نتاگولان / ترجمه: پوراندخت مجلسی
نتاگولان یک فعال سیاسی است که در رامالله ساکن است و در زمینه صلح و عدالت فعالیت میکند. او بنیانگذار جنبش همبستگی Solidarity Movement است.
آنهایی که با سیاست اسرائیل آشنایی دارند، از این امر شگفتزده نشدند که نخستوزیر اسرائیل، ایهود اولمرت در سخنرانیهایش در کنفرانس آناپولیس، حاضر به اقرار درباره اشغال فلسطین نشد ولی چیزی که مایه شگفتزدگی آنها شد این بود که اولمرت پذیرفت مشکلی به نام پناهندگان فلسطینی وجود دارد. او خطاب به فلسطینیها گفت: «شما هم سالها رنج بردهاید و هستند کسانی که هنوز هم دچار رنج و بدبختیاند. بسیاری از فلسطینیها دهها سال است که در اردوگاهها به سر میبرند، از محیطی که در آن رشد یافته بودند جدا شدهاند و در فقر، فراموش شدگی، تنهایی و احساس تحقیر، غوطهورند».
تنها بخشی از توصیف اولمرت از پناهندگان، واقعیت بیان میکند. مواردی که او بر شمرد، تنها یک عنصر از تجربه این پناهندگان است. عناصر دیگری هم هستند، نظیر وحدت، غرور، بلند نظری و پایداری. همین توصیف یک بعدی از وضعیت پناهندگان است که با راهحل پیشنهادی اولمرت نسبت دارد راهحلی که میگوید پناهندگان کسانی هستند که میشود در مورد سرنوشتشان به هر ترتیبی معامله کرد، نه کسانی که باید در یافتن راهحل مشکلشان شرکت داشته باشند.
اخیراً در روزنامه اسرائیلی هاآرتص اظهار نظر شده است که: «مشکل بیتالمقدس و پناهندگان با پول قابل حل است». همین اظهارنظر میتواند توضیحی باشد بر پیشنهاد نخستوزیر اسرائیل. آنچه این اظهارنظر آشکار میکند چکیده سناریوی معاملهای است که میخواهند برای خرید پناهندگان انجام دهند.
علاوه بر گواهیهایی که به وسیله پناهندگان فلسطینی ارائه شده است بسیاری از مدارک رسمی، اثباتکننده سیاستهای خشونتآمیزی است که سال 1948 به وسیله شبهنظامیان یهودی در مورد فلسطینیها و برای اخراج آنها از جایی که امروز اسرائیل نامیده میشود انجام شد. طبق گفته بنیموریس، مورخ، «در ماههای آوریل و می 1948 به واحدهای هاگانا (نیروهایی که بعدها ارتش اسرائیل را تشکیل دادند) برای اخراج فلسطینیها و تخریب خانهها و روستاهای آنها، مجوز داده میشد».
ولی اولمرت با گفتن این که «اسرائیل به عنوان بخشی از مکانیزم جهانی، برای کمک به یافتن راهحل مشکل آوارگان فلسطین در چارچوبی مناسب شرکت خواهد کرد»، موضوع فلسطینیها را به صورت مشکلی مطرح میکند که بیشباهت به یک فاجعه طبیعی نیست. او میگوید: «من به اینجا نیامدهام تا مسائل تاریخی را بین خودمان حل و فصل کنم» و با این گفته روشن ساخته است که مسئولیت اسرائیل را در مورد پناهندگان نمیپذیرد.
چکیده این پیشنهاد این است که پناهندگان حق بازگشت به سرزمینهایی را ندارند که از آن اخراج شدهاند بلکه باید «برگردند» به یک سرزمین فلسطینی آینده. این پیشنهاد مغایر قوانین انسانی و بینالمللی است و همچنین با قطعنامه 194 سازمان ملل که تصویب کرده است «به پناهندگانی که مایل به بازگشت به خانههایشان و زندگی در صلح و آرامش با همسایگان خود هستند، باید اجازه داده شود در نخستین تاریخ مناسب به آنجا برگردند». به رغم این قطعنامه جورج بوش در نامهای به تاریخ 14 آوریل 2004 به آریل شارون قول داده است که در چارچوبی واقعگرایانه برای حل مسأله پناهندگان به عنوان بخشی از توافقنهایی، یک کشور فلسطینی تأسیس شود تا پناهندگان به جای اسرائیل در آنجا اسکان داده شوند. با وجود غیرقانونی بودن چنین تعهدهایی در 23 ژوئن 2004 هم مجلس نمایندگان و هم سنای آمریکا آن را تصویب کردند. اولمرت به این نامه به عنوان نقطه عطف مذاکرات اشاره دارد.
گروهی به نام آیکس Aix که یک سازمان نیمه رسمی سیاسی ـ اقتصادی است در حال تهیه طرحی برای پناهندگان فلسطینی است. افراد این گروه که شامل کارشناسان اسرائیلی و بینالمللی، کارشناسان سازمانهای جهانی از جمله بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و اتحادیه اروپاست که به دلیل داشتن تجارب شخصی در این گروه شرکت دارند، طرحی تهیه کردهاند که با بیان این اصل آغاز میشود که هر گونه توافق و راهحل برای مشکل پناهندگان باید قطعنامه 194 سازمان ملل در این مورد را در نظر بگیرد. ولی خود این طرح که اجرای دقیق این قطعنامه را به دلیل «تغییرات اساسی و بنیادینی» که پیش آمده است امکان ناپذیر میداند، بیان فوق را بیاعتبار میسازد.
اشاره به «تغییرات اساسی در منطقه»، به عنوان مانعی برای بازگشت پناهندگان تداوم این افسانه است که موانع فیزیکی و مادی بازگشت آنها را غیر ممکن میسازد. ولی به گفته سلیمان ابوسیتا، کارشناس مسأله پناهندگان فلسطینی، 90 درصد زمینها و روستاهای فلسطینیها هنوز بدون سکنه هستند، در 7 درصد آنها جابهجا چیزهایی ساختهاند و تنها 3 درصد آنها در تلآویو و بیتالمقدس غربی به طور کامل ساخته شده است. این گروه پیشنهاد میکند که یک کمیته بینالمللی از کارشناسان تصمیم بیگرند چه مبلغی برای جبران خسارت اموال و داراییهای ادعاهایی پناهندگان «منصفانه و کامل» است. آنها خود برآورد میکنند که این خسارت بین 15 تا میلیارد تا 30 میلیارد دلار باشد. این گروه روشن کرده است، در مواردی که جبران «منصفانه و کامل» صورت گیرد، دیگر «بازگشت» مطرح نخواهد بود.
چنین تنظیم و تدوینی مغایر اصلی از اصول سازمان ملل است در مورد بازگرداندن خانه و اموال پناهندگان به آنها و سرانجام موجب آوارگی دوباره این افراد میشود. اصول سازمان ملل به روشنی مشخص میکند که بازگشت، ابتداییترین راه چاره است و جبران خسارت وقتی مطرح است که پناهندگان، خود، خسارت را انتخاب کنند یا اگر بازگشت واقعاً ممکن نباشد و به وسیله یک هیأت حل اختلاف مستقل تأیید شود، از پناهندگان خواسته خواهد شد که محل سکونت دائمی خود را انتخاب کنند.
براساس حقوق بشر جهانی، حق پناهندگان برای بازگشت به سرزمینشان غیرقابل واگذاری است و نظیر همه حقوق دیگر بشری قابل معامله و خرید نیست. با این «راهحل» بوش و اسرائیل، خانوادههای فلسطینی که از سرزمینی که اکنون اسرائیل نامیده میشوند اخراج شده بودند، نه به وطن خود بلکه به یک بخش غیرپیوسته کمتر از 22 درصد سرزمین اصلیشان و یا به سرزمینهای دیگر فرستاده میشوند. ولی یهودیان در هر جای جهان که باشند آزاداند که «برگردند» به بیش از 78 درصد فلسطین تاریخی تا در سرزمینهایی که با زور از همین پناهندگان گرفته شده است زندگی کنند. چنین تبعیض آشکاری علیه پناهندگان و دادن امتیاز به یهودیان در هر جای جهان که هستند به روشنی بیانگر این است که این پیشنهادها راهحلهایی تجریدی و نابرابر است که نه تنها به صلح نمیانجامد که صلح را در پای منافع یک گروه از سیاستمداران ذبح میکند.