حجتالاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحیمقدم، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، در گفتوگویی با مرور مواضع تشکل متبوعش در دوران قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکید میکند که قبل و بعد از پیروزی انقلاب و در جریان مدیریت نظام، این تشکل بازوی امام(ره) بوده است و امروز هم باید در جایگاهی چون بازوی مقام معظم رهبری باشد و در سطح احزاب تلقی نشود.
داستان آغاز انشعاب...
وی با بیان این که در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی انشعابی میان جامعه روحانیت مبارز پدید آمد و عدهای از اعضا مجمع روحانیون مبارز را شکل دادند، خاطر نشان کرد: "طبعا کسانی به این مجموعه جدید وارد شدند که بنا به اظهارات خودشان از گرایش چپگرانه برخوردار بودند؛ البته تعدادی از آنها جزء موسسان جامعه روحانیت مبارز نیز بودند. مجمع روحانیون مبارز طیفی از احزاب و گروههای هوادار خود را به دنبال داشت و به دنبال آن میتوان گفت در طیف هوادار روحانیت مبارز هم انشقاقی پدید آمد. "مصباحیمقدم با تاکید بر این که تعبیر به راستگرایان در درون جامعه روحانیت مبارز و گروههای همسو از جایگاه پذیرفتهای برخوردار نیست، اظهار داشت: "احزابی در این مجموعه چپگرا شدند و طبعا نقطهی مقابل خود را راستگرا نامیدند و گرنه راستگرایان در واقع لیبرالها هستند و چپگرایان واقعی همان مارکسیستها و یا التقاطیونی بین اسلام و مارکسیم بودند، بعدها هم گروههایی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران جزو طیف هوادار مجمع روحانیون قرار گرفتند و اسم چپگرا روی خود گذاشتند. در دورههای بعد هم مثل دورهی آقای خاتمی احزاب جدیدی مثل مشارکت، همبستگی و مردمسالاری پدید آمدند که احزاب هوادار مجمع روحانیون بودند؛ البته بعضی از این گروهها مجمع روحانیون را محور خودشان تلقی نمیکنند و مجمع نیز از آنان تبری میجوید."
علت اصلی انشعاب دیدگاههای اقتصادی موسسان مجمع بود
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز علت عمدهی این انشعاب را هواداری و حمایت از تفکرات اقتصادی دولتسالار دانست و ادامه داد: "جامعه روحانیت مبارز به طور عمده با دولتسالاری و بزرگ شدن دولت مخالف بوده است؛ چیزی که امروز جزو سیاستهای کلان نظام ما قرار گرفته و سیاستهای اصل 44 به سمت کوچک کردن دولت و تقویت بخش خصوصی میرود. این از دیدگاههایی بوده است که جامعه روحانیت مبارز از آغاز دنبال میکرده و نقطهی مقابل آن مجمع روحانیون مبارز قرار میگرفت که به دنبال تقویت بخش دولتی بود. مجمع روحانیون هماهنگتر با دولت آقای موسوی که نخستوزیر بود عمل میکرد و دولت آقای موسوی تمرکزگرا بود. شخصی مثل آقای بهزاد نبوی هم از کسانی است که مسوولیت اقتصادی آن دولت را بر عهده داشت و شاید رییس تیم اقتصادی دولت بود." این نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: "خاطرمان هست که در دوران جنگ اقتصاد کشور به سمت تمرکز دولتی گرایش بیشتری پیدا شد؛ به طوری که در آن دوره نقش بخش خصوصی بسیار کاهش پیدا کرد و نقش دولت افزایش یافت. فراموش نمیکنیم دولت خرید برنج از شمال را بر عهده گرفت و از کشاورزان خواست که برنج را مستقیما به دولت بفروشند و از فروش آن به تجار خودداری کنند. دولت مانع تولید خیار و هندوانه و... در خوزستان شد و سعی کرد از طریق ارایهی کمکها و وامها آنها را وادار به تولیدات کالاهای خاصی کند که آنها را ضروری میدانست؛ حتی در برههای با این ادعا که چرا مخالف آن چه دولت گفته است، تولید کردید، جلوی انتقال ترهبار از خوزستان به تهران را گرفتند."
