نتایجی را که آمریکا و متحدان این کشور طالب آن هستند، به دنبال نخواهد داشت. توافقنامه اخیر ایران و آژانس احتمال این که شورای امنیت بتواند قطعنامه جدید تحریماتی علیه ایران را در پاییز امسال به تصویب برساند، بسیار کاهش داده است و درخواست فرانسه برای تحریمهای یک جانبه کشورهای اروپایی مورد انتقاد روسیه قرار گرفته و ایتالیا (بزرگترین شریک تجاری اروپایی ایران) نیز آن را رد کرده است. مشکل عمیقتری که وجود دارد مربوط به این حقیقت است که غرب غنیسازی اورانیوم را که ایران طبق معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای حق انجام آن را دارد، غیر قابل قبول میداند.
رئیسجمهور آمریکا اگر خیال دارد قبل از ترک منصب خود به هر ترتیبی که شده برنامه هستهای ایران را متوقف کند باید حس بحران را آنچنان شدت بخشد که جامعه مردمی آمریکا که خسته از جنگ عراق هستند به حمایت از یک جنگ فاجعهآمیز دیگر در خاورمیانه متقاعد شوند.