حسن فتحی / www.HassanFathi.Blogfa.Com
عاقبت القاعده به تهدیدهای خود عمل کرده و در دومین عملیات تروریستی علیه خانم بوتو توانست او را به قتل برساند تا ضمن اینکه یکی از متحدان ژنرال مشرف از سر راه برداشته میشود ترس و واهمه در دل دیگر کاندیداهای انتخابات مجلس لانه کرده و آنها را با این واقعیت مواجه سازد که کنترل اوضاع در عوض این که در دست دولت و ارتش باشد در دست تروریستهایی است که آزادانه فعالیت کرده و گفتهها و ادعاهایشان را به کرسی مینشاند.
بوتو قبل از بازگشت به کشورش بارها علیه تروریستها و القاعده موضعگیری کرده و وعده قلع و قمع آنها را داده بود به همین دلیل القاعده نیز تهدید کرده بود او را از سر راه برخواهد داشت. در نهایت باید اعتراف کرد در جدال بین القاعده و خانم بوتو، این سازمان تروریستی القاعده بوده که توانست ادعا و حرف خود را به کرسی نشانده و خانم بوتو را 3 ماه پس از بازگشت به پاکستان در شهر راولپندی در یک میتینگ انتخاباتی به قتل برساند.
ولی با وجود تمامی مسایلی که درباره نقش القاعده در این حادثه ناگوار عنوان میشود این سازمان هرگونه دست داشتن در ترور بوتو را نفی میکند و تعدادی از اعضای حزب مردم که وابسته به بوتو است و احزاب مخالف، اعلام میدارند که دولت مشرف عامل پیدایش این حادثه بوده است. اگرچه هر یک از آنها دلایل خاص خود را دارند ولی واقعیت این است که ترور خانم بوتو با توجه به توافقهای پیشین وی با ژنرال مشرف نمیتواند نفعی برای دولت داشته و در حقیقت به ضرر ژنرال است که این روزها لباس ژنرالی را از تن خارج و فرماندهی ارتش را واگذار کرده است.
به هر حال مساله ترور خانم بوتو که ممکن است انتخابات سراسری پارلمانی پاکستان را چند هفته به تعویق بیندازد زلزلهای سیاسی بود که آثار آن مدتها در جامعه سیاسی پاکستان بر جای مانده و زمینهساز چالش و اختلافاتی خواهد شد که میتواند این کشور بحرانزده را بیش از پیش در تنگنا قرار دهد.
در تحقیقاتی که صورت گرفته برخلاف اخبار و گزارشهای اولیه اعلام شده که خانم بوتو با شلیک گلوله به قتل رسیده است ولی جالب است که هم با کالبد شکافی او از سوی دولت و هم تشکیل کمیته تحقیق بینالمللی برای رسیدگی به این مساله مخالفت شده است. این مخالفتها سبب ایجاد شبهه گردیده و افکار عمومی خصوصاً اعضای حزب مردم و طرفداران خانم بوتو را نسبت به ژنرال مشرف و دولت تحریک کرده است.
در جریان سوء قصد به جان بوتو که در 60 سال استقلال پاکستان بیسابقه بوده 20 نفر دیگر کشته و 42 نفر مجروح شدهاند. ولی ژنرال از مردم میخواهد آرامش خود را حفظ کنند در حالی که نواز شریف نخستوزیر پیشین پاکستان که به تازگی از تبعید بازگشته این حادثه را برای ملت و کشورش تراژدی دانسته و میگوید: این ترور نشان داد ژنرال مشرف قصد برگزاری انتخابات عادلانه را ندارد. وی میافزاید: ما معتقدیم مشرف قصد ندارد انتخابات آزاد و عادلانه برگزار کند و عملیات تروریستی گویای این واقعیت است.
شریف خواستار کنارهگیری مشرف از ریاست جمهوری و لغو انتخابات در هشتم ژانویه میشود.
در همین حال سخنگوی القاعده و در پاکستان در بیانیهای هرگونه دخالت در این حادثه را رد میکند اما برخی از گروههای سیاسی پاکستان، دولت را مسئول و یا لااقل به سهلانگاری در حفاظت از جان او متهم میکنند. جالب است که وزیر کشور پاکستان بر این مساله تاکید میکند که شواهد و نشانههایی در دست است که شبکههای تروریستی القاعده و طالبان در ترور نقش داشتهاند.
اظهارنظرهای مختلف و گاه مخالفی در ارتباط با این حادثه ناگوار میشود که اوضاع را بیش از پیش آشفته میسازد. به طوری که بخاری از اعضای حزب مردم معتقد است رییس جمهوری آگاه بود که خانم بوتو در معرض خطر است تا حدی که مشاور امنیتی بوتو روز قبل از ترور در پیامی به مشرف از وی خواسته بود امنیت را برای رهبر حزب مردم فراهم نماید اما ژنرال به این درخواست پاسخ نداد و دولت نیز هیچ اقدامی در جهت افزایش تدابیر امنیتی انجام نداد.
پاکستان که 60 سال قبل از هندوستان جدا شده و 35 سال پیش بنگلادش را از دست داد در طول تاریخ کوتاه مدت خود همواره با بحرانهای سیاسی مواجه بوده و اصولاً تولدش با حادثه و درگیری همراه بوده است زیرا از همان زمان که استعمارگران انگلیسی حکم به تجزیه هندوستان و تشکیل پاکستان دادند اختلاف با دهلی بر سر کشمیر آغاز شد که به جنگ و خونریزی انجامید و تا امروز ادامه دارد ضمناً پاکستان از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده بود که در دو سوی هندوستان به صورت مجزا قرار داشتند و زمانی که در سال 1971 بنگالیها خواستار استقلال به رهبری شیخ مجیب الرحمان شدند با کمک ارتش هندوستان توانستند به راحتی ارتش پاکستان را مغلوب کرده و کنترل پاکستان شرقی را که بعدها بنگلادش نامیده شد به دست بگیرند.
حکومت و اداره چنین کشوری که هنوز قدرت در آن در انحصار ارتش و خاندان حکومتگر و اولیگارشی زمیندار ثروتمند است بسیار سخت و حاد بوده و از عهده افراد ساده و عادی خارج است. خانم بوتو هم که پدرش سالها مسئولیتهای مختلف در دولت پاکستان داشته و به دستور ژنرال ضیاءالحق پس از در دست گرفتن حکومت اعدام میشود از جمله همان افراد خبرهای است که مادرزاد سیاستمدار به دنیا آمده بود. نگاهی به زندگی او واقعیتهای بسیاری را آشکار میسازد.
خانم بوتو در 21 ژوئن 1953 در کراچی متولد شده و دوران ابتدایی و دبیرستان را در کراچی و راولپندی به تحصیل میپردازد. از سال 1969 تا 1973 در دانشگاه معروف هاروارد آمریکا تحصیل میکند سپس برای ادامه تحصیل در رشتههای قانون، فلسفه، سیاست و اقتصاد به دانشگاه آکسفورد انگلیس میرود. او از سال 1973 تا 1976 در آکسفورد حضور داشته است. خانم بوتو در 18 دسامبر 1987 با آصف علی زرداری که از سرمایهداران بزرگ پاکستان است ازدواج میکند که حاصل آن یک پسر و دختر است. پسرش به همراه آصف علی پس از ترور او رهبری حزب مردم را به عهده میگیرند.
خانم بوتو اولین زن در تاریخ پاکستان است که در 35 سالگی به نخستوزیری رسیده و هدایت کشورش را در دست میگیرد. این حادثه پس از مرگ مشکوک ژنرال ضیاءالحق در یک سانحه هوایی روی میدهد زیرا در انتخابات آزاد که برگزار میشود حزب مردم اکثریت را از آن خود کرده و خانم بوتو به نخستوزیری میرسد. او در فاصله مرگ ضیاءالحق تا کودتای ژنرال مشرف 2 بار نخستوزیر میشود. بار نخست از سال 1988 تا 1990 طول میکشد و بار دوم از سال 1993 تا 1996 نخستوزیر میشود. ولی هر بار به دلیل اختلاف با رییس جمهوری ناگزیر به کنارهگیری از قدرت میگردد. بار دوم که محمد نواز شریف نخستوزیر میشود به اتهام فساد مالی و سوء مدیریت با زندان و تبعید مواجه میگردد به طوری که او از کشور خارج و شوهرش آصف علی زندانی میشود.
این وضعیت ادامه داشت تا این که در 14 دسامبر 2007 پس از مذاکرات پنهانی که با دولت داشت تصمیم خود را برای بازگشت به کشورش اعلام میدارد.
ژنرال مشرف که در سال 1999 با کودتای نظامی بدون خونریزی به قدرت رسیده از حضور بینظیر بوتو در خارج از کشور استقبال کرده و نواز شریف را که جانشین خانم بوتو شده بود را نیز به تبعید میفرستد.
ولی با اعلام فرمان آشتی ملی از سوی ژنرال مشرف و در شرایطی که پاکستان خود را برای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری آماده میکرد دو نخستوزیر پیشین راهی کشورشان شدند. خانم بوتو پس از 8 سال بازگشتی خونین و مرگبار به پاکستان داشت زیرا در 18 اکتبر زمانی که بینظیر به کشور بازگشت انفجاری انتحاری روی داد که به مرگ 135 نفر و مجروحیت 300 نفر انجامید.
این حادثه همراه با جوسازیها و تهدیدهای القاعده و گروههای مخالف، حکایت از آشفتگی اوضاع داشت.
اعلام حالت فوقالعاده در پاکستان توسط ژنرال مشرف آرامش مورد نظر را به این کشور بازگرداند به همین دلیل در اثر فشار جوامع بینالمللی ناگزیر به لغو این حالت گردید.
حضور بوتو در کشورش پس از 8 سال بیش از 3 ماه ادامه نیافت و او نیز همچون پدرش پایانی مرگبار داشت زیرا پدرش به دستور ژنرال ضیاءالحق اعدام شد و خود او نیز در سایه بیکفایتی و سستی ژنرال مشرف جان خود را از دست داد. دولت پاکستان عاملان این حادثه انتحاری را کرامت البدبلال و نیتالله محمود اعلام کرد. در حالی که بلاول پسر بوتو که جانشین مادرش شده اظهارات مقامات دولتی را بیاساس و کذب میداند زیرا دولت اصابت گلوله به خانم بوتو را رد کرده در حالی که منابع حزب مردم معتقدند بوتو به دلیل اصابت گلوله به گردنش به قتل رسیده است. در این حال سخنگوی وزارت کشور پاکستان میگوید بر اساس گواهی فوت و اظهارنظر پزشک معالج، سر بینظیر بوتو پس از انفجار به سقف خودرو اصابت و وی قبل از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است ولی فاروق ناییک مشاور عالی حزب مردم میگوید دو گلوله یکی به شکم و دیگری به سر خانم بوتو اصابت کرده است.
شری رحمان سخنگوی پیشین خانم بوتو با متهم کردن دولت پاکستان به مخفی کاری در زمینه علت کشته شدن خانم بوتو، اعلام داشته بیمارستان مجبور شد گزارش خود را تغییر دهد. آنها هرگز گزارش دقیقی ارایه نکردهاند.
فشار مردم و افکار عمومی به قدری افزایش یافته که دولت وادار به عقبنشینی شده و میگوید برای نبش قبر با هدف روشن شدن ابهام در مورد چگونگی درگذشت وی آمادگی دارد. سخنگوی وزارت کشور پاکستان میافزاید: اگر حزب مرده بخواهد، پیکر خانم بوتو برای تحقیق بیشتر به پزشکی قانونی تحویل داده میشود. ولی مساله اصلی چگونگی مرگ خانم بوتو نیست زیرا همواره در چنین مواردی انگشت اتهام متوجه دولت میشود و از آنجا که دولت برخلاف توافقنامههای اولیه در روزهای منتهی به سوء قصد با خانم بوتو به چالش پرداخته بود دولت متهم به بیکفایتی میشود.
مرگ خانم بوتو از نظر سیاسی لطمهای اساسی به مردمسالاری در این کشور وارد آورده و جامعه سیاسی پاکستان را با بحران مواجه ساخت آثار این فقدان سالها در صحنه سیاسی این کشور احساس خواهد شد.