تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۲  ، 
کد خبر : ۴۳۹۳۱

انقلاب‌ زعفرانی در جهان چهارم‌؟


علی‌اکبر عبدالرشیدی

در دهه‌های 1960 و  1970 "جهان سوم" عمدتا شامل کشورهایی می‌شد که متحد‌ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تلقی می‌شدند‌. این کشورها صحنه مبارزات ضد استعماری و سپس ضد امپریالیستی بودند‌. غرب به عنوان میراث‌خوار مجسم استعمار و امپریالیسم‌، همیشه "جهان سوم" را در برابر خود احساس کرده است‌. مانوئل کاستلز جامعه‌شناس اسپانیایی نیمه دوم قرن بیستم‌، واضع نظریه‌ای است که به نظریه "جهان چهارم" موسوم است‌. وی از ملت‌هایی نام می‌برد که صاحب کشور نیستند‌، ملت‌هایی که همه ویژگی‌های دیگر ملل صاحب کشور را دارند اما از داشتن حاکمیت بر سرنوشت خود محرومند‌.

عده‌ای از جامعه‌شناسان از این ملت‌ها‌، یعنی همان "جهان چهارم"، به عنوان "ملت‌های گمشده" هم نام برده‌اند اما از زمانی که اصطلاحات جهان اول‌، جهان دوم و جهان سوم باب شد‌، جهان چهارم هم موضوع بحث قرار گرفت‌. در دهه 1980 زمانی که رونالد ریگان رئیس‌جمهوری آمریکا از جورج شولتز استاد دانشگاه‌های آمریکا برای تصدی وزارت‌ خارجه آمریکا دعوت کرد‌، شولتز نظریه‌ای برای حمایت از اندیشه جهان چهارم مطرح کرده بود‌. براساس نظریه شولتز‌، "جهان چهارم" یعنی همان ملت‌های بدون کشور‌، می‌توانستند به عنوان پایگاه‌های قدرتمندی برای اهداف آمریکا در مبارزه با استیلای حکومت‌های کمونیستی یا طرفدار کمونیسم مورد توجه قرار گیرند‌. به عبارت دیگر "جهان چهارم" پادزهر "جهان سوم" بود‌.

اولین نقطه‌ای که در آن سال‌ها در جهان مورد توجه دولت آمریکا قرار داشت، تبت بود‌. تبت سرزمینی در چین است که صاحب ملتی بودایی مرکب از طرفداران دالایی لاما است که هیچ سنخیت و قرابتی با کمونیسم حاکم بر پکن نداشته و حتی هنوز هم ندارد‌. راهب‌ها و به طور کلی روحانیون بودائی با رداهای زعفرانی که بر تن دارند‌، سال‌ها است که از سراسر چین راهی تبت شده‌اند و نوعی تبعید را بر زندگی در چین کمونیست ترجیح داده‌اند‌. تبت می‌توانست با استفاده از حمایت آمریکا و به طور کلی جهان سرمایه‌داری‌، چون خاری در سر راه چین قرار گیرد‌.

تحولاتی که از زمان حضور ریچارد نیکسون در کا‌خ سفید در روابط آمریکا و چین رخ داده بود‌، اجازه نمی‌داد که آمریکا بتواند ناپخته و نسنجیده به سراغ دالایی لاما و بودایی‌های تبت برود‌. لذا در استفاده از اهرم دالایی لاما علیه پکن‌، مدت‌ها است که تاخیر رخ داده است‌.

امروز میانمار یا همان برمه سابق، شاهد تحولات مهمی ا‌ست که در آن بوداییان متعصب‌، صحنه‌گردان آن در برابر حکومت خودکامه نظامی حاکم بر برمه‌اند‌. آیا مأموریت بودیسم در آسیای جنوب شرقی در چارچوب قیام "جهان چهارم" آغاز شده است‌؟

حدود دو هفته است که مردم برمه به رهبری روحانیون بودایی در این کشور‌، دست به تظاهراتی صلح‌‌آمیز علیه حکومت نظامی میانمار یا همان برمه سابق زده‌اند و روز به روز ابعاد این تظاهرات در حال گسترش است. حکومت نظامی برمه در برابر این تظاهرات‌، متوسل به خشونت شده‌ و سرکوب شدیدی در خیابان‌های رانگون و دیگر شهرهای برمه در جریان ‌است‌. عده‌ای از ناظران‌، برمه را در آستانه تحول سیاسی مهمی می‌دانند‌.

موتور فعال تبلیغات سیاسی ضد حکومت نظامی ظاهرا از تایپه – پایتخت تایوان – مدیریت می‌شود و این احتمال وجود دارد که در برمه‌، میان تایپه و پکن مبارزه قدرتی آغاز شده باشد‌.

میانمار یا برمه کشوری قدیمی است که ظاهرا حدود 1500 سال است که روی نقشه جهان‌، به یکی از این نام‌ها نامیده می‌شود‌. در قرن 19 میلادی انگلیسی‌های مستقر در هند‌، به برمه حمله کردند و در دهه 1920 این کشور را تبدیل به مستعمره خود کردند‌. از آن تاریخ‌، احساسات ضد استعماری در برمه شکل گرفت و تا 1930 شاهد قیام‌های گسترده‌ای بود‌. بعد از استقلال هند در سال 1948 برمه نیز به رهبری "اونو" استقلال خود را اعلام کرد‌.

برمه صاحب 135 قوم و قبیله شناخته شده است‌. این اقوام در طول سده‌های گذشته‌، پیوسته با هم در حال نزاع بوده‌اند‌.  هر حکومتی حتی حکومت‌های نظامی اخیر‌، کوشیده است حاکمیت یک قوم را بر اقوام دیگر تضمین کند‌. اما در ا‌ین میان بودایی‌ها به دلیل همبستگی مذهبی که دارند‌، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین جبهه ملی را در برمه تشکیل می‌دهند‌. روحانیون بودایی به دلیل زندگی مرتاضانه و سختی که دارند‌، با ردای زعفرانی که بر تن می‌کنند‌، نه فقط در میان بودایی‌ها که در میان همه مردم برمه صاحب احترام‌اند‌.

ارتش برمه که در جریان مبارزات استقلال‌خواهی ایفای نقش کرده بود‌، در سال 1962 برای سهم‌خواهی‌، قدرت را در رانگون به دست گرفت و "اونو" را از کار برکنار کرد‌.

حکومت‌های نظامی برمه یکی بعد از دیگری به قدرت رسیدند تا در سال 1988 یکی از سرکوبگر‌ترین آنان زمام امور برمه را در دست گرفت‌. از آن به بعد‌، شدیدترین حکومت سرکوب و خفقانی که برمه به یاد دارد‌، بر این کشور مستولی شد و هر نوع مشارکت مردمی در این کشور‌، به قیمت از دست رفتن جان هزاران انسان‌، سرکوب گردید‌.

در 1990 دوازده ژنرال در یک کودتا قدرت را در برمه به دست گرفتند و اعلام انتخابات عمومی کردند اما نتایج آن انتخابات هرگز به تائید این ژنرال‌ها نرسید‌. در این میان قدرت‌های غربی دست به کار شدند‌، ابتدا فشار سنگینی را بر گرده حکومت نظامی وارد کردند‌، سپس جایزه صلح نوبل را به "آئونگ سان سوکی" دختر یکی از رهبران استقلال برمه که 18 سال عمر خود را در زندان‌های حکومت نظامی گذرانده بود‌، دادند‌‌.

نفوذ بودیسم و راهب‌های بودایی در برمه در تمام دوران حکومت نظامی هم بسیار زیاد بوده است‌. هر کس حتی هر ژنرال برمه‌ای هم در خانواده خود‌، یک روحانی زعفرانی پوش بودایی را می‌شناسد‌. روحانیون بودایی به طور سنتی خود را از فعالیت‌های سیاسی دور نگاه می‌دارند‌. آنها یک بار در دوران مبارزات استقلال‌طلبانه به طور فعال وارد عرصه سیاسی و مبارزاتی شدند و بعد از استقلال‌، به معابد خود بازگشتند‌. همین امر یعنی بی‌اعتنایی به قدرت‌، محبوبیت آنها را افزایش داده است‌. 

بیست سال پیش هم که حکومت نظامی سرکوب مردم را تشدید کرد‌، روحانیون بودایی وارد صحنه شدند و کشته‌های زیادی در برابر سرکوب نظامیان دادند‌. امروز هم برمه بار دیگر شاهد حضور روحانیت بودایی در صحنه سیاسی است‌. دنیا به این حضور توجه جدی نشان داده است‌. مردم برای حمایت از 600 هزار روحانی بودایی به خیابان‌ها کشیده شده‌اند و با زنجیر کردن دست‌های خود‌، به دور آنان حلقه زده‌اند.

