مقدمه:

"... اقامه عدل و قسط، اعلی مقصد انبیا و اولیا و آرزو و آرمان همه آزادگان جهان است. اگر عدالت بیاید، ظلمت بی‌عدالتی و تبعیض و ظلم رخت بر خواهد بست، کام جان مردم با شهد عدالت که محبوب خداست، شیرین می‌شود و با حقیقت پیوند می‌خورد. راه گم‌کردگان با رایحه عدالت به راه حق برخواهند گشت. این دولت به تبعیت از فرهنگ ناب اسلامی و با توجه به مطالبات عمومی با همه توان برای بسط عدالت در همه عرصه‌ها خواهد کوشید. عدالت در توزیع فرصتها و امکانات، تخصیص منابع برای مناطق مختلف به نسبت محرومیتها، استعدادها و ظرفیت‌ها، رفع فقر و مبارزه با تبعیض و فساد در سازمان اداری سرلوحه اقدامات دولت خواهد بود. راهی پرفراز و فرود در پیش است که توفیق آن در گرو قیام همگانی و تن دادن به لوازم اجرای عدالت است. در عرصه بین‌الملل آنچه از منازعات، جنگها، تجاوزها و حق‌کشیها دیده می‌شود، نتیجه بی‌عدالتی است. امروز کام جهان تشنه عدالت است. عدالت ضامن صلح پایدار است. با عدالت است که حق ملتها، محرومان، مستضعفان و مظلومان استیفا می‌گردد. تبعیض و برخوردهای چندگانه در روابط خارجی و بین‌المللی، بستر هرگونه تفاهم و همکاری را از بین می‌برد و ملتها چنین رفتاری را در مناسبات جهانی برنمی‌تابند. اعمال استانداردهای تبعیض‌آمیز و برخوردهای چندگانه با ملتها و برخورداری دولتهایی خاص از حقوق و امتیازات ویژه در اقتصاد، سیاست، علم و فناوری و محروم کردن دیگر ملتها از این حقوق، از مظاهر بی‌عدالتی است. ایران اسلامی به دنبال دستیابی همه ملتها به صلح پایدار در سایه عدالت همه‌جانبه است. عدالت باید ملاک و میزان حاکم در روابط بین‌الملل باشد. از این رو، عناصر تهدید جهانی از قبیل سلاحهای کشتار جمعی، شیمیایی و میکربی که امروز در دست نظام سلطه است، باید برچیده شود..."

"> عدالت چیست و عدالت‌طلبی کدام است؟
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۴۳۸۶۹

عدالت چیست و عدالت‌طلبی کدام است؟

مقدمه:

"... اقامه عدل و قسط، اعلی مقصد انبیا و اولیا و آرزو و آرمان همه آزادگان جهان است. اگر عدالت بیاید، ظلمت بی‌عدالتی و تبعیض و ظلم رخت بر خواهد بست، کام جان مردم با شهد عدالت که محبوب خداست، شیرین می‌شود و با حقیقت پیوند می‌خورد. راه گم‌کردگان با رایحه عدالت به راه حق برخواهند گشت. این دولت به تبعیت از فرهنگ ناب اسلامی و با توجه به مطالبات عمومی با همه توان برای بسط عدالت در همه عرصه‌ها خواهد کوشید. عدالت در توزیع فرصتها و امکانات، تخصیص منابع برای مناطق مختلف به نسبت محرومیتها، استعدادها و ظرفیت‌ها، رفع فقر و مبارزه با تبعیض و فساد در سازمان اداری سرلوحه اقدامات دولت خواهد بود. راهی پرفراز و فرود در پیش است که توفیق آن در گرو قیام همگانی و تن دادن به لوازم اجرای عدالت است. در عرصه بین‌الملل آنچه از منازعات، جنگها، تجاوزها و حق‌کشیها دیده می‌شود، نتیجه بی‌عدالتی است. امروز کام جهان تشنه عدالت است. عدالت ضامن صلح پایدار است. با عدالت است که حق ملتها، محرومان، مستضعفان و مظلومان استیفا می‌گردد. تبعیض و برخوردهای چندگانه در روابط خارجی و بین‌المللی، بستر هرگونه تفاهم و همکاری را از بین می‌برد و ملتها چنین رفتاری را در مناسبات جهانی برنمی‌تابند. اعمال استانداردهای تبعیض‌آمیز و برخوردهای چندگانه با ملتها و برخورداری دولتهایی خاص از حقوق و امتیازات ویژه در اقتصاد، سیاست، علم و فناوری و محروم کردن دیگر ملتها از این حقوق، از مظاهر بی‌عدالتی است. ایران اسلامی به دنبال دستیابی همه ملتها به صلح پایدار در سایه عدالت همه‌جانبه است. عدالت باید ملاک و میزان حاکم در روابط بین‌الملل باشد. از این رو، عناصر تهدید جهانی از قبیل سلاحهای کشتار جمعی، شیمیایی و میکربی که امروز در دست نظام سلطه است، باید برچیده شود..."


راهکار دولت برای تحقق اصل عدالت

 "... آنچه در فصل عدالت مطرح می‌شود، توزیع امکانات و فرصتها با ملاحظه میزان محرومیتها، استعدادها و ظرفیتها در همه جغرافیای کشور است. باید آنچه قابل توزیع است، به سرعت شناسایی شود و با ملاکهایی که عرض کردم، در اختیار مردم قرار گیرد. گمان ندارم هیچ‌یک از نمایندگان محترم مجلس به تمرکز بخش عظیمی از امکانات و تصمیم‌گیریها بدون آنکه منطق و ضرورتی داشته باشد، رضایت دهند، بلکه اصولا نمایندگان محترم حسب محرومیتها و استعدادهای استانی به دنبال محرومیت‌زدایی و استفاده از همه ظرفیتها هستند. این با تمرکزی که در حال حاضر وجود دارد، مغایرت دارد. وقتی امکانات، سرمایه‌های مادی و معنوی متعلق به همه کشور است و بنای دولت و مجلس آبادانی و توسعه سراسری است، چه دلیلی دارد که این امکانات در تهران متمرکز شود. تمرکز، هزینه‌های سنگینی را به ملت تحمیل می‌کند.