مجمع روحانیون حمایت از دولت موسوی را بر خود فرض میدانست
وی با اشاره به این که عمدهترین موضوعی که جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در آن مورد با هم اتفاق نظر نداشتند، مسائل اقتصادی بود گفت: "البته در بحث انشعاب یک مسالهی سیاسی هم مطرح بود. مجمع روحانیون حمایت از دولت آقای موسوی را بر خود فرض و لازم میدانست و به صورت حماسی از آن دولت حمایت میکرد؛ اما جامعه روحانیت مبارز چنین حمایت جدیای را از دولت آقای موسوی نداشت و احیانا در موضع انتقاد نسبت به بخش قابل توجهی از سیاستها و عملکردهای دولت بود. از این جهت هم میشود گفت این انشعاب وجه سیاسی هم داشته است."
انتقاداتمان را غیر علنی میگفتیم
وی دربارهی نوع تعامل جامعه روحانیت مبارز با مجلس سوم در آن مقطع گفت: "طبعا آن چه در بیان صریح نظرات بیشتر ظهور و بروز میکند در هنگامهی انتخابات است. بنای جامعه روحانیت بر این نبوده است که پس از انتخابات با پیروز میدان به صورت ستیزآمیز وارد شود. حداکثر انتقادی هم اگر میبود سعی میکرد به صورت غیر مطبوعاتی و غیر علنی مطرح کند و بیشتر به صورت تذکرات در دیدارها و گفتوگوهایی که انجام میشد، مطرح میکرد."
تعاملمان با دولت کارگزاران فعال نبود
مصباحیمقدم درباره رویکرد و چگونگی تعامل جامعه روحانیت مبارز نسبت به تشکیل حزب کارگزارن سازندگی یادآور شد: "نحوهی تعامل جامعه روحانیت با دولتی که به طور عمده نقش اساسی را در آن کارگزاران داشتند، تعامل فعالی نبود و ارتباط و همکاری فعالی میان این دو وجود نداشت. انتقاداتی بود؛ اما چوی سبک کار روحانیت مبارز اصلا این نبوده است که انتقادات خود را بر سر کوچه و بازار بیاورد و علنی و مطبوعاتی بکند؛ این انتقادات گاهی در بعضی از اظهار نظرها و ملاقاتها و امثال آن مطرح میشده؛ به طور مثال جامعه روحانیت مبارز با نحوهی عملکرد آقای کرباسچی به عنوان شهردار تهران موافق نبود و به بخشی از سیاستهای فرهنگی و اقتصادی دولت آقای هاشمی انتقاد داشت؛ اما این طور نبود که بنا داشته باشد آنها را به صورت علنی و آشکار و با بیانیه مطرح کند، بلکه ترجیح میداد به صورت غیر علنی و غیر رسمی با آنها در میان بگذارد و دیدگاههای خود را منتقل کند. جامعه روحانیت مبارز اصولا این تلقی را داشته است که میباید نظام و ارکان آن را حفظ کرد، دولت را تضعیف ننمود و از باب این که مبادا اثر دادن یک بیانیهی انتقادی موجب تضعیف دولت شود، بیانیه انتقادی نداده و موضع منفی عمومی نگرفته است. شکل کار معمولا به این صورت بوده است."
با وجود برخی تذکرات موضع ما نسبت به بررسی صلاحیتها انتقادی نیست
وی در ادامه درباره نحوهی تعیین صلاحیتهای کاندیداهای انتخابات در هر دوره و نظر جامعه روحانیت مبارز نسبت به آن نیز گفت: "جامعه روحانیت مبارز همواره نهادهای رسمی نظام از جمله شورای نگهبان را مورد تایید کلی و کلان خود داشته است. در مورد شورای نگهبان فرض را بر این داشته است که آنها در قالب شرعی و قانونی خودشان عمل میکنند و شخصیتهای عضو شورای نگهبان را شخصیتهای قابل اعتمادی تلقی میکرده و اگر در جایی رد صلاحیتهایی داشتهاند اصل را بر صحت کار آنها قرار میداده است. شاید در مواردی به صورت خصوصی تذکراتی هم به شورای نگهبان مبنی بر این که مراقبت و دقت کنند تا مبادا حق کسی تضییع شود و کسی بیخود رد صلاحیت نشود داده؛ اما این گونه نبوده است که بنای جامعه روحانیت بر این باشد که تصور کند شورای نگهبان از چارچوب قانونی خود خارج شده و باید به صورت رسمی به او تذکر داد و نسبت به عملکردش انتقاد داشت. به طور کلی موضع جامعه روحانیت مبارز، موضع انتقادی نسبت به نحوه تعیین صلاحیتها نبوده است؛ البته این به معنای آن نیست که شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها هرگز دچار اشتباه نشده است، آن چه مهم است این است که این شورا مجموعهای مومن، عادل، انقلابی و امین است."
از انشعاب در جامعه روحانیت ناخشنودیم
مصباحیمقدم هم چنین درباره نحوه تعامل جامعه روحانیت و مجمع روحانیون هم گفت: "جامعه روحانیت نسبت به انشعابی که در درون خودش صورت گرفته ناخشنود است و همواره سعیاش بر این بوده که اگر بتواند دو تشکل را به یکدیگر نزدیک سازد؛ بنابراین عملکرد جامعه روحانیت در ارتباط با مجمع روحانیون سعی بر جذب دوباره و همراه و همگام کردن دوباره و حتی تعامل مثبت فعال است."
سرانجام گامهای معلق برای نزدیکی...
مصباحیمقدم ادامه داد: "البته رهنمودهای مقام معظم رهبری در این رابطه به ویژه در دورهی مجلس ششم موثر واقع شد. ایشان در آن دوره از مجموعهی گروهها به ویژه از مجامع روحانی دعوت کردند سعی کنند با تعریف چارچوب و فعالیت در آن، با هم ارتباط نزدیکتری برقرار و تلاش کنند روی محورهایی به وفاق برسند. برای وفاق هم چهار محور اساسی اسلام، انقلاب، امام (ره) و رهبری و قانون اساسی تعیین شد. به دنبال چنین رهنمودهایی از سوی مقام معظم رهبری، جامعه مدرسین حوزهی علمیه قم اولین نشست را در قم برگزار کردند و از تشکلهای روحانی دعوت شد در آن نشست حضور پیدا کنند و این همزمان با دورهی اول ریاست جمهوری آقای خاتمی بود. به دنبال آن جلسه جامعه روحانیت مبارز هم جلسه وفاقی را در مدرسهی عالی شهید مطهری تشکیل داد و از جامعه مدرسین، مجمع و روحانیون و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و ائمه جمعه کشور دعوت کرد." وی افزود: "در جلسهای که جامعهی روحانیت برگزار کرد، آقای کروبی ریاست مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت. ایشان آن جا از موضع انتقاد نسبت به جامعه روحانیت و جامعه مدرسین برخاست. بحثشان هم این بود که اگر بخواهید ما به وفاق و ائتلافی برسیم و به هم نزدیک شویم، مثلا میباید در چگونگی عملکرد شورای نگهبان و قوهی قضاییه چنین و چنان کنید!! مواردی دربارهی رد صلاحیتها و امثال آن گفتند و خواستند که جامعه روحانیت در تعاملی که بین قوهی قضاییه و مجلس و دولت بود، نقش خود را ایفا کند. گفتند کارها به گونهای باشد که آنها با ما برخورد نکنند و تعامل مثبتی داشته باشند. همان جا به ایشان گفته شد که بحث نهادهای قانونی با مسائل مربوط به احزاب و گروهها، جمعیتها و تشکلها متفاوت است. به نهادهای قانونی وظایفی محول است و آنها کار خود را انجام میدهند. کار آنها را نباید بر عهدهی تشکلی مثل جامعه روحانیت مبارز و یا جامعه مدرسین گذاشت و انتظار داشت این دو جامعه در حیطه کاری آنها دخالت کنند و بخواهند آنها کارشان را مثلا مطابق دیدگاه اصلاحطلبان انجام دهند. ائتلاف و وفاق ما باید مستقل از این گونه مباحث پیگیری شود. نکته دومی که مطرح شد این بود که نشست سوم باید با میزبانی مجمع روحانیون مبارز باشد و این نشست سوم هیچ وقت برگزار نشد."
دیدگاههای اخیر آقای کروبی امیدوارکننده است
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در عین حال افزود: "اخیرا در مصاحبهها نکاتی را از جناب آقای کروبی میشنویم که امیدوارکننده است. در همان دوره یکی از انتظاراتی که نسبت به مجموعهای مانند مجمع روحانیون مبارز که ایشان هم در راس این مجمع بودند مطرح میشد، این بود که خط فاصله و مرزی بین خودشان و کسانی که علاقمند به این نظام نیستند و بلکه خواهان تحول اصولی در این نظام هستند، بگذارند؛ کسانی که به تعبیری گرایشهای براندازانه و تجدید نظر طلبانه در قانون اساسی و نظام را به صورت اصولی دارند. متاسفانه آن وقت آقایان چندان توجهی به این پیشنهادات نمیکردند؛ اما الان در مصاحبههای آقای کروبی به روشنی دیده میشود که ایشان میگوید "دیگر حاضر نیستم با کسانی ائتلاف کنم که از ائتلاف با آنها صدمه و آسیب دیدهایم و درصدد رادیکالیزه کردن شرایط و اوضاع و احوال بودهاند و موجب شدند به جای پیشرفت امور در کشور، برای هیچ، وقفهی جدی در مسائل داشته باشیم. "از این جهت معتقدم ایشان مواضع معتدلتری نسبت به گذشته دارند."
به آقای خاتمی گفتم اصلاحطلبی باید تعریف شود
وی تبیین و تفسیر دقیق مفاهیم و شعارهایی مثل اصلاحطلبی را از دیگر مطالبات مورد نظر جامعه روحانیت در آن مقطع دانست و ادامه داد: "زمانی به آقای خاتمی گفتم با این جمله اصلاحطلبی شما هر کسی از ظن خود یار شما میشود؛ چرا که هر کسی معنایی از این اصلاحطلبی میفهمد. بعضیها در درون نظام اعتقاد به اصلاحطلبی دارند و بعضیها برای برون رفت از چارچوب این نظام قائل به اصلاحطلبی هستند. آنها هم در قالب مفهوم اصلاحطلبی خودشان را با شما همراه میدانند و همراه میکنند. "این نماینده مجلس شورای اسلامی هم چنین گفت: "امروز هم در صحبتهای آقای کروبی مشاهده میشود که گویی ایشان میخواهد از این مفاهیم کلی اجتناب و پرهیز کند و مفاهیمی را به کار بگیرد که شفاف باشند؛ اما هم چنان در مجموعهی مشارکت و مجاهدین انقلاب میبینیم که باز هم روی کلمهی اصلاحطلبی بدون تفسیر درست از این مفهوم و معنا تاکید میکنند و طبعا میتوانند طیف وسیعی را به دنبال خود داشته باشند که به این اسم دل خوش کردهاند بدون این که در مسمای اصلاحطلبی با هم به توافق رسیده باشند."
مواضع آبادگران را میپسندیدیم
در انتخابات مجلس ترجیح میدهیم جبهه متحد وارد شود
مصباحیمقدم در ادامه مرور سیر تحولات فضای سیاسی کشور در آستانه برگزاری انتخاباتها گفت: "آبادگران نیز تابلویی بود که در آغاز به هنگام انتخابات شوراها به کار گرفته شد. بعد در انتخابات مجلس هفتم هم مطرح شدند. ما مواضع آنها را هم در انتخابات شوراها و هم مجلس میپسندیدیم و با انتخابهای آنها هم مخالفتی نداشتیم. در انتخابات شوراها جامعه روحانیت بنای ورود نداشت اما در انتخابات مجلس که بنای ورود داشت با توجه به این که آنها راسا تصمیم گرفتند و کاندیداهایی انتخاب کردند و از جامعه روحانیت هم خواستند که چهار روحانی را معرفی کند، جامعه روحانیت هم چهار روحانی به عنوان لیست روحانیون کاندیدای تهران به ائتلاف خط امام و رهبری داد. در مجموع جامعه روحانیت در این حد وارد شد؛ اما برای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، جامعه روحانیت ترجیح میدهد جبهه متحد اصولگرایان با ائتلاف فراگیر وارد میدان شود و از روحانیون شناخته شده و ذیصلاح برای شرکت در انتخابات دعوت و پشتیبانی کند. جامعه روحانیت، معتقد است حفظ اسلامیت نظام بدون حضور روحانیت انقلابی ناممکن است."
هاشمی برای وارد نشدن به انتخابات نهم شرط گذاشته بود
مصباحیمقدم با بیان این که جامعه روحانیت در انتخابات ریاست جمهوری نهم اصل را بر این گذاشته بود که آقای هاشمی رفسنجانی وارد عرصه انتخابات نخواهد شد گفت: "بر این اساس سراغ رده بعدی افراد رفته بودند تا از میان مجموعه شخصیتهای اصولگرا یک نفر مورد وفاق قرار بگیرد و او را برای ریاست جمهوری کاندیدا کنند. تمام همت جامعه روحانیت در آن وقت این بود که پنج نفری را که برای کاندیداتوری انتخابات مطرح بودند، به نقطه واحدی برسانند؛ جالب این جاست که آقای هاشمی میگفتند اگر اصولگرایان در مورد کاندیدای خودشان به فرد واحد برسند و آن فرد واحد کسی باشد که رای خوبی در میان مردم داشته باشد، من وارد انتخابات نخواهم شد. ایشان بیان میکردند که اصولا به معنایی دور اجرایی ما تمام شده و باید صحنه را برای جوانترها باز کرد. از طرفی سن ایشان شاید آن اقتضا را نداشت که فعالیت دو دوره ریاست جمهوری قبلی را بر ایشان ممکن میساخت، هم چنین نباید انعکاس خارجی آن این باشد که در این نظام کادرسازی نشده است و کسی نمیتواند رییس قوهیمجریه باشد و باید به دامن همان مسنترها پناه برد." وی ادامه داد: "در مطالب آقای هاشمی این نکات مورد تاکید بود و نظرشان این بود ترجیح دارند کاندیدای این دورهی انتخابات نشوند، با این شرط که اولا در میان اصولگرایان اجماع در مورد فرد واحدی صورت گیرد. ایشان مایل نبود از طیف غیر اصولگرا کسی ریاست جمهوری کشور را بر عهده بگیرد و میفرمودند که شرایط اقتضا نمیکند ما باز هم شاهد دوگانگیها و تشتتها در نظام باشیم. اگر هم در میان اصولگرایان کسی انتخاب و کاندیدا میشود باید رای بالایی بیاورد، چرا که با رای کم نمیتواند کشور را با قدرت اداره کند و موجب طمع دشمنان شناخته شده این نظام هم خواهد شد؛ زیرا آنها احساس میکنند پشت این رییسجمهور خالی است و از حمایت مردمی بالا برخوردار نیست؛ بنابراین ایشان در صورت نبود این دو شرط وارد انتخابات میشود."
ولایتی کاندیدای مورد نظر هاشمی بود
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: "بحث در مورد به وحدت رسیدن اصولگرایان طولانی شد. ضمنا آقای ولایتی که کاندیدای مورد نظر آقای هاشمی بود ظاهرا به نفع آقای هاشمی از دور انتخابات خارج شد. فرض آقای هاشمی این بود که هر کس غیر از ایشان انتخاب شود از پشتوانهی بالای مردمی برخوردار نخواهد بود؛ البته ایشان در یک مرحله به آقای لاریجانی هم رضایت داد اما روند اوضاع به گونهای بود که آقای لاریجانی هم مورد وفاق کامل قرار نگرفت و هم چنان گزینههای دیگر باقی ماندند؛ البته آقای دکتر توکلی به نفع آقای دکتر قالیباف کنار کشید. وقتی این شرایط پیش آمد آقای هاشمی وارد صحنه شد." وی ادامه داد: " جامعه روحانیت مبارز در چند مرحله با آقای هاشمی مذاکره داشت. در مرحلهی اول شاید تمام همت ما این بود که اجازه دهید یکی از این جوانترهایی که وارد فعالیت انتخاباتی شدهاند مطرح شود و شما هم کمک کنید یکی از این افراد به نتیجه برسد؛ بنابراین اصل این بود که آقای هاشمی رفسنجانی وارد انتخابات نخواهد شد. شاید توصیه ضمنی هم این بود که شما وارد انتخابات نشوید. ولی در مرحلهی بعد که تقریبا عزم ایشان برای ورود به انتخابات مشخص شد گفتوگوهایی صورت گرفت و حتی جلسهی جامعه روحانیت در دفتر ایشان برگزار شد." مصاحبیمقدم گفت: "ما نسبت به دلایل آقای هاشمی در آن جلسه قانع نشدیم. ایشان میگفت ولو شده من فدا شوم، اما رییسجمهوری با رای کم روی کار نیاید. ممکن است رییسجمهور احیانا با رای کم نباشد، اما از کسانی هم نباشند که مورد اتفاق اصولگرایان هستند، چرا که این برای نظام خطر است."
در دور دوم حمایت از هاشمی و احمدینژاد در جامعه رای نیاورد
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز خاطر نشان کرد: "نحوهی انجام فعالیتها در دورهی اول انتخابات به گونهای بود که مشخص شد مجددا حامیان ایشان کارگزاران هستند و کارگزاران برای تبلیغ به صحنه آمدند، تجدید نظری هم در سیاستهای فرهنگی و اقتصادی مشاهده نشد. نتیجه این شد که ایشان در دور اول رای کمی آورد و به دورهی دوم انتخابات افتاد. در آن دوره جامعه روحانیت مبارز از موضع حمایت دفعهی قبل نسبت به آقای هاشمی عقب نشست و موضع سکوت نسبت به دو گزینه مطرح را اتخاذ کرد." وی گفت: "البته حمایت نکردن از آقای هاشمی به معنای حمایت از آقای احمدینژاد نبود؛ چون در جلسه جامعه روحانیت بحث حمایت از آقای هاشمی رای نیاورد و حمایت از آقای احمدینژاد هم رای نیاورد. در نهایت جامعه روحانیت به خود مردم احاله داد که خودشان انتخاب کنند." این نماینده مجلس شورای اسلامی دربارهی علت اجماع نیافتن اصولگرایان بر روی یک فرد علیرغم تلاشهای جامعه روحانیت گفت: "هر کدام برای خود حجتی داشتند. آقای احمدینژاد اصلا از آن ائتلاف کاملا خارج شد و اعلام کرد من جزو مجموعه ائتلاف نیستم، شما اگر میخواهید به فرد واحدی برسید روی من حساب نکنید. آقای ولایتی هم که قبلا خارج شده بود. آقای توکلی هم که در حمایت از آقای قالیباف خارج شد. آقای محسن رضایی ماند که اواخر کار خارج شد، بالاخره آقایان لاریجانی، قالیباف و احمدینژاد ماندند. آقای لاریجانی منتخب شورای هماهنگی انقلاب اعلام شده بود. نظر کاندیداها این بود که بگذارید اواخر تبلیغات ببینیم موقعیت چه کسی برتر میشود، او بماند بقیه خارج شوند، که به این هم وفا نشد. هر کس تصور میکرد رای او بهتر و بیشتر خواهد بود."