مصطفی ایزدی
چند روز قبل در یکی از سایتهای اینترنتی نامهای را دیدم تحت عنوان فراخوان جدید صلحخواهی ملت ایران که بیش از 300 اسم از روزنامهنگاران، سیاسیون و فعالان اصلاحطلب ایران زیر آن بود. در این فراخوان که به تاریخ 26 آذر ماه 86 منتشر شده، شرائط کشور و منطقه مورد بحث قرار گرفته و از وصفی که در آن هستیم و بحرانی که وجود دارد، گلایه شده است. محور اصلی این نامه، ترغیب دولتمردان جمهوری اسلامی ایران به پذیرش پیشنهاد محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یعنی تعلیق در برابر تعلیق است. در میان اسامی ذیل نامه مذکور نام اینجانب نیز وجود داشت. بدیهی است دوستان عزیز تهیهکننده این نامه با این پندار که من هم با کلیه مفاد آن موافقم و با عنایت به اینکه مجوز مرا برای ذکر نامم در زیر تبریکها و تسلیتهای دستهجمعی دارند، اسم را در میان نامها گذاشتند. ضمن تشکر از حسنظن آنان، یادآور میشوم که بدلائلی چند نسبت با موضوع محوری این فراخوانها که همان تعلیق در برابر تعلیق است، موافقت ندارم.
1- همه دلسوزان جامعه، از جمله امضاکنندگان همین نامه معتقدند که انرژی اتمی برای مقاصد غیرنظامی، حق مسلم ما است، اما در چگونگی برخورد با آن و اینکه کلیه حقوق مسلم ملت ایران در انرژی هستهای متمرکز نیست، اختلاف نظر وجود دارد.
2- همه صلحطلبان آگاهند که حاکمان فعلی آمریکا جنگطلب و حامی پر و پا قرص اسرائیل جنگافروز و متجاوز هستند و نیز بعضی از اعضای گروه 1+5 تحت تاثیر آمریکا هستند.
3- جنگ سرد نزدیک به 30 سال بین ایران و آمریکا، چندان که بعضیها فکر میکنند ربطی به انرژی هستهای ندارد و هر دورهای طرفین بهانهای دارند که دعوا را تداوم بخشند. لذا هیچکسی نمیتواند تضمین بدهد که در صورت رفع بهانه انرژی هستهای، خوی جنگافروزی و توسعهطلبی و نیز خصومت آمریکاییها علیه ایران به خوی صلحطلبی و روش مسالمتآمیز تبدیل شود.
4- آیا تحریم ایران و ایجاد فشار اقتصادی علیه ما، حق آمریکا و متحدان اوست؟ حتی اگر بپندارند و یقین داشته باشند که ایران قصد استفاده تسحیلاتی از اتم داشته باشد؟ قطعا نه آمریکا و نه هیچ قدرت دیگری حق تحریم ایران را ندارد.
5- تعلیق، یعنی موقتا از حق استفاده از انرژی اتمی دست برداشتن. در برابر این تعلیق، طرف غربی هم تحریم و فشار اقتصادی را ادامه نمیدهد. یعنی 1+5 تصویب قطعنامه سوم علیه ایران در شورای مرکزی را به حال تعلیق درمیآورند.
6- به یقین هیچ پدیدهای باارزشتر از آن نیست که مردم ایران در صلح و امنیت و آرامش روحی و رفاه باشند. اما تعلیق در برابر تعلیق، تامینکننده این نیازهای ارزشمند ایرانیان نیست. زیرا غربیها میگویند تعلیق کنید تا تکلیف موضوع هستهای ایران در مذاکره یقین شود. معنی این وعده این است که قطعنامه سوم، چون پتکی بالای سر میز گفتوگو، منتظر فرود آمدن است.
7- همانگونه که در نظر اکثر تحلیلگران سیاسی و آگاهان بینالمللی، از جمله امضاکنندگان نامه فراخوان جدید صلحخواهی ملت ایران، اوضاع داخی آمریکا و کشورهای مهم اروپائی همسو با سیاست تجاوزکارانه آمریکا، اوضاع مناسبی نیست و دولتمردان آمریکا، گرفتاریهای زیادی چه در رابطه با شرایط عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین دارند. لذا بهترین تصمیم که میتواند سایه شوم جنگ دیگری را در خاورمیانه از بین ببرد، گفتوگوی مستقیم در سطح بالای دو کشور ایران و آمریکاست. مقامات ایرانی میتوانند با آسانی آمریکا را در ایجاد ارتباط، همطراز انگلیس و روسیه فرض کنند و با آمریکا به مذاکره مستقیم بپردازند. در این صورت موضوع انرژی هستهای کمرنگ میشود و دعواها فروکش مینماید.
8- بنده نیز همانند عموم اصلاحطلبان، ادبیات بکار گرفتهشده در معادلات بینالمللی از طرف رئیس دولت نهم را مسالمتآمیز و صلحطلبانه نمیدانم و در حالی که تقدس بخشیدن به دعوای ایران و آمریکا و موضوع انرژی اتمی را محکوم میکنم، آرزو میکنم حاکمان ایران ضمن دست برداشتن از تجدید آزادیهای مطرح در قانون اساسی و تهدید منتقدان خود، شیوه پسندیدهای را برای حل و فصل مشکلات داخلی و معضلات بینالمللی انتخاب نمایند.