دفترها و ستادها علی‌القاعده باید پشتیبانی‌کننده طرحها و پروژه‌ها باشند و دلیلی ندارد که هزینه ستادها و دفترها به قدری بالا باشد که اصولا اقتصادی بودن طرحها را زیر سوال ببرد. پذیرفته نیست کاری که می‌تواند با 10 نفر و در یک ساختمان 50 میلیونی انجام شود با 20 نفر و در ساختمان یک میلیاردی انجام گیرد. چرا باید سرمایه‌ها بلوکه شود؟ اصولا دفترهای پروژه‌ها و طرحها باید در میدان عمل و فعالیتها باشد. این اقدام هزاران میلیارد تومان سرمایه ملی را آزاد می‌کند و هزینه‌های سنگین ترددها را حذف می‌کند. البته این فقط یک مثال است. فعالیتهای عمرانی، اقتصادی و سرمایه‌گذاریهای مولد و اشتغال‌زا در مناطق، آن‌گاه جهت صحیح خود را پیدا می‌کند که مبتنی بر نیازها، درجه محرومیت، ظرفیتها و استعدادهای مادی و معنوی همان مناطق ساماندهی شود. منابع و امکانات ما نامحدود نیست. بدین لحاظ توزیع آن باید مبتنی بر اصولی باشد که مهم‌ترین آن عدالت است. عدالت فقط شاخص توزیع امکانات نیست. معطل نگه داشتن ظرفیتها و استعدادهای مادی و معنوی در واقع صرف‌نظر کردن از امکانی است که به مردم تعلق دارد و ضایع کردن سرمایه‌هاست که این خود از مصادیق ظلم و بی‌عدالتی است..."

علل بی‌عدالتی

"... به نظر من علل بی‌عدالتی اینهاست: 1. رویکردها، یعنی جهت‌گیریهای اقتصادی و برنامه‌ای. 2؛ عدم تخصیص مناسب منابع و حمایتهای دولتی. 3؛ سود بانکی بالا. 4؛ تمرکز در تهران و برخی کلانشهرها. 5؛ هزینه‌های مصرفی بالای دولت. 6؛ برخی عملکردهای غلط و غیرقانونی. 7؛ برخی امتیازجوییها و رانت‌خواریهای ویژه..."

تاکید بر محوریت عدالت در برنامه‌ریزیها

"... نکته بعد تاکید بر محوریت عدالت در برنامه‌ریزیهاست، آن چیزی که در طول دوران برنامه‌ریزی در کشور ما مغفول واقع شد؛ آن نخ تسبیح و مولفه‌ای که همه زحمات و تلاشهای شما را هدفمند، ارزشمند و نتیجه‌بخش می‌کند. بدون محوریت عدالت اگر صد سال هم در این کشور تلاش بکنیم، سرمایه‌گذاری کنیم و زحمت بکشیم، مطمئن باشید که نقطه مطلوبی در چشم‌انداز ما نخواهد بود؛ قابل وصول نیست. حالا راجع به این مباحثی که از این به بعد عرض می‌کنم، ان‌شاء‌الله در یک فرصت موسع و مناسب خدمت شما خواهیم رسید و با هم گفتگو می‌کنیم. این در واقع رویکردی اساسی است که همه برنامه‌ریزی و اجرای ما را تحت تاثیر تعیین‌کننده قرار خواهد داد..."

الزامات گسترش عدالت

"... گسترش عدالت الزاماتی دارد. اگر به اسم پیشرفت، عدالت را فراموش کردیم یا به عدالت به عنوان عنصری دست دوم و سوم نگاه کردیم، آنگاه توسعه کشور که باید به محرومیت‌زدایی و رفاه همگانی منتج بشود، اصل قرار می‌گیرد و ضد عدالت عمل می‌کند. قله‌های ثروت شکل می‌گیرد و مناسباتی شکل می‌گیرد که می‌تواند بقا و گسترش چنین تجمعاتی از ثروت را حفظ و تضمین کند. بعد از مدتی متوجه شدیم و می‌شویم که عمران و آبادی کشور در مواردی با هزینه‌های بسیار بالا مواجه شده است. هزینه گسترش فقر و تشدید فاصله اقشار برخوردار و اقشار محروم؛ هزینه تربیت قشری از بوروکراتها و مدیرانی که فقط به منافع خود می‌اندیشند و برای حفظ بقای خود از مقررات تخلف می‌کنند و به بیت‌المال دست‌اندازی می‌کنند، قانون را دور می‌زنند و در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ می‌کنند، بخش مهمی از منابع و ثروت کشور را با ویژه‌خواری، رانت‌خواری و زد و بند در اختیار می‌گیرند و بعضی از دستگاهها و مسئولین را آلوده می‌کنند.

وظایف دولت و مردم برای تحقق عدالت

"... تحقق عدالت وظایفی را بر عهده دولت و وظایفی را بر عهده مردم ما می‌گذارد. دولت موظف است با تبعیض مبارزه کند. بر همین مبنا باید به مناطق محروم تا آنجا رسیدگی کند که با مناطق برخوردار قابل قیاس باشند. دولت باید زمینه را برای رشد و تعالی آحاد مردم فراهم کند و آموزش و تعلیم و تربیت را برای همه ملت تدارک کند.

دولت باید امکانات بهداشتی، رفاه و اشتغال را برای همه فراهم بکند. دولت باید اقداماتی را که منافع عمومی بیشتری تامین می‌کند در اولویت قرار بدهد؛ مثل کشاورزی، محصولات ضروری و پرمصرف، دامداری و غیره. دولت باید خلاقیتهای مثبت را حمایت کند. دولت باید در [عرصه] آموزش، فرهنگ، بهداشت و صنعت فرصتهای جدید ایجاد بکند. دولت باید با رشا، ارتشا، رانت‌خواری، ویژه‌خواری و فساد مالی و اخلاقی مبارزه کند. مردم هم در رابطه با اجرای عدالت وظایفی دارند که شما عزیزان می‌توانید مردم را بیش از گذشته با آن وظایف آشنا کنید. عدالت امر جامع و فراگیری است؛ عدالت در رفتار فردی، در خانواده، در تعامل با دیگران، محل کار، مدرسه، دانشگاه، بازار و در همه جا.

اگر عدالت در همه امور به درستی معنا شود و وجوه آن برای مردم توضیح داده شود، آن‌گاه انتظار داریم که والدین در خانواده با فرزندانشان با عدالت رفتار کنند؛ در مدرسه معلمین با نگاه عدالت با دانش‌آموزان رفتار کنند؛ تجار، بازرگانان و کسبه با ترازوی عدالت داد و ستد کنند؛ صاحبان مشاغل دولتی با حفظ بیت‌المال و با احساس دین به مردم در ساعات موظف خدمت شایسته ارائه کنند؛ کارفرمایان و مدیران در شرکتها و موسسات با کارگران و زیردستان خود به عدالت رفتار کنند و پاسدار حقوق آنان باشند و کارگران، کارگزاران و عوامل اجرایی نیز در همه بخشها متعهدانه عمل کنند و حق دستمزدی را که دریافت می‌کنند و وظیفه‌ای را که به عهده دارند، به‌جا آورند..."

توزیع نامناسب اعتبارات یکی از ریشه‌های بی‌عدالتی در کشور

"... من می‌خواهم یکی از ریشه‌های بی‌عدالتی در کشور را خدمتتان عرض کنم. ببینید که ما کجاها را باید تغییر بدهیم. مشکل ما این نیست که باید با اقتصاد جهانی هم پیوندی پیدا کنیم. فعلا هیچ دستاوردی برای ما در آن نیست. مشکل ما اینهاست که باید آنها را حل کنیم. به این دو سه عدد عنایت کنید. تهران نزدیک به 46 درصد از منابع بانکی را تامین می‌کند، اما در عمل همین تهران بیش از 53 درصد از تسهیلات بانکی را جذب می‌کند. این به معنی افزایش همین فاصله‌ای است که آقای دانشور گفتند؛ یعنی خراب شدن روستاها و بزرگ شدن چند شهر. در قانون برنامه، دولت از هر نوع سهم‌بندی منابع و تسهیلات بانکی ممنوع شده است. مفهوم این چیست؟ این بانکها از کجا آمده‌اند؟ غیر از این است که یک سلسله بانکها بوده‌اند که دولت جمهوری اسلامی اینها را مصادره کرده و تعدادی مدیر را با سازو کارهایی منصوب کرده است، چرا این تلقی باید در ذهن ما باشد که این بانک همان بانک خصوصی است که مثلا در اروپا، آمریکا یا فلان کشور شرق دور فعالیت می‌کند. این تلقی موجب افزایش فاصله‌ها و بی‌عدالتیها خواهد شد. تردید نکنید.

طبیعی است که یک مدیر بانک علاقه‌مند است منابعش را جایی سرمایه‌گذاری کند که زودتر برگردد. علاقه‌مند است که زحمت کمتری برای چرخش مالی در بانک تحمل کند. به طور طبیعی قریب به اتفاق منابع بانکی به بخشهای خاص و فعالیتهای خاص در شهرهای خاص هدایت می‌شود که اینها اهداف برنامه و بودجه‌ای را که شما گذاشته‌اید، تعقیب نمی‌کند. اصلا مردم سیستان و بلوچستان یا خراسان اطلاع ندارند که 7 درصد منابع بانکی را تامین می‌کنند، اما از کمتر از 5 درصدش استفاده می‌کنند. چه کسی باید این را تدوین و تدبیر کند؟ غیر از ما و شما؟ باید توزیع کنید، سهمیه بدهید. حتی معکوس عمل کنید.

اگر می‌خواهیم عدالت برپا بشود، باید معکوس عمل کنیم. برای اینکه بسیاری از شهرهای ما در سالهای طولانی از دلارهای هفت تومانی و سرمایه‌گذاریهای سنگینی استفاده کرده‌اند و بسیاری از آن استفاده نکرده‌اند. این را چگونه باید جبران کنیم؟ جبران آن این است که ما منابع مالی را مدیریت کنیم. نمی‌گویم در ریز آنها دخالت کنیم. دیگر کجا را باید مدیریت کنیم؟ سقف منابع پرداختی را باید مدیریت کنیم..."

عدالت‌گستری، محوری‌ترین کار دولت

"... بدون تردید محوری‌ترین شعار و کاری که دولت باید دنبال بکند، بحث عدالت‌گستری است. عدالت روح انقلاب اسلامی است و سخت‌ترین مرحله نهضت انبیا و حکومتهای توحیدی و الهی اجرای عدالت است و بدون آن حکومت اسلامی اصلا مفهوم واقعی خودش را پیدا نمی‌کند. حکومتهای اسلامی دو کار دارند، که در واقع هر دو مورد آنها هم یکی است؛ یکی برپایی پرچم خداپرستی و توحید و دوم، برپایی عدالت. همه این سر و صدایی که در طول تاریخ برپا شده، برای تحقق این دوتاست؛ یکتاپرستی و عدالت، که باز هر دو اینها یکی است. عدالت حقیقی بر پایه یکتاپرستی است و یکتاپرستی هم در جایی جاری می‌شود که عدالت جاری بشود. حالا به درستی فرمودند که در تعریف موسع و وسیع است و در اجرا خیلی محدود است. درست است، بگذارید که من گوشه‌ای از آن را برایتان باز کنم، ببینید وقتی ما می‌گوییم عدالت، کجاها را باید اصلاح بکنیم و وقتی می‌گوییم تئوریزه کنیم، چه چیزی را تئوریزه کنیم؟ دو مثال برایتان می‌زنم؛ یک مثال از بانکها و یک مثال از شرکتهای دولتی.

من اصرار دارم که در همه مجامع، مسئله بانکها را مطرح کنم. برای اینکه باورم این است که اگر بانکها اصلاح بشوند و در مسیر عدالت و فرهنگ انقلاب بیایند، بسیاری از مسائل اقتصادی ما خود به خود حل خواهد شد، یعنی علت‌العلل بسیاری از نابسامانیها سیستم بانکی ماست. به این عددها دقت بکنید. سالانه بیش از 30 هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی، فقط توسط بانکهای دولتی داده می‌شود و این بانکهای خصوصی هم که دیگر برای خودشان ماجرایی دارند. یکی از اینها در طول چهار سال سرمایه‌اش از 15 میلیارد تومان به 200 میلیارد تومان رسیده است و مانده تسهیلاتش بالای هزار میلیارد تومان است. هر سال 30 هزار میلیارد تومان تسهیلات می‌دهند. اگر ما متوسط منابع لازم برای یک اشتغال را در کشور 10 میلیون تومان فرض بکنیم ـ که در کشاورزی کمتر و در صنعت بیشتر است ـ چند شغل باید ایجاد بشود؟ سی هزار میلیارد تومان تقسیم بر 10 میلیون تومان، سه میلیون شغل می‌شود؛ یعنی به عدد بیکارانی که امروز داریم. الان سالی چند شغل درست می‌شود؟ حالا می‌گوییم 700 هزار مورد، چون برآورد است دیگر. چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ برای اینکه منابع بانکی ما نه توزیع جغرافیایی مناسب دارد، نه توزیع موضوعی مناسب دارد و نه توزیعی حجمی، یعنی سقف؛ یعنی چه؟ بگذارید برایتان مثال بزنم.

بیش از 65 درصد منابع بانکی ما به وامهای یک میلیارد تومان به بالا داده می‌شود. طبیعی هم هست. وقتی بانک خودش را یک بنگاه اقتصادی و در رقابت با مردم و مستقل [بداند]، این شعارهایی که مرتبا می‌روند یک جایی را نگاه می‌کنند، بعد می‌خواهند عینا به ملت ما قالب کنند. آنها خودشان هم این مسائل را اجرا نمی‌کنند. در نظام سرمایه‌داری، صاحبان بانکها خودشان صاحبان حکومت هستند؛ یعنی در جیب خودشان است. با جمهوری اسلامی فرق می‌کند؛ چرا باید فرمول آنجا را در اینجا اجرا کنید؟ تازه خودشان هم آنها را اجرا نمی‌کنند. بعضی از این بانکها ـ که البته الان تعطیل شده که باید به شکلی اصلاح بشود ـ می‌گویند ما بخش خصوصی هستیم. عجب! دولت این بانکها را مصادره کرده و شما را مدیر گذاشته، مثل بسیاری از شرکتهای دولتی، شترمرغی، اینکه نمی‌شود. حالا توضیح می‌دهم. اینها مال ملت است و باید در خدمت منافع ملی و آرمانهای ملت قرار بگیرد. شصت و پنج درصد وامهای بالای یک میلیارد تومان. طبیعی هم هست. آنها مایل هستند وام را به گروهی بدهند که زودتر و با سود بالاتری برگرداند. این روش باعث شده که هزینه‌های مدیریت پول در کشور ما خیلی بالا برود. چند برابر کل سود بانکی که الان در دنیا می‌گیرند، فقط هزینه مدیریتش، دو میلیارد تومان را به چند نفر می‌دهند و جایی را راه می‌اندازند که البته جای مفیدی هم هست، در مدت دو سال سودش برمی‌گردد. بانک دوست دارد که به این شکل باشد، اما جمعا ده نفر سر کار می‌روند و دو نفر از این دو میلیارد متنعم می‌شوند. ما باید کاری بکنیم که از این دو میلیارد، دویست نفر متنعم بشوند و توزیع بشود. کسانی که بالای یک میلیارد تومان می‌خواهند، اشکال ندارد. بالاخره بالای یک میلیارد تومان هم ما باید بدهیم. بعضی صنایع و بعضی از کارها هست که بیش از یک میلیارد می‌خواهد. آنها را هم البته می‌شود خرد کرد. شما می‌دانید، خرد کنیم، قطعاتش کنار هم جمع بشود. ضرورتی ندارد که کارخانه‌ای مثل فولاد در اصفهان بزنیم، بعد هم بخواهیم همواره آن را توسعه بدهیم. می‌تواند بیست یا پنجاه باشد.

تازه اینکه فقط شمش یا پروفیل تولید می‌کند. آنهایی که دستگاه می‌سازند که به راحتی می‌توانند آن را خرد بکنند؛ خودروسازهای ما مقداری این کار را کرده‌اند. تمام روستاهای کشور می‌تواند یک کارگاه کوچک خودروسازی بشود. آن وقت دیگر این تجهیزات عریض و طویل ایران خودرو را نمی‌خواهد که این همه تهران را آلوده بکنند و زمینهای متر سیصد، چهارصد هزار تومانی بخرند، برای اینکه کارگاه درست کنند. دیگر اینها لازم نیست..."

اهمیت عدالت اقتصادی و اتهام

"... دومین قسمت عدالت و بخش مهمی از عدالت، عدالت اقتصادی است. من یادم هست، هر موقع که می‌گفتیم عدالت، عده‌ای که یک سری تئوریهای وارداتی را به زور تحمیل می‌کردند و الان هم می‌خواهند بر کشور ما تحمیل کنند، متهم می‌کردند و می‌گفتند آقا، اینها می‌خواهند فقر را توزیع بکنند. چه کسی گفته که اجرای عدالت با فقر و توزیع فقر مساوی است؟ چرا به خدا دروغ می‌بندید؟ اجرای عدالت دستور خداست، یعنی خدا فقر را می‌خواهد؟ به چه استدلالی؟ چرا به پیامبران دروغ می‌بندید؟ شما چه کسی هستید که فکر می‌کنید خیلی می‌فهمید؟ چرا تئوریهای شما به پیشرفت بنیادین کشور منجر نشد؟ البته سرمایه‌گذاریهای دولت سر جایش هست. دولت زیرساختها را درست می‌کند، بسیار خوب، دولت درست می‌کند، اما اسم این پیشرفت کشور نیست. پیشرفت کشور زمانی است که همه استعدادهای انسانی این کشور فضا برای رشد پیدا کنند و همه امور کشور پیشرفت بکند. ملت حرکت بکند و اقتصاد، فرهنگ و سیاست را درست بکند. نه اینکه فکر کنیم که ما آن قدر جاده، پل و فرودگاه با پول بیت‌المال زده‌ایم؛ خوب زده‌ایم. اینها زیرساختها و بستر است. پیشرفت حرکتی است که در این بستر باید توسط ملت اتفاق بیفتد و این صرفا و صرفا در سایه اجرای عدالت اتفاق افتد.

اجرای عدالت یعنی دادن فرصت کافی و یکسان به همه استعدادها، نه فقط به قشر و طبقه‌ای خاص، بلکه به همه. چقدر مراجعه‌کننده به بنده هستند، که نوشته آقا من بچه‌هایم در دانشگاه قبول شده‌اند، اما نمی‌توانم بفرستم. واقعا یکی از این نامه‌ها را من پریشب خواندم، همین طور گریه کردم. البته باید اینها را اصلاح کنیم و به لطف الهی اصلاح هم خواهیم کرد. نوشته بود که من سه بچه دارم، با هزار آرزو و با کارمندی، اضافه‌کاری و مسافرکشی این بچه‌ها را بزرگ کرده‌ام، دو تا از آنها به دانشگاه رفته‌اند، سومی قبول شده، اما نمی‌توانم بفرستم. خواهش کرده بود که شما کسی را بفرستید که این بچه من را با ترتیباتی از درس خواندن منصرف کند، من نمی‌توانم بپردازم.

عدالت یعنی شرایطی فراهم بشود که هر کس در هر زمینه‌ای استعداد دارد، بتواند آن را فعال بکند، نه برای عده‌ای خاص. البته عدالت در توزیع مناسب و درست ثروتها و بودجه‌های کشور هم هست. البته برخورد ما با عدالت یک برخورد شعاری و سطحی نیست. به لطف الهی آن مبانی و بنیانها را باید اصلاح کنیم و این کار ان‌شاء‌الله اتفاق خواهد افتاد..."

پیگیری و اجرای عدالت، علت عمده هیاهو علیه دولت

"... امروز علت عمده هیاهوهایی که علیه ملت ما هست، به خاطر پیگیری این رویکرد انقلابی، اسلامی و علمی است. اجرای عدالت دست بسیاری را از بیت‌المال کوتاه خواهد کرد. دست بسیاری را از دست‌اندازی به منابع بانکی و ملی کوتاه خواهد کرد. کسانی که یک‌شبه ره صدساله را طی کردند، این فرصت از آنها گرفته خواهد شد. به بعضی از عزیزان عرض کردم، بنده را نهی کردند. بنده عرض کردم امروز فهرست بلندی از دست‌اندازیهای بعضی از عناصر به بیت‌المال در اختیار بنده است. من می‌خواستم در محضر شما به بعضی از اینها اشاره کنم، اما دوستان شفیق گفتند حالا بگذار کنار، نمی‌خواهد بگویید. کارتان را بکنید. ما هم نصیحت دوستان مشفق را پذیرفتیم، گذاشتیم به شرایط دیگری.

کسانی که ـ شما بهتر از من می‌دانید، چون شماها هم درگیر این فشارها هستید به همان اندازه که دولت درگیر است، چه بسا بیشتر، چون حوزه تماس مردمی شما بیشتر است، اطلاعات به روزتر دریافت می‌کنید و عکس‌العمل نشان می‌دهید. فشارها را همه می‌شناسید ـ از اجرای عدالت متضرر می‌شوند نمی‌آیند بگویند که دست ما از بیت‌المال کوتاه شده، به همین دلیل دائم فریاد می‌زنند و فشار می‌آورند.

اجازه بدهید این یک جمله را بگویم. می‌دانید که شیوه این دولت شیوه گله‌گذاری نیست. ما نگاهمان همیشه به آینده است. نگاهمان به کار مثبت و خدمت است، نگاهمان به کار اثباتی است. عزیزی می‌گفت من وضعیت دولتها از اول انقلاب تا الان را بررسی کرده‌ام. دولتی نداریم که در دو ماه اول استقرارش با این حجم عظیم تبلیغات منفی در خارج و داخل کشور مواجه شده باشد. البته چون ما هم می‌دانیم و شماها هم می‌دانید علت و ریشه‌اش کجاست، نه پاسخ می‌دهیم نه علاقه‌مندیم که وقت بگذاریم و نه خیلی آزرده می‌شویم، اما می‌دانیم که علت ناراحتیها از کجاست. هیچ وقت نمی‌آیند بگویند چون این مصوبه دولت دست ما را از فلان مجموعه دولتی کوتاه کرد ما ناراحتیم. می‌آیند یک اتهاماتی به این دولت می‌زنند. این دولت جز تصمیم‌گیری قانونمند و علمی و جز جهت‌گیری اسلامی و مردمی ندارد..."

منظور از عدالت

"... عدالت یعنی چه؟ عدالت از موضع اداره کشور و از موضع مدیریت یعنی توزیع عادلانه منابع و فرصتها در همه مناطق کشور و برای همه آحاد ملت ایران؛ یعنی هر جوانی در هر کجای کشور از فرصتهای یکسان برای شکوفایی استعدادهایش برخوردار باشد اجرای عدالت یعنی همه جای کشور با هم و هماهنگ پیشرفت بکند. اجرای عدالت یعنی فرصتهای کشور به طور عادلانه برای همه مردم توزیع بشود. اجرای عدالت یعنی بستن راه در مقابل کسانی که با اتصال به قدرت، باند، گروه و جناح فرصتهای بیشتری را در اختیار می‌گیرند.

اجازه بدهید مقداری این موضوع را باز کنیم. بالاخره بخش مهمی از خواسته‌های شما اجرای عدالت بود. اینکه خودتان را با دانشگاهها و شهرهای دیگر مقایسه و مطالبه می‌کنید، معنای آن همان اجرای عدالت است. منابع بانکی در کشور ما موتور محرکه اقتصادی ما هستند. حضور بانکها در هر عرصه تحرک را در آن عرصه ایجاد می‌کند. باز خواهش می‌کنم که به این عددها دقت کنید. در کشور ما سالانه بیش از 40 هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی اعطا می‌شود. اما متاسفانه بیش از 60 درصد این تسهیلات در اختیار کمتر از 3 درصد جمعیت کشور قرار می‌گیرد. معنای آن این است که فرصتها و تسهیلات بانکی به طور عادلانه در کشور ما توزیع نمی‌شود.

حالا چه باید بکنیم؟ باید این را اصلاح بکنیم. ما فکر می‌کنیم این تسهیلات بانکی متعلق به عموم ملت ایران است. باید هر منطقه‌ای، قشری و هر گروهی از جمعیت ایران سهم خودش را از این تسهیلات داشته باشد و از آن استفاده بکند. البته این کار، کار سختی است. امروز هیئت دولت در بیرجند یک مصوبه داشت. خلاصه این مصوبه توزیع عادلانه تسهیلات بانکی در همه نقاط کشور و در میان همه متقاضیان تسهیلات بانکی بود. حالا ما این را تصویب کردیم..."

اجرای عدالت، سخت‌ترین مرحله انقلاب

"... سخت‌ترین و پیچیده‌ترین مرحله انقلاب ما مرحله اجرای عدالت است. تا قبل از اجرای عدالت، جبهه‌ای که ما با آن برخورد داریم، جبهه بیرونی است. کسانی که مخالف استقلال، آزادی و جمهوری"... سخت‌ترین و پیچیده‌ترین مرحله انقلاب ما مرحله اجرای عدالت است. تا قبل از اجرای عدالت، جبهه‌ای که ما با آن برخورد داریم، جبهه بیرونی است.

پیچیدگی‌ها و سختیهای اجرای عدالت

"... در برقراری جامعه اسلامی، اعمال و اجرای عدالت جزء سخت‌ترین مراحل است. در آزادی، تحقق آزادی و استقلال و برپایی یک نظام اسلامی، مرزبندیها و خط درگیری کاملا معلوم است. در برپایی عدالت خط عوض می‌شود و جبهه درگیری خیلی گسترده‌تر می‌شود. خط از این حالت که عده‌ای آن طرف هستند و عده‌ای این طرف، کاملا معلوم است. بالاخره خیلی از شماها اوایل انقلاب یادتان هست، معلوم بود منافقین، مارکسیستها، گروههای ضد انقلاب، بعدش هم در زمان جنگ معلوم بود که چه کسانی هستند. بعد هم معلوم بود چه کسانی طرفدار دفاع مقدس‌اند و چه کسانی نیستند. در اجرای عدالت جبهه بسیار گسترده است.

ممکن است از برادر و خانواده آغاز بشود. از دوستان بیست ساله و سی ساله شروع بشود؛ از همسنگران و همرزمان شروع بشود، چون عدالت می‌خواهد در مقابل زیاده‌خواهیها و برتری‌طلبیها بایستد. برای این است که می‌بینید در زمان امیرالمومنین علی(ع) در گام اول کسانی در مقابل امام می‌ایستند که در نبردها و سختیها یار امام بودند. وقتی اجرای عدالت پیش می‌آید، می‌بینید اصلا جبهه دیگر خط نیست و اصلا خطش مستقیم نیست، بسیار پیچیده می‌شود. افرادی هستند که تا حدی آن را دوام می‌آورند. تا موقعی که برای دیگران اجرا می‌شود، تشویق و حمایت می‌کنند و فریاد می‌زنند، اما به محض اینکه نوبت خودشان می‌شود، فریاد می‌زنند. البته اجرای آن کار سختی است، ولی باید انجام بدهیم. چاره‌ای نیست، وظیفه است و باید در جهتش حرکت کنیم..."

محرومیت‌زدایی از مناطق مختلف کشور، از محورهای عدالت

"... دولت، دولت عدالت و عدالت‌گستری است. از شاخصه‌ها و محورهای عدالت این است که امکانات کشور را در جهت محرومیت‌زدایی به کار بگیریم. از شاخصه‌های عدالت‌گستری دولت این است که مسئولین کشور، استان و شهرستان در کنار مردم، با مردم و مثل مردم زندگی بکنند. حضور بنده در اولین سفر استانی در این شهرستان عزیز، دلیل محکمی بر عزم و اراده راسخ دولت برخاسته از اراده شما برای محرومیت‌زدایی و عمران و آبادی مناطق کشور است. ان‌شاء‌الله آستینها را بالا بزنیم، ما و شما در کنار هم؛ دولت چیزی نیست جز برآمده از اراده شما؛ چیزی نیست جز خدمتگزاری شما؛ دولت و دولتمردی چیزی نیست جز نوکری مردم و در راس آن نوکری مردم عزیزی که در مناطق محروم سختیها را تحمل می‌کنند، اما پرچم ایمان و عزت ملت ما را همواره برافراشته نگه می‌دارند..."

تصمیم دولت برای توزیع سهام عدالت

"... کار سومی که دولت تصمیم گرفته انجام بدهد، توزیع سهام عدالت است. شما می‌دانید 45 درصد اقتصاد ما متعلق به دولت است؛ یعنی دولت مستقیما متصدی کار اقتصادی است. این چیزی است که همه صاحب‌نظران با آن مخالف هستند و می‌گویند اقتصاد دولتی پرخرج و کم‌بازده است. اقتصادی موفق است که متن مردم در آن فعال باشند و تولید بکنند، بسازند و کار بکنند. آماری ما از سال 1370 تا امسال گرفته‌ایم. می‌دانید سیاست عمومی دولت واگذاری کارها به مردم بوده، یعنی بنا بوده موسسات اقتصادی دولتی مثل کارخانجات، کشت و صنعتها و شرکتهای بزرگ را به مردم واگذار بکنند که دولت کوچک بشود و مردم بزرگ بشوند. متاسفانه در طول ده سال بین سال 1370 تا 1380 آمارها می‌گوید نسبت سرمایه‌گذاری جدیدی که موسسات دولتی انجام داده‌اند، به آن میزانی که به مردم واگذار کرده‌اند، در سال 1370 ده برابر و در سال 1380 پانصد و هشت برابر است؛ یعنی سودی که باید در خزانه دولت بیاید و در اختیار مردم قرار بگیرد، مردم کارگاه برپا بکنند و اقتصاد را فعال بکنند، مجددا در اقتصاد دولتی صرف شده است؛ اقتصادی که بازده آن کم و هزینه آن بالاست. در شورای اقتصاد تصویب شد که به لطف الهی این روند معکوس بشود؛ یعنی دولت دیگر اجازه نخواهد داد که در موسسات دولتی غیر از بخش خاصی از فولاد و صنعت نفت، کسی سرمایه‌گذاری جدید بکند.

همه سود شرکتها و موسسات باید در حسابی در دولت بیاید و این پشتیبان فعالیتهای مردم در استانها قرار بگیرد؛ یعنی به نسبت در استانهای مختلف برای فعالیتهای مردمی توزیع بشود. اگر موسسه‌ای هم حتما باید کار بکند و مردم به طور مستقیم نمی‌توانند در آن وارد بشوند، تصمیم گرفته شد که با مشارکت مردم آن کار را انجام بدهد..."

ضرورت تبدیل مطالبه عدالت به فرهنگ عمومی مردم

"... تنها راهی که همه کشور با هم پیشرفت بکند، تنها راهی که جلوی دست‌اندازیهای به بیت‌المال گرفته بشود، تنها راهی که همه استعدادها فرصت شکوفایی پیدا بکنند، همانا برپایی عدالت در همه عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی کشور است. و عرض کردم البته کار سختی است. زمانی این به طور کامل محقق خواهد شد که تبدیل به یک مطالبه عمومی بشود. ما باید خودمان را تمرین بدهیم که تابع عدالت باشیم. باید صحنه جامعه را نظاره کنیم، هر جا ردپایی از بی‌عدالتی و تبعیض دیدیم، فریاد بزنیم. من این را از همه ملت ایران می‌خواهم. این دولت از اینکه فردی یا گروهی از آحاد ملت علیه ظلم و بی‌عدالتی فریاد بزند، نه تنها ناراحت نمی‌شویم، بلکه ما هم خدا را شکر می‌کنیم، هم خوشحال می‌شویم و هم دست آنها را می‌بوسیم، چرا که اجرای عدالت بدون حضور، نظارت و مطالبه مردم امکان‌پذیر نیست..."

برخی سفسطه‌ها در مورد مفهوم عدالت

در همین چند ماهه که بحث عدالت مطرح شد، گفتند اینها می‌خواهند فقر را توزیع کنند. ما می‌گوییم اتفاقا عدالت یعنی توزیع ثروت. یا اینهایی که می‌گویند با عدالت می‌خواهند رشد اقتصادی را کند کنند. ما می‌گوییم اتفاقا عدالت باعث افزایش رشد اقتصادی می‌شود، چون همه استعدادها شکوفا می‌شود و همه فرصت تحرک پیدا می‌کنند. تا می‌گویی عدالت، می‌گویند اینها ضد سرمایه‌دار و سرمایه‌گذار و ضد فلان‌اند. نه، چه کسی چنین حرفی را زده است؟ مردم باید سرمایه‌گذاری کنند تا کشور پیشرفت کند. مفهوم عدالت مخالفت با [سرمایه‌گذاری نیست]. اتفاقا مفهوم عدالت یعنی آماده کردن زمینه‌ها برای سرمایه‌گذاری و اتفاقا وقتی عدالت را کنار می‌گذاریم، استعدادها می‌سوزد و رشد اقتصادی کاهش پیدا می‌کند و بعد مجبوریم که مرتب عددسازی کنیم. یک آقایی که در تهران یک برج می‌سازد و 3 میلیارد تومان هزینه می‌کند و 15 میلیارد تومان دریافت می‌کند، این را هم جزو رشد اقتصادیمان می‌آوریم و منظور می‌کنیم. در صورتی که اتفاقی در زندگی مردم نمی‌افتد. نمی‌گویم کسی نباید ساختمان بلند یا چه بسازد، باید به گونه‌ای اداره کنیم که اگر 3 میلیارد تومان گذاشت، 4 میلیارد تومان بردارد، نه 15 میلیارد. اینکه رشد اقتصادی نیست. این جمع کردن پول از دست عموم مردم و کردن آن به جیب چند نفر است. با این کار کشور پیشرفت نمی‌کند..."

برپایی عدالت در سرتاسر دنیا، یکی از آرمانهای انقلاب

یکی از آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی برپایی عدالت در سر تا سر زمین است. انقلاب اسلامی مخالف ظلم، تبعیض، کشتار ملتها و خواهان برپایی صلح و عدالت برای همه ملتهاست. کسانی که خودشان ظالم‌اند، نمی‌توانند پاسدار عدالت باشند. کسانی که در پرونده آنها کشتار، تجاوز و خیانت به ملتهاست، نمی‌توانند پاسدار امنیت، صلح و عدالت باشند.

نگاهی به عرصه جهانی بیندازید. هر جایی که جنگ، کشتار و تجاوز به حقوق ملتهاست، حکومتهای مستکبر و نظام سلطه آنجا حاضرند. هر جایی که چپاول ملتهاست، آنجا حاضرند و دست آنها در کار است. هر جا که ظلم و بی‌عدالتی است، آنجا حاضرند. کسانی که امروز در دنیا مدعی حقوق بشر، صلح و آرامش‌اند، پرونده آنها از ظلم و جنایت سیاه است. کسانی که در تاریخ و پرونده آنها حتی یک اقدام در جهت احقاق حقوق ملتها و برپایی صلح و عدالت وجود ندارد، امروز در مقابل ملت مظلوم ایران مدعی صلح و حقوق بشر شده‌اند.

ما می‌گوییم کسانی که از جنایتکاران حاکم بر فلسطین حمایت می‌کنند، حق ندارند شعار حقوق بشر سر بدهند. ما می‌گوییم کسانی که در قلب اروپا زندانهای مخفی درست کرده‌اند و از سر تا سر دنیا آزادیخواهان و مخالفان خودشان را می‌دزدند و مخفیانه به آن زندانها منتقل می‌کنند و مورد شکنجه و آزار قرار می‌دهند، حق ندارند، دم از حقوق بشر بزنند. کسانی که در کشور خودشان و به قول خودشان در ابتدای قرن بیست و یک دانشمندان، متفکران و صاحب‌نظران خودشان را فقط و فقط به جرم اظهارنظر درباره مسائل تاریخی دستگیر، محاکمه و زندان می‌کنند، حق ندارند در مقابل ملت مظلوم ایران دم از حقوق بشر بزنند..."

ضرورت تاثیرگذاری ملت ایران در تحقق عدالت جهانی

ما باید سهم خودمان را در تحقق عدالت جهانی ایفا بکنیم. امروز جهان تشنه عدالت است. اینکه خدمتتان عرض می‌کنم، اطلاعی دقیق است. امروز همه ملت‌ها، متن ملت‌ها و نه تنها ملت‌های مسلمان بلکه همه ملتها تشنه فرهنگی هستند که از این سرزمین متجلی است و به تعبیر بلند امام عزیز ما، امروز ملتها و جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است. ما باید هم این فرهنگ را به دنیا معرفی بکنیم و هم با ساختن ایران عزیز جامعه‌ای نمونه را پیش چشم ملتهای دنیا قرار بدهیم.

امروز ملت ما پرچمدار عدالت و معنویت در جهان است. بنابراین نمی‌تواند در مقابل کشتارها، زورگوییها و تجاوزهایی که در فلسطین و جای جای جهان می‌شود، بی تفاوت بماند. ملت ایران نمی‌تواند در مقابل انباشت زرادخانه‌ها از سلاحهای میکروبی، شیمیایی و اتمی بی‌تفاوت بماند. به همین خاطر است که می‌بینید پیشنهاد دادیم در سازمان ملل کمیته‌ای مامور بشود که برود تحقیق بکند و این زرادخانه‌ها را شناسایی بکند و برای انهدام آن برنامه‌ریزی بکند و اگر کسانی در این جهت گام برمی‌دارند، اینها را به بشریت معرفی بکند، مانع درست بکند و طراحی بکند که جلوی این زیاده‌طلبیها را بگیرد.

ما موظفیم که سهم خودمان را در برپایی عدالت ایفا بکنیم و دولت برخاسته از اراده و ایمان شما این مسیر را با سربلندی ادامه می‌دهد و ان‌شاء‌الله ادامه خواهد داد..."

دو لازمه اجرای عدالت

اما اجرای عدالت دو لازمه و دو شرط دارد. اجرای واقعی عدالت باید به دست ملت انجام بشود. در واقع مردم مطالبه عدالت را باید سرفصل و سرلوحه همه وظایف و فعالیتهایشان قرار بدهند؛ یعنی باید به جایی برسیم که همه ملت ما یکپارچه فریاد بزند عدالت.

عدالت باید در صدر خواسته‌ها و فریادهای ملت ما قرار بگیرد، این یک. دوم، هشیاری و حضور در صحنه. می‌دانید که اجرای عدالت سخت‌ترین و پیچیده‌ترین مرحله برپایی یک حکومت پیشرفته اسلامی است. انسانهای پرخواه، خودخواه، سیری‌ناپذیر، متخلف، اینها از اجرای عدالت وحشت دارند. اینها از آنجایی که صاحب امکانات‌اند، صاحب بلندگو هستند، صاحب نفوذاند، با سازمان‌یافتگی، هماهنگی و پیچیدگی در مقابل اجرای عدالت می‌ایستند. مردم باید هشیار باشند. چگونه جلوی عدالت می‌ایستند؟ کسانی که دستشان از فرصتهای استثنایی کوتاه می‌شود، از جابه جاییهای سنگین مالی و کالاهای غیرقانونی کوتاه می‌شود، کسانی که دستشان از امتیازات ویژه و برخورداریهای خاص از بیت‌المال کوتاه می‌شود، در اعتراض و مخالفت و طراحیهای خودشان هیچ‌گاه به کوتاه شدن دستشان اشاره نمی‌کنند. آنها برای ابراز مخالفت و ممانعت از اجرای عدالت، مسائل دیگری را بهانه می‌کنند و پشت نقاب دیگری پنهان می‌شوند. اینجا باید هوشیار بود..."

