نویسنده: توماس فریدمن
روحیابی: سینا مالکی
مقدمه:
توماس فریدمن در مقاله حاضر که روحیابی و جوهره آن از نظر خوانندگان نشریه میگذرد، به مطالب راهبردی مهمی اشاره کرده است. وی بهطور جدی پیشنهاد میکند، برای کاهش وابستگی آمریکا به کشورهای نفتخیز و برای مقابله با تروریسم و همچنین گرم شدن زمین باید به فکر انرژیهای جایگزین بود. ما در شمارههای گذشته چشمانداز ایران به تئوری قیمت ذاتی نفت اشارههایی داشتیم و معتقدیم روند دستیابی به انرژی جایگزین نفت روند میمون و مبارکی است، چرا که آمریکاییها درخواهند یافت انرژی جایگزین چندان ارزان به دست نمیآید و شاید این یکی از دلایلی باشد که قیمت سوختهای فسیلی در حال افزایش است.
چندی قبل آمریکا تلاش کرد که به تهیه اتانول (الکل صنعتی) از طریق ذرت بپردازد و این باعث شد قیمت ذرت که تغذیه اصلی آمریکای لاتین است به دو برابر افزایش یابد که خشم مردم آن سامان را درپی داشت، با وجود نظر توماس فریدمن پیشبینی ما این است که شرکتهای فراملیتی نفت، حاضر نیستند به این زودیها از نفتی چنین ارزان بگذرند. گفتنی است قیمت بنزین در آمریکا، اروپا و ایران از آب تصفیه شده و معدنی ارزانتر است. این سودهای سرشار و بادآورده است که عقل را میرباید و به دنبال آن راست وحشی جهانی را ساماندهی میکند که پیامد آن را در عراق میبینیم.
">نویسنده: توماس فریدمن
روحیابی: سینا مالکی
مقدمه:
توماس فریدمن در مقاله حاضر که روحیابی و جوهره آن از نظر خوانندگان نشریه میگذرد، به مطالب راهبردی مهمی اشاره کرده است. وی بهطور جدی پیشنهاد میکند، برای کاهش وابستگی آمریکا به کشورهای نفتخیز و برای مقابله با تروریسم و همچنین گرم شدن زمین باید به فکر انرژیهای جایگزین بود. ما در شمارههای گذشته چشمانداز ایران به تئوری قیمت ذاتی نفت اشارههایی داشتیم و معتقدیم روند دستیابی به انرژی جایگزین نفت روند میمون و مبارکی است، چرا که آمریکاییها درخواهند یافت انرژی جایگزین چندان ارزان به دست نمیآید و شاید این یکی از دلایلی باشد که قیمت سوختهای فسیلی در حال افزایش است.
چندی قبل آمریکا تلاش کرد که به تهیه اتانول (الکل صنعتی) از طریق ذرت بپردازد و این باعث شد قیمت ذرت که تغذیه اصلی آمریکای لاتین است به دو برابر افزایش یابد که خشم مردم آن سامان را درپی داشت، با وجود نظر توماس فریدمن پیشبینی ما این است که شرکتهای فراملیتی نفت، حاضر نیستند به این زودیها از نفتی چنین ارزان بگذرند. گفتنی است قیمت بنزین در آمریکا، اروپا و ایران از آب تصفیه شده و معدنی ارزانتر است. این سودهای سرشار و بادآورده است که عقل را میرباید و به دنبال آن راست وحشی جهانی را ساماندهی میکند که پیامد آن را در عراق میبینیم.
جنگ در عراق و دوران ریاست جمهوری بوش روزی به پایان خواهد رسید و آمریکا به وضع عادی برخواهد گشت. در نتیجه، باید به دنبال افزایش اقتدار ملی، ارتباط با جهان خارج و پیدا کردن راهی برای احیا جایگاه جهانی آمریکا باشیم.
من بر این باورم که از انرژی سبز بهجای انرژیهای فسیلی استفاده شود که میتوان نامهای دیگری را به جای «انرژی سبز» انتخاب کرد؛ نامهایی مانند مسئله ژئواستراتژیک، ژئواکانمیک، سرمایهداری و ملی. این نامها به این دلیل است که به نظر من اتخاذ سیاستهایی مبتنی بر پیشبرد انرژیهای سبز، پایه جنبش سیاسی وحدتبخش در قرن بیستویکم است. ایدئولوژی سبز، جایگزینی برای رقابتهای سنتی دموکراتها و جمهوریخواهان نیست، بلکه پلی است که همه آنها را حول مسائلی چون وضعیت حقوق کار، تروریسم و گرمای زمین گردهم میآورد.
ایدئولوژی سبز میتواند عامل وحدت همه نیروها اعم از لیبرال، محافظهکار، نوانجیل (Neo Angelican)، بیخدا، تاجران بزرگ و طرفداران محیطزیست باشد. ما آمریکاییها بهجای فکر کردن به رئیسجمهور زن یا سیاهپوست و... نیاز به رئیسجمهوری داریم که برنامهای منسجم و دقیق درباره کاهش نیاز ما به نفت و سایر سوختهای فسیلی ارائه دهد. چنین برنامهای درصدد تغییر تندروانه سبک زندگی مردم نیست، بلکه میخواهد مردم در سبک زندگی خود از انرژیهای پاکتر و سبزتر استفاده کنند.
باید بگویم پس از واقعه 11 سپتامبر، طوفان کاترینا و انقلاب اینترنتی، اکنون مردم آمریکا نیز خواهان انرژیهای جایگزین سبز هستند. اما در حالی که مردم بهگونهای صحبت میکنند که انگار «سبزترین نسل» جهان هستند، ولی حاضر به پرداخت هزینههای لازم و فعالیت در جهات ایجاد تغییرات ضروری نیستند. آنها برای آنکه ایالات متحده در 50 سال آینده بتواند یگانه ابرقدرت جهان باقی بماند، چنین هزینههایی را باید بپردازند.
پس از فاجعه 11 سپتامبر، آمریکا متوجه شد که با اتکا به انرژیهای فسیلی و نیاز به نفت، در حال تأمین مالی هر دو سوی نبرد است؛ نبرد میان دولتهای میانهرو نظیر عربستان سعودی و افراطگرایان اسلامی نظیر القاعده. در حالی که دولت آمریکا با استفاده از درآمدهای مالیاتی مردم آمریکا، هزینههای ارتش ایالات متحده را تأمین میکند، در همان حال با استفاده از همین درآمدها، اقدام به خرید نفتی میکند که درآمد حاصل از فروش آن بیشتر به جیب افراطگرایان اسلامی میرود. پس از پیدایش این پدیده بود که انرژی سبز بهصورت مسئله ژئواستراتژیک آمریکا مطرح شد.
درآمد حاصل از فروش نفت کشورهایی نظیر عربستان و ایران را، باید در حساب گروههایی نظیر طالبان، القاعده، حماس، حزباللـه و جوخههای ترور سنی در عراق جستوجو کرد. همین پول نفت است که اسلام تندرو و بنیادگرا را در برابر اسلام اصلاحطلب و میانهرو قرار میدهد و سبب قدرتگیری آن میشود. ملاحظه میکنیم در همین وضعیت، دولتهایی نظیر عربستان از ترس فروپاشی قدرت خود، ناگزیر از کمک مالی به گروههای تندرو اسلامی هستند. امروزه میبینیم مساجد سنی و سرمایهداران عرب، ستیزهجویان سنی در عراق را از لحاظ مالی تأمین میکنند. منابع مختلف موثق میگویند، خاندان آلسعود، از حضور گسترده سالانه زائران خانه خدا، برای انتقال مخفیانه پول به عراق استفاده میکنند. برخی حتی گفتهاند که رانندههای اتوبوسهای عازم عراق در صورت سرباز زدن از انتقال پول به عراق، تهدید به مرگ میشوند.
با توجه به این مسائل متوجه میشویم که چرا مردم آمریکا، خواهان کاهش وابستگی کشور به انرژیهای فسیلی هستند. با این همه پس از واقعه 11 سپتامبر، بوش سیاست جدیای در جهت کاهش اتکا به نفت اتخاذ نکرده است. این در حالی است که روند جهانی نشان داده، میان قیمت نفت و میزان آزادی در کشورهای وابسته به درآمد نفت، نسبت معکوسی وجود دارد. افزایش قیمت نفت و در نتیجه قدرتگیری رژیمهای غیردموکراتیک، موجب مسمومیت سیستم جهانی شده است. با فروپاشی دیوار برلن، ما فکر میکردیم ارزشهای آمریکایی، جهان را فراخواهد گرفت، اما اتکای ما به نفت موجب تغییر شکل جهان حول ارزشهای پوتین، رئیسجمهور روسیه شده است. این هم دلیل دیگری است که باید انرژی سبز بهعنوان مسئله ژئواستراتژیک ما مطرح شود.
در همین حال، جنگ در عراق موجب شده پنتاگون نیز بهصورت جدی به مسئله انرژیهای سبز فکر کند. اهمیت این دیدگاه زمانی برجسته میشود که بدانیم بسیاری از پیشرفتهای تکنولوژیکی در آمریکا، براساس خواستههای نظامیان صورت میگید. دننولان (Dan Nolan) یکی از فرماندههای نظامی آمریکایی معتقد است، «استقلال انرژی مسئله امنیت ملی ایالات متحده است.»
دلیل دیگر نیاز به انرژیهای جایگزین، افزایش گرمای زمین (Global Warming) است. تغییرات آب و هوایی امروزه بهجایی رسیده که اگر برای آن فکر جدی نشود، به نقطهای بحرانی خواهیم رسید که حیات در کره زمین را به مخاطره میاندازد. به همین دلیل باید به سمت نیروگاههای هستهای، گازی، انرژی حاصل از اتانول و سایر انرژیهای سبز حرکت کنیم. در این مسیر، کشوری مانند چین که در حال تبدیل شدن به بزرگترین تولیدکننده دیاکسیدکربن در جهان است، همکاریهای لازم را انجام نمیدهد. ایالات متحده وظیفه دارد با یافتن راههایی ارزانتر از انرژیهای موجود به کشورهایی همچون چین کمک کند تا ضمن ادامه توسعه اقتصادی به مسئله تغییرات آب و هوایی نیز توجه کنند.
با توجه به مسائل مطرح شده در بالا، به این نتیجه میرسیم؛ ایالات متحده با حرکت به سمت انرژیهای سبز ارزان و مقرون به صرفه، میتواند تفوق ژئواستراتژیک خود را در جهان، در طول دهههای آینده، حفظ نماید.