مهدی محمدی
نتیجه انتخابات شورای شهر سوم خصوصا در تهران برای اصولگرایان حاوی درسهایی بود که ضروری است هیچگاه آن را از یاد نبرند. آن انتخابات رقابتی سهل و آسان برای اصولگرایان بود که خود به دست خود آن را تا سرحد ممکن پیچیده و دشوار کردند.
در حالی که اگر اصولگرایان اندکی حوصله و سعهصدر به خرج داده بودند و «اشتراکات فراوان» را بهجای «اختلافات اندک» مبنای تعامل با یکدیگر قرار میدادند، بدون تردید تمامی اعضای شورای شهر سوم تهران را به اصولگرایان اختصاص میدادند.
اشکال کار کجاست؟ همان روزها هم به سادگی میشد فهمید که مردم رای و دل با اصولگرایان دارند اما این نکته برای آنها حائز اهمیت فراوان است که «اصولگرایان» را یکدل و متحد ببینند و اگر محصول مشاهداتشان این باشد که جماعتی ـ با نام اصولگرا یا اصلاحطلب، فرقی نمیکند ـ دائما به هم میپرند و از هم خرده میگیرند تا اندکی بالاتر بروند، بلافاصله نتیجه میگیرند جنگ قدرت دوباره آغاز شده و مردم فراموش شدهاند، پس بیاعتماد میشوند یا لااقل انسجام ذهنی و قذرت انتخاب صحیح را در پیچ و خم دعواها و میانه آشفتگیها و پیچیدگیها ازدست میدهند.
عیب بزرگتر آنجاست که عدهای از اصولگرایان به دلیلی که هنوز بر هیچکس به درستی معلوم نشده خود را تافته جدا بافته بدانند، همه چیز را برای خود بخواهند و ـ حتیالمقدور ـ حاضر به تحمل دیگران نباشند. حقیقتا معلوم نیست مبنای چنین مشی و مرامی چه میتواند باشد. نه عقل و تدبیر سیاسی چنین اقتضایی دارد و نه سیره ائمه و اولیای ما ـ بویژه امام بزرگوار(ره) و رهبر معظم انقلاب ـ با چنین شیوهای سازگار است. تردیدی نیست که نباید هر کس را که از راه رسید به صرف ادعای اصولگرایی پذیرفت و بلافاصله سهم او را کنار گذاشت، اما این هم روشن است که حتی اگر نهایت سختگیری را به عمل بیاوریم ـ که باید آورد ـ عدد اصولگرایان بزرگتر از آن است که بتوان آن را در جمع و حلقهای کوچک خلاصه کرد و الباقی همه را منزوی کرد و دور انداخت.
«حوصله» لازمه سیاستورزی است و به دنبال حداکثر اشتراک و تبعیت محض بودن خلاف آن.
علاوهبر پرهیز از ضرورت تنگنظری و خود مطلقپنداری، اصل هم دیگری که باید همواره نصبالعین اصولگرایان باشد این است که «حفظ جبهه» از پیروزی در این یا آن انتخابات مهمتر است و هر جناحی که حفظ خود را به حفظ جبهه مقدم بدارد از قواعد ضروری اصولگرایی تخلف کرده است. در شرایطی که برخی از گروههای سیاسی اشتراکاتی بسیار نحیف یا حتی خیالی را به پایههای یک ائتلاف تبدیل کردهاند آیا رواست جبههای که یک پیروزی آسان انتظار آن را میکشد فقط به این دلیل که کسانی نمیخواهند دلخوریهای کودکانه از یکدیگر را کنار بگذارند، سرنوشت انتخابات را به مسیری نامطلوب بکشانند؟ اگر به شرایط بسیار خاصی که منطقه خاورمیانه اکنون در آن قرار دارد و جایگاه بیبدیل و بیسابقهای که ایران در تنظیم معادلات این منطقه به دست آورده است توجه کنیم، روشنتر خواهد شد که چرا پیروزی اصولگرایان در انتخابات آتی مجلس و جلوگیری از ورود برخی نامحرمان به پارلمان ـ که طبعاً از تمام نیروی خود برای خراب کردن پروژه، قدرتمند شدن ایران استفاده خواهند کرد ـ «تکلیف» اصولگرایان است نه «حق» آنها که اگر خواستند از آن استفاده کنند و اگر نخواستند آن را فرو بگذارند. اصولگرایان اگر خواهان تداوم مسیر شکوفایی و رشد ایران هستند مکلفند در این انتخابات پیروز شوند و این تکلیف البته بدون اتحاد محقق نخواهد شد. ایران اسلامی اکنون در اوجی قرار دارد که نباید گذاشت شماری از سیاسیون که نه اعتقادی به این اوج و اعتلا دارند و نه اساساً آن را مفید میدانند، فرصتی برای به زیر کشیدن آن پیدا کنند.
مجلس شورای اسلامی خانه ملت و محل حضور نمایندگان وفادار به آرمانهای اسلام و انقلاب است، هر چند سلیقههای متفاوتی در اداره امور داشته باشند و صدالبته حضور نامحرمان و پشتکردگان به مردم و آرمانهای اسلام و انقلاب در خانه ملت خسارتآفرین است.