داریوش صفرنژاد
انتخابات زودهنگام پارلمانی رادای جمهوری اوکراین، روز 30 سپتامبر جاری (2007 میلادی) برگزار گردید. برابر اعلام کمیسیون مرکزی انتخابات اوکراین، «حزب مناطق اوکراین» به رهبری ویکتور یانو کوویچ نخستوزیر فعلی همچنان در صدر قرار دارد که 35/34 درصد از آرا را به خود اختصاص داده است. در جایگاه دوم «بلوک یولیا تیموشنکو» (بییوتی) با 73/30 درصد دیده میشود. پس از آن حزب طرفدار ویکتور یوشچنکو ریاست جمهوری «حزب اوکراین ما، دفاع مردمی» با 16/14 درصد، حزب کمونیست با 38/5 درصد و بلوک لیتوین با 396/3 درصد قرار دارند. حزب سوسیالیست حدود 2 درصد از آرا را به خود اختصاص داده که کمتر از حدنصاب 3 درصدی بوده و نمیتواند به پارلمان راه یابد. در عین حال حدود 2 درصد از مردم نیز در برگههای انتخاباتی به گزینه «مخالف همه» رأی دادند.
پارلمان اوکراین 450 کرسی دارد که بین احزاب پیروز در انتخابات تقسیم میشود. هیچ یک از نیروهای سیاسی نیز نمیتواند مستقلانه ائتلاف ایجاد کند. در این خصوص «ویکتور یوشچنکو» رئیسجمهور اوکراین، رهبران 3 حزبی که بیشترین آرا را به دست آوردهاند، فرا خواند تا رایزنی درباره ایجاد ائتلاف اکثریت را آغاز کنند. «بییوتی» - حزب تحت رهبری تیموشنکو اعلام نمود که اگر «اوکراین ما، دفاع مردمی» با حزب مناطق ایجاد ائتلاف کند، در اپوزیسیون خواهد ماند.
اما طبق نتایج اعلام شده، حزب مناطق اوکراین به رهبری یانوکوویچ که با کسب 35/34 درصد آرا همچنان بزرگترین حزب پارلمان تلقی میشود در مقایسه با 45 درصد آرایی که مجموعا توسط ائتلاف انقلاب نارنجی کسب شده از کورس رقابتها عقب مانده است.
به نظر میرسد امیدهای یانوکوویچ برای تشکیل ائتلاف حاکم با شرکت احزاب سیاسی کوچکتر به سبب شکست سوسیالیستها (حامیان کلیدی حزب نخستوزیر) به یأس و ناامیدی بدل شده است.
جدال تازه نارنجیها و آبیها:
یولیا تیموشنکو که نقش انکارناپذیری در قدرتیابی انقلاب نارنجی اوکراین داشت و از سوی اروپاییها و کاخ سفید آمریکا حمایت میشود در برابر ویکتور یانوکوویچ که مورد حمایت کاخ کرملین است، قرار گرفت.
شاید به تعبیری بتوان انتخابات پارلمانی اخیر اوکراین را که همواره حیاط خلوت مسکو بوده، به محل زورآزمایی روسیه از سویی و آمریکا و اروپا از سوی دیگر توصیف کرد. رقابتی که بیتردید شکست مسکو در آن به منزله ایجاد جای پای تازه برای ناتو و غرب در مرزهای غربی روسیه است. همچنان که پیروزی کاخ کرملین میتواند دست کم برای مدتی اوکراین را به حاشیه امنیت مسکو در برابر نفوذ غرب تبدیل کند.
3 سال پیش، یولیا تیموشنکو در کنار ویکتور یوشچنکو قرار گرفت تا زوج نارنجی پیامآور پیروزی برای جناح غربگرایان باشند. در آن زمان اوکراین به طرز بیسابقهای دوقطبی شده بود هوادارن روسیه که به آبیها مشهور شده بودند در مقابل نارنجیهای اوکراین قرار گرفتند.
نخستوزیر امروز، یعنی ویکتوریا نوکوویچ نامزد آبیها و مورد حمایت کرملین بود و ویکتور یوشچنکو نامزد نارنجیها و مورد حمایت غرب. از اتفاقات عجیب آن روز داستان سوء قصد به یوشچنکو بود که با ماده سمی دیوکسین مسموم شد و با مرگ فاصله زیادی نداشت. اردوگاه نارنجی، سرویس اطلاعاتی روسیه و دستگاه امنیتی اوکراین را که آن روزها تحت کنترل هواداران کرملین بود، عامل ترور نافرجام یوشچنکو خواند.
مردم اوکراین 3 سال پیش در چنین فضایی به پای صندوقهای رأی رفتند. یانکوویچ برنده نخستین دور انتخابات و رئیسجمهور اوکراین معرفی شد. به دنبال اعتراضات مردمی در اوکراین، اقدامی که بعدها به انقلاب نارنجی شهرت یافت و شاید نخستین انقلابی بود که انقلاب رنگین نام میگرفت، نارنجیها چادرهای نارنجی خود را در میدان اصلی شهر کییف مستقر کردند تا نتیجه انتخابات را به چالش کشیده و منتظر رأی دادگاه عالی اوکراین بمانند.
سرانجام دادگاه نتیجه دور اول انتخابات را باطل کرد و دستور برگزاری دور دیگری از انتخابات را داد. مردم اوکراین در مدت دو ماه در سه انتخابات شرکت کردند که نتیجه آن پیروزی زوج نارنجی اوکراین بود. ویکتور یوشچنکو رئیسجمهور شد و یولیا تیموشنکو، یا همان بانوی نارنجی ریاست دولت را بر عهده گرفت تا ماه عسل نارنجیها آغاز شود.
روزهای خوش نارنجیها کوتاه و دولت آنان مستعجل بود. سهمخواهی و زیادهخواهی از قدرت، متحدین نارنجی را از هم جدا کرد تا راه زوج نارنجی از هم جدا شود. ویکتور یانکوویچ پس از شکست تحقیرآمیز سال 2004، با بازسازی چهره سیاسی خود، تلاش کرد نشان دهد که راهش از مسکو و کرملین جداست و میتواند با غرب تعامل کند. او توانست با ترمیم چهره سیاسیاش در انتخابات سال گذشته پارلمانی اوکراین پیروز شود و از آن زمان تا کنون پست نخست وزیری را در اختیار داشته باشد تا قدرت در اوکراین میان آبیها و نارنجیها تقسیم شود؛ آبیها اکثریت پارلمانی و پست نخستوزیری را در اختیار گرفتند و نارنجیها کاخ ریاست جمهوری را.
با این حال یوشچنکو یعنی رهبر نارنجیها با دستور برگزاری انتخابات زودرس تلاش کرد تا همه قدرت را پس بگیرد و در این راه چارهای نیافت جز ائتلاف دوباره با رهبر طیف ناراضیان نارنجی یعنی یولیا تیموشنکو.
اما مشکلات ساخت قدرت سیاسی در اوکراین صورت عمیقتری دارد و دعوای امروز جناحهای آبی و نارنجی را باید تبلوری از این مشکلات ساختاری به حساب آورد. در این راستا لازم است پارهای نکات مدنظر قرار گیرد:
1- اوکراین که در 3 سال گذشته شاهد برگزاری سه انتخابات پارلمانی بوده است، از ضعف در قانون اساسی و پیچیدگی رفتارهای سیاسی رنج میبرد. به همین دلیل است که برخی از کارشناسان مسائل سیاسی این پرسش را مطرح میکنند که آیا اختلافات گذشته رهبران نارنجی، یعنی یوشچنکو و تیموشنکو از بین رفته است و دو طرف میتوانند باز هم با یکدیگر همکاری کنند یا اختلافات درونی اردوگاه نارنجی همچنان پا برجاست و راه یوشچنکو و تیموشنکو باز هم از هم جدا خواهد شد و داستان برکناری تیموشنکو از سوی یوشچنکو تکرار خواهد شد؟
2- در وضعیتی که حزب ویکتور یانکوویچ، توانسته به تنهایی یک سوم آرا را به دست آورد، اما احزاب ویکتور یوشچنکو و تیموشنکو با یکدیگر متحد شدهاند تا تشکیل دولت دهند. عدهای از تحلیلگران این ابهام را پیش میکشند که وقتی سهم بالایی از قدرت اصلی پارلمان در اختیار یانوکوویچ است، دولت ائتلافی یوشچنکو - تیموشنکو تا چه حد میتواند مشروعیت و کارآمدی داشته باشد.
3- پایگاه سیاسی ویکتور یانوکوویچ یا همان آبیها بیشتر در مناطق شرق اوکراین و در نزدیکیهای مرز با روسیه است.پایگاه ویکتور یوشچنکو و یولیا تیموشنکو هم در قسمت غربی اوکراین قرار دارد. روس گرایان ابزارهای مهمی از قدرت اقتصادی و اداری را در اختیار دارند. یانوکوویچ همچنان تأکید میکند که رابطه با غرب نباید به رابطه با روسیه ضربه بزند. با این همه او برای کسب حمایت بیشتر مردم تلاش کرد در همه سخنرانیهای اخیر رسمی به زبان اوکراینی سخن بگوید نه به زبان روسی. این در حالی است که زبان اصلی یانوکوویچ زبان روسی است. او به بخشی از اوکراین تعلق دارد که به زبان روسی سخن میگویند نه زبان اوکراینی.
5- تیموشنکوی 46 ساله اما علاوه بر عنوان بانوی نارنجی، لقب دیگری هم دارد. به او «شاهزاده گاز» میگویند چرا که در تجارت میلیارد دلاری گاز طبیعی دست داشته است. او از زمانی که وارد بازی سیاست شد تلاش کرد تا نشان دهد در عین حال که پیوندهای عمیقی با غرب دارد فردی است که به شدت با فساد مبارزه میکند. اما افکار عمومی و سیاستمداران کییف سخن او را چندان باور نمیکنند و تیموشنکو همچنان به عنوان چهرهای پیچیده و توأم با مناسبات عمیق با محافل غرب نگریسته میشود.
در هر حال آنچه مسلم است عرصه سیاسی و بازی قدرت فعلی در اوکراین صحنه این جمهوری را به کشمکش سیاسی و پشت پرده سردمداران کاخ سفید و کاخ کرملین تبدیل کرده است. شدت گرفتن مبارزات این دو جناح در انتخابات اخیر را باید تابعی از عمیقتر شدن تضادهای مسکو - واشنگتن به حساب آورد.نارنجیها مورد حمایت جدی کاخ سفید و برخی کشورهای اروپایی قرار دارند و از حمایت مستقیم دیک چنی و رایس، در آمریکا برخوردار میباشند و آبیها نیز از حمایت سردمداران کرملین بر خوردار میباشند. میتوان انتظار داشت بازی سیاسی به راه افتاده در اوکراین به واسطه پیچیدگیهای خاص ساختار اوکراین با وجود این انتخابات نیز به مسیر خود پرتنش و ناآرام ادامه خواهد داد. و تا زمان غلبه یافتن کامل و مطلق یک طرف بر طرف مقابل این کشمکش سیاسی به صورت کجدار و مریز تداوم خواهد داشت.
در واقع صحنه فعلی سیاسی در اوکراین را میتوان به یک رنگین کمان سیاسی تشبیه نمود که تمامی بازیگران اصلی صحنه بینالملل اعم از روسها و اروپاییها و اَمریکاییها در آن فقط و فقط منافع خود را جست و جو میکنند و هیچ کدام نیز راضی به انعطاف یا تفاهم و توافق با رقیبان دیگر در عرصه این جمهوری نیستند و نتیجه طبیعی و اجتنابناپذیر این نوع رفتار سیاسی همین است که افق آینده سیاست در اوکراین را بن بستی عمیق فرا گیرد.