علیاکبر عبدالرشیدی
مفسران و ناظران بینالمللی عادت دارند در پایان هر سال نامی بر سال گذشته بگذارند و دورنمایی از احتمالات سال آینده ارائه دهند. گاه این دورنما مبتنی بر پیشگوئی و حدس و گمان است و زمانی مستقر بر شواهد و قرائن است. با پایان سال 2007 میلادی بازار اظهارنظرها و گمانهزنیها در مورد سال گذشته و سال آینده بسیار گرم است.
آن چه برای ما مهم است حضور پر رنگ ایران در صحنه تحولات جهانی در سال 2007 است که نشان از اهمیت مسائل مربوط به ایران در عرصه جهانی است. معنای این اظهارنظر این است که ایران همچنان بازیگر مهمی در بعد منطقهای و جهانی است.
اغلب تحلیلگران ژئوپولیتیک بینالمللی سال 2007 را سال گسترش نفوذ ایران در منطقه توصیف کردهاند. نزدیکی ایران به مصر و ابراز تمایل کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به تشنجزدائی در روابط خود با ایران در روزهای پایانی سال 2007 نشانهای از گسترش نفوذ و محبوبیت ایران در میان مردم مسلمان منطقه توصیف شده است. بر همین اساس احتمالا سال 2008 شاهد تحولات مهمی در مناسبات ایران با کشورهای عربی به خصوص مصر خواهد بود.
یک روزنامه انگلیسی سال 2007 را سال عدم تحقق "«جنگ جهانی سوم» نامید. این روزنامه نوشت اگر انگلیسیها میدانستند که در سال 2007 احتمال وقوع جنگ جهانی سوم وجود داشته است قالب تهی میکردند.
منظور این روزنامه محتمل بودن اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و احتمال واکنش تند و قاطع ایران به آن اقدام و شروع حادثهای بوده است که این روزنامه آن را "«جنگ جهانی سوم» در اثر آن کنش و این واکنش نامیده است.
اما صرفنظر از جوسازیها و قدرتنماییهای تبلیغاتی آمریکا در برابر ایران سال 2007 شاهد انتشار گزارش مهم 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا در مورد صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران بود که حادثه مهمی در عرصه سیاسی داخلی آمریکا و جهان بود.
این گزارش آن چنان مهم بود که از نظر بسیاری از صاحبنظران چرخشها و تغییر موضعهای فراوانی را از سوی آمریکا در برابر ایران به دنبال خواهد داشت و احتمالا سال 2008 را با دولت جدید آمریکا در کاخ سفید تبدیل به سال تمایلات بیشتر دولتمردان آمریکا به حل مشکلات و اختلافات خود با جمهوری اسلامی ایران خواهد کرد.
در خاورمیانه پیروزی مقاومت لبنان در برابر تهاجم سی و سه روزه نیروهای اسرائیلی به این کشور هم آنقدر مهم بود که برگ کاملا تازهای در مناسبات و موازنههای سیاسی منطقه گشود. این موفقیت بر تمام تحولات دیگر منطقه سایه افکند به طوری که کنفرانس آناپولیس را در آمریکا با حضور دهها بازیگر از سراسر خاورمیانه و جهان پیشاپیش محتوم به شکست کرد. شکست آناپولیس در حقیقت شکست سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بود که قبلا در عراق در زمینه ادامه ناامنیها و کشتارها به شکل کاملا مشخصی بروز کرده بود. شکست آناپولیس برای جرج بوش رئیسجمهوری آمریکا گران تمام شد.
در سال 2008 آمریکا صاحب دولتی جدید خواهد شد. این احتمال پیشاپیش جدی است که با تاسفی که مردم آمریکا از اقدامات جرج بوش و نومحافظهکاران در عرصه سیاست خارجی آمریکا تحمل کردهاند دولت جدید از حزب دموکرات انتخاب شد. در همین رابطه سخن از احتمال موفقیت سناتور هیلاری کلینتون همسر رئیسجمهور اسبق آمریکا هم کم نیست.
تحولات مهم اروپا نیز در سال 2007 نیز حائز توجه است. خوزه مانوئل باروسو رئیس کمیسون اروپا در ماه ژوئن اعلام کرد که اروپا اینک صاحب همه مولفههای یک امپراتوری است. این سخنان همراه با توسعه عملی جغرافیایی اروپا به سمت اروپای شرقی در بین ناظران آمریکایی و آسیای جنوب شرقی با حساسیت مورد توجه قرار گرفت. این ناظران میدانند که امپراتوری جدید اروپا اگر حقیقتا مورد نظر اروپاییان باشد به یک سرزمین واحد و یک دولت مقتدر مرکزی نیاز دارد. سوال مهمی که در پایان سال 2007 وجود دارد این است که آیا این دو پیش نیاز مهم در اروپا به وجود آمده یا خواهد آمد؟
ظاهرا مانع مهمی که بر سر چنین وحدت جامعی وجود دارد هنوز انگلستان است. گوردون براون نخستوزیر جدید انگلیس مثل اسلاف خود همچنان در کار وحدت همهجانبه اروپا اشکال تراشی میکند. مخالفت براون با پیمان لیسبون و تاکید لندن بر عدم تمایل به مستغرق کردن انگلستان در اروپا به عنوان دو عامل مهم در این مسیر تعریف شده است.
با حرکت اروپا به سوی شرق نسبت مصالحه و دوستی اروپا با روسیه بار دیگر اهمیت پیدا کرده است. پیمانهای دوستی اروپاییان با روسیه در برقراری موازنههای امنیتی در اروپا همیشه حائز اهمیت بوده است حتی اگر این پیمانها در آستانه جنگها زیر پا گذاشته شده است. به نظر میرسد امروز هم با بالا گرفتن تشنج در روابط بین روسیه و بروکسل بار دیگر حصول مفاهمههای امنیتی بین روسیه و اروپا ضرورت یافته است.
در روسیه ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری این کشور با پیروزی در انتخابات سراسری روسیه موقعیت سیاسی خود را برای سال آینده و سالهای بعد از آن تضمین کرد. انتصاب دیمیتری مدودوف عنصر سیاسی وفادار به پوتین به جانشینی وی به معنای تداوم امن سیاستهایی است که در دوران پوتین در روسیه به موقع اجرا گذاشته شده است.
نگاه جدید آلمان به سمت بالکان در سال 2007 نگرانیهایی را در بین رقبای آلمان در این منطقه حساس اروپا به وجود آورد. جمهوری کوزوو اعلام کرده است که در سال 2008 استقلال خود را اعلام خواهد کرد و ظاهرا این اعلام استقلال پیشاپیش مورد حمایت آلمان و برخی دیگر از کشورهای غربی قرار گرفته است.
روسیه که در دهه گذشته احساس عقبماندگی در بالکان کرده است عزم خود را برای حمایت از صربستان ابراز داشته است. نکته مهم این است که آیا روسیه آماده خواهد بود در مورد کوزووتن به معاهده و سازش بدهد یا خود را برای جنگ به نفع صربستان آماده کند. تجربه جنگهای اخیر در بالکان و تجزیه گسترده قبلی صربستان نشان میدهد که روسیه به سمت امتیازگیری و مصالحه بیشتر تمایل دارد تا جنگ. در صحنه تحولات قاره آسیا سال 2007 میلادی با قتل فجیع بینظیر بوتو یکی از رهبران سیاسی پاکستان پایان یافت. این قتل و تحولات پر خروش پاکستان وعده سالی پرتنش برای این منطقه از جهان را میدهد. بدون تردید بحرانی که در سال 2007 در پاکستان تشدید شده است در سال 2008 با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت.
در کنار پاکستان، هند نیز تحولات مهمی را میگذراند. وزیر دفاع هند اخیرا اعلام کرده است که کشورهای آسیایی باید در یک همکاری نزدیک قرن جدید را به قرن آسیا تبدیل کنند. یکی از محورهای موردنظر وزیر دفاع هند احتمالا همکاریهای نظامی آسیاییها بوده است. این اظهارنظر زنگهای حساسیت برانگیزی را در اروپا، آمریکا و حتی در بخشهایی از آسیا به صدا درآورده است.
اروپا و آمریکا مدتها است که نگران قد علم کردن چین و در پی آن هند و بقیه کشورهای آسیای شرقی و جنوبی هستند. اما آنچه در این مقطع حساسیت برانگیز بوده است گسترش تحولات پر شتاب اقتصادی، صنعتی و تجاری آسیاییها به سمت برتریها و مزیتهای نظامی و دفاعی است.
در هفتم اوت 2007 کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای که تنها شش سال عمر موثر دارد یک مانور نظامی در منطقه ولگا- اورال برگزار کردند. هزاران نیرو از روسیه، چین، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، و ازبکستان در این مانور شرکت کردند. ناظران غربی این مانور را اقدامی در جهت قدرتنمایی آسیاییها و اوراسیاییها در برابر جغرافیای در حال توسعه ناتو و سپر موشکی آمریکا در منطقه قفقاز و شرق اروپا توصیف کردند.
در روزهای پایانی سال 2007 نیز نیروهای نظامی هند و چین به عنوان دو کشوری که به طور سنتی درگیر انواع رقابتهای تاریخی منطقهای بوده و هستند، برای اولین بار یک مانور نظامی برگزار کردند. اما مانور از سوی دو ارتشی که از لحاظ حجم بزرگترین ارتشهای جهان به صدا در آورده است.
سال 2008 مانند همه سالهای گذشته بدون شک سالی پر از التهاب، تحول و دگرگونی خواهد بود.
باید دید آیا تغییری در کانونهای بروز این تحولات و در ماهیت بحرانها اتفاق خواهد افتاد؟