تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۳۸۲۹

الگوهای رفتاری در جغرافیای سیاسی


مهناز شیری / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی

الگوهای رفتاری روشهایی هستند که بازیگران سیاسی بر اساس جغرافیا، سیاست و قدرت نسبت به یکدیگر در پیش می گیرند.

الگوهای مزبور: 1ـ به وسیله بازیگران مثل دولتها، رهبران سیاسی، نهادهای مدنی و غیره که نسبت به یکدیگر اتخاذ می‌کنند 2ـ سطوح جغرافیایی 3ـ الگوهای رفتاری در ژئوپلیتیک که از ترکیب عناصر جغرافیا، سیاست و قدرت به دست می‌آید. بنابراین الگوهای رفتاری عامل تلاقی عناصر ژئوپلیتیک است. و می‌توان به نوعی آن را مفاهیم کاربردی و رفتاری در ژئوپلیتیک دانست. الگوهای رفتاری و مفاهیم کارکردی مزبور عبارتند از:

 1ـ امنیت: واژه امنیت در واقع حیات و بقای انسان و موجود زنده را تضمین می‌کند. همه موجودات در تقلای بقای و حفظ وجود و حیات سالم خود می‌باشند و امنیت عامل تامین این نیاز اساسی و حیاتی است. لذا امنیت مهمترین آرمان انسان و موجود ‌زنده می‌باشد. امنیت ملی از عوامل مختلفی مثل سیاست، جغرافیا و قدرت تاثیر گرفته است و عوامل تهدید‌کننده امنیت عبارتند از روحیه نیروهای ارتش، سطح علمی، ویژگیهای رهبران سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیکی، قدرت اقتصادی و میزان ثبات‌ سیاسی و اجتماعی و برای حفظ امنیت راههای مختلفی وجود دارد از قبیل کنترل ‌تسلیحات، اقتدار سیاسی و دیپلماسی و اتخاذ استراتژی و سمت‌گیری معقول در سیاست خارجی و چیزی که امنیت ملی را تضمین می‌کند قدرت ‌ملی است که رقبا و دشمنان کشور را وادار به احتیاط می‌کند.

2ـ تهدید: تهدید با امنیت در تضاد است و تهدید کاری است که فرد برای آزاد دیگران به خاطر واداشتن به اطاعت از خود انجام می‌دهد. در رابطه با کشورها و دولتها تهدید تجاوز به حق حاکمیت دولتها در امور داخلی و خارجی می‌باشد. تهدید تحت تاثیر عوامل مختلف شکل می‌گیرد: احساس برتری، میزان امنیت بازیگر تهدید‌ شده، ارزیابی توانایی تهدید‌ شده در برابر تهدیدکننده، موقعیت ژئوپلیتیکی تهدید‌شده در منطقه و جهان، و میزان هوشمندی و خرد راهبران سیاسی دولت تهدید‌شده. تهدید یک مقوله ژئولیتیکی است که نتیجه همکاری جغرافیا، سیاست و قدرت است.

3ـ جنگ و منازعه: جنگ و منازعه شدیدترین شکل اجرای تهدید بین افراد و گروههای اجتماعی و ملتهاست و قدرت. تعیین‌کنده حالات تداوم یا قطع جنگ است.

4ـ صلح و همکاری: صلح در نقطه مقابل جنگ قرار دارد و با امنیت همسو می‌باشد. به عبارتی امنیت تولید می‌کند. در رابطه بازیگران به تفاهم می‌رسند که غیر و صلاح آنها در همزیستی مسالمت‌آمیز می‌باشد. چنین صلحی در پرتو همکارهای دو جانبه و چند جانبه به وجود می‌‌آید. به همین دلیل اتحادیه‌ها و پیمانهای چند جانبه منطقه‌ای و بین‌المللی باعث صلح و دوستی و همکاری متقابل می‌شوند و اگر روابط دو یا چند کشور عضو اتحادیه تنشی کند سایر اعضا پا درمیانی می‌کنند. نوع دیگر صلح تحمیلی است که به دنبال یک جنگ به وجود می‌آید و طرف پیروز به طرف مغلوب تحمیل می‌کند.

