احمد مبلغی

زیرذره‌بین:
 تاریخ اسلام نمایانگر همزیستی شیعه و سنی در بسیاری از کشورهای اسلامی است و همزیستی این دو گروه در قرن‌های متمادی در لبنان،‌ ایران، کویت و عراق اندیشه امکان‌پذیر بودن آن را تقویت می‌کند. اگرچه در میان معتقدات شیعه و سنی نقاط اختلاف قابل توجهی به چشم می‌خورد اما نقاط اتفاق و اشترک میان آنان، دامنه‌ای فراخ‌تر و ابعادی گستره‌تر دارد. براین اساس باید گفت که همیاری، همکاری و انسجام میان شیعه و سنی، ریشه در پیوندها و همبستگی‌های آنان در مراحل پیشینی‌تر یعنی مراحل اعتقادی و زیرساختی دارد. اگر این پیوندها و نقاط اشتراک وجود نمی‌داشت. ایفای نقش تکاملی نسبت به یکدیگر هم امکان‌پذیر نمی‌بود.

"> گرایش به اعتدال
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۴۳۹۶۸
پیش‌درآمدی بر منشور وحدت

گرایش به اعتدال

احمد مبلغی

زیرذره‌بین:
 تاریخ اسلام نمایانگر همزیستی شیعه و سنی در بسیاری از کشورهای اسلامی است و همزیستی این دو گروه در قرن‌های متمادی در لبنان،‌ ایران، کویت و عراق اندیشه امکان‌پذیر بودن آن را تقویت می‌کند. اگرچه در میان معتقدات شیعه و سنی نقاط اختلاف قابل توجهی به چشم می‌خورد اما نقاط اتفاق و اشترک میان آنان، دامنه‌ای فراخ‌تر و ابعادی گستره‌تر دارد. براین اساس باید گفت که همیاری، همکاری و انسجام میان شیعه و سنی، ریشه در پیوندها و همبستگی‌های آنان در مراحل پیشینی‌تر یعنی مراحل اعتقادی و زیرساختی دارد. اگر این پیوندها و نقاط اشتراک وجود نمی‌داشت. ایفای نقش تکاملی نسبت به یکدیگر هم امکان‌پذیر نمی‌بود.


تحقق آرمان‌های کلان اجتماعی به همت‌های بلند، فعالیت‌های علمی جامع، برنامه‌ریزی‌های ژرف و کوشش‌های عملی همه‌جانبه نیازمند است؛ به ویژه اگر سایه‌های پرتأثیر ذهنیت‌های تاریخی، موضوعات و زمینه‌های مرتبط با این آرمان‌ها را دستخوش تحولاتی منفی کرده باشد. وحدت‌خواهی از جمله این آرمان‌‌هاست. وحدت، تاریخی پر دست‌انداز و مشحون از تحولات تلخ و شیرین را پشت‌سر گذاشته است. در این تاریخ اگرچه تحولات مثبت و وحدت‌آفرین به سطح و حجم قابل توجهی دست‌یافته، اما باید پذیرفت که رخدادهای منفی و تنش‌زا مقاطع حساس و بیشتری از تاریخ را در نور دیده است. با این وصف باید اذعان داشت حرکت وحدت‌خواهانه در طول مسیر جاده لغزنده تاریخ همیشه حتی در بدترین شرائط اگرچه گاه کند شده ولی هیچ‌گاه توقف نکرده است.

در دوره معاصر، ‌آیت‌الله بروجردی و پس از آن امام خمینی حرکت وحدت‌خواهانه را وارد مرحله‌ای از شتاب، عمق و واقع‌گرایی کردند. پس از تحولاتی که این دوشخصیت در تقویت و تثبیت وحدت پدید آوردند به تحول مهم دیگری جز آنچه در دوره رهبری معظم انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته بر نمی‌خوریم؛ تحول نخست، تشکیل مجمع تقریب مذهب اسلامی است که در سال‌های اول رهبری خود به آن دست زدند و تحول دوم را می‌توان دعوت معظم‌له به تدوین منشور وحدت اسلامی به شمار آورد که اخیرا و در شرایط حساس کنونی ارائه کردند. این رهنمود چشم‌اندازی را پیش‌روی جامعه گسترده است که اگر نگوییم در کوتاه‌مدت تحولی ژرف را باعث می‌شود، دست کم یک اندیشه تابناک و خط‌‌مشی شفاف را فراروی شرایط معاصر می‌نهد که در صورت پیگیری و اجرا به حیاتی‌ترین تحول برای ایجاد انسجام میان جهان اسلام بدل خواهد شد.

این مقاله در دو قسمت سامان می‌پذیرد.

کلیات

1- قابلیت‌های نهفته در بهره‌گیری از منشور:

منشور در میان توافق‌نامه‌ها و تفاهم‌نامه‌ها اهمیت و ظرفیت ویژه‌ای را از جهت نقش‌آفرینی به خود اختصاص داده است زیرا:

-  منشور به نحوی و از یک منظر، ترکیب و محل انباشت کارکردهایی است که نوعا توافق‌ها و تفاهم‌ها از آن برخوردارند.

-  منشور به دلیل سیال بودن و عدم اختصاص به یک زمینه خاص از اقتصاد، فرهنگ و سیاست، می‌تواند نقش شاهراهی را بازی کند که امکان برقراری ارتباط و درهم تنیدگی و هماهنگی بخش‌های حساس جامعه را در مسیر هدفی مشخص نسبت به یک موضوع فراهم کند.

- منشور به دلیل قابلیت و امکان شکل‌گیری آن از سوی طیف‌های گسترده‌تری از جامعه می‌تواند نقشی اجتماعی‌تر، زیربنایی‌تر و قابل برنامه‌ریزی‌تر را ایفاء کند.

2- لزوم مطالعه و بررسی اصول پایه:

مقصود از اصول پایه، اصولی است که معقول و مشروع بودن اقدام به تدوین منشور یا تاثیرگذار بودن آن پس از تدوین، منوط به درستی این اصول است. پاره‌ای از این اصول، میانی فکری مشروعیت‌بخش به وحدت هستند که بررسی آنها از اهمیت و اولویت برخوردار است. باید اذعان داشت بنیان‌های فکری وحدت و پایه‌های زیرین اعتقادورزی به آن هنوز - و به رغم کوشش‌های بسیار در گذشته – در فقر مطالعاتی به سر می‌برند. بدیهی است با توجه به این واقعیت، باید همت و تلاش را قبل از هر چیز مصروف بررسی و اثبات این بنیان‌ها کرد. این اصول بسیارند و ما در اینجا تنها به پاره‌ای از آنها اشاره‌ای گذرا می‌کنیم.

الف- امکان‌پذیر بودن وحدت

وحدت امکان‌پذیر است به دلیل آنکه:

اولا تاریخ اسلام نمایانگر همزیستی شیعه و سنی در پاره‌ای از کشورهای اسلامی است و همزیستی این دو گروه در قرن‌های اول، دوم و سوم و حتی چهارم و پنجم در مدینه، کوفه، بصره و ایران مثال‌زدنی است و نیز همزیستی آنان در قرن‌های متمادی در لبنان، ایران، کویت، بغداد و ...اندیشه امکان‌پذیر بودن آن را تقویت می‌کند. اگرچه اختلافات بسیار و پردامنه‌ای نیز در مقاطع مهمی از تاریخ وجود داشته اما واقعیت این است که این اختلاف‌ها به عنوان امری خارج از جریان طبیعی شکل می‌گرفته و شرایط خاص، دخالت‌های خاص و افراطی‌گری‌های خاص به بروز این اختلاف‌ها می‌انجامیده است.

ثانیا اگرچه در میان معتقدات شیعه و سنی نقاط اختلاف قابل توجهی به چشم می‌خورد اما نقاط اتفاق و اشتراک میان آنان حجمی بیشتر، دامنه‌اتی فراخ‌تر و ابعادی گسترده‌تر دارد. فی‌المثل در ساحت اعتقادی که اهمیت زیرساختی آن پوشیده نیست. مشترکات (خدا، قرآن، پیامبر(ص)، کعبه، معاد و ده‌ها اعتقاد دیگر) به مراتب بیشتر از نقاط افتراق است.

روشن است که شکل‌گیری وحدت با اشتراک در حتی یکی از این اعتقادات امکان‌‌پذیر است. توصیه خداوند به همگرایی مسلمانان با مسیحیان به دلیل اشتراک در کلمه خداوند به رغم اختلاف آنان حتی در این کلمه (از جهت متفاوت بودن خدای تعریف شده در قرآن با خدای مطرح در انجیل تحریف شده در جبنه‌های چند) گواهی براین مدعاست. هنگامی که با یک اشتراک اعتقادی نیم بند (همسان بودن نگاه مسلمانان و مسیحیان به اصل خدا) زمینه‌ای جهت همگرایی فراهم می‌آید، در سطحی قوی‌تر میان مسلمانان که فهرست بلندی از مشترکات را با یکدیگر دارند، اتفاقی امکان‌پذیرتر و توصیه به آن ضروری‌تر می‌نماید.

خلاصه آنکه همیاری، همکاری و انسجام میان شیعه و سنی، ریشه در پیوندها و همبستگی‌های آنان در مراحل پیشینی‌تر یعنی مراحل اعتقادی و زیرساختی دارد. اگر این پیوندهای و نقاط اشتراک وجود نمی‌داشت، ایفای نقشی تکاملی نسبت به همدیگر – با توجه به تاریخی شدن اختلافات آنان – امکان‌پذیر نمی‌بود.

از اعتقادات که بگذریم، در ساحت‌های دیگر نیز نگاه‌های مشترک به چشم می‌آیند. جالب است که نگاه شیعه و سنی به دوران پیامبر(ص) سرشار از همگرایی و هماهنگی است. مطالعه روایات برجای مانده از این دو مکتب، به روشنی گویای آن است که حجم گسترده‌ای از روایات آنها مشترک و همسان یا بسیار نزدیک به هم می‌باشد؛ روایت‌هایی که علاوه بر نشان دادن هماهنگی‌های میان شیعیان و سنیان ره‌توشه‌ای ارزشمند از سنت را به دست می‌دهند. این روایت‌ها مجال‌هایی گسترده و تنوعی فراگیر را شامل می‌شود که در عین حال افق‌هایی دلپذیر و جدید را بر نگرش فقهی خواهند گشود.

البته باید اذعان داشت که با پیش تاختن زمان به جلو و دور شدن از دوران پیامبر(ص) و امامان(ع) هر روز توجه به مشترکات، کمرنگ‌تر و کمرنگ‌تر شد. شکل‌گیری نوعی ادبیات انتقادی افراطی پس از دوران امامان(ع) سبب شد تا بسیاری از عرصه‌های مشترک ناپیدا بماند. امروز نیز سایه سنگین این ادبیات ما را در شناخت و راهیابی به واقعیت‌های تاریخی دچار ناکامی می‌کند.

2- ضرورت همزیستی مسلمانان با یکدیگر

اولا: قرار نگرفتن امامان(ع) و اصحاب آنان در فضاهای در بسته و سربسته و به دور از محل رفت و آمد اهل سنت تاریخ به خوبی و با شفافیت آشکار می‌سازد که اهل بیت(ع) در عین اعتقاد به بر حق بودن خود، میان مردم بودند و هیچ‌گاه با ایجاد دیوار حائل بین خود و اهل سنت ارتباط با آنان را قطع نکردند. ارتباط‌های مکرر آنها با سنیان، خواه در مساجد و هنگام انجام آداب و برنامه های اسلامی)، خواه در بازار، خواه در حج و خواه در ... گواه این مدعاست.

ثانیا: منتهی شدن ضعیف شدن اسلام به ضعیف شدن مذاهب امروزه اگر مذهب به سراغ وحدت نرود، تفرقه و خطرات ناشی از آن به سراغ مذهب خواهد آمد. به تعبیر دیگر در صورت برافروخته شدن آتش اختلاف میان مسلمانان، اسلام به ضعف و انزوا روی می‌آورد و ضعیف شدن اسلام به فروپاشی جامعه اسلامی می‌انجامد و در شرایط این فروپاشی معتقدات مذهبی را نیز نمی‌توان مطرح و دنبال کرد. به این دلیل حتی در صورت نبود دلیلی بر وجوب وحدت، این وجوب از باب مقدمه بودن به اثبات می‌گرود.

محورهای لازم جهت تعبیه و طرح در منشور

این محورها را می‌توان براساس گونه‌های زیر سنخ‌بندی کرد:

1- ‌بعد علمی

در این زمینه محورهای زیر قابل توجه و برنامه‌ریزی است:

1/1- لزوم تصحیح نگاه‌های هر مذهب به مذهب دیگر

عالمان هر مذهب در فرایند تعامل و تبادل علمی با مذهب دیگر فرصت می‌یابند افق‌های ذهنی خویش را نسبت به واقعیت‌های طرف مقابل وسعت و ژرفا ببخشند و از بیرون حصارها و تنگناهای تاریخی، به تصحیح بسیاری از برداشت‌ها و دیدگاه‌ها در قبال اتهامات بسته شده بر رقیب بپردازند.

1/2- لزوم شناسایی شبهات مطرح علیه سنیان یا شیعیان

شبهه‌هایی که علیه هر یک از دو گروه شیعه و سنی مطرح می‌شود در واقع علیه هر دو آنهاست. از منظر تقریب تنها هنگامی فضای علمی و روانی مناسب برای دست‌زدن به فعالیت‌های علمی و تبلیغی تقریب به دست می‌آید که شبهه‌های بی‌پایه و کمتر علمی از دامن هر یک از این دو زدوده شود؛ عملکردی که فراتر از تلاش‌های صرفا علمی به شهامت و جسارت کافی در زمینه پذیرش دیگران متکی است. آنچه باید به صورت مشخص برآن تاکید کرد این است که نمی‌توان از یک سو نسبت به تقریب امیدوار بود و از مزایای آن بهره برد و از سوی دیگر حاضر به قول واقعیت‌های آن از جمله احترام نسبت که کسانی که قرار است با آنها تقریب را پیش ببریم نبود.

1/3- طرح گفت‌وگو به جای مناظره

اگر تا دیروز طرح پرسش‌هایی معماگونه به عالمان مذهب اجازه می‌داد تا به ایجاد زمینه‌های پیچیده‌تر علمی، مهارت‌های خویش را در قالب مناظره‌ها فراتر از نیازهای دوران خویش بگسترند، امروزه هجوم بی‌امان غرب ‌از یک طرف و تگناهای برآمده از جهل و خشنونت شدید تندروهای بی‌منطق سلفی از طرف دیگر، شرایط را به نقطه آسیب‌پذیری برای اسلام بدل کرده است. در چنین شرایطی گفت‌وگوهای علمی - که تاکید و تمرکز قرآن بر آن پوشیده نیست - جایگزینی منطقی، هوشمندانه، آرامش‌بخش و موثر  برای مناظره‌هاست. نباید از یاد برد مناظره که وجهه غالب در آن، غلبه‌یافتن بر طرف مقابل است و نوعا مصلحت‌های دیگر را هر چند مهم به حاشیه می‌راند، عمدتا یادگار دوره خلافت عباسی است.

1/4- لزوم تقریب فکری

در میان ابزارهای ایجاد وحدت، تقریب از جایگاهی کلان‌تر، گسترده‌تر و برخوردار از قدرت چتر گستری بیشتر بهره‌مند است، تقریب، نسل حاضر را با میراث‌هایی آشنا خواهد ساخت که سهمی آشکار در شکل دادن به ذهینت‌های وحدت‌خواهانه دارند سهم مطالعات تقریبی - فراتر از مباحث دورنی آن - تاثیر گسترده و بیرونی دارد که سهل‌انگاری کردن و به فراموشی سپردن آن را به صورت اغماض‌ناپذیری ناموجه می‌کند.

در عین حال از آنجا که مطالعه تقریب تنها در فضای اندیشه نتیجه‌بخش است و نمی‌توان آن را تابعی دست‌بسته در دستان احساسات قرار داد همان‌قدر که انکار یکسره و مصرانه آن نادرست و محصول جمود است، تأیید شتاب آلود آن نیز نتیجه‌ای جز برخاستن غباری زودگذر و فراموش شدن ضرورتی که باید ماندگار شود، نخواهد داشت. تقریب ساحت‌های متعددی را زیر پوشش خود دارد که یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین آنها مشترک‌شناسی است. حقیقت این است که در پس لایه‌های پیش‌داوری‌های هر کدام از مذاهب، واقعیتی بسیار مهم مخفی مانده است و آن نگاه مشترک آنان به بسیاری از حوزه‌هاست یکی از راه‌های گذر از فضای مه‌آلود تاریخی و زنده‌سازی واقعیت‌های آن بررسی مشترکات مذاهب است. لذت پیمودن فاصله‌های پیموده‌ناشده میان مذاهب و شیرینی رمزگشایی از لایه‌های ناشناخته و ابعاد پرداخته نشده بینش‌ها و منش‌های همسان و همخوان، از مهم‌ترین رهاوردها و پیامدهای مطالعات علمی مشترک‌شناسی  است. مطالعه پیوندهای شیعه و سنی و نایل آوردن  آنها از مرحله تأثیر‌گذاری کمتر آگاهانه به مرحله تأثیرگذاری هدایت شونده و قابل برنامه‌ریزی، گامی مشخص در راه تزریق بیشتر وحدت به درون جامعه بزرگ اسلامی خواهد بود.

1-5- راه‌اندازی کرسی فقه مقارن در دانشگاه‌های کشورهای اسلامی

فقه شیعی و سنی قرن‌ها کنار هم‌زیستن را تجربه کرده‌اند. اگرچه شیعیان و سنیان تجارب و دیدگاه‌های انحصاری بسیاری را در فقه متبوع خود در اختیار دارند ولی همیشه سطحی از روابط متقابل و دو سویه میان این دو گرایش فقهی برقرار بوده است. عالمان دو طرف بارها به جای آنکه خود گام در راهی نهند که از فرجام آن اطلاعی ندارند، کوشیده‌اند تا از تجارب یکدیگر بهره گیرند. روابط درونی فقه شیعه و فقه اهل سنت تا آنجا بوده که مطالعه تاریخ هر یک از آنها تنها هنگامی تکمیل می‌شود که در بوته نگاه‌های مقایسه‌ای و مقارن قرار گیرد و از منظر بازتاب‌ها یا تاثیرپذیری‌هایش از فقه مذهب مخالف خود مورد وارسی و بررسی قرار گیرد. پیوند درونی فقه شیعه و سنی به ویژه در حوزه پاره‌ای از روش‌ها و مکانیزم‌ها در برخی اطوار تاریخ فقه تا آنجا پیش تاخته که شناخت مختصات هر یک تنها در گرو به دست دادن تصویری شفاف از دیگری امکان‌پذیر می‌شود. البته این پیوندها همیشه با حساسیت ویژه‌ای توسط فقیهان مورد بازبینی قرار گرفته است؛ حساسیت‌هایی که گاه راهی منطقی را پیموده‌اند و در راه صیانت از هویت فقه مذهب خود به بیراهه نیفتاده‌اند و گاه جانب افراط را گرفته‌اند و از حیطه خرد فقهی پای بیرون نهاده و دچار سوءظن و یکه تازی‌های بی‌اساس شده‌اند. پیوند تاریخی بخش‌هایی از فقه شیعه و سنی ما را مجبور کرده که امروزه نیز مسیر ساخت هر یک را از گستره مطالعات مقارن پیرامون دیگری بپیماییم.

2- بعد فرهنگی

تمرکز بر بعد فرهنگی از عمومی‌ترین و فراگیرترین رویه‌هایی است که در برنامه‌ریزی‌های اجتماعی تکرار شود.حدت اسلامی که از گسترده‌ترین ابعاد اجتماعی برخوردار است، تنها در یک فضای آکنده از ارزش‌های فرهنگی امت محور قابل تحقق است، ارزش‌هایی که در فرانسویی ممتاز از نگاه‌های در جازننده و معطوف به مصالح کوتاه‌مدت مذهبی معنا و قوام می‌یابند. بی‌گمان هر اندازه وحدت‌خواهی از فرهنگ به عنوان سکویی جهت حرکت روبه پیش خود بهره گیرد از پویایی و پیشروی بیشتری برخوردار خواهد شد و سهمی فزون‌تر از توفیق را در جهت فائق آمدن بر ذهنیت‌های تفرقه‌خواهانه به دست خواهد آورد، به این دلیل که روند تبدیل یک اندیشه همچون وحدت به ذهنیتی اجتماعی از پیچیدگی‌های بسیاری برخوردار است. چنین تبدیلی تنها با عبور از مسیر پرپیچ و خم تغییر انگاره‌ها و ارزش‌های مشغول به تقدیس اختلاف و دست‌کم مانوس با تفرقه امکان‌پذیر است و ماهیت چنین فرآیندی بیش و پیش از هر چیز فرهنگی است.

- لزوم انتقال دادن بحث وحدت از چهارچوب بحث دانشگاهی به یک امر رایج فرهنگی

- تقویت اعتدال و گرایش به وسط‌گرایی

- عبور از خصوصیت‌ها و فائق آمدن برآنها و نشر مفاهیم جهان شمول اسلامی و فرهنگ اسلامی

- تأکید بر بعد تمدنی اسلام و کوشش برای برپایی تمدن اسلامی

- بررسی و اتخاذ راهبردهای لازم برای نشان‌دادن واکنش سریع و هماهنگ در قبال توهین به مقدسات اسلامی، همانند شکل‌دهی به تفاهیم‌نامه تحریم کالا در مواقع خاص، میان دولت‌های اسلامی یا دست‌کم میان عالمان جهان اسلام

- ایجاد یک نهاد مرجع در سطح جهان اسلام با ماهیتی فکری و فرهنگی برای مدیریت مواجهه با چالش‌ها و تهدیدات متوجه به مسلمانان، متشکل از نمایندگان فکری و فرهنگی شیعه و سنی

- فراگیر کردن و همزمان کردن عکس‌العمل‌های جهان اسلام در دو سطح نخبگان و مردم

3- بعد اجتماعی

3/1- شکل‌دهی به امت و توانمندسازی آن

قرن‌هاست که اسلام‌خواهان تشکیل امت اسلامی شده است. پرسش این است که چرا این آرمان مهم قرآنی به رغم کهنسال بودن سابقه طرح آن، در سطح مطلوب شکل نگرفته است. در پاسخ باید گفت: برخی از مفاهیم یا دستورات اجتماعی و تکالیف شرعی – همچون این وظیفه که باید در مسیر تشکیل امت اسلامی گام نهاد - تنها هنگامی می‌توانند عینیت بیابند یا کارکردی مناسب پیدا کنند که در فضای مناسب خویش و با لحاظ و رعایت تکالیف دیگر تحلیل و پی‌گیری شوند. این دستورات هر چند در نگرش مجزا از محیط شریعت سطحی از ابهام یا امکان‌ناپذیری برای آنها تصور می‌شود ولی اگر در دامان نگاه‌های واقع‌گرایانه و جامع‌نگری‌های شریعت مطرح شده و به باز نشینند، به یقین جایگاه آنها شفاف و نقش و فلسفه‌شان هر چه بیشتر آشکار می‌شود. بر این اساس طرح تشکیل امت اسلامی با مفهوم پر رنگ و کار کرد توانمندی که به خود اختصاص داده است، اصولا بدون وحدت و عمل به لوازم آن معنا نمی‌یابد. فعالیت‌های علمی و عملی زیر بر این اساس ضروری به نظر می‌رسند:

- باز تعریف امت و عناصر و مقدمات آن

- توانمندسازی مولفه‌ها و چهارچوب‌های امت

- کوشش هر یک از مذاهب شیعه و سنی برای ایجاد این احساس در خود که هر کدام جزئی از امت اسلامی هستند و نه همه آن

- زنده کردن هویت اسلامی و عینیت‌بخشی به آن در سرتاسر جهان اسلام و تبدیل احساس هویت اسلامی به یک پدیده برجسته، فراگیر و متعلق به همه سطوح نخبگان و مردم و ایجاد روح بالندگی و افتخارورزی به آن

براین اساس، تقویت هویت اسلامی در کنار هویت‌های مذهبی و برحذر ماندن از ایجاد تقابل میان آنها (به شرط لابودن هریک نسبت به دیگری بر حسب اصطلاح اصولی) یک ضروری است.

نقش‌دهی به مردم و ارتقاء بخشی به جایگاه آنان تا سر حد موثر شدن، سپس فعال شدن، سپس محور شدن جهت اعاده هویت و کیان امت اسلامی .

3/2- حرمت نهادن به اماکن مذهبی و مقدس مربوط به هر مذهب

3/3- عدم اشتغال به امور جزئی ( اشتغال به امور کلان)

4- بعد تبلیغی

در وضعیت فعلی، نقش رسانه‌های جهان اسلام در خلأ نظمی سیستماتیک و در شرایط فقدان همکاری رسانه‌ای و تبلیغی، دچار نوعی آشفتگی است. امروزه معجونی در هم از تبلیغات، بدون برخورداری از پیوندهای مستحکم و بنیادین ارائه می‌شود. با توجه به نقش تبلیغات، اطلاعات و تولید اخبار در شکل‌دهی پدیده‌ها یا توجیه آنها ضرورت انسجام رسانه‌ای بر این اساس پیشنهاد می‌شود:

- تشکیل «مجمع عالی مساجد» متشکل از نمایندگان اوقاف کشورهای اسلامی

- تاسیس ماهواره اسلامی با مدیریت نهادی متشکل از نمایندگان منتخب وزارت‌خانه‌های فرهنگ یا سازمان‌های صدا و سیمای کشورهای اسلامی

طبعا چنین نهادی به دلیل فلسفه خاص خود، از خط‌مشی ویژه‌ای پیروی می‌کند و با محدودیت‌هایی مواجه است.

مطالعات پیشینی، مطالعاتی عمدتا مبناسازانه است. در این مرحله، مسائلی مطرح می‌شوند که تدوین منشور بر اساس آنها معقول می‌نماید یا در تدوین، از دستمایه‌های آنها سودبرده می‌شود.

در این مرحله شناسایی اولویت‌ها و موضوعات ضرورتی‌تر در عرصه تقریب و وحدت اسلامی اولین گامی است که باید جهت تدوین منشور وحدت اسلامی برداشت. بر شمردن این اولویت‌ها تصویری روشن‌تر از بایدها و نبایدهای منشور و جلوگیری از فروغلتیدن به تلاش‌های کم‌اهمیت، تکراری و کلیشه‌ای را به دست می‌دهد.

5- بعد اخلاقی

اخلاق یکی از مهمترین چشم‌اندازهایی است که از منظر آسیب‌شناسی جهت حل مشکلات فراروی اتحاد جوامع اسلامی مطرح است. این به آن معناست که خصلت‌هایی همچون تعصب، عدم تحمل دیگران، سوء‌ظن و... منشأ تفرقه اجزای امت اسلامی است. با اخلاقی‌تر شدن روابط شیعه و سنی زمینه‌های رأفت، گذشت و خیرخواهی هر یک نسبت به دیگری گسترش بیشتری می‌یابد و تعهدورزی به آرمان کلانی همچون وحدت از حالت شعاری و خشک و بی‌روح خود خارج می‌شود. به این دلیل در تدوین منشور وحدت اسلامی باید بر جنبه‌ها و نقش اخلاق در تحقق‌بخشی به انسجام اسلامی تاکید و راهکارهای تثبیت و تحکیم مناسبات اخلاقی بین مذاهب ارائه شود. از این رهگذر می‌توان به ارتقای ظرفیت‌های منشور همت گمارد.

- همراه نکردن عمل به پاره‌ای معتقدات با جبهه‌گیری‌های تند یا نفی‌کننده مذهب دیگر

- پرهیز از سوءظن‌ورزی نسبت به یکدیگر

- پرهیز از تبادل اتهام و محکوم‌سازی دیگری

- عدم بزرگ‌نمایی نارسایی‌های هر یک

6- ادبیات

ادبیات به هیچ‌روی خنثی نیست؛ پیامدهایی را تعبیه و ارسال می‌کند که نشانگر علاقه‌مندی، انگیزه و جهت‌مداری جامعه‌ای است که سیطره آن را برخود پذیرفته است. از این رو به کارگیری ابزاری همچون ادبیات در زمینه وحدت، توانایی گسترده‌ای را در زدودن اختلاف و ایجاد انسجام در جامعه اسلامی و تثبیت آن بر دوش دارد.

در این زمینه پیشنهاد می‌شود:

- سبک‌سازی مفاهیم و تخلیه آنها از بارهای منفی و اختلاف‌برانگیز این کار هم امکان‌پذیر است، هم علمی است، هم مشروع و هم مفید.

- ترویج گسترده واژگان برخوردار از بارهای معنایی مثبت و وحدت‌ساز.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات