در اولین سالگرد پیروزی حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی در جنگ معروف 33 روزه هستیم.
رژیم صهیونیستی در سال گذشته با محاسبات کارشناسانش پیروزی یک نبرد برقآسای دیگر را انتظار میکشید. اما در این مرحله عزم جدی مبارزان اندک ولی مصصم حزبالله به یک باره همه تصورات آنها را مقهور ارادههای پولادین خویش نمود. این بار طرف عربی را ارتشهای سازمان یافته با جنگافزارهای سنتی تشکیل نمیداد. گروهی مبارز تحت عنوان جنبش حزبالله لبنان که قدمت آن از 20 سال هم تجاوز نمیکرد طرف مقابل اسراییلی بود که به مراتب از اسراییل سال 1967 پیشرفتهتر و قدرتمندتر بود مدت جنگ نه تنها شش روز نبود که 33 روز به طول انجامید و نتیجه آن نیز هیچ شباهتی به جنگ ژوئن 1967 نداشت. طرف عربی با سه الی پنج هزار نیروی حاضر در میدان این بار بر دشمن دیرینه خود پیروز شد و حامیان اسراییل را در سی و سومین روز جنگ وادار کرد با ارائه قطعنامهای از سوی شورای امنیت موجبات خروج آبرومندانه رژیم اسراییل را از این جنگ که این بار آغازگر آن خود اسراییل و با برنامه از پیش طراحی شده بود، مهیا کنند.
به گزارش ایرنا از جمله ویژگیهای نبرد 33 روزه سال 2006 این بود که نه تنها هیچ ارتش عربی خود را وارد جنگ با اسراییل نکرد که برخی نظامهای عربی، با اتحادی اعلام نشده به حمایت از دشمن پرداخته و حزبالله را متهم به ماجراجویی علیه مردم این کشور کرده و در تصویب قطعنامهای که دشمن شماره یک خود (اسراییل) را از مرگ حتمی نجات میداد از هیچ کوششی دریغ نکردند.
به هر روی حزبالله لبنان به ادعای دوست و دشمن پیروز قاطع صحنه نبرد با اسراییل پس از 40 سال در سال 1967 بود با این تفاوت که اعراب این بار در جهان عرب برنامهای برای استفاده از پیروزی بر دشمن دیرینه وجود نداشت، بلکه سران عرب درست در جهت مخالف اهدافی حرکت کردند که 40 سال پیش برای تحقق آن تلاش کردند، اما شکستی مفتضحانه را متحمل شدند. پیروزی گروه مقاومت حزبالله بر ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل و برخوردار از حمایت همهجانبه سیاسی ـ نظامی آمریکا، هنوز به عنوان یک علامت سوال ذهن پیگیرندگان مسائل خاورمیانه را به خود مشغول دارد. و در این نوشتار نیز سعی خواهد شد جوانب مختلف این پیروزی به اختصار مورد توجه قرار گیرد. مقاومت اسلامی جنوب لبنان در خلاء متولد نشده است، بلکه این مقاومت مولود فضای مبارزه و نبرد با اشغالگران صهیونیست در جنوب لبنان است که مقاومت فلسطین آن را از سال 1972 تا 1982 بر ضد رژیم اشغالگر استمرار بخشیده است و جبهه مقاومت ملی لبنان از سال 1982 تا 1985 آن مبارزه را ادامه داده است. مقاومت کنونی نیز حلقهای از حلقههای نبرد و مبارزه بر ضد اشغالگران و مزدوران آن است، با این تفاوت که دارای جنبه دینی مذهبی است. معروف است که مقاومت کنونی، در درجه اول یک مقاومت اسلامی است. جنبه دینی اسلامی مقاومت، از زمان تجاوز اسرائیل به لبنان در سال 1982 تاکنون نقش بسیار مهمی در رویارویی با نیروهای اشغالگر، خواه در سطح مردمی و خواه در سطح نیروهای مقاومت، داشته است. این نکته روشن است که دین در محیطی میتواند به عنوان یکی از متغیرهای اساسی شخصیتی و تاریخی به حساب آید که جنبههای دینی بتواند، انگیزه موثری برای جنگ، جهاد و شهادت را به وجود آورد.
حزبالله لبنان در نبرد 33 روزه موفقیتهای خود را به چند روش به دست آورد.
1ـ موفقیتهای نظامی
در بخش نظامی، یک گروه کوچک از چریکهای مسلمان توانستند، بیش از یک ماه، یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا (ارتش اسرائیل در بعضی تعاریف ارتش چهارم دنیا تبلیغ میشود) را زمینگیر نمایند اسراییل در این جنگ دارای 300 فروند هلیکوپتر، 60 سکوی پدافند ضدموشکی، 3900 دستگاه انواع تانکهای پیشرفته، پنج زیردریایی، 17 ناو جنگی و در نهایت 613 هزار نیروی نظامی اعم خدمتی و ذخیره بود.
2ـ اسلامی نمودن مبارزه
مقاومت لبنان که بعد دینی آن به عنوان یک نقطه اساسی برای تمایز آن از سایر مبارزات به حساب میآید، موفق شده است تا این بعد را به جنبههای ملی درهم آمیزد. بدین علت جنگ بر ضد نیروهای اشغالگر به عنوان یک وظیفه دینی و ملی برای آزادسازی سرزمین و نیل به حاکمیت ملی به حساب میآید.
3ـ تعیین اولویتها
مقاومت لبنان در دو دهه گذشته با انجام عملیاتهای نظامیاش در جنگی همهجانبه بر ضد سربازان رژیم اشغالگر و مزدورانش، توانسته است رویکرد راهبردی خود را براساس معادله ذیل تعیین نماید:
الف: مقابله به مثل شدید علیه دشمن به ویژه در جبهههای مرزی
ب: انعطاف و میانهروی در داخل و همکاری با نیروها، احزاب و طوائف لبنانی، بدین منظور که از مقاومت در همه سطوح حمایت شود و حوزه افکار عمومی حامی حزبالله گسترش یابد.
4ـ استفاده از روشهای تبلیغاتی روانی مقاومت جنوب لبنان اولین جنبشی است که از فناوری جدید به ویژه در زمینه تبلیغاتی بر ضد سربازان اشغالگر اسراییل استفاده نموده است. این جنبش همچنین اولین نیروی مقاومتی است که به تهیه فیلم از عملیاتهای تهاجمی اقدام کرده است. تصاویر پخش شده از این عملیاتها، تاثیر بسیار بالایی بر روحیه تمامی مردمی که در مناطق مختلف لبنان از مقاومت حمایت میکنند، داشته و در مقابل موجب شکست روحی سربازان دشمن و افکار عمومی اسراییل شده است.
با پایان جنگ 33 روزه جنبش حزبالله نه تنها شکست نخورد، بلکه توانست ضربات مهلک و تلفات چشمگیری را بر پیکر ارتش رژیم صهیونیستی وارد کند که به اعتراف خود آنان در تاریخ جنگهای اعراب ـ اسرائیل بیسابقه بوده است.
آنچه این نیروی اندک را برتری بخشید نه عده نظامی، بلکه اعتماد راسخ آنان به درستی راه و مسیر انتخاب شده و اعتقاد عمیق آنان به پیروزی در هر دو حالت شکست دشمن یا شهادت بود. این گروه کوچک با تکیه بر حمایتهای الهی توانست اسطوره شکستناپذیری اسرائیل را در هم شکند و همپای آن ختم دوران بازدارندگی و آغاز دوران جدید مبارزه را اعلام دارد. آنان با الهام از مایههای عمیق تفکر شیعه و با تکیه بر وعدههای الهی در حمایت از مظلوم، فارغ از قواعد سیاسی مرسوم به میدان مبارزه با اسرائیل وارد شدند و از آنجا که در محاسبات عقلانی معطوف به ارزش آنان، شکست، سازش، همزیستی با اشغالگر، پذیرش وضع موجود، یأس از مبارزه و طولانی شدن آن و فریب وعدههای دشمن جایی نداشت، پیروز شدند. مقاومت لبنان کاری را انجام داد که هیچ دولت عربی نتوانسته انجام دهد، به خصوص دولتهایی که با هزینه کردن میلیاردها دلار ارتشهای خود را به سلاحهای آمریکایی و انگلیسی مجهز کردهاند.