بهاره صفوی / safavi@jamejamonline.ir
* شما اولین مقام غیرسیاسی ایرانی هستید که به عنوان شخصیتی حقیقی، به سمت مدیریت عالی در سازمان ملل متحد رسیدهاید، این انتخاب بر چه اساسی صورت گرفته است؟
** کشور ما مثل هر کشور دیگری که شخصیتی حقوقی در سازمان ملل دارد، متناسب با این شخصیت از فرصتهایش استفاده میکند. به همین نسبت هم نمایندگان ما به عنوان شخص حقوقی در آنجا حضور دارند؛ اما ماموریت و مسئولیت من براساس انتصاب شخص حقیقی بوده است و مساله سیاسی یا غیرسیاسی اصلا مطرح نیست. ما در این سطح به عنوان شخص حقوقی تاکنون در سازمان ملل حضوری نداشتیم و این برنامه فرصتی را برای ما فراهم کرده است تا یک ایرانی به سمت مدیریتی دست یابد.
* پس اجازه بدهید به حوزه کاری شما بازگردیم، چه ضروریتهایی موجب شد تا یک دهه به عنوان دهه بینالمللی آب نامگذاری شود و برای شکلگیری و انسجام این برنامه و در نهایت برای انتخاب شما چه فرآیندهایی طی شدهاند؟
** در آغاز قرن 21 جمعبندی کلی درباره مسائل پیشروی بشر در هزاره سوم انجام شد و با عنوان بیانیه اهداف توسعه هزاره سوم به تصویب تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد رسید. در این میان، با توجه به نقش مهمی که مسائل آب و محیط زیست در این مجموعه دارد، طبیعتا توجه تمام نهادهای بینالمللی به موضوع جلب شد، بویژه این که اهداف کمی هم برای توسعه بخش آب در آغاز هزاره تدوین شد. به عنوان نمونه، گفته شد ما در شرایطی وارد قرن بیستویکم میشویم که یک میلیارد و 200 میلیون نفر از جمعیت جهان به آب آشامیدنی کافی و سالم دسترسی ندارند و باید در 10 سال طوری برنامهریزی شود که این تعداد به نصف تقلیل یابد. جمعیت غیربرخوردار از امکانات بهداشتی همچون جمعآوری و تصفیه فاضلاب در حدود 2 میلیارد و 400 میلیون نفر است که باید به نصف برسد. این اهداف کمی در کنار مسائل کلی باعث شد تمام نهادها و آژانسهای سازمان ملل به این موضوع توجه ویژهای داشته باشند.
به طور کلی سازمان ملل، یک مقر رسمی در نیویورک دارد که مجمع عمومی نشستهای شورای امنیت در آن برگزار میشود و دبیرکل در آنجا مستقر است، ولی برنامهها و کارهای اجراییاش در قالب آژانسهای ملل متحد است همچون برنامه جهانی خواربار که فائو در رم آن را دنبال میکند، برنامه جهانی محیط زیست که در کنیا، قرار گرفته و در مجموع 25 نهاد بینالمللی در سراسر جهان هستند که همه به عنوان آژانسهای ملل متحد شناخته میشوند. اما اهمیت موضوع آب باعث شد همگی آنها در کنار تعدادی از سازمانهای غیردولتی خارج از UN در مجموعهای به نام UN water برنامهریزیهای منسجمی را در جهت تحقق اهداف هزاره سوم در موضوع آب و محیط زیست انجام دهند. از جمله تصمیمهای آنها احداث دفتری برای اختصاص موضوع توسعه سازمانی و فردی در یکی از این آژانسها بود. تصمیم گرفته شد این دفتر را به دانشگاه سازمان ملل بدهند که مقرش در توکیو است و تنها آژانس آسیایی ملل متحد هم محسوب میشود و در راس آن معاون دبیرکل سازمان ملل قرار دارد. از لحاظ استقرار جغرافیایی آن هم کشورهای مختلفی داوطلب بودند. در نهایت با توجه به مجموعه شرایط، میزبانی به کشور آلمان داده شد و 2 وزارتخانه علوم، تحقیقات و همکاریهای اقتصادی این کشور پشتیبان مالی این دفتر و برنامه شدند.
علوم، تحقیقات و همکاریهای اقتصادی در مرحله بعد، انتخاب مدیر مطرح شد که افراد زیادی از سراسر جهان اعم از وزرا، معاونان، مدیران ارشد، استادان دانشگاه و گردانندگان NGOهای بزرگ کاندیدای این سمت شدند. طی بررسیهای مختلف فهرست افراد واجد شرایط کوچکتر و کوچکتر شد تا در نهایت من انتخاب شدم و از اول آگوست در دفتر مرکزی که در بن آلمان است، مأموریت خودم را آغاز کردم.
* با توجه به این که از سال 2005 تا 2015 میلادی به نام دهه بینالمللی آب نامگذاری شده است، چرا انتخاب شما به عنوان مدیر پس از مدتی طولانی صورت گرفت؟
** درست که دهه بینالمللی آب از سال 2005 آغاز شده، اما در ابتدای کار UN water شکل گرفت و با جلو رفتن کار نیاز به وجود یک دفتر مجزا برای پیشبرد بهتر کارها احساس شد. در حال حاضر، در عین حال که فعالیتهای ما باید منطبق با دیدگاهها و نظرات سمت بالادست من، یعنی رئیس دانشگاه سازمان ملل و معاون دبیرکل باشد، از لحاظ برنامهای نیز باید با 24 آژانس سازمان ملل هماهنگ باشیم و البته از زاویه سوم وزارتخانههای تخصصی جمهوری فدرال آلمان که اسپانسرهای مالی برنامه هستند هم به طور طبیعی به عنوان کشور میزبان علاقهمند هستند تا در جریان برنامهها و اهداف این دفتر قرار بگیرند.
* از ابتدای حضور در UN water چه اهداف و خط مشیهایی را برای پیشبرد هرچه بهتر این برنامه مدنظر قرار دادید؟
** در ابتدای کار باید یک برنامه کاری 3 ساله با رعایت تمام نقطهنظرهای آژانسهای سازمان ملل تعیین میشد. بههمین دلیل هم در اولین اجلاس که در استکهلم برگزار شد، پرسشنامهای را در میان آنها پخش کردم که نتایج آن ظرف هفتههای آتی از سوی سایت رسمی ما منعکس میشود و تصویر روشنی از کل برنامههای توسعه ظرفیتها در همه آژانسهای سازمان ملل است. براین اساس، هدفگذاری را بر مبنای سه پایه قرار دادم. یکی اینکه از امکانات آژانسها استفاده شود. دوم از امکانات کشور میزبان استفاده شود و سوم اینکه از ظرفیتهای کشورهای درحال توسعه استفاده شود چرا که ظرفیتهای بالقوه بسیار زیادی دارند که در صورت نادیده گرفتن آنها ضمانت اجرای طرحها و برنامهها کاهش مییابد. خوشبختانه در حال حاضر برنامه کاری ما مشخص شده و شورای مشورتی این دفتر هم در حال شکلگیری است. سعی من این بوده است که از سرشناسترین افراد در عرصه آب دنیا دعوت کنم. برای چهار پست تخصصی و کارشناسی ارشد هم در تمام دنیا فراخوانی دادیم که درحال حاضر مشغول بررسی و انتخاب افراد واجد شرایط هستم.
* به طور کلی نامگذاری این دهه نشان از دغدغه جهانی است که در خصوص آب و منابع آبی وجود دارد. شما برای کاهش این دغدغهها چه راهکارهایی را ارائه کردهاید؟
** تمرکز برنامه این دهه به طور کلی تمرکز روی ظرفیتهاست. به این معنی که ما اگر همه عوامل را در اختیار داشته باشیم، عمدتا کار باید از سوی خود نیروی انسانی و ساختارهای کشورهای در حال توسعه به ثمر برسد. خاطرم هست که در دسامبر سال 2001 میلادی کنفرانس بینالمللی آب شیرین در شهر بن برگزار شد که در آن قرار شد جمعبندی کلی تمام چالشهای آب در دنیا در آغاز هزاره سوم انجام شود و نتیجه آن به اجلاس سران کشورهای جهان که در 6 ماه بعد از آن در آفریقای جنوبی برگزار میشد، گزارش شود.
در آن کنفرانس تمام افراد دستاندرکار در عرصه آب دنیا حضور داشتند. از خلال صحبتها 83 موضوع اصلی که جامعه جهانی در شروع هزاره با آنها دست به گریبان هستند، انتخاب شد. البته با توجه به تعدد موضوعات قرار شد در کمیتهای آنها را خلاصه کنیم که در نهایت به 3 موضوع رسیدیم که ادعا میشود در برگیرنده همه مسائل قبلی است. یکی از آنها حکمرانی در موضوع آب بود. به این معنا که اگر میخواهیم مسائل آب حل شود و جوابگوی جمعیت ده، یازده، میلیارد نفری کره زمین در سال 2050 میلادی با مقدار آب موجود باشیم، یک تحول در موضوع حکمرانی آب باید انجام شود. این به معنی آن است که آب حکومت خودش را دارد و لزوما نمیتواند از قلمروهای موجود تبعیت کند. ما قادر هستیم کشورها و شهرها را با خطوطی از هم جدا کنیم اما آب براساس طبیعت قلمروی خودش را مشخص میکند و قاعدتا نحوه حکمرانی در این موضوع هم باید به گونهای متفاوت باشد. بنابراین باید مولفههای این حکمرانی را تولید کرد و دستور کار این حکومت را نوشت و به سمتی حرکت کرد که حوزههای آبریز مدیر داشته باشند و این مدیران هم در تعامل با تمام بخشها باشند.
چالش دوم ما موضوع منابع مالی است؛ چرا که در حال حاضر بودجهای که برای مهار آب و سدسازی در دنیا هزینه میشود، در حدود 18 میلیارد دلار در سال است. اما اگر بخواهیم در جهت اهداف این دهه پیش برویم، باید 70 میلیارد دلار در سال به این بخش اختصاص داده شود و از آنجایی که بودجههای فعلی جوابگوی این نیاز نیستند، مطمئنا باید تحولی اساسی در این بخش صورت بگیرد. اما چالش سوم موضوع توسعه ظرفیتهاست. ظرفیتهای انسانی و سازمانی. چرا که اگر منابع مالی وجود داشته باشند و نسخههای نوشته شده درباره نحوه مدیریت هم اجرا شوند، اما نیروی انسانی قابل و سازماندهی مناسب که بتواند این طرحها را اجرا کند و یا طرحهای ساخته شده را مدیریت کند را در اختیار نداشته باشیم؛ طبیعتاً بازچالش برقرار خواهد بود. از این نظر فکر میکنم این دفتر که در راستای این اولویتها بنا شد، توجه و تمرکزش روی توسعه ظرفیتهاست. اما بحث سر این موضوع است که بهترین و موثرترین شیوههایی که میتوانند این موضوع را محقق کنند، کدامند. آیا صرفا با برگزاری دورههای آموزشی، کارگاه، سمینار، کنفرانس، تربیت نیروی انسانی به مقاصد خود خواهیم رسید. البته من معتقد هستم که این مباحث بهتنهایی جوابگو نیستند. با دوستان و همکارانم در سازمان ملل هم در میان گذاشتیم که اگر صرفا روی توسعه ظرفیت انسانی متمرکز شویم و به موضوع توسعه و تقویت ساختارها و سازمانها نپردازیم، افرادی در کشورهای در حال توسعه آموزش میبینند و پس از مدتی به افرادی با شرایط مناسبتر تبدیل میشوند. اما چون ساختار مناسبی را در محیط خود نمیبینند، جذب سازمانهایی بیرونی میشوند که از آنها بتوانند بهتر بهرهمند شوند. نقطه متقابل آن هم این است که ما هم به عنوان یک نهاد بینالمللی به دنبال افرادی از کشورهای در حال توسعه که بتوانند با ما ارتباط برقرار کنند هستیم تا بتوانند رابط ما باشند. بهطور کلی، اگر این تعامل درست انجام شود، باعث میشود نیروهای آموزشدیده بعد از مدتی به کارمندان نهادهای بینالمللی تبدیل شوند.
* اما چرا بیشترین تایید شما در این برنامه به کشورهای در حال توسعه معطوف شده است؟
** علت عمده تاکید نقشه وضعیت آب در دنیاست. به طور کلی ما شاخصی به اسم منابع آب تجدیدپذیر داریم. به نقشه جغرافیا که نگاه کنیم، از این حیث پایینترین سرانهها در کشورهای در حال توسعه است.
* و البته فکر میکنم ایران هم در این خصوص و در میان کشورهای در حال توسعه وضعیت مناسبی نداشته باشد و حتی گفته میشود سرانه منابع آب تجدیدشونده ایران نزدیک به 25 درصد متوسط جهانی است.
** سرانه منابع آب تجدیدپذیر در دنیا بالغ بر 7500 مترمکعب است، یعنی کل منابع تقسیم بر جمعیت کره زمین حدود 8000 مترمکعب میشود. در قاره آسیا این عدد در حدود 3000 مترمکعب است که از این منظر قاره ما یکی از خشکترین قارههای دنیاست. در قاره آسیا کشور ایران نصف متوسط قاره یعنی حدود 2000 مترمکعب است. البته این به معنای بحرانی شدن شرایط ما نیست؛ چرا که کشورهایی در اطراف ما هستند که این نسبت در آنها 200، 100، 10 و حتی حدود صفر است. در این میان، آنچه این شرایط را حادتر میکند، بحث افزایش جمعیت است. یعنی اگر شاخص را حاصل تقسیم یک عدد ثابت به نام منابع آب بر یک عدد متغیری به نام جمعیت بگیریم، چون جمعیت در حال بزرگ شدن است، حاصل تقسیم در حال کوچکتر شدن است و این در کشورهای در حال توسعه به علت رشد مثبت جمعیت وجود دارد. این در حالی است که منابع آب ثابت است.
ضمن این که در حال حاضر بحثهایی همچون تغییرات اقلیم هم میتوانند آنها را در معرض محدودیت بیشتر هم قرار دهند.
* البته به نظر میرسد که کشورهای در حال توسعه تنها از کمبود آب در محدودیت نیستند. بلکه دسترسی به منابع آب سالم و بهداشتی هم یکی از مشکلات و دغدغههای آنهاست.
** در حال حاضر موضوع دسترسی به آب سالم در تمام جهان مطرح است. در قاره اروپا در حدود 80 تا 90 میلیون نفر جمعیت فاقد دسترسی به آب کافی سالم هستند. بنابراین مشکل تنها به منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا مربوط نیست. آمریکای لاتین و آسیای جنوبشرقی هم جز مناطق حاد هستند. ولی اگر به موضوع آلودگیها نگاه کنیم، مطمئناً این داستان تشدید میشود. چرا که آسیا یکی از حادترین نقاط است و آلودهترین رودخانههای دنیا در این منطقه جاری هستند ضمن اینکه فقر یکی دیگر از عوامل تعیینکننده است. به عنوان مثال، در آفریقا با وجود منابع سرشار آب نبود امکانات مالی مانع از اجرای طرحها میشود. بهطوری که 93 درصد پتانسیلهای برق - آبی در آفریقا بلااستفاده است. این درحالیاست که درصورت تأمین منابع مالی نهتنها انرژیهای پاک در کشورهای محروم تولید میشود، بلکه کمک بزرگی به کاهش آلودگیهای زیستمحیطی میکند.
* در کشور ما چطور؟ آیا مشکل اصلی ما کمبود منابع مالی است یا نبود مدیریت مناسب ما را دچار مشکل کرده است.
** ایران جزو کشورهای نفتخیز و ثروتمند است بویژه در شرایط فعلی و با افزایش قیمت نفت طرح این موضوع که منابع مالی بتوانند مشکلآفرین و محدودکننده باشند، کمرنگ است. اما رسیدن به اهداف توسعه کشور مستلزم نگاهی بلندمدت است. به اعتقاد من نوع نگاه به مساله آب یک شاخص توسعهیافتگی دولتهاست. دلیل آن هم این است که طرحهای آبی دو خصوصیت مهم دارند که در طرحهای دیگر کمتر پیدا میشود. یکی این که خیلی گران هستند. دوم اینکه خیلی زمانبر هستند.
بنابراین در نظامهای دموکراتیک که براساس انتخابات افراد متصدی امور میشوند و دورههای کوتاهی فرصت ارائه خدمت دارند طبیعتا گرایش به سمت طرحهای بلندمدت که در دولتهای بعدی نتیاج آنها مشخص شود کمتر است در این میان، این موضوع به توسعهیافتگی ذاتی دولت و ارکان آن برمیگردد که از طرحهای کوتاهمدت ممانعت کند و به طرحهایی بپردازند که منافع ملی را در قالبهای درازمدت تأمین میکنند. ضمن این که این طرحها بسیار گران هستند به عنوان مثال اجرای طرح فاضلاب شهری مثل تهران که طرحی بسیار سنگین است و باید از خیلی منابع دیگر صرفنظر کرد و بودجه آنها را به این طرح تخصیص داد. این موضوع به آیندهنگری یک جامعه هم برمیگردد. این که فکر کنیم 20 سال آینده با وجود شرایط فعلی یا تجمع فاضلاب، جمعیت، صنعتی شدن و آلودگیها وضعیت این شهر چگونه خواهد بود. در این صورت است که علامت سوالهای جدی مطرح میشوند.
* به مثال خوبی اشاره کردید. به اعتقاد شما وضعیت ایران از نظر مدیریت فاضلابهای شهری بهطور کلی افزایش ظرفیتها در حوزه، مدیریت آب چگونه است؟
** با توجه به چشماندازی که چنین توسعهیافتگی مدیریت ما در سالهای اخیر است دورنمای بسیار روشنی پیشروی ماست. قرار بر این بوده که رسیدن به این چشمانداز در قالب برنامههای 5 ساله توسعه عملیاتی شود. نتایج مثبتی هم به دست آمده؛ به عنوان مثال در بخش آب تا حدود 2 سالونیم پیش که مسئولیتی در این حوزه داشتم، سعی ما این بود که در برنامه سوم و در بخشهای آغازین برنامه چهارم جوری عمل کنیم که بعد از ما مجبور نباشند کوتاهیهای ما را در تحقق اهداف برنامه تحمل کنند. مثلا در سال 1380، 84 طرح بزرگ مهار آب در کشور داشتیم، ظرف 4 سال نهتنها 40 سد بزرگ به اتمام رسید، بلکه در نیمه سال 1384، 86 طرح بزرگ در دست اجرا به مدیریتهای بعدی تحویل داده شد. در آن دوره فقط 5500 مگاوات انرژی برق- آبی به ظرفیتهای کشور اضافه شده درحالحاضر هم باید جوری عمل کنیم که نسبت به گذشته در شرایط بهتری باشیم بویژه این که کشور ما با وجود ظرفیت بالای نیروی انسانی میتواند نهتنها در حلوفصل مسائل آب خودش، بلکه در مسائل آب و محیط زیست کشورهای منطقه و آسیای میانه نقش داشته باشد. در واقع انتظار دنیا این است که در منطقه ما که یکی از حادترین مناطق آبی آسیاست و فقیرترین کشورها از لحاظ منابع آبی در آن وجود دارند، جایی که کشور ما یعنی ظرفیتهای انسانی لازم را دارد، جایی که مدعی 7 هزار سال سابقه در مدیریت آب است، جایی که پدیده شگفتانگیزی مثل قنات را به جهان بشریت عرضه کرده که هنوز هم به یکی از مناسبترین شیوهها از نظر استخراج منابع زیرزمینی تلقی میشود، بتواند نقش مهم و کلیدی ایفا کند.
* اما آقای دکتر مردم کشوری که داعیه سابقه 7 هزار ساله مدیریت آب را دارند و به وجود قناتها افتخار میکنند، در حال حاضر از کمبود آب و خشکسالی رنج میبرند فکر میکنند در شرایطی که روزبهروز دسترسی به منابع آب سالم محدودتر میشود بهترین آبهای کشورشان صادر میشود.
** بله. این مسائل وجود دارد، اما همانطور که گفتیم یکی از اصلیترین چالشها ما همان حکمرانی آب است. اگر دولتها به موضوع آب به درستی بپردازند در واقع طبیعت آب به گونهای است که دولتها را مجبور خواهد کرد یک مدیریت به هم پیوسته را تعریف کنند. در واقع محال است ما در یک ساختار مجسم وزارت جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست، بخش صنعت و... داشته باشیم که هرکدام فقط در راستای منافع خودشان حرکت کنند؛ چرا که مدیریت آب یک مدیریت بههمپیوسته است.
* و به نظر میرسد مشکل اصلی در کشور ما هم همین پیوسته عمل نکردن باشد.
** البته بههمپیوسته رفتار کردن کار سادهای نیست و در کشور ایران هم دستاوردهای خوبی در این زمینه داشتهایم که باید توسعه پیدا کند. در همان اجلاس سران کشورهای جهان در ژوهانسبورگ که پس از کنفرانس بن در سال 2002 صورت گرفت و جمعبندیای که انجام شد، تصمیمات این بود که تا سال 2005 میلادی تمام کشورهای در حال توسعه با برنامه بلندمدت بههمپیوسته منابع آب داشته باشند. این یک تکلیف جهانی است. ما در آن زمان بلافاصله شروع کردیم و شاید اولین کشور منطقه بودیم که این برنامه را طراحی کردیم. این برنامه در آبان سال 1382 به تصویب دولت رسید و چارچوبهای اصلی آن در قالب لایحه برنامه چهارم توسعه به مجلس داده و قانون شد. در حال حاضر هم ماده 17 قانون برنامه چهارم توسعه در عمل نگاه بلندمدت جامع مدیریت آب در کشور ماست، ولی باید آن را اجرا کرد؛ به عنوان مثال یکی از بندهای این ماده میگوید ما در حال حاضر در شرایط به سر میبریم که برداشت از ذخایر زیرزمینی بیش از تغذیه است و با افت سفرهها مواجه هستیم. این بیلان منفی یک عدد است که باید در طول 20 سال به صفر برسد، یعنی بهحدی برسیم که برداشت و تغذیه یکسان شود. برای اینکه در طول این مدت به صفر برسیم باید در طول 5 سال که یک چهارم این زمان است، یک چهارم این هدف محقق شود، بنابراین باید بخشی از آن عملیاتی شود که البته نیاز به منابع مالی، برنامهریزی، پیگیری، همراهی و همکاری دارد. حالا اگر همزمان با این تکلیف قانونی با درخواست برداشت مازاد از سفرهها و افزایش پروانهها مواجه شدیم حرکتی کاملا خلاف مسیر طبیعی و قانونی انجام دادهایم که شرایط را سختتر میکند. این درحالی است که در همه دنیا این موضوع پذیرفته شده که وقتی شما وارد چرخه خشکسالی میشوید، یعنی همچون یک خانواده درآمدتان کم شده و با ورشکستگی مواجه شدهاید، در این شرایط باید الگوی مصرف تغییر کند. ما باید بپذیریم نمیتوانیم شرایط قبلی را داشته باشیم و باید برداشت از سفرهها کم شود.
* اما با توجه به این که ذخایر هنگفت استخراج نشدهای در کشور داریم که میتوانند منابع عظیمی را در دسترس قرار دهند به نظر نمیرسد به ورشکستگی رسیده باشیم.
** من ورشکستگی را در مقیاس خانواده مثال زدم، اما از لحاظ وضعیت منابع زیرزمینی نیز درحال ورشکستگی هستیم؛ چرا که کشور ما در تمامی حوزههای آبریز بیلان منفی دارد و اعدادی که کارشناسان اعلام میکنند نشان میدهد 6 میلیارد مترمکعب بهطور متوسط در هر سال بیلان منفی داریم، چون برداشت بیشتر از تغذیه است.
* این آمار و ارقامها میتوانند به نوعی ما را به گفته برخی کارشناسان که هزاره سوم را با واژه جنگ آب توصیف کردهاند، برسانند. یعنی کمبود آب در مناطق منجر میشوند تا کشورها به سمتی بروند که بتوانند سهم بیشتری از آبهای مشترک باشند.
** البته سر هر موضوعی ممکن است قصد نیت تخاصم باشد. با این موضوع باید اینجور برخورد کرد که 40 درصد از جمعیت کرهزمین در حوزههای آبریز مشترک زندگی میکنند. حوزه آبریز یک قلمرو طبیعی است، ولی بشر این قلمرو طبیعی را تقسیم کرد. ما درحالحاضر حوزههایی داریم که چند کشور در آنها سهم دارند و مسائلی ایجاد میشود که تاکنون 38000 موافقتنامه، یادداشت تفاهم، مقابله، کنوانسیون و... در خصوص مدیریت آب در حوزههای آبریز مشترک امضاء شده، اما هنوز مسائل زیادی باقی مانده است. 45 درصد جمعیت قاره آفریقا، 40 درصد جمعیت قاره آسیا در حوزههای آبریز مشترک هستند، بنابراین نوع پرداخت به مسائل آب در این کشورها باید به گونهای باشد که از زمینههای بروز تخاصم جلوگیری کند. اگر چه منکر این مساله نیستم که عدهای در دنیا بر طبل جنگ آب خواهند کوبید و به لحاظ نظری هم شاید محق باشند، اما اگر منطقی برخورد کنیم میبینیم همیشه آب زمینه ایجاد تمدن، همزیستی و کنار هم بودن بوده است و اگر نیتها درست باشد حتی از کمآبی هم میتوان بهره برد. خود ما هم مثالهای خوبی در این زمینه داریم که میتوانیم به دنیا ارائه کنیم؛ چون در کشور ما که به عنوان یک کشور جهان سومی یا در حال توسعه مطرح است و در خشکترین مناطق واقع شده بسیاری از مسائل حوزههای آبریز مشترک را بخوبی با تفاهم حل کردهایم، البته نه روی کاغذ، بلکه بهطور کامل اجرا کردهایم؛ به عنوان مثال در حال حاضر سد دوستی با حجم 2/1 میلیارد مترمکعب روی حریر رود ـ که رودخانهای مرزی است و از کشور ثالثی میآید. ساخته شده و ایران و ترکمنستان از این آب فصلی استفاده میکنند، در حالی که تاکنون تنها 4 ماه این رودخانه پرآب بود و باقی سال به صورت سیلاب خسارتهای زیادی به منطقه وارد میکرد. در حال حاضر تمام فصول سال پرآب است و پشت آن دریاچهای به طول 37 کیلومتر در منطقه مرزی سرخس داریم که اثر آن در محیطزیست و تنظیم آبیاری چشمگیر است.
* البته سد دوستی یک نمونه خوب است نقطه مقابل ما در مرزهای غربی خود دریاچه ثریا را داریم که در بخش ایرانی خشک شده، اما کشور ترکیه از آن استفاده میکند.
** به هر روی اینجاست که نقش توسعه ظرفیتها و مدیریت خودش را نشان میدهد. چند روز گذشته در شورای آب کشورهای عربی که در امارات عربی متحده برگزار شد، وزرای کشورها دورهم جمع شدند و با هوشیاری مسائل مربوط به رود نیل را حلوفصل کردند. هرچه بیشتر به سمت کمآبی میرویم این موضوع قویتر میشود، چرا که حجم آب مشترک نمیتواند مهم باشد و حتی ظرفیت یک متر مکعب آب مشترک میتواند زمینهساز مشکلات باشد، بنابراین پرداختن به این مسائل بسیار مهم است. خوشبختانه امروزه با کمک دانش و فناوریهای پیشرفته موجود میتوان دادههای مطمئنی را فراهم کرد، از جمله استفاده از فناوری ماهوارهای شرایطی را فراهم کرده که کشورهای ذینفع در حوزههای مشترک بهراحتی بتوانند براساس حداکثر کردن منافع با هم کار کنند. این موضوع مهمی است که اگر نادیده گرفته شود بهراحتی آب که خاموشکننده آتش است، میتواند خودش ایجاد شعله کند.
* آقای دکتر! حضور شما به عنوان مدیر دهه بینالمللی آب در سازمان ملل فرصتهایی را پیشروی ایران قرار خواهد داد، اما چطوری میتوان حداکثر بهرهمندی را از این حضور داشت و بهطور کلی تاکنون چه اقداماتی در این زمینه انجام شده است؟
** به طور طبیعی افراد در سطوح بینالمللی وظایف مشخصی در حوزه وسیع دارند. در عین حال این واقعیت پذیرفته شده است که تمام افراد ملیتی دارند و در پی آن، دغدغه مسائل و مشکلات و پیشرفت و توسعه کشور خود را هم دارند. چهبسا وجود این دغدغه و جمع این دغدغههاست که باعث میشود یک سازمان یا ارگان بینالمللی حرکتی رو به جلو در جهت تأمین منافع همهگیر داشته باشد و اصلا شاید این رویه که سعی میشود در دفاتر مختلف بینالمللی ملیتهای مختلف حضور داشته باشند راهی موثر برای دسترسی به آداب، سنن، فرهنگ که توجه به آنها برای رسیدن به راهحلهاست، محسوب شود. در عین حالی که ضوابط حکم میکنند افراد به مسئولیتهای بینالمللی بپردازند، ولی واقعیت هم نادیده گرفته نمیشود و فکر میکنم این انتخاب باید یک فرصت ملی تلقی شود که ما قادر باشیم در وهله اول ظرفیتهای انسانی خودمان را به دنیا بشناسانیم و در حل مسائل و مشکلات دنیا سهم و نقش داشته باشیم؛ البته من به تنهایی نمیتوانم کار چندانی بکنم. در واقع اگر این تنها یک فرصت فردی تلقی شود طبیعی است که اقدامات چندانی رخ نمیدهد و حتی من هم در سطوح بینالمللی کار موثری نمیتوانم انجام بدهم. مثلا به محض ورود به دفتر مرکزی با این که کارشناسانی نداشتم و دفتر فعال نشده بود، به اتکای ظرفیتهای ایجاد شده در کشور، در کمتر از یک ماه کارگاه بینالمللی برگزار کردم که البته منافع آن برای همه کشورهای منطقه و از جمله ایران است. این کار از طریق ظرفیتهای کشور عملی شد و در واقع ابتدا سعی کردیم شبکهای از متخصصان را در کشور و سپس در منطقه به عنوان پایلوت فعال کنیم و بعد بقیه مناطق دنیا را در این شبکه جای دهیم.
با توجه به این که استقرار دفتر ما در دانشگاه سازمان ملل است، به همین منظور پیشنهاد شد دفتری در دانشگاه صنعتی شریف با همکاری همکاران و مسئولان دانشگاه برای پشتیبانی از دفتر بن تاسیس شود. خوشبختانه علاوه بر راهاندازی این دفتر، وبسایتی به عنوان پشتیبانی رهبر بینالمللی آب فعال شد و تحرکی در جامعه مهندسی مشاور و سندیکای ساختمانی بخش آب کشور به وجود آمد؛ البته مشابه این کار را در مناطق دیگر هم فعال میکنیم و امیدواریم نتیجه آن رونق بیشتر مسائل آب در کشورهای در حال توسعه باشد.
* بنابراین طی این دهه و با مدیریت شما شاهد جهشهای رو به جلو در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران خواهیم بود؟
** امیدواریم این اتفاق زودتر محقق شود و اگر غیر از این باشد با گرفتاریهای زیادی مواجه خواهیم شد.
از این که در بین برنامه فشرده سفرهای خود، این فرصت را در اختیار «جام جم» قرار دادید، سپاسگزاریم.