مردم برمه از میان برگ‌های مبارزاتی تاریخ خود آموخته‌اند که هر‌‌گاه روحانیون بودایی به صحنه بیایند‌، باید به تبع آنها حضور خود را پررنگ کننند‌. حادثه مهمی که این بار در حال رخ دادن است‌، این است که راهبه‌های بودایی یعنی زن‌های بودایی تارک دنیا هم از اعتکاف خارج شده و به صحنه آمده‌اند. این حضور‌، احساسات مردم برمه را به شدت تهییج کرده است‌.

ارتش در برابر تظاهرات اخیر تنها دو راه داشته است‌: واگذاری صحنه به معترضان یا سرکوب آنان‌. ارتش راه دوم را برگزیده است‌، اما این بار گلوله سینه راهب‌ها و راهبه‌های بودایی را نشانه رفته است‌.

با به خون نشستن تظاهرات صلح‌آمیز در برمه‌، چین و ژاپن به عنوان دو متحد حکومت نظامی برمه‌، خواستار خویشتنداری نظامیان حاکم بر رانگون شدند‌. نخست‌وزیر چین به اروپا اطلاع داده است که سخت نگران تحولات جاری در برمه است‌. خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی به نمایندگی از سوی رهبران اروپا، چین را برای اداره اوضاع برمه مأمور کرده است‌.

با اوج‌گیری بحران در برمه‌، سازمان ‌ملل متحد نماینده‌ای را به رانگون اعزام کرد تا با رهبران نظامی مذاکره کند‌. آلمان از همه کشورهایی که با نظامیان برمه روابطی دارند‌، خواسته است که از نفوذ خود استفاده کنند‌. واشنگتن هم میانمار را به اعمال خشونت متهم کرده است‌. وزیر خارجه ژاپن از فرصت کشته شدن یک خبرنگار ژاپنی در برمه استفاده کرده، در ملاقات با همتای برمه‌ای خود، این قتل را به شدت محکوم کرده است‌.

حتی در آفریقای جنوبی هم کنگره ملی آفریقا به مذمت نظامیان برمه برخاسته است‌. در اروپای شرقی و از جمله در لهستان نیز رهبران سیاسی و مردم خواستار پایان اختناق در برمه شده‌اند‌. رهبران تبعیدی برمه در اروپا از غرب خواسته‌اند بر فشار خود بر حکومت نظامی برمه بیفزاید‌. تظاهرات ضد نظامیان برمه در سراسر جهان در حال شکل‌‌گیری است‌.

اما کشورهای غربی و در کنار آنان چین و ژاپن هر یک در برمه صاحب منافعی هم هستند‌. شرکت نفتی آمریکایی شورون‌،  شرکت نفتی فرانسوی توتال و شرکت ملی نفت چین از جمله مهم‌ترین سرمایه‌گذاران در برمه‌اند‌‌. درآمد حاصل ازهمه فعالیت‌های شرکت‌های چند ملیتی در برمه، بدون هیچ پرس و جویی دربست در اختیار نظامیان قرار می‌گیرد‌.

عده‌ای از ناظران معتقدند که حضور شرکت‌های چند ملیتی در برمه و رابطه خوب آنها با نظامیان حاکم بر رانگون‌، ممکن است به شکست جنبش دموکراسی‌خواهی در این کشور منجر شود‌.

آخرین خبرهای رسیده از برمه حاکی است که در حال حاضر همه راه‌های ارتباطی و مواصلاتی با برمه قطع  شده است‌. دولت برمه تعداد کشته‌های روزهای اخیر را 9 نفر اما مخالفان این رقم را 200 نفر اعلام کرده‌اند‌. ارتش همه کشور را در کنترل گرفته و هر جنبنده‌ای زیر نگاه نظامیان قرار دارد‌.

ناظران بر این باورند که راهب‌های بودایی در حال ترک صحنه‌اند‌. به نظر می‌رسد که انقلاب زعفرانی در برمه دچار یک نقص فنی شده باشد‌. با این وجود باید ظرف روزهای آینده شاهد تحولات مهمی در برمه باشیم‌. برنده حوادث جاری در برمه‌،  در نتیجه تظاهرات صلح‌آمیز روحانیون و راهب‌‌ها و راهبه‌های بودایی‌، بدون شک مردم این کشور خواهند بود‌. به همین دلیل فشارها بر حکومت نظامی برمه در حال افزایش است‌. انتظار می‌رود که برمه شاهد تغییراتی باشد‌. اگر چنین باشد حادثه مهمی در شرق آسیا رخ خواهد داد‌. جهانیان بوی تغییر را‌، هر چند اندک‌، در برمه استشمام می‌کنند‌.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات