حسن فتحعلی
هنوز مردم لبنان خاطره تلخ حادثه انفجار پیشین را که بر اثر آن «آنتوان غانم» نماینده مجلس این کشور جان خود را از دست داد فراموش نکرده بودند که دشمنان امنیت و ثبات این کشور سه روز پیش حادثهای دیگر را آفریدند و باعث مرگ یک نظامی ارشد لبنان و تعدادی دیگر شدند.
در انفجار صبح روز چهارشنبه در منطقه «بعبدا» شرق بیروت و نزدیک کاخ ریاست جمهوری لبنان، ژنرال «فرانسوا الحاج» که احتمال میرفت در صورت انتخاب «میشل سلیمان» فرمانده کنونی ارتش لبنان به ریاست جمهوری، جانشین وی شود، ترور شد. پیکر الحاج دیروز با حضور گسترده مردم و احزاب لبنان در بیروت تشییع شد و دولت به این مناسبت روز جمعه را عزای عمومی اعلام کرد.
الحاج فرماندهی عملیات ارتش لبنان در درگیری نیروهای ارتش را با گروه سلفی «فتحالاسلام» در اردوگاه پناهندگان فلسطینی «نهرالبارد» در تابستان سال جاری برعهده داشت.
هر چند پس از ترور آنتوان غانم نماینده عضو گروه 14 مارس در مجلس لبنان در تاریخ 28 شهریور امسال، چند حادثه تروریستی دیگر نیز در گوشه و کنار این کشور روی داد اما هیچیک از آنها در حجم و اندازه حادثه اخیر منطقه بعیدا نبود.
این حادثه از ابعاد مختلف قابل تامل است:
نخست آنکه ممکن است هدف عاملان این حادثه تروریستی، مخالفت با فرانسوا الحاج برای فرماندهی ارتش پس از جدا شدن «میشل سلیمان» از فرماندهی ارتش این کشور باشد به ویژه آنکه گفته میشود وی به «میشل عون» رئیس حزب آزاد ملی و از رهبران مخالف دولت نزدیک بوده است.
اما پیام مهمتر این حادثه ممکن است خطاب به «میشل سلیمان» فرماندهی کنونی ارتش لبنان باشد که قصد دارد وارد عرصه ریاست جمهوری این کشور شود.
پس از ماهها بحث و بررسی درباره نامزدهای دوازدهمین رئیسجمهور لبنان که در آن هر یک از دو گروه 8 و 14 مارس بر نامزدهای طرفدار خود تاکید میکردند نام میشل سلیمان توانست نقطه مشترک و توافقی بین دو گروه مذکور باشد و آرامش نسبی را بر فضای ملتهب انتخاباتی لبنان حکمفرما کند.
تلاشها برای انتخاب وی به ریاست جمهوری از چند هفته پیش آغاز شده اما بیش از حد انتظار به طول انجامیده است زیرا استعفای وی و نامزدیاش بستگی به تعدیل و یا تعویق مادهای از قانون اساسی لبنان دارد که هنوز بر سر روند اجرایی آن بحث و جدل وجود دارد. حادثه چهارشنبه بیروت میتواند پیامی در این زمینه باشد.
هدف دیگری که ممکن است حادثه تروریستی شرق بیروت با خود به همراه داشته باشد واکنش باقیمانده اعضای گروه سلفی فتحالاسلام به عملیات نابودی پایگاه آنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی نهرالبارد (شمال لبنان) است.
عملیات ارتش لبنان علیه این گروه از 31 اردبیهشت امسال آغاز شد و 11 سپتامبر پایان یافت و در این مدت، این اردوگاه صحنه درگیریهای شدید میان ارتش و گروه «فتحالاسلام» بود.
این اردوگاه در جریان درگیریها که 106 روز به طول انجامید، ویران شد و ساکنان آن به سایر اردوگاهها منتقل شدند.
در این درگیریها، 223 نفر از افراد مسلح این گروه و 163 نفر از نیروهای ارتش لبنان جان باختند و 214 نفر نیز به اسارت ارتش در آمدند. حادثه اخیر از این جهت میتواند با گروه فتحالاسلام مرتبط باشد که فرماندهی عملیات مبارزه با این گروه در نهرالبارد را فرانسو الحاج بر عهده داشت.
این احتمال از آنجا مطرح میشود که به رغم اعلام کشته شدن «شاکر العبسی» سر کرده گروه «فتحالاسلام» از سوی برخی منابع لبنانی، هنوز هیچ مرجعی کشته شدن او را تایید نکرده و احتمال میرود العبسی از معرکه درگیریهای نهرالبارد جان سالم به در برده و عملیات روز چهارشنبه علیه فرانسو الحاج را به اجرا در آورده باشد. سخنگویان این گروه سلفی در جریان درگیریهای چهارماهه اردوگاه نهرالبارد بارها اعلام کردند در صورت لزوم، هستههای خفته و آماده این گروه در تمامی نقاط لبنان دست بکار خواهند شد و شاید حادثه روز چهارشنبه نوعی انتقامگیری از فرمانده عملیات علیه این گروه بوده باشد.
اما احتمال دیگری که ممکن است برای حادثه تروریستی اخیر شرق بیروت به عنوان هدف فرض شود وارد کردن ارتش و نهادهای نظامی لبنان به بحران سیاسی این کشور است.
ارتش لبنان به ویژه میشل سلیمان فرمانده آن و به تبع، سایر ارکان این نهاد از جمله «فرانسو الحاج» فرمانده عملیاتی ارتش لبنان پس از ترور رفیق حریری نخستوزیر وزیر سابق لبنان در حادثه انفجار بمب در بهمن ماه سال 1384 و درگیریهای سیاسی دو سال پس از آن به ویژه حوادث امنیتی و ناامنی شایستگی خود را نشان دادند.
ارتش لبنان و فرماندهان آن در این مدت بارها نشان دادند که وارد عرصه سیاست نخواهند شد و تلاش خواهند کرد فاصله یکسانی با موافقان و مخالفان دولت در این کشور داشته و تنها حافظ امنیت و آرامش کشورشان باشند.
شاید یکی از دلایل توافق بر سر نامزدی میشل سلیمان فرمانده کنونی ارتش لبنان به عنوان ریاست جمهوری از سوی هر دو گروه 8 و 14 مارس در این کشور نیز همین واقعیت باشد.
به عقیده صاحب نظران، حادثه اخیر شاید تلاشی در جهت خلاف این روند و وادار کردن نظامیان به دخالت در روند سیاسی لبنان باشد.
اما آنچه که در تمام این احتمالات و اهداف فرضی نهفته ولی قابل درک است این است که دشمنان لبنان به ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا تحمل ثابت و آرامش در این کشور را ندارند.
یکی از ویژگیهای تمامی ترورها و بمبگذاریهایی که در لبنان طی دو سال اخیر روی داده و به اثبات رسیده، پیچیده بودن عملیات تروریستی و ناشناخته ماندن عوامل آن است که این حکایت از وجود تشکیلات قوی برای انجام این عملیات دارد و بعید به نظر میرسد کار یک گروه کوچک باشد.
سوال مهم در این زمینه آن است که چه کسانی از این حوادث سود میبرند؟
اگر رئیسجمهور لبنان انتخاب شود و ثبات و آرامش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به این کشور اسلامی باز گردد به یقین، جبهه لبنان در برابر رژیم صهیونیستی تقویت خواهد شد و آمریکا نیز نمیتواند طرحهای خود را برای تسلط بر این کشور دنبال کند.
به هر حال، انتظار میرود مسئولان لبنانی با درایت و دوراندیشی این حادثه را نیز پشتسر گذاشته و با نزدیک شدن به یکدیگر و حل اختلافات، رئیسجمهور آتی لبنان را هر چه زودتر انتخاب کنند تا کشتی متلاطم سیاست این کشور هر چه سریعتر به ساحل آرامش و ثبات باز گردد.