علی تتماج
پاکستان در ماههای اخیر دورانی بحرانی را سپری میکند. از یکسو بحرانهای امنیتی و تشدید انفجارهای انتحاری که صدها کشته بر جای گذاشته و از سوی دیگر رقابتهای سنگین انتخاباتی که احزاب و گروههای سیاسی را در برابر یکدیگر قرار داده به این نابسامانی دامن زده است. این بحرانها زمانی تشدید گردید که خانم بینظیر بوتو رهبر حزب مردم در عملیاتی تروریستی به قتل رسید و موازنه سیاسی در پاکستان را تغییر داد. نکته مهم در تحولات پاکستان در کنار عملکردهای سیاسیون و گروههای حاضر در صحنه پاکستان، مواضع و تحرکات غرب به ویژه آمریکا در قبال این کشور میباشد. در این راستا آمریکا که همواره از پاکستان به عنوان متحدی سنتی و فعال در منطقه یاد میکرد و در برابر این اتحاد هزینههای بسیاری پرداخته، اکنون تلاش گستردهای را برای ایفای نقش در این کشور آغاز کرده است. مساله مهم در این زمینه تاکید مقامات آمریکایی بر خطرات احتمالی برای تاسیسات هستهای پاکستان و لزوم نظارت بر آن است. آنها حتی از اعزام نیرو در صورت تشدید بحران در این کشور برای حفظ تاسیسات هستهای سخن به میان آوردهاند. هر چند که آمریکاییها این اقدام را تحرکی برای جلوگیری از دستیابی تروریستها به سلاح هستهای عنوان میدارند اما در سایه این به اصطلاح طرح امنیت بینالمللی میتواند اهداف دیگری را پیگیری نمایند:
1ـ هر چند که آمریکا از متحدان داخلی پاکستان برای دستیابی به دانش هستهای بوده است اما در مقطع کنونی چین به عنوان جایگزین آمریکا در تاسیسات هستهای پاکستان فعالیت میکند. آزمایشهای موشکی و نیز فعالیتهای هستهای پاکستان که بعضا بدون ارائه گزارش به آمریکا بوده موجب نگرانیهایی برای واشنگتن شده است. بر این اساس این احتمال وجود دارد که واشنگتن به بهانه حفظ امنیت این نیروگاهها خواستار نظارت بیشتر و حذف بازیگران نظیر چین و روسیه در فعالیتهای هستهای پاکستان گردد. در همین حال برخی اسناد از هزینه شدن کمکهای چند میلیارد دلاری آمریکا به بخش مبارزه با تروریسم پاکستان در بخش هستهای حکایت دارد که آمریکا را بر آن داشته تا برای مشخص شدن این مسئله برای تسلط بر مراکز هستهای پاکستان فعال شود. نکته مهم در تحولات هستهای پاکستان آنکه آمریکا چندی پیش خواستار بازجویی از عبدالغدیرخان پدر بمب هستهای پاکستان برای آگاهی از همکاری هستهای آن با برخی کشورها شده بود که با مخالفت اسلامآباد مواجه شده است. لذا میتوان گفت که واشنگتن اکنون با نام امنیت هستهای برای دستیابی به عبدالقدیرخان نیز فعالیت میکند که احتمال تکرار درخواست بازجویی از او و در اختیار داشتن نقشههای تاسیساتی هستهای پاکستان از سوی آمریکا وجود دارد.
2ـ آمریکاییها چندی پیش با امضای قرارداد هستهای با هند فعالیتهای خود را برای نظارت بر تحرکات هستهای آن آغاز کردند. آمریکا که وضعیت هستهای شدن منطقه را مناسب با سیاستهایش نمیداند امید دارد تا در شرایط کنونی بتواند نظارت بر تاسیسات هستهای پاکستان را نیز به دست آورد. البته آنها در هند با قرارداد همکاری و شفافسازی برنامه هستهای برای این مهم فعالیت کردهاند و در پاکستان به بهانه تامین امنیت.
3ـ پاکستان کشوری اسلامی است که بخشی از آن به ویژه نظام قبیلهای آن روابط خوبی با طالبان دارند. تشدید بحرانهای سیاسی و نیز افزایش فعالیتهای گروههای اسلامگرا در پاکستان این گزینه را برای آمریکا ایجاد کرده است که دگرگونی سیاسی و شاید کودتای اسلامگرایان دانش هستهای پاکستان را در اختیار این افراد قرار دهد. دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بر این ادعایند که پاکستان در مقطع کنونی توانایی حضور اسلامگرایان را در قدرت دارد که با استفاده از دانش هستهای میتوانند اولا تهدیدی امنیتی برای آمریکا و منافع آن در جهان باشند به ویژه اینکه مردم پاکستان رضایت چندانی از غرب ندارند ثانیا این دانش در اختیار سایر کشورهای اسلامی قرار گیرد و به نوعی کشورهای منطقه به دانش بومی هستهای دست یابند، ثالثا توسعه دانش هستهای پاکستان به تهدیدی امنیتی برای رژیم صهیونیستی مبدل شود. بر این اساس دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بر این باورند که برای جلوگیری از تهدیدات احتمالی و نیز حفظ برتری هستهای رژیم صهیونیستی در خاورمیانه باید به طور مستقیم بر فعالیتها هستهای اسلامآباد نظارت داشته باشند.
4ـ هر چند که آمریکا بر اصل تامین امنیت برای مراکز هستهای پاکستان تاکید دارد اما در حاشیه آن این امر را بهانهای برای حضور نظامی در پاکستان و نیز سرکوب گروههای اسلامگرا در نقاط مرزی پاکستان و افغانستان ارزیابی میکند. آمریکا بر این باورند که با این بهانه به مقابله با گروههایی بپردازد که در نقاط مرزی به بحرانآفرینی در افغانستان و تشدید شکستهای اشغالگران مبادرت میورزند. هدف نهایی آمریکا حضور نظامی و تقویت پایگاههایش در پاکستان برای نظارت بر چین، هند، روسیه و ایران میباشد که به بهانههای امنیتی اجرا میشود.
در مجموع میتوان گفت که آمریکاییها از شرایط بحرانی در پاکستان برای تسلط بر این کشور بهرهبرداری میکنند که به دلیل اقتدار نظامی پاکستان، مساله امنیت تاسیسات هستهای را بهانه قرار دادهاند. این حقیقت وجود دارد که آمریکا برای نظارت بر کشورهای منطقه ویژه چین، ایران، هند به مکانی مناسبتر از افغانستان نیاز دارد که گزینه پاکستان برای آن بهترین گزینه میباشد. بر این اساس واشنگتن با نام حفظ امنیت مراکز هستهای پاکستان، خواستار حضور نظامی در این کشوری میباشد تا در سایه آن سایر اهداف خود را محقق سازد. این هدف میتواند به تشدید بحران امنیتی و سیاسی در پاکستان دامن زده تا شرایط برای سیاستهای آمریکا فراهم شود. به عبارتی دیگر آمریکا که نتوانست با بازگیری بوتو به اهداف خود در پاکستان دست یابد اکنون با نام فعالیتهای هستهای و تهدیدات اسلامگرایان برای حضور مستقیم در این زمینه فعال گردیده است.