نصرتالله تاجیک
پس از آزادی از زندان در تاریخ 3/11/2006 و به دنبال تحقیقاتی که از طریق اینترنت انجام دادم به دو گزارش در سایت اینترنتی مجلس نمایندگان آمریکا دست یافتم که متنی واحد عینا در صفحات 20 و 6 آنها درج گردیده است.
گزارش اول تهیه شده توسط یک کارشناس بلندپایه و سابق اف-بی-آی و براساس مطالب مندرج در روزنامه رژیم صهیونیستی هاآرتص و به نقل از یک مجروح فلسطینی میباشد که ادعا کرده است بنده در استخدام نیروهای فلسطینی برای هستههای حزبالله فعالیت کردهام! اگرچه گزارش مذکور کلا بیاساس است ولی همین ادعا و گزارش عینا در اسناد کنگره روابط بینالملل مجلس نمایندگان آمریکا درج و ثبت گردیده است.
در تحقیق و بررسی روند چگونگی توسعه دشمنی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که وکلا میخواهند به عنوان بخشی از اسناد به دادگاه عالی ارایه کنند به مطلبی برخورد نمودم که انگیزه تهیه این مقاله گردید که بخوبی میتوان از لابلای مطالب آن به عمق کینه و چگونگی عداوت و فعالیتهای رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران و دلایل مخالفت شدید این رژیم با گزارش اخیر ارگانهای اطلاعاتی آمریکا در زمینه فعالیتهای هستهای ایران پی برد.
اگرچه گزارش مذکور دارای ابعاد گوناگونی است که اگر به خوبی بررسی نشود اثرات منفی درازمدت آن به مراتب بیشتر از منافع کوتاهمدت آن خواهد بود ولی از طرف دیگر برای سران این رژیم نیز خیلی سنگین است که با فاصله یک هفته بعد از سفر نخستوزیر این رژیم به آمریکا ظاهرا اینگونه ناگهانی خبر گزارش مذکور را دریافت کنند.
آمریکا متحد اصلی رژیم صهیونیستی در عرصه بینالمللی است و سالیانه سه میلیارد دلار کمک بلاعوض به این رژیم میدهد. سازمان ملل کلیه قطعنامههایی را که به نوعی مورد قبول رژیم صهیونیستی نیست وتو مینماید.
بعضی تحلیلگران میگویند علت نزدیکی رژیم صهیونیستی و آمریکا را باید در قدرتمندی لابی یا مجموعه محافل طرفدار رژیم صهیونیستی در آمریکا جستوجو کرد. اما لابی صهیونیستی چگونه عمل میکند و متشکل از چه نهادهایی است در مطالبی که درباره لابی صهیونیستی در آمریکا نوشته شده نام بعضی نهادها مرتب تکرار میشود. بعضی از آنها به نحو آشکار سیاسی هستند، مثل سازمان صهیونیستهای آمریکا. بعضی دانشگاهی و تحقیقاتی هستند، مثل انستیتوی سیاست خاور نزدیک در واشنگتن که در لابی رژیم صهیونیستی نقش نظری ایفا میکند.
اما سازمانی که نقش هماهنگی این نهادها و افراد مختلف را بازی میکند و نامش با لابی رژیم صهیونیستی همخوان شده است ایپک یا کمیته آمریکایی روابط عمومی اسراییل است و در سایت اینترنتیاش آمده است که هدفش استحکام بخشیدن هرچه بیشتر به روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی است و صدهزار نفر از اعضایش را آمریکاییهایی تشکیل میدهند که به حساسیت خطراتی که متوجه رژیم صهیونیستی است آگاهند.
ایپک یک سازمان بسیار بزرگ، متشکل و موثری است که اغلب نظرات اسرائیلیها را منعکس میکند اما در بعضی موارد حتی از سیاستی که خود رژیم صهیونیستی در پیش گرفته افراطیتر بوده است. ایپک به طور اخص روی کنگره و دولت آمریکا متمرکز است. این سازمان ترتیب سفر نمایندگان کنگره آمریکا به سرزمین اشغالی فلسطین را میدهد، در تماس مستمر با دفاتر اعضای کنگره است و برای افراد خاصی که نامزد نمایندگی در کنگره شدهاند فعالیت انتخاباتی میکند، یا علیه نامزدهای خاصی فعالیت میکند.
نتیجه این شده که بسیاری از نمایندگان در مجالس آمریکا فهمیدهاند که مخالفت با ایپک ممکن است در دور بعدی انتخابات برایشان گران تمام شود. به این ترتیب شیوههای ایپک در حمایت از رژیم صهیونیستی بسیار موفق بوده است.
استیون والت استاد دانشگاه هاروارد هم که مقالهاش در این باره بحثبرانگیز شده میگوید تمهیدات ایپک بخصوص در ارتباط با نمایندگان مجالس آمریکا تاکنون بسیار موفق بوده است. وی میگوید اگر شما یک نماینده در کنگره آمریکا هستید و در زمینه مسائل مربوط به رژیم صهیونیستی نظر خاصی ندارید، ترجیح میدهید زرنگی کنید و از رژیم صهیونیستی حمایت کنید و وقتی کسی میآید از شما میخواهد به این یا آن مصوبه یا قطعنامه رای بدهید، این کار را بکنید. بخصوص که اگر این کار را نکنید ممکن است عواقب خطرناکی برایتان داشته باشد. اگر شما به عنوان کسی که از رژیم صهیونیستی حمایت نمیکند مشهور شوید، ممکن است در انتخابات بعدی با دردسر مواجه شوید، مثلا ممکن است پول بیشتری به حساب رقیب انتخاباتی شما سرازیر شود. برای همین بود که ارنست هالینگز، سناتور پیشین، گفت که در مجالس آمریکا شما نمیتوانید در قبال رژیم صهیونیستی سیاستی متفاوت با سیاستی که ایپک به شما میدهد اتخاذ کنید.
استیون والت هم با این نظر موافق است. او میگوید در مقاله خود در این باره هیچگاه از عنوان لابی یهودی استفاده نکرده است چرا که در اغلب موارد آرا اکثریت یهودیان آمریکا با آرا لابی رژیم صهیونیستی متفاوت است. به عنوان مثال او میگوید: یک نظرسنجی عمومی پیش از جنگ عراق مشخص کرد که به نسبت جمعیت عمومی آمریکا، در واقع حمایت از جنگ در میان یهودیهای آمریکا کمتر است. حال آنکه لابی رژیم صهیونیستی حامی جنگ علیه عراق بود. به این ترتیب لابی رژیم صهیونیستی نوعی ائتلاف است از مجموعه سازمانهایی که مواضعی اتخاذ میکنند که ممکن است از نظر اکثریت یهودیها افراطی به نظر برسد. ولی واقعیت امر این است که اخیرا سازمانهای مسیحی و کلیساهای آمریکا نقش بیشتری در لابی طرفدار رژیم صهیونیستی پیدا کردهاند. بعنوان مثال کشیش جان هگی بنیانگذار سازمان مسیحیان متحد در دفاع از اسرائیل معتقد است سازمان او بزودی از ایپک، نهاد اصلی در لابی طرفدار اسرائیل، قویتر خواهد شد.
برخلاف ایپک و نهادهای مشابه، مسیحیان انجیلی برای حمایت از رژیم صهیونیستی دلایل مذهبی دارند. آنها فکر میکنند که خلق دوباره رژیم صهیونیستی محقق شدن آن چیزی است که انجیل بشارتش را داده است. بنابراین از نظر آنها خداوند در آن چیزی که قصد طرحریزی آن را دارد موجودیت رژیم صهیونیستی را هم گنجانده و به همین دلیل رژیم صهیونیستی باید از جانب مسیحیان حمایت شود.
مسیحیان انجیلی در سالهای اخیر در آمریکا صاحب نفوذ زیادی شدهاند و هنوز هم روزبهروز بر قدرت آنها افزوده میشود. زمانی مسیحیان جای چندانی در لابی رژیم صهیونیستی نداشتند اما اکنون وضع متفاوت است زیرا حضور هزاران مسیحی در فراخوان کشیش هگی در واشنگتن برای حمایت از رژیم صهیونیستی در گردهمایی اولیه این سازمان که اعضای آن به محل کنگره آمریکا رفتند و با شماری از اعضای کنگره در مجلس نمایندگان سنا دیدار کردند، یک پدیده جدید است.
ایپک هزاران عضو و طرفدار دارد اما مسیحیان بنیادگرا در آمریکا را با رقم میلیونی باید سنجید. به این ترتیب عامل جدید قدرتمندی وارد لابی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
ولی جف وینتروب معتقد است لابی رژیم صهیونیستی در آمریکا با مخاطرات جدیدی روبروست و همین مخاطرات در حال رقم زدن سرنوشت این لابی است.
او میگوید: این لابی در سراشیب افتاده، چرا که در داخل گروههای طرفدار رژیم صهیونیستی در آمریکا اختلافآرا ایجاد شده است. آنچه لابی رژیم صهیونیستی خوانده میشود حال در مورد سیاستهای دولت رژیم صهیونیستی با یک صدای واحد حرف نمیزند. مثلا خود من متهم هستم که در لابی رژیم صهیونیستی فعالیت میکنم اما سالهاست که با احداث شهرکهای یهودینشین مخالفت میکنم و طرفدار ایده دولت فلسطینی هستم.
از نظر وی این صدای متفاوتی که وارد صحنه شده را میتوان صدای جامعه لیبرال یهود نامید، که در بسیاری موارد راه خود را از دولت رژیم صهیونیستی جدا میکند. اما به اعتقاد گری سیک گروههای مختلف داخل لابی صهیونیستی، از لیبرال تا افراطی، آنگاه که حس میکنند خطری خارجی رژیم صهیونیستی را تهدید میکند، همصدا میشوند. او میگوید یکی از کشورهایی که از جانب این گروههای مختلف به مثابه تهدید محسوب میشود و تمایلات مختلف داخل این لابی در مورد آن همعقیده هستند، ایران است.
به گفته وی خود ایران این تصور را قوت بخشیده است، از طریق رفتارهایی که عملا باعث شده تهدید قلمداد کردن ایران برای مجموعه لابی رژیم صهیونیستی راحتتر باشد. مانند اظهارات رییسجمهور ایران مبنی بر ضرورت انهدام اسرائیل، اینها باعث میشود بتوان ایران را یک خطر عمده قلمداد کرد.
شاید به همین دلیل است که وقتی به سایت اینترنتی ایپک در آمریکا مراجعه میکنید در یکی از صفحات آن که به مسایل و خطراتی که پیشروی رژیم صهیونیستی است اختصاص دارد ابتدا نام ایران و برنامه اتمی آن را میبینید و بعد از آن دولت حماس و گروههای فلسطینی را.
در مارس سال 2006 مقالهای درباره لابی طرفدار رژیم صهیونیستی در آمریکا و نقش آن در سیاست خارجی آمریکا توسط دو استاد علوم سیاسی شناخته شده آمریکایی استیون والت (رییس دانشکده علوم سیاسی هاروارد) و جان مرشایمر (از استادان شناخته شده دانشگاه شیکاگو) نوشته شده است که در مجله نقد کتاب لندن چاپ شد که با استفاده از لینک زیراصل مقاله قابل بهرهبرداری است.
نویسندگان مقاله معتقدند که نفوذ این لابی بر کنگره و دستگاه سیاست خارجی آمریکا به حدی است که اگر قانونی خلاف منافع ملی آمریکا ولی موردنظر لابی باشد، تصویب میشود. بخش دیگری از مقاله اختصاص دارد به شیوههایی که لابی برای ساکت کردن مخالفان سیاستهایش به کار میگیرد. شیوههایی که تقریبا همهشان در مورد خود این دو نفر هم اجرا شد.
اولا نتوانستند مقالهشان در هیچ مجله معتبر آمریکایی چاپ کنند و آن را برای چاپ به لندن فرستادند.
دوما در دانشگاه برایشان مشکلاتی ایجاد شد و حتی روزهای اول اعلام شد که مرشایمر بازنشسته شده.
سوما تقریبا همه سخنرانیهایشان بدلیل فعالیت اعضای لابی از چند روز قبل از سخنرانی در آمریکا لغو شد. آنها میزبانان را تلفن و نامه و ایمیل باران میکردند که این افراد ضدیهود هستند و اگر سخنرانی کنند اعتبار مؤسسهتان را زیر سوال بردهاید و دیگر انتظار هیچگونه کمکی از سازمانهای طرفدار رژیم صهیونیستی هم نداشته باشید. و اکثریت قریب به اتفاق دعوتکنندگان هم در اثر این حملات از دعوتشان منصرف میشدند و برنامه را لغو میکردند.
بحثهای مربوط به لابی رژیم صهیونیستی سر زبانها افتاد. والت و مرشایمر چندی پیش در مدرسه اقتصادی لندن سخنرانی داشتند. فضای جلسه کاملا همراه با نویسندگان بوده البته تعداد کمی از طرفداران لابی و رژیم صهیونیستی هم در سالن بودند. چند باری هم درباره برنامه اتمی ایران صحبت شده است، زیرا بخشی از کتاب هم درباره نقش لابی در جنگطلبانهتر شدن سیاست دولت آمریکا در برابر ایران است و هم نویسندگان و حاضران در سالن با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره ایران مخالف بودند.
به عقیده آقای والت لابی رژیم صهیونیستی یک لابی مثل بقیه لابیهاست که کارش را، که حمایت از منافع رژیم صهیونیستی است، به خوبی انجام میدهد و موفق شده سیاست خارجی آمریکا را کاملا مطابق با خواست خود شکل دهد.
وی گفت با توجه به فعالیتهای گسترده لابی هوادار رژیم صهیونیستی که تقریبا هیچ سیاستمداری در آمریکا که قصد انتخاب یا انتصاب به یک سمت سیاسی را دارد، برخلاف منافع رژیم صهیونیستی و برخلاف مواضع لابی هوادار این کشور صحبت نخواهد کرد، چون این کار باعث حذف او از سیستم سیاسی آمریکا میشود.
به گفته والت درنتیجه این فعالیتها آمریکا تقریبا در همه موارد و بدون قید و شرط از رژیم صهیونیستی حمایت میکند، حتی اگر این کار برخلاف منافع ملی آمریکا باشد. مرشایمر نیز گفت در حال حاضر وزارت خارجه، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نیروهای نظامی آمریکا شدیدا مخالف گزینه نظامی علیه ایران هستند و اگر حرفی از احتمال حمله نظامی به ایران زده میشود در نتیجه فعالیتهای لابی هوادار رژیم صهیونیستی است.
چون این لابی تنها گروهی است که موافق حمله آمریکا به ایران است. به گفته والت یکی از دلایل حمایت بیقید و شرط آمریکا این است که رژیم صهیونیستی یک رژیم دموکراتیک و یک سرمایه استراتژیک برای ایالات متحده است. ولی اولا تنها رژیم دموکراتیک جهان نیست، در حالی که بقیه کشورهای دموکراتیک به هیچوجه از حمایت بیقید و شرط آمریکا برخوردار نیستند. ثانیه رفتار این رژیم با جمعیت عرب این کشور و نیز با فلسطینیها در بسیاری از موارد دموکراتیک نیست.
نکته دیگر مساله خواست مردم آمریکا را در این حمایت مطلق مطرح میکنند. در حالی که به گفته والت نظرسنجیها نشان میدهند 78 درصد مردم آمریکا میگویند آمریکا نباید در مناقشه خاورمیانه طرف هیچکدام از طرفین درگیری را بگیرد و 87 درصد یهودیهای آمریکا نیز گفتهاند طرفدار سیاست دو دولت مستقل در کنار هم هستند.
وی میگوید یکی از کارکردهای اصلی لابی هوادار رژیم صهیونیستی، خاموش کردن هر صدای مخالف است. آقای والت به شکایتهایی اشاره کرد که بعد از پخش یک مجموعه مستند تلویزیونی در سی. ان. ان ساخته کریستین امانپور - به اعتقاد مخالفان افراطیهای یهودی و مسیحی و مسلمان را با هم مقایسه کرده بود - از این شبکه تلویزیونی شد.
سیل تلفنها و نامههای شکایتآمیز به انتشاراتی که کتاب اخیر جیمی کارتر، رئیسجمهور اسبق آمریکا، درباره مساله رژیم صهیونیستی و فلسطین را چاپ کرده بود، دیگر مثال والت در این مورد بود.
به گفته وی این لابی در این راه از روش زدن برچسب ضدیهود بودن به مخالفان استفاده میکند. با این روش انرژی فرد موردنظر صرف این میشود که به اتهام ضدیهود بودن پاسخ دهد، باعث میشود که دیگران نظراتشان را نگویند، و باعث میشود دیگران فرد موردنظر را یک فرد دردسرساز بشناسند و سراغ او نروند.
مرشایمر درباره نقش بخصوص این لابی در شکل دادن به سیاست خارجی آمریکا صحبت کرد و به طور مشخص به نقش لابی مذکور در سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق، پیش از حمله، و ایران، در حال حاضر، پرداخت ایده حمله به عراق در ابتدای سال 1998 و در نامه تعدادی از نومحافظهکاران به بیل کلینتون، رییسجمهور وقت آمریکا، مطرح شد. نومحافظهکارانی که تعدادی از آنها از اعضای فعال لابی طرفدار رژیم صهیونیستی هستند. اما رژیم صهیونیستی ترجیح میداد آمریکا ابتدا به ایران حمله کند و بعد به عراق، چون ایران را خطر بزرگتری میدانست. اما وقتی متوجه شد اولویت دولت آمریکا برخورد با صدام حسین است، سیاستش را تغییر داد و به تشویق آمریکا به حمله به عراق پرداخت چندی پش نیز در نیویورک جلسهای از طرف مجله نقد کتاب لندن برگزار و جان مرشایمر به همراه مارتین ایندیک، دنیس راس، شلومن بن عامی، رشید خلیل و تونی جوت سخنرانی داشتند.
این جلسه جالب و مفید را همراه مشخصات شرکت کنندگان و مدیر جلسه و کلیه پیشنهادهایی که ارسال شده است در لینک زیر میتوان ملاحظه کرد. نکات خوبی در این جلسه مطرح شده است.
یکی از نکاتی که نویسنده کتاب از مقالهای از بیل کلینتون نقل میکند مساله علاقه و فشار لابی صهیونیستی در سال 2003 برای حمله آمریکا به ایران قبل از حمله به عراق میباشد.
امید است این مقاله مقدمهای برای توجه و دقتنظر بیشتر بخشهای مطالعاتی و کارشناسی مراکز مطالعاتی باشد تا با دعوت از نویسندگان کتاب و افرادی از این دست که کار تحقیقاتی و دانشگاهی ارایه میدهند بجای برگزاری کنفرانس هولوکاست دانشجویان و علاقمندان به سیاست خارجی را با آنچه که دشمنان ایران دنبال میکنند آشنا سازند.