نصر عزیزی
در عرف سیاسی تحصن خاص گروهی است که تا رسیدن به خواستههای خود بعنوان اعتراض در مکانی بست مینشینند و هدفشان این است که ضمن فشار به جریان حاکم یا مدیریت و دستگاه مدیریتی سازمان مردم را از نیات و برنامههای خویش آگاه سازند. صرفنظر از درستی یا نادرستی تحصن به ابعادی از تحصنی که توسط تعدادی از نمایندگان مجلس ششم در پایان آن دوره اتفاق افتاد، پرداخته میشود.
بحث تحصن بازگشایی پرونده آن دسته از نمایندگان مجلس ششم است که فقط با فاصله حدود چهار سال فکر میکنند مردم فراموش کردند چگونه عدهای رای آنها را برای انجام وظایف نمایندگی گرفتند و برای ایفای آن عهد سوگند یاد کردند ولی به همه تعهدات و تقیدات خود پشتپا زدند و امروز دوباره مدعی تصاحب جایگاه مقدس نمایندگی ملت هستند و طلبکارانه بر شورای نگهبان میتازند و انتظار دارند تایید صلاحیت شوند.
ظاهراً قرار بود کسی که نماینده میشود، حداقل شناخت و اطلاعاتی نسبت به قانون اساسی و وظایف نمایندگی داشته باشد و برای اجرای قانون اساسی و مصوبات مرتبط با آن عالمانه و آگاهانه و مسئولانه پیگیری نموده و اصرار ورزد و آن دسته از اصولی که به هر دلیل عملی نشدهاند و یا بطور ناقص اجرا شدهاند، براساس راهکارهای پیشبینی شده قانون وضع کنند و برای حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی مردم و مسایل سیاسی داخلی و خارجی نظام از این منظر راهحلهای قانونی ارایه کنند ولی آیا افراطیون جریان دوم خرداد و آن دسته از افراطیونی که در مجلس ششم حضور داشتند، به این عهد وفادار ماندند؟
پروژه تحصن برآیند فشرده مجموعهای از دیدگاههای افراطی، خواستههای نامشروع، توقعات غیرقانونی، همراهیهای باندی، تئوریپردازیهای براندازی، ارتباطات مخفی با محافل بیگانه، ناکامیهای اغتشاشی، نومیدیهای قلمفرسایی، حسادتهای متحجرانه، انقامهای اعتقادی، تجاوزگریهای به بیتالمال و بطور خلاصه تسویه حساب با رهبری و روحانیت بیدار بوده است که گروهی از نمایندهنماها فکر میکردند در فرایند دستیابی به خواستههای نامشروع اگر شورش کور 18 تیر 78 موثر نبود، باید از کانون خانه ملت و مرکز توجهات و ارتباطات و اخبار و اطلاعات داخلی و بینالمللی شورش را به سبکی زیبندهتر ولی توام با نقاب نفاق هدایت نمود و جالب این است که در تبلیغات رسانهای این اقدام ضدنظام را استیفای حقوق ملت مینامیدند و محتوای این حقوق نه تنها در مطبوعات پایگاه دشمن که در قالب نامهها و بیانیههایی که از بلندگوی مجلس قرائت میگردید. به عبارت دیگر ملت راه خود را میرفت و آقایان نمایندگان نیز راه خود را طی میکردند منتهی تفاوت در این بود که ملت در ابتدای راه به آنها اعتماد کردند و به آنها رای دادند ولی آنها از همان ابتدا به اعتماد خیانت کردند و با دشمنان ملت همراه و همگام شدند. البته باید تاکید شود شان و جایگاه مردم بعنوان نهادی قانونی همچنان در آن مقطع برای مردم محفوظ بوده و رفتارشناسی نمایندگان در آن دوره در دستور کار تکالیف فردی و اجتماعی همه کسانی بود که در این نظام الهی تربیت دینی یافتند و برای باروری این درخت تناور اشک خون میریختند و البته تجمع بسیاری از خانوادههای شهدا جلوی مجلس ششم فراموش نگردید ولی به احترام قداست جایگاه رهبری و رعایت شئون و تبعیت از ولایت آنها و بسیاری از دلسوزان میلیونی این نظام را بر آن داشت که اعتراضها را حتی در سینهها محبوس نمایند.
نکته دیگر اینکه تحصن و استعفای عملی نشده تعدادی از نمایندگان حلقهای از زنجیره متصل توطئههای تدارک دیده شده براندازی علیه نظام بود که در طول سالهای آن دوران با تدبیر رهبری و حضور در صحنه جریان حزباللـه خنثی گردید. اگرچه بعضی از نمایندگان متحصن شده فریبخوردگانی بودند که در آن مقطع تشخیص نمیدادند در چه جایگاهی قرار دارند و چه اقدام خطرناک و دشمنپسندی انجام میدهند، ولی شک نباید داشت که بطور مستقیم یا غیرمستقیم دشمنان نظام جمهوری اسلامی در طراحی و هدایت آن اقدام ضدنظام دخیل بوده و جریان را هدایت میکردند. بهترین دلیل حمایت همهجانبه رسانهای و موضعگیریهای سران کشورهای غربی از موضوع تحصن بوده که سکوت بعضی جریانهای داخلی از جریان دوم خرداد و تایید آنها موید این موضوع بوده است.
جای بسی خشنودی است که بعد از چهار سال از وقوع پروژه تحصن نمایندگان، چالش طرد افراطیگری از درون جریان اصلاحطلب شروع و روی آوردن به مشی اعتدالی پدیده میمونی است. حتی اگر برخی تحلیلشان بر این باشد که شعار اعتدالگرایی در این جریان برای راضی نمودن مردم و جلب افکار عمومی و جذب آراء برای حضور مجدد در مجلس و مناصب اجرایی میباشد، باز باید اذعان نمود روی آوردن به این رویه به خودی خود مطلوب و مفید است و برای تداوم نوعی از فعالیتهای سیاسی که از فرط افراطیگری به پرتگاه سقوط سوق داده میشد و همه خوب و بد و خودی و غیرخودی آن جریان را در بر میگرفت، باز هم باید گفت پدیده مطلوبی در عرصه سیاسی خواهد بود ولی جای هیچ تردیدی نیست که جمیع متحصنین و مشارکتکنندگان در پروژه براندازی اعم از اینکه فریبخورده و یا تعمد داشته باشند و رویاروی نظام ایستادهاند، به هیچ وجه صلاحیت حضور در خانه ملت و مناصب کلیدی نظام را ندارند و با اطمینان شرعی و قانونی باید گفت که از شورای محترم نگهبان هم نباید انتظار هیچگونه مصلحتاندیشی داشت.