در قرن بیستم بروز دو جنگ جهانی اول و دوم صلح و امنیت جهانی را در کانون توجه دولتها و ملتها قرار داد. در سال 1917 رئیس‌جمهور آمریکا پیشنهاد تاسیس نماد بین‌المللی مسئول حفظ صلح و امنیت جهانی را داد و این سازمان در سال 1920 شروع به کار کرد. اما نتوانست ماموریت خود را به خوبی انجام و جنگ جهانی دوم آغاز شد و در خلال این جنگ روزولت رئیس‌جمهور آمریکا نهاد جدید به نام سازمان ملل متحد را مطرح کرد اما علی‌رغم فعالیت این سازمان نظام ژئوپلیتیک جهانی از الگوی دو قطبی در روابط  قدرت تبعیت می‌کرد. و رقابت گسترده در زمینه سلاحهای هسته‌ای، نظامی و توسعه حوزه نفوذ جغرافیایی در مناطق مختلف جهان نگرانیهای جهانیان را توسعه داد و فضایی به نام جنگ سرد به وجود آورد. سازمان ملل متحد این بار هم نتوانست ماموریتهای خود را به خوبی اجرا کند. و نگرانیهای مربوط به ناامنی جهانی و نابودی بشریت به خاطر بروز جنگ هسته‌ای ضرورت استقرار صلح را پیش از پیش مطرح کرد این وضع باعث شد تلاشهایی برای کنترل این سلاحها و رقابت به وجود آید که عمده‌ترین آنها الف – خلع سلاح یعنی تدوین مقررات و کنترل تسلیحات ب ـ ‌حفاظت و پاسداری: حفاظت از صلح به صورت سنتی و استقرار ناظران بین‌المللی مسلح برای کمک به دول متحارب ج ـ ‌تشکیل تهضتهای صلح که بر پایه یک فلسفه اخلاقی قدرتمند برای مقابله و اعتراض به جنگ در چارچوب نهضتهای اجتماعی در تاریخ بشر از یونان، هند، چین گرفته تا اروپای حوزه قرون وسطی و حوزه حقوق مدنی جدید دـ پیشنهاد مناطق صلح‌آمیز و عاری از سلاح در حالی که ستیز مسلحانه ادامه دارد و مطمئنا در آینده نیز ادامه خواهد داشت، برخی از مناظق جهان به سوی جغرافیای صلح حرکت می‌کند در این رابطه بعضی از مناطق خواهان شناخته شد به عنوان منطقه عاری از سلاح هسته‌ای بوده‌ایـ قراردادهای دو جانبه کنترل و خلع سلاح قدرتهای جهانی مثل قرارداد عدم تکثیر سلاحهای هسته‌ای با پیمان تحدید سلاحهای استراتژیک، پیمان استارت که به موجب این پیمان رقابتهای تسلیحاتی شرق و غرب باید به بهترین و موثرترین روش به کنترل در آورده شود.

5ـ روابط ژئوپلیتیکی: روابط ژئوپلیتیک روابطی هستند که بین کشرها و دولتها و بازیگران سیاسی بر اساس 3 عنصر سیاست، قدرت و جغرافیا برقرار می‌شود. قدرت در شکل دادن به رابطه و نگاه بازیگران نسبت به هم تجلی پیدا کند و جغرافیا نقش بسترساز را ایفا و انگیزه‌های لازم را برای شکل‌گیری سیاست به وجود می‌آورد. روابط ژئوپلیتیکی بین بازیگران از الگوی سلطه و استیلا، تحت سلطه، تعامل و تعادل، نفوذ و رقابت تشکیل می‌شود این الگوها اساسا از پویایی برخوردار بوده و حوزه ثبات یا تحول آنها تابعی از نحوه ترکیب و تحول عناصر سه گانه جغرافیا، قدرت و سیاست می‌باشد بنابراین می‌توان شرایطی را انتظار داشت که یک رابطه سلطه‌گری و یکسویه ار بالا به پایین به تدریج تحول پیدا کرده و به صورت تعادلی در آید و یا اینکه اساساس معکوس شود و زیر سلطه بر ارباب قبلی خود مسلط شود. همانند تحول رابطه‌ای که بین بعضی از مستعمره‌های قدیمی نظیر هند، آمریکا و چین با کشورهای انگلستان پدید آمده است حتی آمریکا در موقعیت قوی تری نسبت به انگلستان قرار گرفته است.

6ـ همگرائی و واگرائی: همگرائی و واگرائی در رفتار متضاد در روابط دولتها و بازیگران سیاسی است. همگرائی یعنی نزدیک شدن افراد یک جامعه به سوی هدف مشترک و واگرائی یعنی دور شدن از هدف مشترک و حرکت به سوی هدفهای خاص.

همگرایی باعث یکپارچه‌سازی، توسعه‌ و تحکیم کارکردهای نهادی، تشکیل سازمان، کمال ‌اندیشه همگرای، تضعیف نیروهای تجزیه‌گر، تقویت نیروهای‌ متحد‌کننده و ادراک اهداف و منافع مشترک می‌شود و در مقابل واگرائی باعث فروپاشی و تجزیه، فقدان عملکردهای جمعی و نهادی‌، توسعه تضادها و تنشها و تک‌رویها، افول اندیشه همگرائی، تقویت نیروهای‌ تجزیه‌گر و تضعیف نیروهای متحدکننده، کاهش اراده سیاسی و ادراک اهداف و منافع متعارض می‌شود. به هر ترتیب همگرائی و واگرائی به عنوان فرآیند یکپارچگی و تجزیه به عنوان پدیده از ماهیت ژئوپلیتیک برخوردارند و سیاست، جغرافیا و قدرت در شکل‌گیری، بقا، نابودی و احیای ابعاد مختلف آنها نقش دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات