ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه به منظور افزایش رقابت شرکتهای روسی، اهمیت زیادی را به پیوند خوردن صنایع روسیه با اقتصاد جهانی میدهد.
وی سرمایهگذاران کشور را تشویق به رقابت با صنایع خارجی به منظور ارتقای سطح کیفی و کمی صنایع روسیه در اقتصاد و تجارت جهانی میکند.
سرمایه شرکتهای روسی در خارج از فدراسیون روسیه بیش از 100میلیارد یورو برآورد شده است. این شرکتها و صنایع روسی با هدف کسب درآمد و منفعت درصدد خرید سهام صنایع و کمپانیهای تجاری اروپا هستند. به گزارش ایراس با توجه به افزایش روزافزون قیمت انرژی در سالهای اخیر و به طبع افزایش درآمد روسیه از بخش انرژی و همچنین بهرهبرداریهای سیاسی که صنعت انرژی روسیه برای کرملین فراهم نموده، روسها را بر آن داشته است تا سرمایههای خود را هر چه بیشتر در صنایع انرژی اروپا متراکم کنند. در همین راستا روسیه درصدد افزایش هولدینگهای[1] خود در بخش انرژی اروپاست.
علاوه بر صنایع انرژی، روسها از تجارت پردرآمد فوتبال اروپا نیز بیبهره نبوده و برای کسب سود در این زمینه اقدامات قابل توجهی انجام دادهاند. به عنوان نمونه «رومان آبرامویچ» که از وی به عنوان پرچمدار و پیشرو بخش خصوصی روسیه یاد میشود در جولای سال 2003 سهام باشگاه چلسی انگلستان را به مبلغ 600 میلیون دلار خریداری نمود.
همچنین باشگاه آلمانی شالکه صفر چهارم نیز توسط شرکت گازپروم که غول گازی روسیه محسوب میشود خریداری شد.
اما در رابطه با سرمایههای خارجی شرکتهای روسی، موضوعی که سبب واکنش کرملین شد، مسأله سرازیر شدن سرمایه بخش اعظمی از داراییهای شرکتهای خصوصی روسی به جزایر قبرس، باهاما و... برای پولشویی بود. کرملین نیز به همین دلیل برای مبارزه با پولشویی مجبور به انجام تدابیری شد. اما در اروپا، نسبت به تمایل روسها برای خرید سهام صنایع اروپایی با دیده شک و تردید نگریسته میشود.
شک و تردید و حساسیت اروپاییها نسبت به کمپانیهای روسی، به ویژه در رابطه با خرید سهام صنایع انرژیک اروپا افزایش مییابد. دلیل این شک و تردید نیز روابط نزدیک و حسنه صاحبان صنایع خصوصی روسیه با کرملین است. در واقع نزدیکی بخش خصوصی روسیه به کرملین موجب شک و نگرانی مقامات اروپایی شده و عکسالعمل مقامات اروپایی را علیه بخش خصوصی روسیه برانگیخته است. به طوری که در سال 2006 بسیاری از اقدامات شرکتهای غیردولتی و در مواردی دولتی روسیه برای خرید سهام صنایع اروپایی با ناکامی روبرو شد.
به عنوان مثال چندی پیش شرکت گازپروم درصدد خرید شرکت گاز طبیعی «سنتریکا Centrica»ی انگلستان برآمد. (سنتریکا مهمترین کمپانی گاز طبیعی در انگلستان است) اما بلافاصله بعد از اعلام تمایل شرکت گازپروم برای خرید سهام سنتریکا به یکباره مطبوعات و رسانههای جمعی انگلستان شروع به انتشار مطالبی هماهنگ و کانالیزه علیه شرکت گازپروم و روسیه نمودند. به باور بسیاری از کارشناسان، انتشار هماهنگ و کانالیزه این مطالب ضدروسی در مطبوعات و رسانههای جمعی بریتانیا از سوی دولت انگلستان خطدهی و هدایت میشد که عاقبت تلاش رسانههای جمعی انگلستان در کانالیزه کردن افکار عمومی بریتانیا علیه گازپروم و روسیه، به ثمر نشست و گازپروم نتوانست شرکت سنتریکا را به سلطه خود و در واقع به سلطه کرملین درآورد.
در واقع انگلیسیها توانستند با خطدهی و هدایت نامحسوس دولت و عملیات روانی رسانههای گروهی، خطر استیلای هر چند محدود روسیه بر کشورشان در حوزه انرژی را ناکام سازند.
گذشته از سهام سنتریکا، بخش خصوصی روسیه با ناکامی دیگری در مورد بدست آوردن سهام دومین شرکت تولیدکننده فولاد در جهان یعنی شرکت «ارسلور Arcelor» مواجه شد. هنگامی که «الکسی مودراشف Modrashov» رئیس هیأتمدیره شرکت روسی «Russeverstai روس سورستال» در مسکو اعلام کرد که شرکتش خواهان خرید سهام شرکت فولاد ارسلور است، دفتر مرکزی شرکت فولاد ارسلور در لوکزامبورگ اعلام نمود که این شرکت قصد ادغام شدن با شرکت هندوستانی «میتال استیل» را دارد.
همچنین خبر درخواست شرکتهای روسی برای هولدینگ شرکت آلمانی «تلهکوم TeleKom» که در سطح اروپا از شرکتهای بسیار مهم و پردرآمد است، جنجال رسانههای اروپایی علیه شرکتهای روسی را برانگیخت که در نتیجه این فعالیت هماهنگ رسانهای که به باور بسیاری از کارشناسان از سوی دولتهای اروپا خطدهی و هدایت میشد، روسها موفق به هولدینگ شرکت تلهکوم آلمان نشدند.
در این میان کرملین هم به حمایت از آن دست از بخش خصوصی خود که با سیاستهای دولتی روسیه هماهنگ باشد برخواسته و در برخی موارد فشارهایی را بر طرف اروپایی وارد کرده است.
برای نمونه باید به مزایده خرید سهام پالایشگاه «مازیکیونفتا Mazeikiu Nafta» در لیتوانی اشاره کرد.
در این مزایده به جای شرکتهای روسی که خریدار پروپاقرص سهام پالایشگاه مازیکیونفتا بودند، شرکت لهستانی «PKN orlen» ترجیح داده شد که مسلما این عمل نتیجه اعمال فشار از سوی دولتهای اروپائی بوده است. به ویژه اعمال فشار از سوی خود لیتوانی که تجربه تلخی از سلطه روسها نیز بر کشور خود احساس میکند. روسها نیز در واکنش به این عمل اروپا، جریان انتقال نفت به پالایشگاه مازیکیونفتا در لیتوانی را متوقف کردند. دلیل روسها برای قطع این جریان انتقال نفت به لیتوانی، نقص فنی اعلام شد! یعنی همان بهانهای که به همراه مشکل مالی مدتهاست سبب تعویق راهاندازی نیروگاه بوشهر شده است.