بی‌عدالتی، ریشه مشکلات امروز جهان

"... رفع کینه‌ها، جنگها و عداوتها جز با برقراری عدالت امکان‌پذیر نیست. عدالت، ریشه محبت و مهرورزی است. آن چیزی که دلهای ملتها را به هم نزدیک می‌کند، عدالت است. عدالت صمیمیت و اعتماد به یکدیگر می‌آورد. امروز متاسفانه در کل جهان فضایی از بی‌اعتمادی حاکم است. ما چطور می‌توانیم در فضایی که سرشار از بی‌اعتمادی است، صلح و آرامش پایدار را برقرار کنیم؟ برای ایجاد اعتماد باید همگان به عدالت پایبند باشیم؛ عدالتی که عشق به انسانها، عشق به ملتها و همنوع را در دل انسان زنده می‌کند.

ما فکر می‌کنیم این مناسباتی که امروز بین کشورها هست، این دیپلماسی برخاسته از قدرت‌طلبی، این دیپلماسی برخاسته از منافع گروهی و دسته‌ای و منافع خاص جغرافیایی نمی‌تواند صلح و آرامش را برای بشریت به ارمغان بیاورد.

اجازه بدهید من مثال کوچکی بزنم. الان می‌بینیم که مراودت و گفتگوهای فراوان سیاسی در دنیا انجام می‌شود، اما در بسیاری از این گفتگوها و مراودات در عین حال که طرفین به هم لبخند می‌زنند، اما هر کدام خنجری در پشت خودشان پنهان کرده‌اند و منتظر فرصتی هستند تا آن خنجر را به قلب طرف مقابل فرو کنند. با ادامه این مناسبات ما به کجا خواهیم رسید؟ آیا می‌شود به آینده پر از صلح و آرامش امیدوار بود؟ چاره‌ای نداریم. باید به توحید و عدالت برگردیم. این تنها راه نجات بشر و ملتهاست. وقتی عدالت باشد، دیگر ما شاهد تحقیر ملتها نخواهیم بود. امروز متاسفانه برای تداوم سلطه و ایجاد و بسط سلطه بر ملتها از ابزار فرهنگی و در محور ابزار فرهنگی از تحقیر ملتها، تاریخ ملت‌ها و فرهنگ و تمدن ملتها استفاده می‌شود. اگر عدالت حاکم باشد، ما دیگر شاهد تحقیر ملت‌ها در عرصه‌های بین‌الملل نخواهیم بود..."

عدالت، محور اصلی جامعه اسلامی

"... عدالت روح انقلاب و پایه اصلی جامعه اسلامی است. عدالت یعنی همه کشور باید با هم پیشرفت بکند. عدالت یعنی وجب به وجب این سرزمین عزیز است. عدالت یعنی تک تک مردم این سرزمین عزیزند. عدالت یعنی مردم و جوانان بروجن برای پیشرفت و بروز استعدادها باید به اندازه جوانان تهران، مشهد، تبریز و اصفهان فرصت کار و تلاش و پیشرفت در اختیار داشته باشند.

درست به همین دلیل است که دولت و خدمتگزاران شما در دولت که برآمده از رای شما هستند؛ تصمیم گرفته‌اند دولت را به میان مردم و به مردم برگردانند. توانمندی، منابع، امکان تصمیم‌گیری و قدرت دولت متعلق به ملت است و باید در خدمت ملت باشد. به همین خاطر تصمیم گرفته‌ایم به میان شما بیاییم و شهر به شهر را از نزدیک ببینیم، بشنویم و در استانها به طور ویژه جلسه تشکیل بدهیم و به طور اختصاصی برای استان تصمیم بگیریم..."

عدالت معیار حل و فصل مسائل جهانی

ما معتقدیم عدالت معیار حل و فصل مسائل جهانی است. عدالت پایه صلح و امنیت در جهان است. اگر عدالت نباشد، امکان تحقق صلح و آرامش در جهان وجود ندارد. همه مسائل جهانی، روابط و تعاملات جهانی باید بر پایه عدالت حل و فصل شود. به همین دلیل است که در مسئله هسته‌ای مطلقا ما حرف زور آنها را تحمل نمی‌کنیم. دشمنان با پیشرفت ملت و جوانان ما مخالف‌اند. آنها انتظار داشته‌اند وقتی که بیست و پنج ـ شش سال قبل رابطه‌شان را با ما قطع کردند، ما را تحت محاصره اقتصادی، تحریم فناوری و تحت شدیدترین تبلیغات سیاسی و دروغ قرار دادند، ببینند که ملت ما در مسیر علم، فناوری و پیشرفت به عقب‌گرد وادار شده است. ببینند که مانع پیشرفت ملت ایران شده‌اند. تا وقتی سایر ملتها می‌خواهند از ملت ایران الگو بگیرند، به آنها بگویند ببینید! کشوری که براساس انقلاب، دین، خداپرستی و عدالت اداره می‌شود، نمی‌تواند قله‌های دانش را فتح بکند. امروز که می‌بینند علی‌رغم تحریمها، محاصره‌ها، تبلیغات سم‌آلود و ناجوانمردانه، ملت و جوانان ما توانسته‌اند به قله‌های دانش بشری دسترسی پیدا کنند، عصبانی‌اند و از آنجا که می‌بینند با زبان منطق، زبان حقوقی و قانون و زبان علم و فناوری نمی‌توانند مانع دستیابی ملت ما به فناوری هسته‌ای بشوند، به زبان تهدید و زور روی آورده‌اند. البته آنها می‌دانند که با زبان تهدید هم کاری نمی‌توانند بکنند. امروز ملت ایران مقتدر، مصمم و یکپارچه در مسیر تحقق همه آرمانهای خودش حرکت می‌کند. آنها باید بدانند که بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای در همه زمینه‌های صلح‌آمیز به خصوص تامین سوخت و انرژی برای صنعت، کشاورزی، علم، دانش و پزشکی خواست همه ملت ایران است..."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات