طاهره ترابی

دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل

دانشگاه آزاد/واحد علوم و تحقیقات

 زیرذره‌بین:
 مفهوم انسجام اسلامی ارتباط و تعامل دوجانبه‌ای با اندیشه‌ خاص‌گرایانه انقلاب اسلامی مبتنی بر صدور انقلاب دارد. در چهارچوب این گفتمان، صدور انقلاب و مقابله با فضای برتری‌جویی غربی عامل اساسی وحدت و انسجام تلقی می‌شود. از همین رو بهترین راه حفظ هویت برای واحدهای سیاسی خاورمیانه‌ای انسجام درونی و همبستگی در رفتار استراتژیک است. به عبارت دیگر ضرورت‌های استرتژیک موجب کاهش اختلافات و تضادها میان کشورهای اسلامی می‌شود. بر این مبنا ضروری است که استراتژی وحدت ایدئولوژیک در قالب و فضای جهانی ترسیم شود تا شاهد نشانه‌هایی از کاهش تضاد و ستیزش در خاورمیانه باشیم.

"> ائتلاف ایدئولوژیک
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۴۳۹۷۰
رابطه متقابل انسجام اسلامی و صدور انقلاب اسلامی

ائتلاف ایدئولوژیک

طاهره ترابی

دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل

دانشگاه آزاد/واحد علوم و تحقیقات

 زیرذره‌بین:
 مفهوم انسجام اسلامی ارتباط و تعامل دوجانبه‌ای با اندیشه‌ خاص‌گرایانه انقلاب اسلامی مبتنی بر صدور انقلاب دارد. در چهارچوب این گفتمان، صدور انقلاب و مقابله با فضای برتری‌جویی غربی عامل اساسی وحدت و انسجام تلقی می‌شود. از همین رو بهترین راه حفظ هویت برای واحدهای سیاسی خاورمیانه‌ای انسجام درونی و همبستگی در رفتار استراتژیک است. به عبارت دیگر ضرورت‌های استرتژیک موجب کاهش اختلافات و تضادها میان کشورهای اسلامی می‌شود. بر این مبنا ضروری است که استراتژی وحدت ایدئولوژیک در قالب و فضای جهانی ترسیم شود تا شاهد نشانه‌هایی از کاهش تضاد و ستیزش در خاورمیانه باشیم.


هم‌اکنون کشورهای خاورمیانه بیش از هر دوران تاریخی دیگری در شرایط تعارض سیاسی و ایدئولوژیک قرار گرفته‌اند. بازخوانی گفتمان اصول‌گرایی، ریشه‌ها و همچنین نتایج ناشی از هویت‌یابی اسلامی در حوزه‌های مختلف جغرافیایی را منعکس می‌کند. یکی از اصلی‌ترین اهداف سیاست خارجی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی را می‌توان توسعه اسلام انقلابی در تمامی کشورهای خاورمیانه دانست. این امر را دهه 1980 با واکنش دولت‌های خاورمیانه‌ای رو‌به‌رو شد اما در دهه 1990 چنین روندی تغییر یافت. دولت‌های خاورمیانه برای بقای سیاسی خود، تمایل بیشتری به گفتمان اصول‌گرایان اسلامی نشان دادند. در چنین شرایطی، زمینه‌های «تعامل تحلیلی» در نگرش سیاسی - ایدئولوژیک ایران با سایر کشورهای خاورمیانه ایجاد شد. نتایج عمومی ناشی از چنین تعادلی را می‌توان طرح موضوع جدیدی به نامه «انسجام اسلامی» دانست. تبیین این گونه موضوعات و اجرایی‌سازی آن در شرایطی که الگوهای رفتاری و ایدئولوژیک متفاوتی وجود دارد، کار دشواری به نظر می‌رسد.

در فضای تعارض سیاسی و تنوع ایدئولوژیک، از یک سو ضرورت‌هایی همانند «صدور انقلاب» مورد توجه رهبران سیاسی ایران قرار گرفته و از سوی دیگر، به دلیل تهدیدات گسترده و فراگیر آمریکا در خاورمیانه، چنین کشورهایی ناچار از اتخاذ مواضع مشترک و همگونی در روند مقابله با تهدیدات هستند. اگرچه 2 گزینه یاد شده همخوانی و هماهنگی لازم و مؤثر با یکدیگر را ندارد اما واقعیت‌های سیاسی نشان می‌دهد که بسیاری از موج‌‌های سیاسی و ایدئولوژیک متعارض، در شرایط سیاسی مخاطره‌آمیز، نقش هماهنگ و همگونی را در رفتار منطقه‌ای و بین‌المللی ایفا می‌کنند.

برای درک این موضوع لازم است ابتدا شاخص‌هایی از جمله «صدور انقلاب» در ادبیات سیاسی و جهت‌گیری سیاست خارجی ایران مورد بررسی قرار گیرد. پس از آن به تبیین شاخص‌ها و ضرورت‌های انسجام ایدئولوژیک پرداخته می‌شود و در نهایت چگونگی سنتز انسجام اسلامی و صدور انقلاب در شرایط مبتنی بر تهدید بررسی خواهد شد.

1- صدور انقلاب به عنوان هنجار سیاست خارجی ایران

جان اسپوزیتو در مقاله «چشم‌انداز انقلاب اسلامی ایران» بر شاخص‌های اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل اغماض مذهب شیعه در ایران تأکید دارد. این مذهب براساس روح رمانتیک و کنش قیامت‌نگر خود، درصدد انجام انجام تغییرات بنیادین در نگرش و رفتار مسلمانان خاورمیانه بوده است؛ بنابراین هدف اصلی سیاست خارجی ایران را می‌توان تبلیغ و گسترش اسلام انقلابی دانست. اسپوزیتو این موضوع را ناشی از دستورات قرآن برای مسلمانان در جهت تحقق و تبلیغ پیام الهی در سراسر حوزه‌های جغرافیایی می‌داند. در این ارتباط، سیاست صدور انقلاب، انعکاس سیاست خارجی پویا و مبارزه‌جویانه‌ای است که هدف آن اتحاد دنیای اسلام و گسترش حاکمیت خداوند بر روی زمین است.

در چنین فضایی، امام خمینی(ره) را می‌توان پایه‌گذار انقلاب غیرفرقه‌ای و جهانی اسلام دانست؛ انقلابی که هدف آن، از بین بردن شکاف سنی و شیعه در اسلام و آزادی مسلمانان بر حق و تمامی مظلومان جهان است. این امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفته است. اصلی‌ترین عاملی که موجب شد انقلاب ایران بر ضرورت‌های وحدت اسلامی و صدور انقلاب تأکید کند را می‌توان ایدئولوژی اسلامی انقلاب ایران دانست.

انوشیروان احتشامی نیز بر این اعتقاد است که برنامه صدور انقلاب معطوف به متحد کردن تمام مسلمانان در نبردی سیاسی و فرهنگی علیه شرق و غرب بود و صرفاً در صورت پیروزی در این نبرد است که ایران می‌تواند اصول خود را در کشورهای منطقه‌ای گسترش دهد.

بنیان‌‌های ایدئولوژیک صدور انقلاب مبتنی بر اسلام‌گرایی در تمامی شیوه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی است. از سوی دیگر، صدور انقلاب را می‌توان انعکاس این اعتقاد راسخ دانست که چنین موضوعی، زمینه‌های بازگشت قدرت و قابلیت‌های مسلمان جهت را فراتر از ساخت‌های سیاسی سکولار و غرب‌گرا فراهم می‌سازد.

طبعاً برای تحقق صدور انقلاب، لازم است که انگیزه «نبرد جهادی» در روح، اندیشه و کنش مسلمانان فراهم شود. اگر چنین قابلیت‌هایی تحقق پیدا نکند یا اینکه نیروهای اجتماعی در فضای تجمل‌پرستی قرار داشته باشد، تحقق اهداف اصول‌گرایانه امکان‌پذیر نخواهد بود. در چنین شرایطی، ضرورت‌های انقلابی و اسلامی ایجاب می‌کند که بخشی از درآمدهای اقتصادی کشور، صرف فعالیت‌های انقلابی شود.

الگوی رفتاری مبتنی بر صدور انقلاب توانست حس خودآگاهی و اعتماد به نفس را در بین شهروندان مختلف خاورمیانه فراهم آورد. این امر پیامدهای قابل توجهی در تغییر فرهنگ سیاسی و متغیرهای الگویی در رفتار شهروندان کشورهای اسلامی ایجاد کرده و در نهایت به عنوان چالشی در برابر نظام برتری‌طلب غرب تلقی می‌شود.

به طور کلی، صدور انقلاب را می‌توان به عنوان انعکاس ادبیات انقلاب اسلامی ایران و همچنین در قالب یک ایدئولوژی اسلامی مورد توجه قرار داد. از سوی دیگر، فضای انقلابی در ایران نیز عامل مؤثری برای اجرایی‌سازی سیاست صدور انقلاب محسوب می‌شود. روح‌الله رمضانی در مقاله «اهداف و ابزارهای صدور انقلاب ایران» بیان می‌دارد که مفهوم صادر کردن انقلاب - چه در انقلاب اسلامی که می‌تواند وجه قدسی داشته باشد و چه در انقلاب آمریکا، فرانسه و روسیه که ماهیت بنیادین و غیرمذهبی داشته‌اند - با نشانه‌هایی از صدور انقلاب پیوند یافته‌اند. طبیعی است که این امر می‌تواند پیامدهایی را در سایر حوزه‌های جغرافیایی به وجود آورد.

این روند به عنوان اصلی بنیادین در سیاست خارجی، ایران، بازتاب پویایی‌های سیاست داخلی و تمایل به گسترش در محیط بیرونی تلقی می‌شود. زمانی که سیاست خارجی ایران به عنوان مبنایی برای داوری میان خیر و شر محسوب می‌شود، طبیعی است که توازن قدرت و سیاست در خاورمیانه با تغییراتی روبه‌رو می‌شود جهت‌گیری اصلی چنین فرایندی را می‌توان کنش ایدئولوژیک براساس نشانه‌های عدالت‌گرا دانست. و نه تنها اندیشه‌های دینی ایران بر عدالت تأکید دارد بلکه بنیان‌های اندیشه سیاسی ایرانی نیز با قالب‌های عدالت‌گرایی پیوند یافته است. جدال بین خیر و شر در «اندیشه‌های ایرانشهری» نیز موج می‌زند. چنین اندیشه‌هایی می‌تواند ضرورت‌های جدیدتری برای صدور انقلاب ایجاد کند. به همان گونه‌ای که شیعیان عدالت را به عنوان یکی از اصول مذهب پذیرفته‌اند، در اندیشه‌های سیاسی ایرانشهری نیز عدالت، انعکاس اراده اهورا مزدا تلقی می‌شود. داریوش هخامنشی در این ارتباط بیان می‌دارد که «من به خواست اهورا مزدا سرشتی برخوردارم که براساس آن دوستدار دادگری‌ام. من دوستدار کسی نیستم که از دروغ و ظلم پیروی می‌کند».

چنین اندیشه‌هایی در تفکر سیاسی اسلام، ایدئولوژیزه شده است و در حماسه‌هایی مانند عاشورا، قیام امام‌حسین(ع) به عنوان عدالت‌گرایی محسوب می‌شود. بنابراین امید به موعودگرایی، عدالت دینی، بازنمایی اندیشه ایرانشهری و سنت‌های ایدئولوژیک اسلامی فضای لازم برای صدور انقلاب را فراهم آورد. به این ترتیب، اندیشه صدور انقلاب، ماهیت انقلابی، عدالت‌گرایانه و آرمان‌خواهانه داشته است. نتیجه چنین فرآیندی منجر به گسترش موازنه، عدالت و همبستگی بین کشورهای جهان اسلام می‌شود. در اندیشه اسلامی، نظم جهانی صرفاً از طریق عدالت و صدور انقلاب تحقق خواهد یافت.

2- انسجام اسلامی به عنوان نماد استراتژی وحدت

تحق اهداف انقلابی و اسلامی در سیاست خارجی ایران، نیازمند طراحی رفتار استراتژیک است. بسیاری از تحلیل‌گران غربی اعتقاد دارند که صدور انقلاب، ماهیتی مداخله‌گرایانه برای تغییر ساختار سیاسی کشورهای منطقه دارد. طبعاً این نگرش، در شرایطی می‌تواند از مطلوبیت برخوردار باشد که نظام‌های اجتماعی، فرهنگ سیاسی و همچنین ساخت‌های حکومتی کشورهای خاورمیانه فاقد حداقل‌های لازم برای همبستگی و انسجام باشند، در حالی که اندیشه صدور انقلاب می‌تواند زمینه‌های انسجام سیاسی و ایدئولوژیک کشورهای خاورمیانه را ارتقا دهد. برای تحقق این هدف، کشورهای منطقه نیازمند تبیین قالب‌های رفتار استرتژیک خود هستند. این امر به مفهوم آن است که چنین کشورهایی صرفاً در شرایطی می‌توانند به امنیت و اقتدار سیاسی نایل شوند که از پشتوانه‌های سیاسی، ایدئولوژیک و استراتژیک برخوردار باشند.

به طور کلی، کشورهایی که در فضای تهدید قرار دارند، برای از بین بردن و کاهش مخاطرات فراروی خود نیازمند بازتعریف ائتلاف، اتحاد و تعارض در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی هستند. کشورهایی که در آنها آئین قدسی وجود دارد. قادر نخواهند بود با  مجموعه‌های غیر اسلامی به اهداف خود نایل شوند. طبعاً هرگونه همکاری و ائتلاف، نیازمند تبیین نشانه‌های سیاسی و ایدئولوژیک مشترک است.

اندیشه‌های خاص‌گرایانه ‌انقلاب اسلامی ایران بر این امر تأکید دارد که الگوی صدور انقلاب و مقابله با فضای برتری‌جویی غربی عامل اساسی وحدت و انسجام تلقی می‌شود. در شرایطی که «تئوری خاورمیانه بزرگ» انعکاس برتری‌طلبی آمریکا در کشورهای محسوب می‌شود، واحدهای سیاسی خاورمیانه برای حفظ هویت و موقعیت خود چاره‌ای جز انسجام درونی و همبستگی در رفتار استرتژیک نخواهند داشت.

3- مکانیزم ایجاد همبستگی بین صدور انقلاب و انسجام اسلامی

 در این روند، اختلافاتی نیز بین کشورهای اسلامی وجود دارد؛ در حالی که ضرورت‌های استراتژیک می‌تواند عامل کاهش برخی از این اختلافات و تضادها تلقی شود. اگر واحدهای سیاسی دارای نگرش استرتژیک باشند. طبعاً در آن شرایط، بسیاری از اختلافات سیاسی، منطقه‌ای و ایدئولوژیک خود را برای حداکثر‌سازی جبهه وحدت اسلامی نادیده خواهند گرفت.

این امر با طرح موضوعاتی همانند «هلال شیعه» مغایرت خواهد داشت. اگرچه پیروزی اسلام‌گرایان در عراق، موازنه قدرت در بین گروه‌های اسلامی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما باید به یادداشت که در صورت ائتلاف آنان با کشورهای غربی، هرگونه تعادل و ثبات منطقه‌ای، تحت‌الشعاع پیامدهای ناشی از سرکوب موج‌های اجتماعی قرار خواهد گرفت. طبیعی است که جهت‌گیری صدور انقلاب معطوف به برتری گروه‌های سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک خاص نیست. انسجام اسلامی به مفهوم هماهنگ‌سازی اهداف استرتژیک برای نیل به مطلوبیت‌های ایدئولوژیک در فضای جغرافیای سیاسی خاورمیانه است.

اگر فضای سیاسی یک بعدی در قالب‌بندی انسجام اسلامی مطرح شود، طبیعی است که این امر، ماهیتی پوپا و بادوام نخواهد داشت. هرگونه شرایط سیاسی در منطقه می‌تواند تحت تأثیر ماهیت ائتلاف و انسجام قرار گیرد. تفاوت «انسجام ایدئولوژیک» با «اجبار سیاسی» در آن است که الگوی اول مبتنی بر انسجام و همبستگی ارگانیک است، در حالی که الگوی مبتنی بر اجبار سیاسی دارای پیامدهای غیر قابل پیش‌بینی در فضای منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود. اگر کشورهای منطقه در فضای کنش هویتی قرار داشته باشند، طبعاً به مطلوبیت‌های مؤثری برای ائتلاف‌سازی و همبستگی ایدئولوژیک نایل خواهند شد.

برای عبور از چنین تضادهایی لازم است که استراتژی وحدت ایدئولوژیک در قالب و فضای جهانی ترسیم شود. احیاگرایی اسلامی می‌تواند موج‌های درون ساختاری ایجاد کرده یا اینکه پیامدهایی بین‌المللی را به وجود آورد. هرگونه جهت‌گیری سیاسی که مبتنی بر فضای کلی، عمومی و فراملی باشد، دارای نتایج مؤثری‌تری برای وحدت، همبستگی و مشارکت ارگانیک بین نیروها و کشورهای اسلامی خواهد بود. الگوی جدیدی که در منطقه شکل گرفته است، دارای کارکرد 2 گانه خواهد بود. در صورتی که احیاگرایی، ماهیت و جهت‌گیری ‌درون‌ساختاری داشته باشد، به جدال نیروهای منطقه منجر می‌شود، در حالی که اگر دارای ماهیت ساختاری باشد. در آن شرایط، زیرساخت انسجام ایدئولوژیک را فراهم می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات