گفت‌وگو از: مهردخت مهاجرانی

مقدمه:

امروز که نخستین ماه میلادی را پشت سر گذاشته‌ایم بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌ها راهبرد سیاسی خویش را برای سال پیش‌رو اعلام کرده‌اند. وقتی با تأمل در این راهبردها نظر می‌افکنید عمق نگرانی و دلواپسی نسبت به سال پیش‌رو را به روشنی حس می‌کنید. به تعبیر دیگر مسئله اصلی انسان و جهان سال جدید همچنان امنیت و صلح خواهد بود. اما شاید آنچه دامنه این نگرانی را دوچندان افزون ساخته است واقعیت‌های تلخ‌تری از این دست است که انسان‌ها، جوامع و دولت‌ها در نگاه به این افق تیره نظام بین‌المللی هیچ مرجع مؤثری که بتواند کورسوی امیدی در رسیدن به صلح بیافریند نمی‌بیند یا این واقعیت ناگوارتر همه کسانی که ابزارها و امکان‌های تأمین امنیت را در اختیار دارند از همه جانبه در میدان مناقشه و نزاع حضور دارند و مقوله صلح نزد آنان همان ورقه‌پاره‌هایی است که هر از گاهی با عنوان قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل منتشر می‌شود. با این حال درست است که جهان امروز با تنی زخمی در سال جدید پا نهاده است و هنوز صدای جنگ از چهار گوشه بویژه خاورمیانه به گوش می‌رسد اما امید‌ها به صلح و ناکامی تفکر جنگ‌طلبان زنده است بویژه با شکست‌های سنگینی که هسته مرکزی و طراحان دو جنگ افغانستان و عراق متحمل شده‌اند این امیدها تازه‌تر شده است. بر این اساس ما بحث چشم‌انداز سیاست بین‌الملل در سال پیش رو را دستمایه گفت‌وگو با گارت پورتر روزنامه‌نگار آمریکایی قرار دادیم.

"> تغییر سیاست بوش استراتژی یا تاکتیک؟
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۴۴۰۱۱
گفت‌وگو با «گارت پورتر» روزنامه‌نگار برجسته آمریکا

تغییر سیاست بوش استراتژی یا تاکتیک؟

گفت‌وگو از: مهردخت مهاجرانی

مقدمه:

امروز که نخستین ماه میلادی را پشت سر گذاشته‌ایم بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌ها راهبرد سیاسی خویش را برای سال پیش‌رو اعلام کرده‌اند. وقتی با تأمل در این راهبردها نظر می‌افکنید عمق نگرانی و دلواپسی نسبت به سال پیش‌رو را به روشنی حس می‌کنید. به تعبیر دیگر مسئله اصلی انسان و جهان سال جدید همچنان امنیت و صلح خواهد بود. اما شاید آنچه دامنه این نگرانی را دوچندان افزون ساخته است واقعیت‌های تلخ‌تری از این دست است که انسان‌ها، جوامع و دولت‌ها در نگاه به این افق تیره نظام بین‌المللی هیچ مرجع مؤثری که بتواند کورسوی امیدی در رسیدن به صلح بیافریند نمی‌بیند یا این واقعیت ناگوارتر همه کسانی که ابزارها و امکان‌های تأمین امنیت را در اختیار دارند از همه جانبه در میدان مناقشه و نزاع حضور دارند و مقوله صلح نزد آنان همان ورقه‌پاره‌هایی است که هر از گاهی با عنوان قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل منتشر می‌شود. با این حال درست است که جهان امروز با تنی زخمی در سال جدید پا نهاده است و هنوز صدای جنگ از چهار گوشه بویژه خاورمیانه به گوش می‌رسد اما امید‌ها به صلح و ناکامی تفکر جنگ‌طلبان زنده است بویژه با شکست‌های سنگینی که هسته مرکزی و طراحان دو جنگ افغانستان و عراق متحمل شده‌اند این امیدها تازه‌تر شده است. بر این اساس ما بحث چشم‌انداز سیاست بین‌الملل در سال پیش رو را دستمایه گفت‌وگو با گارت پورتر روزنامه‌نگار آمریکایی قرار دادیم.


* از زاویه صلح و امنیت فکر می‌کنید که جهان 2008 با چه چالش‌هایی روبرو خواهد شد. آیا کانون‌های بحران همان عراق و افغانستان خواهد بود یا آن که شاهد غائله‌های نویی هم باشیم؟

** به نظر من، مهمترین چالش صلح و امنیت، مهار ایالات متحده‌ای است که اعتقاد دارد نیروهای نظامی این کشور پاسخی به مشکلات تروریسم خواهد بود. آمریکایی‌ها می‌توانند این تفکر خود را اکنون پس از عراق و افغانستان در صحنه پاکستان به آزمون بگذارند. این مسئله از حساسیت بسیار بالایی به ویژه در مواردی که این روزها آمریکا‌یی‌ها می‌خواهند به عنوان یورش به مناطق و استان‌های مرزی پاکستان شروع کنند، برخوردار است.

* آیا این نظر را قبول دارید که در سال جدید بحران عراق فروکش خواهد کرد و نقطه کانونی چالش‌ جهان، افغانستان و پاکستان خواهد شد؟

**‌ بله. ولی با این وجود میزان اهمیت بحران عراق کاهش نخواهد یافت.

*‌ فکر می‌کنید، مهمترین خطر برای موقعیت آمریکا در چه مناطقی و از سوی چه نیروهایی بروز خواهد کرد؟

**‌ مهمترین خطری که امنیت آمریکا با آن مواجه خواهد شد، ناشی از آن است که اشغال عراق توسط نیروهای آن کشور موجب رویگردانی ملت‌های اسلامی و خشم کشورهای عربی می‌شود و به عنوان بهانه یا دستمایه اصلی جذب نیروی گروه‌های رادیکال مطرح می‌گردد

* فرآیند رقابت و کشمکش بازیگران و قدرت‌های بین‌‌المللی در سال جدید به چه صورتی در خواهد آمد و به طور خاص فکر می‌کنید در روابط قدرت‌هایی مانند روسیه و غرب یا روابط چین و غرب چه تحولی رخ خواهد داد؟

** گمان می‌کنم با توجه به این که روسیه و چین افزایش تحریم اقتصادی آمریکا بر کشور‌های حریف واشنگتن مانند ایران یا حتی سوریه را نپذیرفته‌اند، انتظار می‌رود روند روابط ایالات متحده و این کشورها رو به وخامت باشد. ضمن آنکه پروژه‌هایی مانند سپر موشکی سرفصل‌های تازه‌ای از کشمکش در روابط روسیه و غرب برای سال 2008 گشوده‌اند.

* در سال پیش‌رو چه تغییری را در سیاست‌ها و رفتارهای آمریکا پیش‌بینی می‌کنید آیا خط‌مشی‌ای که این کشور پس از 11 سپتامبر با عنوان یکجانبه‌گرایی و بر محور اندیشه تک‌قطبی بودن جهان پیش گرفت تغییر می‌کند.

** به نظر من تغییرات عمده در سیاست دولت بوش به وجود نخواهد آمد، مگر تغییراتی تاکتیکی در خط‌مشی‌ای سیاسی این کشور مقابل بازیگران مختلف در عراق.

* اگر قرار بر یک بازنگری در سیاست بازیگران در بحران‌های خاورمیانه در سال جدید باشد این تغییر چگونه ممکن است بروز کند؟

** اگر به تجارب عملکرد ایالات متحده در مناطق دیگر مراجعه کنیم، انتظار دارم که این بازنگری البته چنان که تأکید کردم به صورت تاکتیکی از اختلاف دو طیف نخبگان سیاسی آمریکا شروع شود. برهه انتقال قدرت در آمریکا همواره زمان جابه‌جایی در سیاست‌ها است یعنی با خانه تکانی کاخ سفید و آمدن احتمالاً جناح تازه می‌توان به انتظار یک چرخش تاکتیکی نشست

*‌ اروپا در سیاست خارجی در سال 2007 تضاد‌ها و چندگانگی عمیقی را تجربه کرد. در سال جدید فکر می‌کنید صدای غالب و سیاست حاکم بر اروپا چه خواهد بود؟

** اروپا هنوز صدای مؤثری در صحنه سیاست جهانی ندارد. نقش امروز اروپا بیش از هر زمان دیگر زیر سایه آمریکا کمرنگ شده است. البته از میان گروه دولت‌های اروپایی برخی مانند فرانسه در خاورمیانه یا انگلیس در بحران دارفور یا آلمان در افغانستان تلاش می‌کنند تحرکی نشان دهند اما این حرکت‌ها در حدی نیست که به ایجاد یک وضعیت نوین منجر شود.

* درباره موقعیت سازمان‌ها و اتحادیه‌های مشهور منطقه‌ای مانند ناتو – آسه‌آن و یا پیمان شانگهای در سال جدید چه دورنمایی را می‌بینید؟

** این مسئله پیچیده‌تر از آن است که بتوان در چنین مصاحبه‌ای به آن پاسخ کافی داد. برخی از این سازمان‌ها مانند ناتو درپی حفظ موقعیت خویش تلاش می‌کنند حوزه‌های تازه‌ای را برای مأموریت خویش تعریف کنند برخی دیگر مانند شانگهای از حوزه اقتصاد به سمت ایفای نقش‌های امنیتی گام برمی‌دارند.

* عملکرد سازمان ملل در سال 2007 با نقدهای جدید روبرو شد و حتی برخی از حاشیه رفتن بیش از پیش این سازمان سخن گفتند فکر می‌کنید این روند در سال جدید هم ادامه یابد یا ما شاهد اتفاق‌های تازه‌ای در حوزه نقش این نهاد خواهیم بود.

** باید بین ارکان مختلف سازمان ملل - مانند شورای امنیت و مجمع عمومی یا آژانس انرژی اتمی- تمایز قائل شد. به عقیده من آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چندین بار نقش مؤثر خود را نشان داده است و باید تمامی اعضا از آن حمایت کنند. اما من نقش ارکان دیگر را کم‌رنگ‌تر می‌بینم تا حدی که در بحران‌های حاد امروز مانند قضیه فلسطین هیچ نقش اثر بخشی از این نهاد‌ها دیده نمی‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات